جامعه شناسی سیاسی متفاوت از گفتار سیاست پیشگان ( بدنبال اقناع مخاطبان)،متفاوت از فلسفه سیاسی (درباره شرایط یک زندگی هماهنگ تر و آزادانه تر) و متفاوت از حقوق (اثبات قانونی و سامان دادن عملکرد قدرت سیاسی) بوده و بدنبال فهم عملکرد سیاسی جامعه بر پایه موازین علمی است.

اما با این تفاسیراز آنجهت که حقوق دان برای سامان دادن امور جامعه نیاز به شناخت جامعه و عملکرد اجزای آن دارد سیاستمدار برای مدیریت بهتر امور جامعه نیازمند فراگیری مبانی حقوقی عملکرد نظام سیاسی است بنابراین می توان گفت که حقوق و جامعه شناسی سیاسی مکمل یکدیگرند.

جامعه شناسی سیاسی رویکرد تجویزی ندارد و دارای نگاه توصیفی و عینی به جامعه است.

جامعه شناسی سیاسی به مثابه علم اجتماعی

(بررسی عملکرد هر جامعه) حاصل جمع مجموعه رشته هایی است که وجه مشترکشان مطالعه جامعه و رفتارهای انسانی آن است که عبارتند از:اقتصاد(سازکار مبادله)،روانشناسی(مطالعه خود آگاهی)،انسان شناسی(مطالعه جوامع دورافتاده)،تاریخ(تمرکز روی گذشته)،جامعه شناسی(پدیده های اجتماعی: ازدواج،رای،جرم و...)

علوم اجتماعی در پی تبیین امر اجتماعی یا تعیین علت های اجتماعی رفتار اجتماعی است که در این فرآیند برای تبیین امر اجتماعی دو شرط:1. تبعیت امر اجتماعی از علتها و 2. وجود علتها در درون خود جامعه باید مد نظر قرار گیرد. همچنین از آن جهت که علت امر اجتماعی معین است پس می توان نتیجه گرفت که دارای نظم است و هدف اصلی علوم اجتماعی شناخت همین نظم هاست.

شناخت ساختارهای پنهان و نظم های موجود در جامعه و تبیین آنها کار جامعه شناس سیاسی است.

علم جامعه شناسی و دو پارادایم:

الف) کل نگر:

بنابر فرضیات این پارادایم که امیل دورکیم بعنوان سردمدار این نظریه مطرح است،شناخت فرد بواسطه روابط و مناسبات اجتماعی اش،ارزش ها،هنجارها،قواعد و باورهای معتبر در گروه های عضویت ممکن است. بنابراین برای شناخت فرد و تبیین رفتار او شناخت مناسبات فوق الذکر ضروری به نظر می رسد.

در این فرآیند به لحاظ روش شناختی تقدم بر شناخت گروه است تا فرد.

ریشه آن در اندیشه های اجتماعی ژان ژاک روسو است.

ب) فردگرایی:

متاثر از مطالعات ماکس وبر و بنابراین نظریه و بلحاظ روش شناختی تقدم بر شناخت فرد است، این افراد هستند که از ترکیب آنها جامعه ساخته می شود نه بلعکس،از منظر این پارادایم جامعه حاصل جمع رفتارهای فردی است و پدیده اجتماعی حاصل نگرش ها،انتخاب ها و راهبردهای فردی است.

ج) پارادایم ترکیبی:

بیان این پارادایم  توسط پیر بوردیو،نوربرت الیاس و آنتونی گیدنز

آنها تلاش نمودند تلفیقی از دو نگرش فوق را ارائه دهند مانند نظریه ساخت یابی

آدم های واسوخ: وقتی شرایط اجتماعی اراده افراد را لِه می کند.(تحمیل قوانین جامعه بر فرد)

آیا تولید علم در جامعه ممکن است:

شیوه رفتار انسانها در خلوت و تجمع ها(خصوصی،کانون های خانوادگی و...) متفاوت است،بنابراین می توان نتیجه گرفت استعدادها کمابیش مهار شده اند و نگرش ها بر حسب بسترها و ماهیت کنش های متقابل تغییر می کند که تحلیل علمی رفتار انسان را دشوار می سازد.

بررسی کننده همیشه روی محیط و روی افرادی که بررسی می کند اثر می گذارد.(مثال رای دهندگان به جبهه ملی در نظرسنجی ها و انتخابات واقعی در فرانسه)

لازم است  در تحلیل پدیده های اجتماعی اثراتی را نیز مد نظر داشت که وضعیت بررسی دنیای اجتماعی روی خود دنیای اجتماعی اثر می کند.

جامعه شناسی سیاسی معاصر شاخه ای از علوم اجتماعی که به مطالعه فعالیت سیاسی به مثابه فعالیت اجتماعی می پردازد.(مطالعه پدیده های سیاسی به مثابه پدیده اجتماعی)

بررسی دنیای اجتماعی روی واقعیت دنیای اجتماعی(تاثیر ادراکات بر عینیت و فهم بر واقعیت)

اهمیت روش شناختی و معرفت شناسی در علوم انسانی و کار علمی در علوم انسانی در واقع فعالیت پیوسته ای است برای تصحیح اشتباهات و کاهش خطاهای مشاهده واقعیت است.

بنابراین کارآمدترین نظریه ها نیز در درک و فهم منطق دنیای اجتماعی تا حدودی نادرست،تقریبی و ناکامل هستند. علاوه بر آنکه متواضع بوده و به محدود بودن اعتبارشان اذعان دارند،انتقاد پذیر و اصلاح پذیر هستند و برهمین اساس است که پیشرفت می کنند.

بنابراین جامعه شناس سیاسی بعنوان شاخه ای از علوم اجتماعی و علوم سیاسی فعالیت سیاسی و پدیده های سیاسی را به مثابه فعالیتی اجتماعی مطالعه می کند.

مانند تبیین گرایش های سیاسی با معیار اماکن مسکونی یا توزیع املاک زراعی

معانی مختلف سیاست:

الف) سپهر سیاسی یا فضایی که کنشگران سیاسی شکل می دهند.(همان حوزه سیاسی مورد نظر پیر بوردیو)

ب) فعالیت سیاسی ناظر بر تعهد سیاسی و اشتغال به حرفه سیاست

ج) عمل عمومی سیاسی دولتی عمومی:سیاست همان اموری است که با حکومت یک جامعه در کمیتش ارتباط دارد.

تعریف جامع از سیاست همان تعریفی است که هر سه معنا را در بر بگیرد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فصل اول قدرت سیاسی

سیاست را می توان هرآنچه که به فعالیت حکومت (قابلیتی برای برخی افراد ،گروه ها برای هدایت رفتار جمعی جامعه) سروکار دارد تعریف کرد.

فعالیت حکومت به رابطه قدرت میان حکومت گران و حکومت شوندگان  مبتنی است.

1- قدرت و حاکمیت

محوری و مهم بودن مفهوم قدرت در مطالعه عملکرد سیاسی جامعه سبب گردیده که مطالعه به این مفهوم بطور ویژه پرداخته شود.

1-1 مفهوم رابطه ای قدرت

رویکرد نهادگرا: قدرت همان حاکمان هستند یعنی آنهایی که مقام های رسمی قدرت را اشغال کرده اند.(دارندگان مقامات دولتی یا رئیس دولت و...)

با عنایت به اینکه قدرت لزوما در دست آنهایی نیست که آنرا اعمال می کنند بنابراین رویکرد نهادگرا برای فهمیدن ماهیت قدرت چندان قابل اتکا نخواهد بود.

منظور از قدرت در جامعه شناسی قدرت مقبول است در این رویکرد قدرت بعنوان رابطه میان افراد یا گروه ها ملاحظه می شود و نه فقط بعنوان واقعیتی نهادی یا حقوقی

عوامل موثر در تحمیل اراده و اطاعت با توجه به نظریه های مختلف قدرت متفاوتند اما اکثرا به دو مفهوم مشروعیت و فشار اشاره می شود.

زیرا قدرت همیشه به مشروعیت(به رسمیت شناختن فردی که قدرت را اعمال می کند بواسطه داشتن صلاحیت بیشتر یا پذیرش قواعد سلسله مراتبی)کسی که قدرت را اعمال می کند وابست است یا بر فشاری که می تواند برای تحمیل اراده شکل بگیرد.

مشروعیت و فشار نه ازهم جدا هستند و نه در تضاد همدیگر

زور استفاده از تضمینی است  که در فقدان مشروعیت یا ناکافی بودن آن شخص بواسطه ابزار و وسایلی اراده خود را تحمیل می کند.

برای دستور دادن مشروعیت لازم است و برای اعمال زور ابزار

1-2 مفهوم حاکمیت

ماکس وبر بعنوان بزرگترین نظریه پرداز این مفهوم معتقد است مفهوم توانایی متمایز از حاکمیت است و توانایی با قدرت مترادف

قدرت از نگاه ماکس وبر شناسی است که در یک رابطه اجتماعی به رغم مقاومت ها بتوان اراده خود را تحمیل کرد و مهم نیست مبنای این شانس چه باشد.

این شانس ممکن است مبتنی بر فشار باشد،در حالیکه حاکمیت مستلزم اینست که رابطه قدرت از مشروعیت برخوردار باشد.(پذیرش از سوی کسانی که انرا تحمیل می کنند.)

مشروعیت مرتبط با قدرت مایه پایداری نسبی حاکمیت می شود.

ماکس وبر: رابطه قدرت مشروع و پایدار خاستگاه حاکمیت است

حاکمیت: شانس به اطاعت واداشتن گروه های خاصی از افراد با این وصف که هر شانسی بمعنای اعال قدرت و نفوذ روی افراد دیگر نیست.ممکن است حاکمیت در این معنا بر انگیزه های بسیار گوناگون فرمانبرداری مبتنی باشد ازجمله: عادت به فرمانبرداری تا ملاحظات عقلانی آینده نگرانه

اراده اطاعت کردن شامل نفعی درونی یا بیرونی به اطاعت کردن

حاکمیت برای پایداری مستلزم وجود حداقلی از اراده اطاعت کردن است از سوی کسانی که باید تحمل کنند.

قدرت مبتنی بر فشار و اعمال ضد اراده ای آن آسیب پذیر و در معرض تهدید است لذا برای پایداری مستلزم به رسمیت شناخته شدن و وجود باور متناظر باشد،سازگار با باورهای مشروعیت بخش ص 29

دلائل اطاعت کردن از دیدگاه ماکس وبر:

عادت: اطاعت از مافوق امری طبیعی است

عاطفی: تعلق خاطر با شخص مافوق

مادی: چشم داشت ارتقاء رتبه

بخاطر آرمان: راهی برای رسیدن به هدف بالاتر و جامعه ای بهتر (دفاع از وطن و ...)

مهمترین دلائل: عادت و منافع مادی

با عنایت به اینکه حاکمیت همیشه رابطه ای مبتنی بر باور است بنابراین باور افراد به مشروعیت حاکمیت مهمترین ابزار و عنصر برای پایداری و استقرار حاکمیت می باشد.

به همین دلیل است که حاکمیت ها در صدد هستند باور مشروعیت شان را همیشه بیدار و فعال نگاه دارند.

می توان نتیجه گرفت یک حاکمیت موفق قبل از هر چیز یک مشروع سازموفق است. زیرا اگر اطاعت تنها مبتنی بر منفعت طلبی باشد فوق العاده آسیب پذیر خواهد بود و پیوسته در معرض تهدید.

با توجه به متفاوت بودن شیوه اطاعت از انواع قدرت اهمیت نوع مشروعیت بدان دلیل است که اطاعت را مشروط می کند و چگونگی اعمال حاکمیت را

حالتهای مختلف اعمال حاکمیت:

1. از پیروانش می تواند هر چیزی بخواهد.

2. رئیس باید به رسوم التزام داشته باشد و بدان احترام بگذارد.

3. محترم شدن قواعد و قوانین

مشروعت مطالبه شده تا حدود زیادی تعیین کننده نوع حاکمیت است.

2- انواع حاکمیت

سه نوع حاکمیت از دیگاه ماکس وبر:

برای تقسیم و تفکیک حاکمیت ها مبنی تمایز نوع مشروعیت است:1. حاکمیت قانونی و عقلانی؛2. حاکمیت سنتی؛3.حاکمیت کاریزمایی

2-1 حاکمیت سنتی:

با طبیعی سازی قدرت همگام است و منابع مشروعیت آن عبارتند از: رسوم جامعه؛عادات ریشه دار و وابسته به سنت

نهادها در طول زمان وجه طبیعی پیدا می کنند و بازتابهای اکتسابی اطاعت ایجادمی کنند.

قدرت نهادها به صرف وجودشان موجه به نظر می رسد(پذیرش وجود شان برای اعمال قدرت)

حاکم باید پیوسته در خدمت حاکمیت و  باید تجسم ایده ای باشد که رعایا انتظارش را دارند

وجود نمونه های آن درجامعه فئودال و رژیم سابق پادشاهی فرانسه

حکومت شوندگان صرفا بخاطر احترام به ارزشهای مستقر اطاعت می کنند ص 32

2-2 حاکمیت قانونی- عقلانی:

اعمال قدرت بر محور قوانین مکتوب سازمان یافته است که در آن حقوق و تکالیف حکومت کننده و حکومت شونده تعیین شده اند.

همزمان با آنکه محدوده اطاعت و حوزه اعمال قدرت تعیین شده نقض قانون مشروعیت را در اعمال قدرت تهدید می کند.

در حالیکه که حاکمیت سنتی بر روابط شخصی استوار است،حاکمیت عقلانی در پی شخصی زدایی  اعمال حاکمیت  بوده عامل اصلی تعیین کننده روابط در این نوع حاکمیت قانون است.بنابراین روابط قدرت صبغه حقوقی گرفته و اطاعت از افراد جایش را به اطاعت از قوانین و مقامات می دهد.

دولت هم از معیارهای جهانی،نظارت نهادهای قضایی نظیر دادگاه های قانون اساسی پیروی میکند.

2-3 حاکمیت کاریزمایی:

بعنوان وضعیت استثنایی و گذار به یک فرد و بطور دقیق تر به باور کیفیات استثنایی فرد وابسته است.

بر قابلیت های اغوا کننده و جاذبه ای که یک فرد بر هوادارانش اعمال می کند مبتنی است.

اطاعت بی قید و شرط حکومت شوندگان از چنین رهبرانی و این اطاعت رابطه مستقیم دارد با تصویری که حاکم از خودش ارائه می دهد و بستر تاریخی ظهور او

منحصر به ساختار سازمان یافته نیست

رهبر کاریزما با برقراری رابطه مستقیم با توده ها  علاوه بر آنکه نهادهای مستقر را دور می زند.موجبات تغییر ساختار سازمانی سیاسی مجود را تغییر می دهد.

ظهور چنین رهبرانی متناظر با روزهای بحران و انقلابات است.

آسیب پذیر بوده و با رهبری که تجسم آن است از بین می رود و حاکمیت عقلانی ممکن است جای آنرا بگیرد.

فصل دوم دولت

صورتهای گوناگون و تاریخی سازمان قدرت سیاسی:

جامعه قطعه ای سنتی:عدم وجود قدرت سیاسی که به روشنی از سایر کارکردها افتراق یافته باشد.

جامعه های مستقل باستانی: نمونه مشهورآن آتن و اسپارت

امپراطوری ها: مجموعه جغرافیایی گسترده با مرکزیت یک کلان شهر(متروپل) بر سرزمین پیرامون تابع که همان حقوق و تکالیف شهروندان متروپل برخوردار نبودند حکومت می کردند.

املاک فئودالی:

جامعه معاصر سازمان قدرت سیاسی: دولت

در اروپا در چارچوب فرآیندی آغاز عصر فئودالی بود به ظهور رسید،عالم گیر شد،بطوریکه امروز عملا قدرت سیاسی مشروع خارج از دولت وجود ندارد.

دولت بعنوان موضوع اصلی جامعه شناسی سیاسی

1- ویژگی های عمده پدیده دولتی:

1-1 دولت به مثابه نهاد انحصارگر:

  • وضع قوانین و مقررات و الزام آور بودن آن برای همگان
  • منابع فقط در اختیار دولت است و فعالیتها را فقط دولت انجام می دهد.
  • انحصار اخذ مالیات جهت تامین منابع مالی لازم برای سایر فعالیتهای انحصاری
  • انحصار اقتصادی از جمله نشر پول
  • انحصارقضایی (صلاحیت داوری و تنبیه)
  • انحصار نمایندگی ملت

در اتحادیه اروپا برخی انحصارها به اتحادیه واگذار شده و در سطح کشورها تحلیل رفته اند.

نظام سیاسی اروپا:ساختار دو رگه هیبریدی (حوزههایی که هنوز حاکمیت دولت ملتهاست و حوزهه ایی که بیش از پیش با منطق فدرالیسم اداره می شود.) ص 39

استفاده از قوه قهریه (خشونت فیزیکی مشروع) اصلی ترین حق انحصاری دولت جهت متمایز کردن آن با سایر گروه های سازمان یافته

قدرت همیشه  در تحلیل نهایی بر استفاده از زور متکی است و اساسی ترین انحصار خشونت فیزیکی مشروع در دست دولت است.

ممکن است این سه نوع حاکمیت با هم تلفیق و ترکیب می شوند.

ویژگی های قدرت سیاسی

آنچه کارکد حکومت را متمایز میکند قابلیتی است که برای تحلیل تصمیماتی دارد که به کل جامعه مربوط می شود.

داوری در اختلافاتی است که میان گروه ها یا  بخش های جامعه بروز می کند وضع مقرراتی است که بر همگان الزام آور است.

از ویژگی های تقلیل ناپذیر قدرت سیاسی اینست که روی کل جامعه اعمال می شود.

شرط لازم برای اعمال قدرت سیاسی اینست که بتواند بطور مشروع از مجازات ها علیه یاغی ها در هر مقامی که باشند استفاده کننده با استفاده از قوه قهریه

قدرت سیاسی حق استفاده از قدرت قهریه را از آن خود می داند.

قدرت سیاسی بعنوان شیوه ای از حاکمیت که انحصار استفاده از زور را با انواع گوناگون مشروع سازی ترکیب می کند. بر استفاده از زورمبتنی است.

دولت یک سازمان سیاسی با خصوصت نهادی است وقتی که مدیریت اداری قوانین و انحصار فشار فیزیکی مشروع را با موفقیت اجرا می کند.

از نگاه وبر انحصار خشونت  بعنوان منبعی مهم و سرونشت ساز  و ابزاری مشروع برای سایر انحصارات  نه تنها اصلی ترین ویژگی دولت بلکه تنها ویژگی مشترک میان همه صورتهای دولت است.

تاکید روی دو عنصر دموکراتیک مدرن:

1. استفاده از زور فیزیکی دولت همیشه تحت نظارت و معتدل است.

2. استفاده از زور برای آنکه مشروع باشد باید با رعایت قوانین ومقررات صورت گیرد(دولت قانون مدار)

دو دلیل عمده رشد روزافزون گرایش استفاده کنترل شده از خشونت فیزیکی:

الف) چون توسل به زور به شدت طبقه بندی شده است تا از ایجاد پویایی افراطی گری جلوگیری شود.

ب) شهروندان ضرورت اطاعت از دولت رت چنان درونی کرده اند که استفاده از زور به نظر نمی رسد.

وجود گرایش تاریخی بلند مدت به خویشتن داری گرایش به درونی سازی قواعدی که بنیان جامعه را صلح آمیز را تشکیل می دهند.

زور فیزیکی یکی از منابع تعیین کننده در کارکرد قدرت دولتی از نظر ماکس وبر مشروع است تا زمانی که در چارچوب قوانین و حقوق قضایی باشد.

شهروندان یک رژیم دموکراتیک برای استفاده از زور تا زمانی که برای حفظ رژیم لازم است و از محدوده قانون تجاوز نکند موافق هستند.

1-2 دولت به مثابه نهاد دیوان سالار

ماکس وبر: دولت بنگاهی سیاسی با ماهیت نهادی است. از نگاه او هویت دولت با فرآیندی نهادی شدنش (متمایز شدن از جامعه) و تشکیلات دیوان سالاری اش شناخته می شود.

درنظام پادشاهی مطلق قدرت برای شخصی که آنرا اعمال می کرد یک میراث و دارایی خصوص بحساب می آمد.

وبر: قدرت موروثی در دوره پادشاهی مطلق دولت با شخص شاه هم هویت بود. (لوئی چهاردهم:من دولت هستم.)

در دوران پادشاهی مطلق میان امر خصوصی و عمومی،پرسنل و نهاد حکومتی مرزبندی روشنی وجود نداشت.

اما بعد از توسعه دولت مدرن این نقش ها ووظایف دولتی به تدریج با تحکیم قدرت دولتی بستر نهادی می شوند،اداری شدن فزاینده مشاغل و وظایف دولتی در چارچووب مقررات قضایی

بنابراین بدلیل تعریف دقیق  و تبعیت از مقررات قانونی دقیق مشاغل قابل خرید و فروش نیستند.

انحصار دولتی پایدار و استوارتر می شوند، تبعیت از معیارهای غیر شخصی افزایش می یابد.(حاکمیت دولتی کارمند مدار)

مشخصات عمده دولت دیوان سالار:

1. کارمندان انسانهای آزاد هستند فقط از تکالیف و وظیفه شان اطاعت می کنند نه از توقع اربابشان

2. آنان بموجب قراردادی بر اساس گزینش باز  بر روی همه شهروندان استخدام شده اند.(دستیابی به مشاغل برای همه شهروندان در فرصتی برابر تضمین شده است.

صلاحیت شغلی بر مبنای شایسته سالاری،آزاد از راه آزمون،گواهی دار بودن مدرک تحصیلی و گذارندن آزمون تخصصی

3. حقوق آنها بر اساس جداول حقوق مزایا تعیین شده است.(رتبه اداری و مسئولیت ها)

4. ارتقاء شغلی بر پایه دو اصل شایستگی و سابقه خدمت (محدود کردن مداخله دستهای پنهان)

5. تصاحب شماغل و وظایف توسط کارمندان پذیرفتنی نیست.(موروثی نبودن)

دلائل سازگار بودن مشخصات دیوان سالاری با حاکمیت عقلانی

کارگزاران دولت به تبع متناسب صلاحیتشان استخدام شدهاند نه بواسطه جایگاه و خاستگاه اجتماعی،روابط خویشاوندی و دوستانه با قدرت سیاسی و میزان ثروتشان

می دانیم که سنجش شایستگی (آزمون) مستقل از خاستگاه اجتماعی (سرمایه اجتماعی مورد نظر بوردیو) نیست بلکه آزمون ورودی برای استخدام درنگاه شهروندان از مشروعیتی دموکراتیک و شایسته سالارانه برخوردار است.

کارمندمدارتضمین کننده فعالیت دولت در چارچوب قانون بوده و بدنبال آن رفتار تبعیض آمیز با شهروندان هیچ نفعی برای کارمندان نخواهد داشت.

اما همچنان برخی موارد از جمله  وزن شبکه های اجتماعی غیر رسمی در مدل اداری سنگینی می کند ص 45

2- دولت به مثابه ساختار تاریخی:

دولت عصر حاضر محصول ساختار تاریخی پیچیده ای است که ابتدا در اروپا به ظهور رسید.

فرآیندی که به تشکیل دولت مدرن انجامید خاستگاه اش فئودالی است.

تضاد دولت مدرن از لحاظ ساختار قدرت بانظام فئودالی ص 46

سه ضعف اصلی نظام فئودالی:

1. در نظام فئودالی قدرت سیاسی هنوز بطور کامل نهادی نشده است.

الف) با اردوی جنگ آوران اداره می شد

ب) اعضا با تعهد شخصی به یکدیگر وابسته بودند

ج) وجود روابط مستقیم انسان با انسان

د) قدرت سیاسی یک داده موروثی تلقی می شد.

2. نظام فئودالی کشور به چندها ملک فئودالی مستقل از یکدیگر و به همان تعداد واحد سیاسی رقیب تقسیم شده است.

3. پایداری واحد سیاسی ضعیف و مرزهایشان به تبع حوادث مختلف در حال تغییر

2-1 پویایی تاریخی پدیده دولت:

تعریف نوربرت الیاس از فرایند پیچیده که به ظهور دولت مدرن در اروپا قرن دوازدهم و سیزدهم می انجامد.(این پویایی حاصل رقابت است.)

جنگ ها و استعمارها،کاهش شماره واحدهای سیاسی در یک سرزمین؛ تداوم فرآیند انحصارطلبانه در چند قرن؛یک سرزمین با چند قدرت بزرگ فئودالی بعنوان یک سرزمین متمرکز باقی می ماند.

اعمال قدرت و وضعیت انحصاری توسط واحد سیاسی به تشکیل دولت می انجامد. و به تبع خصلت کمابیش تعارض آمیز این فرآیند این پویایی انحصارگرا به یک ساختارسیاست متمرکز و قدرتمند منتهی می شود.

انحصار دولتی مبتنی بر تملک دو نوع قدرت است:1. منابع مالیاتی 2. منابع نظامی

مهم بودن این دو منبع ازآن جهت است که همدیگر را تقویت می کنند.(مکمل همدیگرند)

نسبت هر یک از مولفه های فشار و سرمایه بموجب اصلاحات چارلز تیلی در شکل گیری دولت به تبع حوزه های جغرافیایی متغییر است.

نیرو محرکه عمده این بنای سیاسی جنگ است: 1.  درونی با فئودالهای سرزمین رقیب 2. قدرت های بیگانه

کسب مشروعیت برا یاخذ مالیات از ضروریات است که با انحصار نظامی پیوستگی تنگاتنگ دارد،مالیات به نفع یک نهاد اخذ می شود نه یک فرد ص 48

انحصار مالیاتی زمانی مشروعیت پیدامی کند که وسیله ای رد خدمت تامین دفاع از منافع جامعه درکل و تمایز از افرد خاص معرفی شده درک شود.

انحصار توان نظامی و مالیاتی نهادی شدن دولت را موجب می شود.

نیاز به دستگاه اداری‌ منجر به گسترده شدن دولت و توسعه آن می شود.

دولت به عنوان یک واقعیت خاص افتراق یافته از جامعه (تمایزامر عمومی از خصوصی)

مطابق این دیدگاه تاریخی رابطه تنگاتنگی بین جنگ و پیدایش نظام مالیاتی و مشروعیت قدرت مرکزی و توسعه اداری نهادهای دولت است.

دو عامل مهم دیگر موثر بر خط سیر دولت:

1. فرآیند رقابتی تمرکز گرایی به انحصار درآوردن منابع بر بستر توسعه سرمایه داری و تجاری از نیمه قرن 15 وابستگی ساختار هر دولت با جایگاه آن در درون نظام اقتصادی بستگی تنگاتنگی دارد.

در هلند،فرانسه و انگلستان رشد سریع سرمایه داری صنعتی بعنوان یک عامل تعیین کننده توسعه قدرت بروکراسی دولتی ساختار سنتی فعالیت های اقتصادی سنتی در امریکای لاتین منجر به ساختار دولتی ضعیف گردید.(کشورهای پیرامونی)

ایتالیا و اسپانیا بعنوان کشورهای بینابین

2. جدایی تدریجی میان قدرت سیاسی و قدرت دینی؛ تقویت ساختار دولت

تمثیل اشتاین روکان رابطه ساختار دولت با جدایی میان کاتولیسم و پروتستانیسم(یکسان سازی فرهنگی،مشروع سازی قدرت دولتی)

بنابراین در مسیر فهمیدن پویایی تاریخی عوامل متعدد( اقتصادی،اجتماعی،سیاسی،فرهنگی و دینی) باید مدنظر قرار گیرد.

ساخت دولت همگن تر در سوئد و انگلستان

2-2 دولت – ملت

در هم آمیزی فزاینده میان دولت- ملت به همراه شکل گیری دولت مدرن و تشکیل ملت دو پدیده درهم تنیده هستند.

پرسش:پدیده ملی چیست؟

تعریف مفهوم ملت:

یوهان هردر:مشیت الهی نه تنها ملتها را به طرز تحسین برانگیزی با سلسله کوهها،جنگلها بلکه با زبان و خوی وخصلت ها از یکدیگر جدا کرده است.

ملت چنان اجتماعی طبیعی به نظر می رسد که بر پایه زبان یا قوم تشکیل شده است.

مفهوم اندام وارگی یا قوم انگاری ملت:فقط آنهایی استعداد عضویت در اجتماع ملی را دارند که پاره ای خصوصیات قومی و فرهنگی را به ارث برده اند.

ارنست رنان:انسان برده نژاد خود،زبان خود،دین خود، و حتی برده جریان رودخانه ها و کوهها نیست بلکه این تجمع بزرگ انسانهاست که به سلامت روح و عشق به هم نوع وجدان اخلاقی ای خلق میکند که همانا ملت نامیده می شود.

از منظر رنان ملت یک قوم خاص،زبان ،دین ، منافع اقتصادی مشترک و به سرزمین بستگی ندارد بلکه ملت در احساس تعلق به ادامه دادن به یک زندگی مشترک به همنوعان خلاصه می شود.

هستی یک ملت یک ...... همه روزه است.

(حق خاک در فرانسه و حق خون در آلمان)

وبر:تملک استعدادهای مشابه،قابل انتقال از راه وراثت به تشکیل اجتماع نمی انجامد مگر اینکه در ذهن چنان مشترکی احساس شود.

شباهت عینی و طبیعی بستگی ملی ایجاد نمی کند بلکه احساس ریک بودن در برخی از ارزشها یا خصلتهای مشترک هستند که واقعیت ذهنی یک ملت را می سازند.

احساس تعلق ملی قبل از هر چیز بر یک باور مبتنی است که باید در صدد تحلیل شرایط پیدایش آن برآمد.

وبر  برخلاف منطق هردر اهمیت زیادی بر فعالیت سیاسی در ارتقاء این باور قائل است.

فرآیند تاریخی به سهولت نشان می دهد که این فعالیت جمعی سیاسی است که ایده اجتماع خونی می سازد ص 51

ارنست گلنر با تبیین ملی گرایی مد نظر ماکس وبر ملی گرایی ناشی از فرآیند نوسازی اقتصادی را از عناصر سازنده ملت بر می شمارد.

رشد سرمایه داری و صنعتی شدن ارتقای سطح عمومی آموزش و پرورش جمعیت های مرتبط با این فرآیندهای اقتصادی را ایجاب می کند.

دولت نظام آموزشی رسمی با هدف ترویج فرهنگ و هویت ملی را ایجاد می کند.

از منظر گلنر دولت در ساختمند کردن احساس ملی نقش اساسی ایفا می کند و از همین نگاه (قائل شدن اهمیت بالا به نقش دولت،عامل اقتصادی) است که منتقدان به نقد نظر او پرداخته اند.

درواقع پویایی ملی همانقدر نیز وام دار عامل سیاسی است.

کار ساختن هویت ملی تنها برای همراهی با توسعه سرمایه داری نیست بلکه همانطور که اریک هابز .... بیان می کند برای اثبات برتری حاکمیت دولتی است.

با پایان دوران استبدادی و جلوس تدریجی اصل مردم سالاری منابع حاکمیت به سمت ملت جابجا می شود.

قدرت سیاسی می خواهد به ملت بعنوان خاستگاه حاکمیت دولتی هویت و انسجام بدهد.   ص52

هویت ملی شامل یک بعد اصلی سیاسی است،تغییر در آگاهی و احساس تعلق افراد به جامعه

ماکس وبر احساس ملی را چونان احساس ذهنی تعلق داشتن به یک اجتماع واحد تعریف کرده است.

وطن پرستی بر پایه قانون اساسی ، اندیشه یورگن هابرماس در میان شهروندان اتحادیه اروپا

احساس تعلق وفاداری منحصرا بر پایه نهادهای و ارزشهای همگانی ایجاد کرده و نه بر پایه تاریخ ملی منفرد.

2-3 دولت رفاه(دولت مشیت الهی)

از قرن نوزدهم تحول دوباره دولت بواسطه گسترش حوزه فعالیت

اوج تنش های اجتماعی ناشی از انقلاب صنعتی،رشد شهرنشینی،توسعه جنبش های کارگری و تعارض های اجتماعی ضرورت اندیشیدن درمورد این تنش ها را دوچندان نمود.

ایده هایی نظیر همبستگی گرایی و .... فرآیند بلند مدت ملی کردن انواع کالاهای اجتماعی (امور معاش،بهداشت،آموزش و پرورش و...) بعنوان تقویت کننده همبستگی و وابستگی متقابل منجر به تحول در کارکرد دولت پس از جنگ جهانی دوم و موجبات دخالت دولت در اقتصاد،حمایت اجتماعی(نظام مشارکتی بیمه ای،نظام تامین اجتماعی) و فرهنگ را فراهم نمود.(بصورت قوانین اجتماعی)

مداخله فزاینده در فرانسه به تشکیل دولت رفاه (دولت مشیت الهی) منجر شد.

دولت رفاه یک نوآوری قابل ملاحظه است خواه از لحاظ ساختار سیاسی اداری یا در سطح زندگی روزمره شهروندان که ژوار .... آنرا دولتی سازی جامعه نامیده است.

1970 بحران دولت رفاه بدلیل بحران اقتصادی اجتماعی و هزینه های اجتماعی(بعلت بیکاری) باعث بروز مشکلات  جدید اجتماعی شد که دولتهای رفاه در صدد حل ان بودند.

1973 شوک نفتی و افزایش بیکاران

اصطلاح اخراج بعنوان علامت نگرش انتقادی به نهادهای دولت رفاه که از مقابله با صورتهای جدید قر وآسیب پذیری ناتوان شده است.

1970 ظهور اندیشه نئولیبرالیسم :نقد بر مداخله دولت در امور جامعه توسط فون هایک و میلتون فریدمن با عنوان دفاع از کاهش جایگاه دولت در جامعه مدنی  که تاثیر آن بر برخی بازیگران سیاسی مثل تاچر و ریگان قابل ردیابی است.

مفهوم شهروند اجتماعی ص 57

پدیده جهانی سازی در صدد تضعیف دولتها یا پیکربندی مجدد آنها

 فصل سوم دموکراسی نمایندگی

دموکراسی بعنوان رژیم سیاسی مفهومی است که بطور کلی حوزه نهادها وکنشگران سیاسی را در بر می گیرد.

دموکراسی مجموعه ای از عناصر سامان ایدئولوژیکی نهادی و جامعه شناختی است که در تشکیل حکومت .... معین در طی دوره ای معین همکاری می کنند.

بواسطه این مفهوم میتوان شیوه های حکومتی متفاوت از لحاظ قوانین اساسی رو اصل مشروعیت چگونگی عملکرد واقعی شان را مقایسه نمود چون ممکن است برخی کشورها بواسطه قوانین دموکراتیک باشند اما در واقعیت چون یک دیکتاتوری توتالیتر عمل کنند پس آنچه در جامعه شناسی سیاسی مهم است معیار مشروعیت چگونگی عملکرد است.

سه نوع بزرگ سازمان سیاسی در طول تاریخ که گاها همزیستی هم داشته اند.

1.رژیم دموکراتیک2. رژیم اقتدارگرا3.رژیم توتالیتر

بواسطه ترکیب دو معیار:1.منبع قدرت و 2. درجه وفاق جمعی تحمیل شده بر حکومت شوندگان این سه رژیم را می توان از یکدیگر متمایز نمود.

الف) رژیم دموکراتیک:

مبتنی بر اصل حاکمیت ملت(نمایندگان)،آزادی بیان و عقاید ،امکان ابراز مخالفت با قدرت حاکمه (چند صدایی)

دستاوردهای جامعه شناسی سیاسی در شناخت دموکراسی عبارت از تحلیل این رژیم بعنوان صورت رقابت پذیر بسیار کثرت گرا

بررسی پویایی تحول معاصر نظام های دموکراتیک بر مبنای نمونه فرانسوی:

1. دموکراسی چونان واقعیت تاریخی:

سازمان انتخاباتی منظم چند حزبی درمقاطع زمانی منظم

بازار انتخاباتی (کالای سیاسی(ایدئولوژی،برنامهو ارزشها ) و در سوی دیگر رای شهروندان) بعنوان شاخص چند صدایی و تضمین کننده کارائی نظام دموکراتیک ، ساخت دهنده عملکرد نهادها(حکومت،پارلمان و...) در زندگی سیاسی

1.1        اصول چهارگانه دموکراسی نمایندگی در تحلیل برنار ماتن:

  1. حکومت ها با انتخابات ادواری در فاصله های منظم تعیین می شوند.(نظارت حکومت شوندگان برحکومت کننده گان)
  2. برخوردار بودن حاشیه استقلال حکومت ها در برابر رای دهندگان؛ به نحوی کهنماینده منتخب دارای وکالت نمایندگی است او برای خیر و نفع عمومی آنطور که به نظرش درست است عمل می کند،وکالت نمایندگی مخالف وکالت آمرانه است.
  3. حفظ آزادی های عمومی و حقوق اساسی افراد (آزادی بیان)
  4. تصمیم های سیاسی پس از بحث و گفتگو گرفته می شود.(بین مجلس نمایندگان و حکومت)

1.2        رژیم دموکراتیک شکلی از رقابت سیاسی کثرت گرا

     رقابت انتخباتی مقدم بر سازو کار مراجعه به آراء عمومی ملت است،ابتدا بصورت سانیستر(حق رای مالیات دهنده گان1814-1848)

برای ورود به بازار انتخابات لازم بود افراد سطح معینی از مالیات را بپردازند.(سنجش قالبت رای دادن بواسطه ثروت شخص بویژه صورت ارضی) و برای انتخابات های مختلف مبلغ مالیات متفاوت بود.

حق رای دادن در عمل محدود به ثروتمند ترین شهروندان بود.(بازار انتخابات محدود و خیلی کم رقابتی بود.)

تسلط اعیان بر این نوع بازار انتخاباتی و حاکم بودن کالاهای مادی بجای کالاهای سیاسی ص 64

برقراری رابطه نابرابری بین رای دهندگان و نامزدهای انتخاباتی که می توان انرا رابطه مشتری نامید ایجاد می شود.

1848 رای گیری عمومی در فرانسه (مردان بالای 21 سال سن)

ابتدا یکه تازی اعیان و گذشتگان ادامه می یابد اما در ادامه بمرور کنشگران سیاسی جدید وارد صحنه می شوند که حامل دو دیدگاه متفاوت نسبت به اعیان هستند:1.جمهوریخواه در مقابل محافظه کاران(اعیان)2. محافظه کاران

جمهوری خواهان سعی در بیسج کردن و تسخیر آرای انتخاباتی با اتکاه به ......... بواسطه وعده های آشکار سیاسی ،ایجاد رابطه تنگاتنگ میان منابع نامزدها و شهرت ثبت نام رای دهنده گان.

انتخاب اعیان بواسطه منابعی که در اختیار دارند

کارفرمایان جدید با عرضه کالاهای سیاسی انتخاب می شوند.

رقابت میان کارفرمایان جدید و اعیان موجبات شکل گیری اداب انتخاباتی جدید را فراهم می نماید.

اختراع اتاقک رای بر مبنای اصل سری (مخفی) بودن رای بعنوان نمادی از رای دهنده مستقل و فارغ از فشارهای محیطی و اجتماعی ص 66

1860 پیشنهاد سری شدن رای در فرانسه که در سال 1913 عملی می شود. ص 61 

شیوه های کسب آراء:

اعیان و گذشتگان بمانند گذشته برای جلب آراء به خرید و فروش ان مبادرت می ورزند تا جایی که حتی عقاید و ... را متاثر می سازند.

کارفرمایان جدید با عرضه کالاهای سیاسی مثل ایدئولوژی و برنامه و...  در صدد جذب آراء‌هستند.

در شیوه جدید رای یک   عقیده شخصی و خصوصی است که از رایزنی با وجدان فردی حاصل می شود،با پذیرش این مفهوم جدید  رویه های سنتی.... مابانه تقبیح شده و مقوله چون بهره کشی،فساد،رشوه خواری و اخلاق ستیزی ثبت و بایگانی می شوند.

تاکید شیوه جدید بر شهروندی فردگرایانه برای لایق شهروند بودن باید...................... عمل کرد ص 67

2. پویایی سیاستهای دموکراتیک (مورد فرانسه)

پس از تحولات شرح داده شده از منظر دانیل گاکسی تسلط فزاینده احزاب سیاسی در رقابتهای انتخاباتی چهار تحول مهم  را در پی داشت: ص67

2.1        ملی کردن عرصه انتخابات

مشاهده .... احزاب ،اردوگاه ها،شکاف  و .... مبارزاتی در انتخابات محلی و ملی

بر عکس .... که چالشهای محلی به مبارزات انتخاباتی ملی ساخت می داد،امروزه چالش های ملی به مبارزات انتخابات های محلی ساخت می دهند.

احزاب با حضور در عرصه های ملی و محلی سعیدر گسترش حوزه نفوذ خود دارند.

از حوزه محلی بعنوان انتخابات میانی در سطح ملی تعبیر می شودو اجازه می دهند عمل حکومتی  را رد یا تصویب کرد.

دو قطبی شدن زندگی سیاسی در فرانسه بواسطه پایداری اتحادها در محور دو اردوگاه مرکز گرا

2.2        تشدید رقابت انتخاباتی

یکسان سازی انتخاباتی ؛‌ تشدید رقابت ها ؛‌افزایش شمار نامزدها ؛مشکل بودن دوباره انتخاب شدن همه و همه ایجاب می نمود که فعالیت سیاسی باید بسوی عقلانی شدن حرکت نماید.

افزایش تعداد رقابت کننده گان آنها را ناچار می کند به شناسایی علمی تقاضاهای رای دهندگان روی بیاورند و پیشنهادهای شان را بیازمایند.

افزایش اهمیت و نقش بازاریابی سیاسی،رسانه ها،احزاب  و... ایجاد مشاغل جدید از جمله نظر سنجی،خبرگان انتخاباتی و ...

2.3        شخصی سازی فعالیت های سیاسی

ساخت یابی نظام حزبی و دو قطبی شدن جو سیاسی؛ تبدیل انتخابات بصورت یک دوئل میان دو مدعی حتی شامل دموکراسی هایی که رئیس حکومت بواسطه رای عمومی مستقیم انتخاب نمی شود.

نتیجه محروم شدن مجلس قانونگذاری از یکی ازمهمترین وظایف بعنوان واسطه میان ملت و حکومت

در فرانسه انتخاب مستقیم رئیس جمهور در شخصی سازی سهیم است.

نفوذ تلویزیون که تعداد اندکی چهره های سیاسی را مشهورمی کند. تلویزیون با پیشگویی انتظارات مردم انتظار توده ها که علاقه به سیاست ملی ندارند را برآرود و جهت دهی می کنند.

جذاب تر بودن مبارزه دوئلی تا مقابله و مقایسه دو برنامه یا ایدئولوژی

شخصی سازی نتیجه کار موسسات نظر سنجی و تجسم احزاب در وجود چند شخصیت کمک می کند تانامزدهای کوچک در کنار بزرگان قرار بگیرند؛ملیکردن بازار انتخابات و ایجاد میدانی برای رقابت چند شخصیت ملی  ص 72

2.4        جمعی کردن زندگی سیاسی

ناپدید شدن  خرده کارفرمایان سیاسی انفرادی در برابر توسعه شرکت های بزرگ (احزاب سیاسی)

حضور فردی بخاطر هزینه های بالا و بدون حمایت احزاب امکان پذیر نیست.

برای انتخاب شدن و داشتن سرمایه اعتماد و شهرت عمومی (انباشته شده در احزاب)

مشخص کردن و جمعی کردن رقابت سیاسی در تضاد با هم قرار ندارند بلکه تقویت کننده همدیگر هستند.

افراد وابسته به تصویری هستند که اردوگاهشان(حزبشان) از ان برخوردار است و تضعیف ان شانس موفقیت سیاست خودشان را به خطر می اندازد.

درونیکردن منطق دو قطبی ساختار .... سیاست می تواند بواسطه همین وابستگی باشد.

مخالفت با رقیب حمایت از گروهی که در آن قرار دارند و بواسطه ان تعریف می شوند طبیعی تلقی می شود.

این منطق دگر اندیشی را نامحتمل و دست کم بردشان را محدود می کند و عمومیت انضباط رای میان نمایندگان حزبی را در مجالس قانون گذاری و نیز ر شوراهای محلی تبیین می کند.

مرتبا بالا بردن هزینه (منابع لازم برای انتخاب شدن،وابستگی نامزدها به منابع جمعی هوادارن را افزایش می دهد.

کارفرمایان سیاسی کوچک فردی به تدریج جایشان را به کارکردهای منضبط بنگاه های سیاسی احزاب می دهند بعنوان مهمترین تحول در رقابت سیاسی دموکراتیک

از منظر جامعه شناسی سیاسی این تحول در کارکرد نظام سیاسی را در رژیم های چند حزبی تیین می کند.

فصل چهارم رژیم توتالیتر:

تک حزبی و در شخص یک رئیس تجسم یافته اند و سعیدر از بین بردن هر نوع مقاومت،خواستار ملحق شدن فعالانه افراد به ایدئولوژی واحد

اگر در یک سر طیف رژیم سیاسی نظام دموکراتیک قرار بگیرد سر دیگر طیف رژیم استبدادی است.

ویژگی های رژیم استبدادی:

فقدان رقابت سیاسی باز؛فقدان کثرت گرایی؛فقدان سازوکار گردش اداری در دستیابی به قدرت سیاسی

از منظر جامعه شناختی رژیم دیکتاتوری را با نشانه فقدان بازار انتخاباتی رقابتی می توان شناسایی کرد.

محدوده رژیم های گوناگون چه از لحاظ ساختارنهادی شان و چه بلحاظ کارکرد و نوع مشروعیتی که مدعی آن هستند قابل تعریف است و برای شفاف شدن نیازمند مطالعات جامعه شناختی می باشد.

خوان لینز با استفاده از مطالعات خود جوامع دیکتاتوری را به مبنای سه معیار به شرح ذیل تقسیم بندی می کند:

  1. منش کم بیش مونیستی (یگانه باور)قدرت سیاسی
  2. بسیج سیاسی جمعیت
  3. جایگاه ایدئولوژی در رژیم دیکتاتوری

توتالیتاریسم بر مبنای یگانه باوری و با تک تازی قدرت سیاسی شناخته می شود و در کنار آن نیز نمی تواند از بسیج سیاسی بر محور ارزشها و اهداف چشم پوشی کند.در ایننوع رژیم قدرت سیاسی در اختیار یک فرد یا  گروه خاص است.

رژیم اقتدارگرا با کثرات گرایی محدود مدارا میکند(احزاب سیاسی،کلیسا،سندیکاها و...) مشارکت در اعمال قدرت و رغبت بر سیاست زدایی از دیگر مشخصه های آن بشمار می رود.بعبارتی از بی اعتنایی جمعیت به سیاست خشنود است.

توتالیتر به شدن خواستار پیوستن و پیروی بی قید و شرط با ایدئولوژی هستند.

نظام های اقتدارگرا بر اساس طرح ساختمند ایدئولوژیکی بنا شده اند با یک تاکید حدودی از قدرت حاکم و خرسند از بی اعتنایی مردم به امور سیاسی

1. خصوصیات توتالیتاریسم

1-1   توتالیتاریسم به مثابه یک آموزه سیاسی

ملحق شدن و پذیرش بی قید و شرط ایدئولوژی توسط جمعیت؛مدعی خلق یک انسان نو

در صدد تحمیل ایدئولوژی بر کل جامعه بعنوان اصل مشروعیت بخش همه رفتارهای اجتماعی

ریمون آرون ص 79

تفاوت مبنای ایدئولوژیکی رژیم توتالیتر نازیسم(مبتنی بر نژاد پرستی) و کمونیسم (مبتنی بر استفاده از دستاوردهای اجتماعی)

بیان ایدئولوژیکی نظام توتالیتر نقطه اشتراک آنها نیست بلکه استفاده هایی است که از ایدئولوژی می کنند.

امیلیو جنتل: فاشیسم ایتالیا از چنان قداستی برخوردار می شود که خودش را تا حد یک دین سیاسی بالا می برد.

ایدئولوژی در جنبش توتالیتاریسم این رسالت را دارد که معنای نهایی همه پدیده ها را ارائه می دهد،جهت تاریخ را تعیین و یک چارچوب تفسیری جامع برای کل واقعیت های  اجتماعی عرضه می کند(نقطه تشابه با نظام های ایده سالار)

چون هر نوع گله مندی،مخالفت و دگر اندیشی عمل مجرمانه تلقی می شود مردم مصلحت را در پیوستن به ایدئولوژی جدید حاکم می بینند. 

1-2   نظارت اجتماعی .....

دستگاه نظارت بر افراد و فعالیت هایشان فرصت هر نوع گله گذاری و دگراندیشی را بواسطه کشف و کیفر آن از بین می برد. و این باعث می شود که یک همرنگی ایدئولوژیک استثنایی شکل بگیرد.

فقدان مقاومت پنهانی سازمان یافته یکی از معیارهای جامعه شناختی مناسب برای شناسایی یک نظام توتالیتر است.

برای ایجاد نظام نظارتی همگانی پخش ایدئولوژی جدید همکاری و مشارکت فعال جمعیت ضروری به نظر می رسد.

حضور چشم و گوش های حکومت درتمام عرصه های فعالیت

1-3   نظام بسیج جمعیت

متعهد بودن فعالانه بخش های وسیعی از جمعیت هوادار رژیم برای پیروزی ایدئولوژی اش

خود جمعیت مهمترین همکار استقرار قدرتمندترین سیستم فعالیت اجتماعی و سیاسی است.

تشویق خبر چینی سیاسی بعنوان مقوله تکلیف شهروندی

هانا آرنت ص81

ایجاد بی اعتمادی همگانی بخصوص در خانواده ها،ذره ای شدن جامعه مدنی بعنوان نتیجه تخریب گروه های عضویت؛اختلال در نظام همبستگی ها؛انزوای عمقی افراد؛احساس نا امنی فراگیر؛پذیرش نوعی نوکر صفتی بعنوان پدیده توتالیتر،تصدیق حکم هم برای مردم عادی و هم برای مسئولان عالی رتبه

وجود دشمن داخلی و دشمن خارجی :

دعوت به خبر چینی و توجیه آن بنام مبارزه با توطئه داخلی و بی اعتنایی به یاس و نومیدی (تبدیل جامعه به یک پادگان بزرگ)  

1-4   توتالیتاریسم نظام مبتنی بر خشونت افکنی و ترور

علاوه بر پذیرش و تعیین کنندگی؛اتمی شدن جامعه مدنی؛بعد مونیستی رژیم؛ و بسیج سازمان یافته مردم توسط حزب واحد و احساس ترس و بی اعتمادی حاکم برجمعیت همه جامعه شناسان فلیسوفان و تاریخ دانان بعنوان عوامل موثر رژیم توتالیتر اتفاق نظر دارند اما بر روی پدیده ترور بعنوان یکی از ارکان اصلی رژیم توتالیتر دور از بررسی حقایق نخواهد بود.

از منظر کارل فردریش،ژیبنگو برژنیستی:‌ترور یکی از شش صفت است که ما را در شناسایی رژیم توتالیتر یاری می کند.

ریمون آرون وحشت افکنی فراگیر را  نتیجه فرآیند توتالیتر می داند.

هانا آرنت وحشت افکنی را بعنوان ماهیت رژیم توتالیتر بر می شمارد او توتالیتاریسم را شکلی از حکومت می داند که ماهیتش وحشت افکنی و اصل عمل آن خصلت منطق تفکر است تعریف می کند.ص83 محرک و بسیار محدود کننده از خصلتهای این تعریف است.

مشاهده در سکانس دوازده ...... نازی در آلمان در سکانس کوتاه رژیم شوروی سابق

فرامتن 8 ص 84 شش ویژگی نظام توتالیتر

تعریف خوان لینز از نظام توتالیتر امکان اندیشیدن به توتالیتاریسم بدون ترور را به ما می دهد.

از منظر لینز آنچه زمینه ظهور یک قدرت توتالیتر را آماده می کند عمدتا...... ص85

شبکه های مویرگی در کوبا(نظارت فراگیر) فراتر از هدف مقابله با ضد انقلابی است.

2. دستگاه توتالیتر

بعنوان نتیجه نظارت اجتماعی شدید و فراگیر جامعه تحمیل همنوایی،شناسایی دگراندیشی و جلوگیری از مخالفت پنهان و سازمان یافته و وابستگی به حزب

2-1 حزب واحد و سازمانهای جانبی

حزب،سندیکا،اتحادیه ها،سازمانهای جوانان،سازمانهای اوقات فراغت و در راس انها حزب واحد بعنوان متغییر اصلی کل دستگاه توتالیتر

کارکرد حزب:بسیج جمعیت زیر چتر ایدئولوژی،آموزش توده ها،برگزاری آیین کیش رهبری،محل گزینش و تربیت نخبگان جدید

امیلیو جنتل: حزب یک آموزگار بزرگ و اصلی ترین رسالت آن تربیت انسان نوین،ایجاد انگیزه تعهد فعالانه در حمایت از رژیم

وظایف دوگانه کادرهای حزبی در حمایت از رژیم رهبری ... افکار عمومی،میانجیگری میان جمعیت و دستگاه اداری دولت،ایجاد شبکه های فرعی توسط حزب بعنوان سازمان جنبش توتالیتر،گسترش فعالیت تظارتی فراگیر،ابزاری برای ذره ای کردن جامعه و گزینه مناسب رویش توتالیتاریسم

امتیازات حزبی در حوزه های قضایی و پلیسی،مضاعف شدن دستگاههای دولتی سنتی با دستگاههای شبه نظامی،موجب نابسامانی در آشفتگی با اعمال خودسرانه قدرت

سازمان جنبش توتالیتر نقش اساسی درتعیین ایدئولوژی رژیم،نظارت تنگاتنگ،سازمان های جانبی ایجاد کننده اختناق ایدئولوژیکی و نظارت پلیسی

2-2 رهبری توتالیتر

تجسم در وجود یک رهبر کاریزماتیک(شناسایی رژیم با وی امکانپذیر است.)

ابر مرد است،شکست ناپذیر و مبرا از اشتباه

این رهبری قبل از هر چیز نتیجه نوعی پیکر بندی سیاسی در برخی فنون اعمال قدرت است.

در جامعه توتالیتر سخنرانی های عمومی همیشه با اظهارات سر سپردگی به رهبر آغاز و پایان می یابد،شکل گیری کیش شخصیت بین سردمداران حزب و مسئولان سیاسی که ابعاد جنون آمیز پیدا می کند.

قدرت رهبر مفروض براین است که هیچ قدرت مستقلی تشکیل نشود،از بین بردن همه رقیبان، واگذاری پست ها به افراد که کاملا به او وفادارکه ترجیحا افراد فاقد شهرت و فاقد هر گونه اختیار شخصی و همیشه خود را مدیون می پندارند،هستند؛ تصفیه عمده ترین رقیبان به محض پیدایش

وظایف و خدمت در قبال سوگندی از نوع واسالی واگذار می شود.

در وضعیتی که درک سرسپردگی در آن آسان تر می نماید:

  1. اعضای ستاد سیاسی هیچ وسیله ای برای صف آرایی در برابر رهبر  ندارند.(پلیس سیاسی ابزار اصلی ظهور رهبرتوتالیتر)
  2. اعضای ستاد مشروعیت شان را مدیون و وام دار رهبری هستن که هرگز اشتباه نمی کند.
  3. تقدیر همه به تقدیر رهبر گره خورده است
  4. انتقاد قابل پذیرش نیست و کیش مداری قابل قبول خواهد بود.
  5. استفاده از عناصر روانشانسی برای شناخت رهبر ص93
  6. خودشیفتگی رهبر بعنوان...... نقص

3-2 مرکزیت ایدئولوژیک

قدرت مطلق رهبر & انحصار ایدئولوژیک مضاعف می شود.

قدرت ایدئولوژی توتالیتر تخریب نهادهای فرهنگی،دینی و فلسفی را به بهانه غلط بودن شان را توجیه می کند.

اجازه به تعریف دشمنان عینی و شناسایی آنها،نابودی همه نهادهایی که از نوعی خود مختاری برخوردارند.

ایدئولوژی اجازه تبیین همه شکست ها را با تز توطئه می دهد.(نژادگرایانه برای نازیسم / طبقاتی برای استالینسم)

هدف قرار دادن منحنی از جمعیت برای پاکسازی قتل عام ها و نسل کشی

توتالیتاریسم در صدر است درباره همه صورتهای پیمان تولید فرهنگی انحصار مطلق برقرار کند.

4-2 نیرومندی ابزار سرکوب

اتکاء نظام توتالیتر به ابزارهای نیرومند سرکوب،اتهام های کیفری دلبخواه و وحشت حاصل از آن در رژیم توتالیتر کل جمعیت در سنخ مظنونان بالقوه قرار می گیرند،تهدید جمعیت از قاعده تا راس از این نظر اردوگاه اجباری کار نماد توتالیتاریسم است.

 

 

 

 

 

 

 

 

فصل پنجم   رژیم های اقتدار گرا

در حالیکه دموکراسی های لیبرال و نظام توتالیتر از لحاظ رویه ها و نهادها نسبتا همگن هستند،رژیم های اقتدارگرا از نظر شکلی بسیار گوناگون هستند.

خوان لینز: رژی مهای اقتدارگرا رژیم های سیاسی هستند .................. قدرت می کنند ص 97

گی هرمت :...........................

فقدان رقابتانتخاباتی بعنوان اولین شاخص شناسایی رژیم اقتدارگرا،از مدار نظارت سیاسی یک بازار آزاد رقابتی در حوزه سیاست خارج است.

رژیمهای اقتدارگرا دموکراس های لیبرال نیستند.

رژیم توتالیتر هم نیستند زیرا ایدئولوژی قوام یافته و ارشاد کننده ندارند،یگانه باور نیستند و به بسیج توده ها فکر نمی کنند. رژیمهای پاتریمونیال حوزه جنوبی خلیج فارس

معیارهای بیان شده اصولا سلبی هستند.

1- مشخصات رژیم های اقتدارگرا

1-1   نظارت بر نهادهای سیاسی

  1. عدم انتخاب حکومتگران در چارچوب رقابت آزاد انتخاباتی از سوی انتخاب کننده گان
  2. استفاده از زور برای سرکوب صدای مخالف و توسعه مخالفت سیاسی
  3. ممنوع کردن فعالیت سیاسی سازمان یافته(احزاب سیاسی و سایر نهادهای مدنی)
  4. انتخابات در صوت وجود نمایشی است.
  5. پایداری ان بستگی به بود و نبود سنت های مشارکت سیاسی در جوام دارد.(عربستان / نپال)
  6. مشروعیت حاکمان از نوع سنتی و در تحمیل قدرت سیاسی نیاز چندانی بهاعمال زور نیست.
  7. هر اندازه مشروعیت دموکراتیک در جوامع ریشه عمیق تری داشته باشد دیکتاتوری بیشتر نامشروع به نظر خواهد رسید لذا برای تحمیل خود نیازمند اعمال زور فیزیکی خواهد بود.

برخی ویژگی های نظام های اقتدارگرا متناسب با رژیم دموکراتیک:

  1. نظام چند حزبی / برگزاری ..... انتخاباتی در دوره های زمانی منظم اما بر خلاف جوامع دموکراتیک به حکومت شوندگان اجازه نمی دهد که از مدعیان مختلف رهبری حکومت واقعا یکی را انتخاب کنند.

شاید دلیلش این باشد که انتخابات حکم وکالت رئیس قوه مجریه را شامل نمی شود خواه پادشاه موروثی باشد(قذافی) در وضعیت دیگر ممکن است تجدید وکالت رهبران مدنظر باشد  اما به شدت کنترل شده و در صورت نیاز به توسل به تقلب ممکن است به شدت مخدوش شود.

1-2   کثرت گرایی محدود

مدارا یا کثرت گرایی محدود معیار جدا کننده اقتدارگرایی از توتالیتاریسم است.(تحمل ارتش ،کلیسا،دربار سلطنتی و...)

شرایط دوگانه محدود کننده این کثرت گرایی از نگاه خوان لینز:(خطوط قرمز)

  1. قدرت مرکزی اجازه می دهد که گروه های ذینفع در سیاست مداخله کنند و حدود اختیارتشان را تعیین می کند.
  2. اما گروه حق ندارد اصول بنیادین رژیم را در معرض شک وتردید قرار دهند،حق زیر سوال بردن رهبر رژیم و مشروعیت آن را ندارند.

کثرت گرایی  توام با رعایت خطوط قرمز ممکن است شکل دهنده یک نیمه یا شبه اپوزیسیون باشد.

1-3   ضعف بسیج مردمی و ایدئولوژی سیاسی

بعنوان جدا کننده آن از نظام توتالیتر

وجود شبکه های محدود سازمانی و فقدان مشارکت توده ها در نظام اقتدارگرا

کنار آمدن بهتر با حالت انفعال و بی اعتنایی افراد باستثناء نیاز مبارزه با استعمار و استعمارزدایی

سعی در صدد سیاست زدایی توده مردم دارد.

تخصیص فعالیت سیاسی به نخبگان

رژیم اقتدارگرا بعنوان سامان دهنده و بازسازی نظم اجتماعی،اقتصادی و فرهنگی

اصرار در خلق انسان نوین ندارند.

فاقد ایدئولوژی قوام یافته .... برتری جویانه

تئودور گیگر: رژیم های اقتدارگرا بیشتر با ذهنیت ها مشخص می شوند تا با ایدئولوژی ها

ذهنیت یا شیوه تفکر به طرز نا معین در مقابل وضعیت ها شکل می گیرند موجه تر و تجسمی تر هستند.

القاء ذهنیت به توده مردم دشوارتر ازایدئولوژی  است.

ساخت الگو .... از ان سخت است،نمی تواند ابزاری برای دین ستیزی و علم ستیزی و معیاری برای آزمون وفاداری باشد.

برای شناسایی نشان های ارجاع با مشکل مواجه می شویم.

نشانه های ارجاع رژیم های اقتدارگرا محدود است به ارزشهای خیلی کمی که در جامعه حضور دارند.

ملی گرایی / امپریالیزم ستیزی/احترام به سنتها/توسعه اقتصادی و عدالت اجتماعی

کثرت گرایی فرهنگی مدارا با هنر تا زمانی که وارد حوزه سیاست نشود و مشروعیت رژیم را زیرسوال نبرد.

قدرت اپوزیسون همراه با ضعف مشروعیت رژیم موجبات استفاده از ابزار سرکوب را به نحو فزاینده ای فراهم می کند.

2- گوناگونی رژیم های اقتدارگرا

مقوله باقی ماندگی:زمانی،جغرافیایی،تاریخی و مکانی

معیارها:کثرت گرایی محدود (رژیم منحصرا در اختیار نخبگان تکنوکراتیک با خاستگاه نظامی) ؛ شریک کردن رژیم در کارکرد رژیم

2-1 رژیم های اقتدارگرای سنتی

  1. سلطانی:اعمال قدرت رهبران بر اساس ساختار شبه فئودالی یادر چارچوب سازمان قبیله ای جامعه(امیر نشین های حوزه خلیج فارس)

دولت کاملا نهادی نشده است؛ عدم تمایز نهادیاز امر شخصی؛‌حوزه دولت حوزه شخصی حاکمان تلقی می شود.

با الهام از ماکس وبر و با تاکید بر خصوصیات ابزارهای حکومت این رژیم ها را نئوپاتریمونیال(پدر میراثی نو) می نامند.

رهبر خودش را از تبار پیامبر معرفی می کند.(مراکش سلطنت حسن دوم)

نقطه جدا سازی رژیم های سلطنتی از سلطانی معیار مشروعیت است.

رژیم سلطانی از منظر خوان لینز: ص107

تفاوت رژیم سلطانی و سنتی: ص107

شباهت رژیم توتالیتر و سلطانی

تفاوت رژیم توتالیترو سلطانی

فرمول تعریف رژیم سلطانی ص108

استفاده از خشونت خوان لینز ص 107

2-2 اقتدارگرای دیوان سالارانه نظامی

2-3 دولت ارگانیک

2-4 رژیم اقتدارگرای بسیج کننده

2-5 اقتدارگرای پسا توتالیتر