دکتر جهانگیر معینی علمداری

کتاب روش شناسی نظریه های جدید در سیاست (اثبات گرایی و فرااثبات گرایی) نوشته دکتر جهانگیر معینی علمداری، عضو هیات علمی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، در راستای نشان دادن مبانی یادشده و توضیح نسبت نظریه های سیاسی جدید با فلسفه علم، برای دانشجویان و دانش پژوهان حوزه مطالعات سیاسی نگاشته شده است.


روش شناسی نظریه های جدید در سیاست

اثر دکتر جهانگیر معینی علمداری

موسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران

تاریخ انتشار 1385

قیمت: 1650 تومان

جامعه مدرن همواره جامعه یی سیاسی است. دانش سیاسی بخش اساسی و قابل توجهی از دانش اجتماعی انسان در سده های اخیر بوده است. در سده نوزده و به ویژه از نیمه این سده با رشد علم گرایی و تسری نگاه علم باور به حوزه جامعه شناسی و سیاست در آرای اندیشمندانی چون آگوست کنت، پرسش از «چیستی علم» و «روش کسب علم» جایگاهی محوری یافت و پیوند شناخت شناسی و روش شناسی، مبنای نظریه پردازی های سیاسی در سده بیستم شد.

کتاب روش شناسی نظریه های جدید در سیاست (اثبات گرایی و فرااثبات گرایی) نوشته دکتر جهانگیر معینی علمداری، عضو هیات علمی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، در راستای نشان دادن مبانی یادشده و توضیح نسبت نظریه های سیاسی جدید با فلسفه علم، برای دانشجویان و دانش پژوهان حوزه مطالعات سیاسی نگاشته شده است.

مولف این کتاب را نه در زمره آثار مربوط به فلسفه سیاسی یا پژوهش های تجربی بلکه کتابی می داند که مباحث آن به طور عمده به مطالعه سیاست در سطح شناختی مربوط می شود و ابعاد روش شناسانه آن می چربد. نویسنده می کوشد در چارچوب یک رشته مباحث شناخت شناسانه، دستاوردهای فلسفی و علمی فرااثبات گرایی را برای سیاست ارزیابی کند. به این منظور نظریه هایی انتخاب شده اند که هر کدام توانسته باشند از چشم انداز خاص خود، اثبات گرایی را نقد کنند و از این راه، شرایط مساعدی برای بهبود روش شناختی نظریه های سیاسی فراهم آورند.

دکتر معینی اشاره می کند که رویکرد کتاب، یک رویکرد فرانظریه یی است، اما منظور از فرانظریه چیست؟ در حقیقت هر فرانظریه مدلی از علم ارائه می دهد. برخلاف نظریه، فرانظریه به ما نمی گوید که جهان چگونه کارکردی دارد، بلکه درباره «چگونگی بنیاد نظریه ها» سخن می گوید و بین انواع فهم های موجود از جهان و هستی شناسی آنها درباره واقعیت ارتباط برقرار می کند.

نگارنده مهمترین انگیزه خود را برای تالیف این اثر، احساس نیاز به ارائه تلقی جدیدی درباره ارتباط اندیشه شناسی و مسائل روز دانسته است ولی افزوده که اگرچه در این کتاب هیچ اشاره یی به مسائل روز نشده است، اما در این مورد توجه به دو نکته دارای اهمیت است: اولاً، رشد نظریه های سیاسی فارغ از تحولات سیاسی و اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی جهان صورت نمی گیرد و هرگونه بحثی درباره تحول نظریه ها و گذر به وضعیت جدید، به ناچار با توجه به تحولات سیاسی و اقتصادی جهان صورت می گیرد. ثانیاً، تحولات فکری و فلسفی، کیفیت انتظارات ما را از دنیای سیاست دگرگون می کنند. شناخت های ما از ماهیت پدیده های سیاسی، درک ما را از ماهیت تحولات سیاسی و اجتماعی تقویت می کند. بنابراین استدلال های فلسفی مطرح شده در این اثر را نباید یک رشته بحث های انتزاعی و نامربوط به واقعیت های سیاسی تصور کرد.

مطالب این کتاب در هشت فصل تنظیم شده است. در فصل اول علاوه بر مقدمه یی درباره ماهیت«نظریه سیاسی جدید» مفاهیم اساسی مانند نظریه توضیح داده شده است.

مولف جدید بودن نظریه های سیاسی را در چهار معنای متفاوت ذکر کرده و مورد چهارم را به عنوان معنای مورد نظر خود معرفی کرده است. این چهار معنا عبارتند از: «متاخر»، در مقابل مفهوم «قدیم»، جدید بودن نظریه ها به معنای علمی بودن در برابر آرای غیرعلمی و جدید بودن به معنای تحول اساسی و ساختاری در مبنای شناخت شناسی و روش شناسی در سیاست.

فصل دوم، به اثبات گرایی (پوزیتیویسم) در سیاست پرداخته است. در این فصل نقش اثبات گرایان در علمی کردن سیاست، ابعاد گوناگون جریان اثبات گرایی و پیامدهای روش شناختی آن مورد بررسی واقع شده است و همچنین سه رویکرد موجود در میان نظریه های اثبات گرا (اثبات گرایی منطقی، فلسفه زبان، اثبات گرایی تبیینی) نقد و تحلیل شده است.

فصل سوم که «پارادایم و سیاست» نام گرفته است ارتباط میان فلسفه علم و سیاست را به ویژه با نگاه به افکار توماس کوهن و مبحث «پارادایم های علمی» این اندیشمند مورد توجه قرار داده است.عنوان فصل چهارم بازاندیشی و مطالعه سیاست است. بازاندیشی (رفلکسیویتی) به معنای تامل فرد در دانسته های خویش و مسیر تحقیق او در دستیابی به دانش است و منظور از بازاندیشی در مطالعه سیاست تامل درباره چگونگی تولید نظریه و روش تحقیق و شناسایی پدیده های سیاسی است.

«نظریه انتقادی» که فصل پنجم را به خود اختصاص داده، در معنای وسیع مورد تحلیل قرار گرفته است. نویسنده یادآور شده که نظریه انتقادی به آرای مکتب فرانکفورت محدود نشده و نقد گسترده مفهوم سلطه و بازتاب آن در مباحث روش شناختی را مدنظر قرار می دهد.

از آنجا که «ساختارگرایی» بخش مهمی از مباحث شناخت شناسی و روش شناسی نیمه دوم قرن بیستم را به خود معطوف کرد مولف در فصل ششم به بررسی آن پرداخته و دو رویکرد علی و غیرعلی در ساختارگرایی را بررسی کرده است.

فصل هفتم به گفته نگارنده به پست مدرنیسم و ارتباط آن با تحلیل سیاسی نمی پردازد، بلکه به این پرسش پاسخ می گوید که در دوره پست مدرن امکانات موجود برای اندیشه سیاسی تا چه حد گسترش یافته است.

فصل پایانی کتاب که درباره «هرمنوتیک و سیاست» است شرحی از تقابل فهم و تبیین در روش شناسی علوم اجتماعی سده اخیر را دربر می گیرد. هرمنوتیک رمانتیک، هرمنوتیک فلسفی، هرمنوتیک انتقادی و هرمنوتیک رادیکال و رابطه هرکدام از این مباحث با روش شناسی در نظریات سیاسی بخش های مختلف این فصل را تشکیل داده اند.

کتاب روش شناسی نظریه های جدید در سیاست را موسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران در شمارگان 1500 نسخه در اواخر سال 1385 منتشر کرده است.