فصل ششم شهروندان

در نخستین رویکرد:شهروندی را مجموعه حقوق و تکالیف به رسمیت شناخته شده برای اعضای یک اجتماع سیاسی تعریف کرد: از جمله حق شرکت مستقیم یا غیر مستقیم در اعمال قدرت

شهروند عضو یک اجتماع سیاسی است که ازمزایا و نیز مسئولیت های وابسته به این عضویت برخوردار است.

برخوردار ار برخی حقوق بازای قبول پاره ای تکالیف

شهروندی یک وضعیت حقوقی و یک واقعیت جامعه شناختی و تاریخی است.

1- مفهوم شهروندی

1-1   حقوق و تکالیف

مفهوم شهروندی بلحاظ تاریخی وابسته به توسعه دموکراسی است. به نحوی که در بسیاری از کشورها ارتباط تنگاتنگی به مفهوم ملیت داشته،در چارچوب دولت ملت دارنده تکه از حاکمیت ملی است و فقط دارندگان ملیت شهروند محسوب شده و حق دارند حقوق سیاسی اعمال کنند.

سه مرحله شکل گیری شهروند مدرن از منظر ت.ه مارشال:

  1. تاکید بر حقوق مدنی قرن 18 در چارچوب انقلاب های دموکراتیک واعلامیه استقلال امریکا و حقوق بشر و شهروند 1789 (آزادی بیان،دین،حقوق مالکیت،برابری در برابر قانون)
  2. کسب حقوق سیاسی در قرن19 توسعه دموکراسی نمایندگی(حق انتخاب و منتخب شدن)
  3. حقوق اجتماعی در قرن 20 توسعه دولت رفاه (آموزش و پرورش،بهداشت،کار،مسکن و بازنشستگی)

شهروندی شامل حقوق است و  حقوق متضمن بجا آوردن برخی تکالیف:

از جمله مشارکت فعال درزندگی سیاسی،مشارکت در انتخابات و رای دادن،پرداخت مالیات،عدم غفلت از خیر عمومی

شهروند خوب شخصی است باتقوا و ... آیین مدنی

دو مدل مفهوم شهروندی:

الف)مدل فرانسوی فردگرایی و عام گرایی

به نظر می رسد فرانسه در طول تاریخ توانسته مدلی جمهوری خواه شهروندی ایجاد کند که  بر مفهوم فردگرایانه و عام گرایانه استوار است که بر اساس آن  حقوق شهروندی مبتنی بر حقوق فردی و فردگرایانه است و نه مبتنی بر گروه ها و اجتماعات(قومی،فرهنگی،دینی و نژادی)؛ زیرا بطور سنتی از طرف دولت هیچ حق سیاسی خاصی  به جهت خاستگاه گروهی و نژادی واگذار نشده است.

از طرفی چون حقوق  عام،عام و برابر به رسمیت شناخته شده است عام گرایانه است.

قانون  نفع خصوصی را تهدیدی برای نفع عمومی می داند بنابراین بنا ندارد حقوق خاص گرایانه را مدنظر قرار دهد.

در فرانسه تمایز میان شهروندان بر مبنای نژاد و دین ممنوع است.(نتیجه اصل لایسیته بعنوان بنیان شهروندی به ویژه در فرانسه)

مدل فرانسوی شهروندی با دو دیژگی عامگراینه و اصالت فرد مشخص است و در تضاد با مدل کثرت گرایانه امریکایی

این مدل با حضور دولت قوی تبیین شده و به نوعی توانسته مشروعیتش (لائیسیته) را در حوزه عمومی تحمیل کند و با جدا کردن شهروندان از اجتماعات واسطه ای به آنان ارتباط مستقیم برقرار کند.

ب) مدل امریکایی (انگولاساکسون)

افراد بواسطه عضویت در گروه،حزب، سندیکا و انجمن شناخته شده و بواسطه آن واجد حق و تکالیف قرار می گیرند نه بالذات

پلورالیسم(کثرت گرایی) بر معیار گروه ها و تعدد آنها معنا می یابد.

افراد برای برخوردار شدن از حقوق بشر لازم است اجتماعی شوند و به عضویت یک حزب یا گروه اجتماعی درآیند.

افراد عضو گروه ها و احزاب و... بواسطه عضو بودن حقوقی دارند و تکالیفی بنابراین می توان گفت کنشگرانی فعال در جامعه هستند.

2- شهروندان و سیاست

2-1 سیاسی شدن

 وجود رابطه قوی بین صلاحیت سیاسی و علاقه به مطالعه کارکرد حوزه سیاسی(دانش بیشتر سیاسی منجر به علاقه بیشتر به امور سیاسی می شود.) از سویی بنابر قاعده در جامعه شناسی سیاسی افراد غیر سیاسی به سیاستمداران بدبین بوده و به سیاست بی اعتماد هستند.

شدتی که با آن کارگزاران اجتماعی،رقابت سیاسی و کار کنشگران سیاسی را پیگیری می کنند.

ایراد آن اینست که به مفهوم نهادی و نوع رسمی سیاست تکیه می کند.

بی علاقگی و رویگردانی از سیاست با بی اعتمادی و با دشمنی فزاینده نسبت به نظام سیاسی بستگی دارد.

بی اعتنایی شهروند به امر سیاسی پدیده سیاسی مهم دموکراسی های معاصر است.

وجود رابطه نیرومند میان علاقه مندی به سیاست و داشتن صلاحیت سیاسی بعنوان دانش علمی و فنی درباره جهان سیاست و عنصر تعیین کننده در گرایش علاقه مندی به فعالیت سیاسی تخصصی است.

شهروندان علاوه بر شناخت چالش های دنیای سیاست به داوری مبتنی بر معیارهای دیگر رجوع کنند.

2-2 اندازه گیری صلاحیت سیاسی شهروندان

  1. میزان شناخت شهروندان از احزاب،دولتمردان و فعالان سیاسی کشور
  2. درجه شناخت آنها از مسائل سیاسی و نظرشان درباره محتوی مناظره سیاسی
  3. اندازه گیری سیاست هایشان درباره معیارهای طبقه بندی و ارزیابی اختصاصی سیاسی

عدم اعلام موضوع ؛ عدم علاقه به سیاست

آنهایی که صلاحیت سیاسی بیشتری دارند همیشه شانس بیشتری برای اثبات صلاحیت بیشتر دارند.

واقفان بیشتر مسائل سیاسی پیگیری کنندگان اصلی فعالیت های انتخاباتی هستند.

برخلاف تصور قالبی،رسانه های گروهی (رادیو،تلویزیون،مطبوعات نوشتاری) از سیاسی کردن بصورت پایدار شهروندان ناتوان هستند.

لازارسفلد بر اساس مطالعه جامعه امریکا می گوید جهت گیری های سیاسی شهروندان پایدار است و همسو با هنجار های خانوادگی،اجتماعی و فرهنگی شان(پیروی زنان از نظریه سیاسی مرد خانه) از این جهت او به این نتیجه می رسد که رسانه ها تاثیر محدودی بر جهت گیری سیاسی دارند.

سه مرحله فلیترینگ ذهن مخاطب:

  1. وجه گزینشی:گرایش به اخبار و اطلاعات که در تناقض با الگوی فکری نباشد.
  2. دریافت گزینشی:دریافت بخشی از پیام ها (حتی بصورت کمی شنیدن برخی اخبار را انتخاب می کند.)
  3. خاطره سازی گزینشی:تنها بخشی از پیام ها در حافظه می ماند.

در این سه مرحله است که تاثیر پیام ها بر مخاطب متحول می شود.

شهروندان بیش ازآنکه دریافت کننده پیام بصورت عمودی(انتقال پیام از طری رسانه ها(رادیو تلویزیون و...)) باشند دریافت کننده پیام بصورت افقی(انتقال پیام درون گروه ها و حرف شنوی از رهبران گروهی) هستند.بنابراین می توان گفت تاثیر گروه های مرجع بیش از رسانه هاست.

از آن جهت که همزاد پنداری تاثیرگذاری بیشتری دارد رسانه ها برای تاثیرگذاری بیشتر پس از شناسایی گروه های مرجع و حتی ایجاد آنها باید ابتدا پیام را بصورت اقناعی به آنها منتقل کنند و از این طریق تاثیرگذاری خود را بر افکار عمومی افزایش دهند.(مثل حلقه مداحان و...)

با تقویت هویت سیاسی بخاطر سپاری پیام های رقیب کاهش می یابد.

3- تبیین نابرابری های سیاسی

3-1 صلاحیت سیاسی و موقعیت اجتماعی

بالا بودن موقعیت افراد در سلسه مراتب اجتماعی علاقه مندی آنها را به سیاست افزایش می دهد.

ارتباط علاقه مندی به سیاست با سطح سواد،نوع شغل،سطح زندگی و ...

علاقه به فعالیت های انتخاباتی بطور منظم با ارتقاء موقعیت اجتماعی افزایش می یابد و بدین ترتیب تایید می شود.

نابرابری اجتماعی در سازوکارهای علاقه سیاسی حضور دارد.

توانایی بیان عقیده سیاسی تخصصی ایجاب می کند که پاسخگو به حداقلی از معیارهای ارزیابی سیاست مسلط باشد.

کارگزاران از لحاظ اجتماعی و فرهنگی برخوردار هستند که ابزار لازم برای رمززدایی از طرزکار حوزه سیاست را در اختیار دارند.

صلاحیت نابرابر به سیاسی شدن نابرابر منجر خواهد شد.

3-2 عوامل سن و جنس

ترکیب سن با سایرعوامل بیان شده در سطور قبل

زنان نسبت به نظام سیاسی بی اعتمادتر از مردان هستند و بیشتر از مردان ارزش های افراطی راست گرایی را رد می کند.

موضع گیری چپ زنان بارزتر از مردان است.

ترکیب جنس با سایر فاکتورها بیان شده است.

گاکی: نابرابری در امور سیاسی بر حسب طبقات یکی از دلائل متاثر از سطح تحصیلات نابرابر است.

فصل هفتم احزاب سیاسی

بعنوان بازیگران اصلی صحنه سیاست از اواخر قرن19

رقابت سیاسی به رقابتی بین احزاب برای تسخیر نهادها و کسب قدرت

احزاب با در کنترل داشتن انحصار انتخابات دست به کنترل مجموع نهادهای سیاسی می زنند و در گزینش حکومت ها نقش آفرینی می کنند.

برای درک کارکرد دموکراسی فهمیدن کارکرد احزاب از ضروریات است.

احزاب سیاسی قبل از هر چیز سازمانهایی هستند که بطور مستقیم در رقابت با پست های سیاسی و مواضع قدرت مشارکت دارند.

ماکس وبر در خصوص توانایی احزاب در به قدرت رساندن رهبرانشان تاکید می کند.

احزاب مقدم بر هر چیز بنگاه های جمع اوری آراء هستند.

کالاهای سیاسی در انتخابات(برنامه ها،وعده ها،سیاست عمومی) ؛ مبادله حمایت ها

تعمیم رای گیری عمومی و توسعه احزاب رابطه تنگاتنگی وجود دارد.

قد علم کردن احزاب در برابر تشکیلات اعیان

سرمایه جمعی پشت سر رهبران بواسطه احزاب ایجاد شده کمبود سرمایه انفرادی آنان در مقابل اعیان را جبران می کند.

1- تعریف احزاب سیاسی

1-1   تعریف مقدماتی از احزاب سیاسی

چهار معیار مد نظرجوزف لاپالومبارا / بیرون وینز:

  1. برخوردار از سازمان پایدار بعضا عمر سازمانی طولانی تر از رهبران است.(موتلفه درایران،حزب گولیست ها در فرانسه و...)
  2. برخوردار از تشکیلات سازمانی شعبه های محلی و ارتباط نزدیک با ستاد مرکزی ملی(تشکیل واحدهای پایه(بخش ها و فدراسیون ها) در سراسر سرزمین
  3. اراده بارز برای کسب قدرت  بطور آشکار چه از طریق انقلاب یا اصلاح و یا اصقلاب(اصلاحات انقلابی و زیربنایی)
  4. عزم جزم آن برای کسب حمایت مردمی (متفاوت با اتاق های فکر است)

یک حزب سیاسی سازمانی پایدار است که در پهنه سرزمین ملی با هدف کسب قدرت سیاسی در پرتو حمایت مردمی فعالیت می کند.

و متفاوت با گروه های ذی نفوذ که هدفشان نه کسب قدرت بلکه تاثیرگذاری بر قدرت است.

احزاب بر خلاف گروه های نفوذ فعالیت آشکار داشته و نسبت به عملکرد خودپاسخگو هستند.

1-2   کارکرد های احزاب سیاسی

  1. آشکار:صریح و اعلامی

برنامه ای: برنامه ایدئولوژیک به مناظره سیاسی،ایجاد فرصت انتخاب جهت برای رای دهندگان

گزینشی: تعیین نامزدهای انتخاباتی و عضو گیری

سازماندهی: سامان دادن رفتار گروه های پارلمانی

  1. پنهان:

جامعه پذیری یا یگانگی اجتماعی، با عرضه محیط مشترک،ارزش های مشترک،القاء احساس قدرت و اعتماد به دسته ای از افراد که احساس می کنند طرد شده اند.

تاثیر غیر مستقیم روی نظام سیاسی(مشروعیت بخشی به نظام سیاسی)

احزاب با حفظ کنترل در تعیین نمایندگان مجلس قانونگذاری وسازماندهی زندگی سیاسی از گروه های پارلمانی نقش کلیدی خود را در نظام دموکراتیک حفظ کرده اند.

2- نوع شناسی احزاب

2-1 نوع شناسی پیشتاز افتراق حزب کادرها و حزب توده ای

تفاوت احزاب در موضع گیری ایدئولوژیکی شان؛ریشه تاریخی و مشخصات سازمانی و وجود کثرتی از ساختار در ذیل واژه حزب

موریس دوروژه احزاب را به دو دسته کادرها و توده ها تقسیم می کند(ترسیم وضعیت سیاسی دهه 1950)

  1. احزاب کادر:

 سازمان های متشکل از افراد و اشخاص سرشناس و صاحب مقام

تحول نظام رای گیری از خواص(مالیات دهندگان) به عموم مردم آنها را وادار به متحد شدن نمود.

تمکز فعالیت روی انتخابات و جذب نخبگان اجتماعی

ثروت و شهرت انها بعنوان مهمترین منابع انتخاباتی آنها

متکی بر شبکه اعیانی نسبتا مستقل محلی

انضباط کم و سلسله مراتب ضعیف

هواداران اندک

حزب کارگزارن درا یران

  1. احزاب توده ای:

عضو گیری افزایشی

تعداد هواداران پرشمار بعنوان اعضای دائمی فعال کننده حزب (بخصوص تبلیغات های انتخاباتی)

حق عضویت مهمترین منبع تامین مالی هزینه ها

مولود انتخابات با رای گیری عمومی هستند. اما لزوما معطوف به انتخابات نیستند.

از نگاه دوروژه احزاب کارگری بهترین نوع از اینگونه احزاب هستند

عوامل موثر بر فعالیت های حزبی: شیوه های معاشرت،تغییرات اجتماعی و اقتصادی و...

کادرسازی کرده و به افراد اجازه حضور و رقابت در پیروزی های انتخابات را می دهند.

جبهه ملی دوران مصدق

 

2-2 احزاب سیاست پیشگان

دوگانه پنداری دوروژه بواسطه حضور صورت های جدید سازمان حزبی که می توان آنها را حزب سیاست پیشگان نامید اعتبارش را از دست داده است.

شمار اعضای داوطلب حزب سیاست پیشگان بسیار کمتر از احزاب توده ای است.

فعالیت اصلی حزب به اهل فن سپرده شده است که بازای خدمتشان حق الزحمه دریافت می کنند.

حزب سیاست پیشگان از احزاب کادر نیز متفاوت است.

مسئولین احزاب سیاستپیشگان وابستگی تنگاتنگی با یک سازمان حزبی دارند که از آنها حمایت می کند و بدون حمایت آنها شانسی برای پیروزی در انتخابات ندارند. ص 147

این نوع بطور کلی مانند یک ماشین سازمان یافته برای رقابت های انتخاباتی است که رسالتش مدیریت منابع مالی است.

فعالیت تبلیغاتی اش را به بنگاه های بازاریابی سیاسی،موسسات تبلیغاتی،کارشناسان روابط عمومی و ... واگذار می کند.

تنوع در محتوی بسته ایدئولوژیک بخاطر جلب رای حداکثری

مبتکر این تحلیل اتوکیو شهایمر در بستر اجتماعی به شرح ویژگی های زیر است:

  1. فرسایش شکاف های اجتماعی سنتی
  2. عمومیت یافتن دولت رفاه
  3. توسعه رسانه های گروهی

گرایش رای دهندگان شبیه به رفتار مصرف کنندگان

شهایمر:احزاب نمایندگی فردی و یکپارچگی توده ای در برابر نوع جدید از احزاب که او آنرا چنگ اندازی ماهر می نامد رنگ خواهند یافت.

نقش رهبران به زبان اعضاء ارزش و اعتبار بیشتری می یابد،جلب آرای طیف گسترده رای دهندگان خط مشی حزب را تعیین می کند.

بسته ایدئولوژیکی حزب تکیده شده است و بصورت یک پیش شرط بی قید وشرط در می آید.

این مقدمه ای است برای جلوس صورت جدید سازمانی ص148

حزب کارتل و مثال ایده هایی که توسط ریچارد کتر و پیتر مایر طرح شده است

در جهتی متکامل فرایند حرفه ای سازی احزاب را تبیین می کند.

در این چشم انداز احزاب کارگزار تربیت و گزینش سیاست پیشگان می شوند که روابط تنگاتنگی با ساختارهای دولتی دارند،موجب بقایشان تامین منابع مالی از تخصیص منابع از بودجه عمومی است.

با دور شدن از جامعه مدنی ومبارزان حزبی چند کارتل تشکیل داده و با نوعی تفاهم متقابل برای تقسیم منافع بین خودشان متحد می شوند.

پدیده کارتل سازی از پیامدهای محدود کردن رقابت انتخاباتی و نیز برانگیختن واکنش ضد کارتل که منشاء ظهور احزاب راست افراطی در اروپا بوده است.

حزب سیاست پیشگان در نظام سیاسی دموکراتیک رفته رفته اهمیت بیشتری پیدا می کند

بدلیل انعطاف پذیری بهتر با سازروکار انتخابات جفت و جور می شود با تحولات رقابت های سیاسی سازگاری بهتری دارد.

با اینکه این تحلیل ها از دگر دیسی انکار ناپذیری پرده برداری می کندنباید از یاد برد که احزاب بر محیط زندگی و شکاف های اجتماعی ریشه دارند.

3- احزاب در رقابت سیاسی

احزاب سیاسی در واقعیت فضاهایی هستند که در انها هم منطق همکاری حاکم است و هم منطق رقابت

نفع احزاب همکاری را و ضرورت کنترل منابع سازمانی و سرمایه جمعی اتخاذ مشی رقابتی را ایجاب می کند.

3-1 رقابت درون حزبی

رقابتی قبل از رقابت در صندوق رای با احزاب دیگر

گزینش برای ورود به میدان رقابت اصلی

شانس فعالان حزب برای رسیدن به پست های مسئولیتی حزب

نامزد شدن متاثر از خاستگاه و موقعیت اجتماعی فرد (سرمایه فرهنگی،تحصیلی و جنسی و...)

هر اندازه در سلسله مراتب حزبی بالا رویم رهبران شباهت کمتری با اعضای حزب دارند

نسبت کارگزاران برخاسته از سنخ اجتماع .... در جامعه بیشتر است.

رقابت درونی حزبی گرایش دارد که منطق های گزینش اجتماعی نافذ در جامعه را باز تولید می کند. ص150

3-2 رقابت میان احزاب

مشارکت چند حزب در رقابت انتخاباتی بر حسب برخی منطق های اجتماعی و سیاسی سازمان یافته بعنوان یکی از مشخصه های اصلی دموکراسی لیبرال

سوالاتی در خصوص خاستگاه رقابتی بین احزاب:

آیا احزاب نمایندگی گروه هایمختلف و متفاوت اجتماعی را نمایندگی می کنند؟

آیا احزاب تقسیمات عمیق جامعه را تجسم می کنند؟

وجود تضادها و حتی ستیزه های پایدار در جوامع بر سر تعدادی پرسش و چالش اجتماعی،سیاسی و فرهنگی که متاثر از ساختار تاریخی هستند شکل گرفته اند.که در جامعه شناسی سیاسی آنرا شکاف می نامند. ص152

اشتاین روکان:

شناسایی دو ستیز بزرگ تاریخی که منشاء چهار شکاف بوده اند:

  1. ملیت سازی:1. شکاف دولت و کلیسا و 2. شکاف مرکز پیرامون
  2. انقلاب صنعتی: 1. شکاف شهر و روستا و2. شکاف کار و سرمایه

بازتاب متفاوت و شکل گیری احزاب سیاسی متفاوت و نظام های سیاسی مختلف ص153

شکاف دولت و کلیسا:

درطول قرن نوزدهم و نیمه اول قرن بیستم،کشاندن این شکاف امور آموزش و پرورش که در فرانسه بعنوان یک سیاست و شکاف ساخت دهنده قابل بررسی است.

احزاب با گرایش دینی بعنوان حامیان نقش سنتی کلیسا (احزاب راست)

احزاب لائیک بعنوان حامیان جدایی دین از سیاست (احزاب چپ)

شکاف مرکز پیرامون:

نتیجه تشکیل دولت – ملت و تمرکز قدرت سیاسی است که در قرن نوزدهم شتاب گرفت و زیر سوال بردن حفظ سنت های محلی

احزاب چپ:

تمرکز گرایان و طرفداران وحدت سیاسی،اداری فرهنگی کشور (ژاکوبن ها در فرانسه)

مدافعان خود مختاری محلی صیانت از خصوصیات محلی(ژیروندن ها)

احزاب راست گرا:

گلیست ها طرفداران تمرکز و لیبرال ها موافق عدم تمرکز 

احزاب منطقه گرا،خودمختار طلب،استقلال طلب از جمله دیگر احزابی بودند که روی شکاف مرکز پیرامون سازمان یافتند.

شکاف شهر و روستا:

تقابل منافع کشاورزی و منافع صنعت در مناقشه مربوط به سیاستها گمرکی و سطوححمایت گرایی اقتصادی عینیت می یابد که امروز نسبتا کم رنگ شده است.

(حزب سبزها احتمالا روی شکاف جدید پسا مادی گرایی قابل تحلیل است.)

مبترزان جنبش شکار،صید؛ صنعت و طبیعت بدنبال احیاء شکاف شهر و روستا بوده اند.

شکاف کار و سرمایه

اصل تعارض منافع دارندگان نیروی کار(فروشندگان نیروی کار) ودارندگان سرمایه و وسایل کار(خریداران نیروی کار)

مرجع آن ایده مبارزه طبقاتی است.

احزاب بورژوازی (پدر میراثی) محافظه کاران و لیبرال ها)

احزاب کارگران سوسیالیست ها،دموکراتها،حزب کارگر انگلستان ص154

احزاب سیاسی جامعه اروپایی از لحاظ سیاسی از گسیختگی های جامعه بهره برداری کرده و روی شان سرمایه گذاری کرده و بعضا به تقویت آنها کمک کرده اند. ص 154

احزاب به صرف اعلاوم خود بعنوان نمایندگان گروه های اجتماعی به ساختن هویت آنها کمک می کنند. ص 155

3-3 کم رنگ شدن شکاف ها

احزاب بواسطه کم رنگ شدن شکاف ها تبیین کننده وضعیت سیاسی،شکاف های اجتماعی آن نیستند.

بیشتر متشکل از نیروهای عملگرا هستند،روی شکاف های بزرگ ساخت دهنده موضع گیری نمی کنند و نمایندگی طبقه خاصی را یدک نمی کشند.

با داشتن موضع غیر طبقاتی وعده هایی می دهند تا طیف گسترده تری را مخاطب قرار دهند.

تحت تاثیر برخی تحولات ساختاری همانطور که شکاف های گذشته کم رنگ شده اند اما شاهد هستیم که شکافهای جدیدی شکل گرفته اند.

جنش ملی 1968 فرانسه بارزترین نمونه آن است.

برابری جنس ها،دفاع از محیط زیست،رسمیت شناختن هویت ها بعنوان محصول پسا مادی گرایی

نیروهای آزادیخواه و اقتدارگرا را در مقابل هم قرار می دهد.

روی شکافآزادیخواهی و اقتدارطلبی: گفتمان های ملی گرایانه(پوپولیستی) و بیگانه هراسی

پیترواینیالیستی ص 157

ظهور نیروهای سیاسی بارزترین نشانه یک جنبش ضد انقلاب آرام که با انقلاب آرام مبارزه می کند.

انقلاب روی محور ارزش های آزادیخواهان ،نو محافظه کاران مبتنی بر آمیزه های اقتدارگرایی اخلاقی و آزادی افراط گرایانه اقتصادی سازمان یافته

اما همچنان برخی شکاف های سنتی حالت ساخت دهندگی خود را ازدست نداده اند بنابراین می توان گفت شکاف مورد نظر روکان ممکن است تغییر کرده باشند اما از بین نرفته اند.

بی اعتنایی به ظهور شکافهای جدید که تشکیل نیروهای حاشیه ای را سبب می شوند نیز معقولانه نخواهد بود.

نیروهای حافظ محیط زیست ..... نیروهای مخالف نقض حاکمیت ملی دولت ملتها (اتحادیه اروپا) حاکمیت گرایان

 

4- نظام حزبی و شیوه رای گیری

برای بررسی  شناخت نظام چند حزبی شناخت موارد زیر ضروری است:

تعداد احزابی که برای کسب قدرت رقابت می کنند و چگونگی روابط متقابلشان

در امریکا دو حزب و در برخی کشورها بیش از دو حزب

دلیل تعدد احزاب با مشخصات نهادی رژیم های سیاسی ضروری است.

تاثیر برخی قواعد حقوقی بر ساختار احزاب سیاسی

شیوه رای گیری بعنوان عامل تبیین کننده ساختار نظام های حزبی

موریس دوروژه درباره اثر بخشی شیوه های رای گیری بر نظام حزبی پیشنهاد می کند سه قانون مدنظر باشد:

  1. رای گیری اکثریتی یک دوره ای

برای نظام های دو حزبی متشکل ازاحزاب مستقل که ساختار منضبط دارند مناسب است.

این شیوه رای گیری نیروهای اقلیتی را بی نصیب می کند راه را برای پیروزی احزاب مسلط در حوزه های انتخاباتی هموار می کند.

رای دهندگان  را به رای مفید سوق می دهد.(رای دادن به نامزدی یا لیستی که احتمال پیروزی بیشتری دارد.)

راغبان کسب موقعیت سیاسی بالا مجبور به کسب حمایت یکی از احزاب قدرتمند هستند.

این شیوه رای گیری منصفانه نیست زیرا ممکن است برخی گروه ها اصلا نماینده ای در پارلمان نداشته باشند.

رهبر حزب قوی رئیس دولت می شود و با حمایت اکثریت پارلمانی حکومت پایدار تشکیل خواهد داد.

  1. شیوه رای گیری اکثریتی دو دوره ای

موثر برای نظام های چند حزبی که احزاب به همدیگر وابسته اند.

تنوع بیشتر را مکان پذیر می کند

رای دهندگان کمتر زیر فشار رای مفید هستند.

به احزاب فرصت می دهند نیروهایشان را در دور اول محاسبه کنن و بر اساس ان برای اتحاد در دور دوم مذاکره کنند.

ضرورت کسب اکثریت پارلمانی ایجاب می کند احزاب با هم متحد شوند. ص162

فضای مساعدی برای دو قبطی کردن فضای سیاسی ایجاد می کند.

ظهور احزاب مسلط را تسهیل می کند.

تضمین کننده کثرت گرایی سیاسی است.

از لحاظ عدالت نمایندگی شیوه منصفانه ای نیست زیرا عده ای به قدر سهم شان نماینده ای ندارند.

  1. شیوه رای گیری نسبی

متناظر با نظام چند حزبی که از احزاب... ساختار انعطاف پذیر و مستقل از یکدیگر تشکیل شده اند.

چند حزب گرایی به تکه تکه شدن نمایندگی پارلمانی منجر می شود.

لیست های چند برابر نامزدهای نمایندگی

دیدگاه های برنامه ای وایدئولوژیکی متفاوت

بی فایده بودن اتحاد و ائتلافها در سطح رای دهندگان

مدافعان: بهترین شیوه رای گیری

مخالفان: ناپایداری حکومتی

قدرت نظارتی ستاد رهبری حزب روی نمایندگان منتخب حزبی را افزایش می دهد.

دست به دست شدن قدرت را دشوارتر می کند.

ممکن است دو شیوه رای گیری متفاوت در دو بستر اجتماعی متفاوت یک نمایندگی سیاسی مشابه تولید کند. ص164

مدنظر قرار دادن کل مقررات مندرج در قانون انتخاباتی

حد نصاب کسب کرسی نمایندگی

اندازه حوزه رای گیری

بازارهای انتخاباتی زیر سلطه جمعیت حزبی هستند.

قدرت پیش بینی کننده عوامل سرنوشت ساز

وزن شکاف های اجتماعی

سنت های سیاسی

روند تاریخی ص 166 -167  

 

 

 

 

 

فصل هشتم حرفه ای شدن سیاست

حرفه ای شدن سیاست بعنوان یک فرایند تاریخی بعنوان حاصل پذیرش اصل دموکراتیک که بموجب آن هر شهروند بتواند در قدرت ظهور پیدا کرده و شریک باشد.

1. حرفه ای شدن سیاست به مثابه پدیده تاریخی

1-1   حرفه ای شدن سیاست چیست؟

با وجود دو شیوه مختلف سیاست ورزی و سطوح گوناگون تعهد فردی در سیاست که عمده ترین وجوه آن عبارتند از:الف)آنهایی که سیاست برایشان فعالیتی است در میان فعالیت های دیگر(شور و هیجان سیاست برایشان اهمیت زیادی ندارد)؛ب)آنهایی که سیاست برایشان یک شغل حقیقی است.(ظهور سیاست بعنوان پدیده ای خاص و بعنوان شغل در ابتدای قرن 20م)

تحلیل ماکس وبر از این پدیده تمایز تاریخی:

  1. دوره مدیریت اعیان و اشراف متناظر برای زیستن برای سیاست
  2. دوره حرفه ای شدن سیاست متناظر با زیستن از سیاست

در عصر زیستن برای سیاست شخص باید منابع مهمی داشته باشد به همین دلیل سیاست ورزی  تا قرن 19 بواسطه اعیان و اشراف انجام می شد بدون انتظار دریافت حق الزحمه(آنها وقت و درآمد کافی برای پرداختن به مسائل سیاسی را داشتند در حالیکه طبقات کارگر و متوسط بدلیل نداشتن فرصت و درآمد کافی توان پرداختن به مسائل سیاسی را نداشتند.)

بنابراین در جوامعی که فعالیت سیاسی متضمن ایجاد فرصت و حتی درآمد نیست بطور اجتناب ناپذیری فعالیت سیاسی محدود به اعیان و توانگران می شود واین همان چیزیست که ماکس وبرآنرا اداره اعیان و اشراف می نامد.

در یک مرحله تاریخی کند و همزمان با گسترش و شکل گیری یک بازار سیاسی دموکراتیک  اداره اعیان به تدریج جایش را به افراد می دهد که بواسطه سیاست زندگی می کردند.

گسترش بازار انتخاباتی فرصت ورود کارگزارانی غیر از اعیان را برای پرداختن به سیاست از منابع شخصی لازم برای پرداختن به سیاست بدون حمایت خارجی برخوردار نبودند(وکلا،معلمان و طبقه متوسط جدید درحال رشد.)

بنابراین بدین صورت است که آنهایی که می خواهند  از سیاست زندگی کنند ضرورت تعین حق الزحمه برای سیاتورزی با برقراری یک نظام جبران مالی و توسعه پستهای تمام وقت در احزاب می انجامد.

 به عقیده ماکس وبر:تصویب قوانین پرداخت حق الزحمه به مشاغب منتخب به همراه ساخت دادن رقابت انتخاباتی و توسعه تشکیلات سازمانی احزاب بعنوان عمده ترین کارگزاران حرفه ای سیاست فرصت حضور اعیان و حوزه نفوذ آنها را از بین می برد(یا به حداقل می رساند.)

فرامتن 18 را بخوانید.

1-2   تصویر جامعه شناختی سیاست پیشگان

همگنی اجتماعی نخبگان سیاسی بعنوان نتیجه سازوکار گزینش مشابه در بسترهای محل متفاوت است.

1-2-1 نمایندگان مجلس

مردی میان سال متعلق به طبقه متوسط و بالا،برخوردار از یک سطح تحصیلی خوب که به تدریج یک سیاست پیشه شده است.

فرامتن 19 را بخوانید.

انتخابات ملی غالبا بعنوان منزلگاه نهایی یک مسیر طولانی که از مجموه راه حل پیشین برای کسب منافع و شبکه ها عبور می کند

یکی از مشخصه های نمایندگان مجلس سطح تحصیلی آنهاست به نحوی که بصورت اشکارا سطح تحصیلی نمایندگان بالاتر از سطح تحصیلی جمعی است که آنان را انتخاب می کنند.

بنابراین از گذر تحولات نمایندگان مجلس کشورهای اروپایی،همگنی اجتماعی بالا در سطح سیاست پیشگان را سبب شده  و از سویی موجبات کم رنگ شدن سنخ نمایندگان اشراف و بورژوازی است که خود نشانی است بعنوان حرکت از اداره اعیان به سمت سیاست پیشگان حرفه ای.

1-2-2 وزیران

  1. حضور زنان در عرصه سیاست ورزی اغلب در حوزه های امر باصطلاح زنانه:خانواده،آموزش و پرورش،بهدشت،امور اجتماعی و محیط زیست (تقسیم جنسیتی نقش های اجتماعی در حوزه سیاست.
  2.  بالاتر بودن خاستگاه اجتماعی و شغلی بالاتر و طی کردن دوره تحصیلی نخبه گرایانه تر از نمایندگان مجلس برای اعضای دولت

1-3   سه گروه مسلط

اکثر سیاستمداران حرفه ای از قشرهای متوسط و بالای جامعه هستند علاوه بر نمایندگان مجلس و هیات وزیران سه گروه به شرح ذیل قابل بیان هستند:

1-3-1 سیاست پیشگان ناب

دارای سبقه حزبی و سندیکایی (فراوان در ایتالیا و المان)

1-3-2 کارمندان متعهد در سیاست

کارمندان در آلمان و فرانسه در بدنه سیاسی حضوری پر رنگ دارند.

چند عامل کارمند گری در عالیترین مشاغل سیاسی:

تسهیلات پایگاهی که کارمندان از آن برخوردارند(نمایندگان مجلس که از محل اشتغال مامور شده اند.

منزلتی که کارمندان عالیرتبه در این کشورها از آن برخوردارند.

ضعف نسبی احزاب سیاسی که با کارمندان عالیرتبه و سهولت بیشتری مهارپذیر می شوند.

دو عامل ضعف نسبی کارگزاران شغل دولتی تا حدود زیادی تصویر بعد و به ضعف منابع تشکیلات اداری در ایتالیا و نیرومند بودن دیوان سالاری حزبی در ایتالیا بستگی دارد. که خواهان حق انحصاری در مشاغل سیاسی است.

حضور معلمان در مجلس عوام انگلیس از طرفی فرصت استفاده از کارکنان دولت از عوامل موثر بر آن است.

1-3-3 مشاغل آزاد

بعنوان یکی از مولفه های مهم گروه سیاست پیشگان حرفه ای

حضور خوب در مشاغل قانون گذاری فرانسه، آلمان، ایتالیا و انگلستان

در صف اول وکلای دادگستری

تفاوت جامعه شناختی در حوزه مشاغل سیاسی به تدریج که در سلسله مراتب بالا می رویم کاهش می یابد (پر رنگ تر شدن همگنی در راس سلسله مراتب)

ناهمگنی شدید در سطح رای دهندگان و یا رزمندگان حزبی،نا همگنی در سطح نمایندگان مجلس قانونگذاری را بالا می برد.

2. پویایی شغل سیاسی

2-1 مسیرهای مختلف سابقه شغل سیاسی

  1. مسیر صعودی (محلی به ملی)

با استقرار محلی  و کسب یک یا چند ماموریت نمایندگی محلی آغاز می شود.(صعود به مقطع بالاتر نمایندگی ها در سطح ملی)،گرفتن پست های ملی( وزارت و ...) در مرحله نهایی فوق العاده گزینشی خواهد بود.

این گونه حرکت بیشتردر احزاب توده،کارگری نیز قابل ردیابی است در خصوص افرادی که سابقه حزبی دارند.

  1. مسیر نزولی (ملی به محلی)

بیشتر و عموما دانش آموختگان مراکز آموزش عال هستند که به محض پایان یافتن تحیل وارد یک دفتر وزارتی یا ستاد حزبی می شوند.(عبور از یک مرحله چتر بازی در بازار سیاسی در تقابل با داوطلبان محلی که خواهان طی مسیر سنتی و صعودی قبلی هستند.

اما دانش آموختگان باید بواسطه فعالیت خود به یک استقرار محلی برسند وبعداز آن است که رقابت آغاز می شود که پیروزی دراین رقابت به میزان نفوذ احزاب بستگی دارد.

2-2 ویژگی های مورد فرانسه

سابقه مدیریت دولتی راه ورود به عرصه فعالیت سیاسی را محدود می کند.(آلمان) همین طور برای کسب موفقیتی مسلط در بخش خصوصی را(پانتوفلاژ)

جدا نبودن مشاغل اداری و سیاسی در فرانسه موجبات اتحاد دو نوع منبع اداری سیاسی  و نقش موثران در ایجاد موقعیت برای نخبگان (کمک دو پهلو به همدیگر)

شایستگی تحصیلی که در مراکز آموزش عالی آغازمی شود برای حضور در موقعیت اداری و پرتاب به امور سیاسی

دو اجبار نخبگان سیاسی اداری:

  1. اصل تجمع گذراندن دوره های آموزشی دردو مدرسه عالی:1.علوم اداری و 2.مدرسه بازرگانی
  2. رتبه فارغ التحصیلی مدارس عالی

عوامل موثر بر همگنی نخبگان فرانسوی:

  1. تعلق مشترک به محیط اجتماعی و فرهنگی یکسان
  2. گذارندن دورهه ای آموزشی در چند مدرسه عالی ویژه نخبگان

سیاسی شدن نظام اداری نتیجه نفوذی است که قدرت سیاسی رو سوابق شغلی افراد اعمال می کند.

قدرت سیاسی:واگذار کننده پست های مهم اداری،مشاغل پر منزلت و پر درآمد،بخش اقتصاد عمومی و ماموریت های سیاسی

قدرت فوق االعاده قدرت سیاسی در انتصابات و تعیین صلاحیت انها و ترجیحات

تایید سیاسی شدن مشاغل اداری و اداری شدن مشاغل سیاسی

 

فصل نهم افکار عمومی

نقش مهم افکار عمومی در زندگی دموکراتیک معاصر در حالیمه ملت در یم رژیم دموکراسی بعنوان منبع مشروعیت قدرت مطرح است.

اگر بنابه مفهوم سنتی دموکراسی نمایندگان حکومت باید در برابر اراده و افکار شهروندان از استقلال برخوردار باشند باز هم از ارزش افکار عمومی در مشروعیت بخشی کاسته نمی شود.

سیاست برآرود کننده انتظار افکار عمومی مشروع تلقی می شود و سیاستی که افکار عمومی انرا محکوم کنند نامشروع تلقی می شود. بنابراین  می توان گفت در جامعه معاصر آنچه با اراده ملت موافق باشد از مشروعیت برخوردار است.

1. سرگذشت مختصر افکار عمومی

1-1   تولد افکار عمومی

قرن 18 دوران روشنگری افکار نخبگان فرهیخته و بورژوا در برابر مطلق گرایی شاهانه ایده ها که در جامعه هایی نظیر:انجمن های ادبی،فلسفی که محفل نامیده می شدند بیان می شد.

افکار یک اقلیت منتقد دولت در حالیکه  افکار ملت در مجموع جز کانال های غیر رسمی و پر و پیچ وخم راهی برای ابراز شدن در اختیار نداشت.

توسعه دموکراسی نمایندگی که نمایندگان بعنوان منتخبان ملت انحصار بیان افکار عمومی را داشتند،حضور مطبوعات بعنوان رقیب نمایندگان و تظاهرات 1848 در فرانسه  بعنوان نمادهای دیگر افکار عمومی قابل بیان هستند.

اواخر 1960 تغییر وضعیت و ظهور موسسات نظرسنجی

1970 پذیرش این باور که نظر سنجی فنی علمی است که اجازه می دهد ملت مستقیم و بدون واسطه حرف بزند.

1-2   تولد نظر سنجی

1930 در حالیکه هنوز فن نظر سنجی اختراع نشده بود هوراس گالوپ این واژه را بکار برد،1936 اثبات کارآمدی ان در انتخابات1936 روزولت در کنار مجله لیتاری توجه عمومی به نظرسنجی را افزایش داد.

1938 تاسیس نخستین موسسه نظرسنجی بنام موسسه فرانسوی  افکار عمومی  توسط ژان استوتزل؛ وقوع جنگ جهانی دوم و تعطیلی آن تا1945 پیش بینی نتیجه همه پرسی ایجاد مجلس موسسان

1965 نظر سنجی قصد رای فرانسوی ها و پیش بینی دو مرحله ای شدن انتخابات بین دوگل و متیران

موسسات نظرسنجی معمولا تا آن زمان مشروعیت شان را از قالبیت شان در پیش بینی نتایج انتخابات کسب می کنند و انتخابات تنها وسیله ای است برای بازبینی اعتبار سنجی نظرسنجی ها و ابزاری برای راستی آزمایی فعالیت موسسات نظرسنجی در حالیکه نه ارتباطی با انتخابات دارد و نه مسائل جامعه

سه نوع نظر سنجی:

  1. آنها که هدفشان شناخت قصد رای پاسخگویان است.
  2. هدف بررسی شخصیت اجتماعی رای دهندگان یا رفتار و عادات پاسخگویان است. که بعدا قابل ارتباط با ترجیحات باشد.(جنس ،سن،شغل،مذهب،عادت و...)
  3.     بررسی عقاید به معنای خاص و درصدد عبور دادن افکار عمومی از گذر پیش شرط هایی نظیر وضعیت امنیت ازدیدگاه شهروندان

اینگونه نظرسنجی نه تنها بعنوان پرسش طرح شده مورد نقد هستند بلکه منشاء مشکلات فنی و خاستگاه مشکلات عمیق معرفت شناختی هستند.

2. مناقشه پیرامون نظر سنجی

2-1 نظرسنجی ها و دموکراسی

اقتدرا اجتماعی نظرسنجی ها از ظاهر علمی بودنشان مایه می گیرد،کمک به اتحاد علم و دموکراسی و امکان شناخت بدون واسطه افکار عمومی بعنوان اراده مردم از مزایای نظرسنجی بشمار می روند.

بدین جهت نظر سنجی ها افکار و اراده شهروندان را در کانون بازی سیاسی قرار داده و امکان مداخله در سطوح مختلف امور را می دهد:

-   گزینش حاکمان:آگاهی رای دهندگان از میزان تاثیر رای شانو عقلانی تر و کارآمدتر کردن رای دادن(رفراندوم ها)

-   بستر سازی برای احترام به مخالفان حکومت

آلن لاسنو: نظر سنجی ابزار کارآمدی برای تحقق یک دموکراسی افکار عمومی واقعی است( با پذیرش محوریتافکار عمومی و القاءکننده سیاستاجرایی و کنترل و گزینش حاکمان

2-2 آیا افکار عمومی وجود دارد؟

نظرسنجی باید صداقت افکار عمومی را ضبط و منعکس کند و این امر مستلزم انتخاب گروه معرف واقعی است.

ضبط صادقانه بعنوان ساخت ناب کسانی که مدعی اند آنرا ضبط کرده اند وجود ندارد مگر آنکه ابتدا عقیده ای را ساخته و سپس آنرا به افکار عمومی تحمیل کنند.

نوع پرسش هایی که در نظرسنجی ها طرح می شود (باز و بسته بودن آنها) بر نتایج آن تاثیرگذار خواهد بود.

پاسخ هایی که در نظرسنجی ها ضبط می شوند لزوما بیانگر عقاید  پاسخگویان نیست.

تصادفی پاسخ دادن و از سویی عدم ارتباط عقیده ای بین آنچه پرسیده شده  و انچه بدان معتقدند می تواند نتایج نظرسنجی را مخدوش سازد.

ارزش یک نظرسنجی که مدعی انعکاس افکار عمومی است بستگی به میزان پاسخ جمع آوری شده دارد.

از سویی محدود کردن گفتار پاسخگو به چند سوال گزینش شده که به جواب گزینشی منجر شود روش مبنای خوبی برای ضبط عقاید واقعی جمعیت نمی تواند باشد.

2-3 تاثیر نظرسنجی ها بر زندگی سیاسی

نفوذ نظرسنجی ها بر مبارزات انتخاباتی بعنوان نگرانی اهل سیاست

موسسات نظرسنجی با اعلام مرحله ای نتایج نظرسنجی ها به بازتولید مبارزات انتخاباتی می پردازند.

سوالی که در این میان مطرح است اینست که آیا نتایج این نظرسنجی می تواند بر انتخابات موثر باشد یا خیر؟ قطعا تاثیرگذار خواهند بود:1.برخی شهروندان برای نوعی ارج یابی و یا رضایتمندی روانی سوار بر قطار و موجی می شوند که راه افتاده است.(موج سواری بر موج ایجاد شده بواسطه اعلام نظرسنجی ها) و2. از سر ترحم به نامزدی که احتمال شکست دارد رای می دهند.(رای سازی)

پنج اثر محدود نظر سنجی:

  1.  رای دهندگان را در مقاصد رای اولیه شان تایید می کنند
  2. رای دهندگان مصمم را مردد می کند.
  3. رای دهندگان مردد را مصمم می کند.
  4. هیچ تاثیری ندارد.
  5. رای دهندگان را به سمت نتایج اعلام شده نظرسنجی سوق می دهند

مساله اصلی عبارت از اندازه گیری ملموس کارایی این بازتاب افتراقی با اثرات متناقض

وجود رابطه تنگاتنگ میان برداشت علمی و سیاسی نظرسنجی و ضرورت احتیاط و تفسیر آراء حاصل ازنظرسنجی نکاتی هستند که باید همیشه مدنظر قرار بگیرند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بخش سوم رفتارهای سیاسی در دموکراسی

فصل دهم رفتارهای انتخاباتی رویکرد دیترمینستی

رای دادن  درون مایه علم سیاست و شیوه ای از مشارکت سیاسی شهروندان و شاید تنها صورت دموکراسی های بزرگ در سررسید های منظم زمانی است که اکثر شهروندان را دور هم جمع می کند. حکومت گران را بر می گزیند و مشروعیت می دهد.

 عوامل پیشینی و پسینی موثر بر شیوه رای دادن افراد موجب بسیج دانشمندان حوزه های مختلف علوم اجتماعی در راستای شناسایی جهت رای دهندگان گردید.

رویکرد دترمینستی باتاکید بر تاثیر گروه های عضویت یا روابط متقابل میان اشخاص در تولید و بسیج ترجیحات انتخاباتی سعی در شناسایی برخی عوامل موثر و تعیین کننده(گرایش مذهبی،پایگاه اجتماعی،هویت مذهبی وباورها و ارزش ها) در جهت گیری رای دهندگان موثر می داند.

رویکرد نوع دوم تبیین فردگرایانه رفتارهای انتخاباتی است که عمل رای دادن یا ندادن را نتیجه محاسبه رای دهنده بر حسب انتظار و پیشنهاد عرضه شده در صحنه انتخابات می داند.

1. مدل زیست بومی(اکولوژیکی)

جدول سیاسی غرب در جمهوری سوم توسط زیگفرید1913 بعنوان بعنوان شناسنامه جامعه شناسی انتخاباتی و از جهات پیش درآمد علم سیاست فرانسوی به بررسی خصوصیات زیست محیطی بعنوان مهمترین عامل موثر برجهت گیری نگرش و رفتار انتخاباتی افراد

1-1   تاثیر عوامل بوم زیست در رای انتخاباتی(زمین های سنگی و آهکی)

ثابت ماندن آراء انتخاباتی میان چپ و راست درنقاط جغرافیایی مشخص و وجود مزاج سیاسی موثر پایدار در نگرش و بویژه نگرش انتخاباتی تا جایی که در سرزمین های مخالف انقلاب رای به راست و در سرزمین های موافق رای به چپ تعلق دارد.

زیگفرید علت این مزاج را  فراتر از حوزه سیاست جستجو می کند،او این مزاج را با ساختارهای زمین و کشف رابطه میان زیستگاه ها مرتبط می داند.(ساختار مالکیت و توزیع آراء به چپ و راست)

در زیستگاه پراکنده(سرزمین گرانیتی) که در آن بزرگ مالکی ارضی حاکم است رای مربوط به راست ها ست.

در اینگونه سرزمین ها موقعیت کلیدی کلیسا(محل ملاقات اهالی) و تسلط مالکان بر دهقانان موجبات نفوذ سلطنت طلبان را فراهم نموده است. همچنین طبیعی بودن این نفوذ به همراه مخفی نبودن رای و ترس دهقانان از مالکان موجبات نفوذ دوچندان اعیان راست گرا را  فراهم نموده است.

در زیستگاه متراکم(سرزمین های آهکی) که تسلط مالکیت ارضی بصورت خرده مالکی است رای به چپ ها تعلق دارد. در اینگونه زیستگاه شاهد قدرتمندی اجتماعات دهقانی،وجود سنتهای نیرومند تساوی طلب حتی پیش از انقلاب1789،نفوذ محدود کشیشان و اعیان، سرزمین مسیحیت زدایی شده بر محور دموکراسی روستایی جهت رای را به سمت چپ ها و نامزدهای ترقی خواه سوق می دهد.

زیگفرید شاید توانسته باشد تحقق این ضرب المثل را اثبات کند که می گوید: ((سرزمبن های سنگی کشیش تولید می کنند و سرزمین های آهکی آموزگار))

 می توان بطور خلاصه گفت که زیگفرید ضمن پرداختن به  تعیین کنندگی عوامل اجتماعی(درون و برون گروه ها) در تبیین مزاج سیاسی و جهت گیری انتخاباتی و ضمن دعوت به عدم تمرکز صرف به عوامل سیاسی، سرانجام به این نتیجه رسید که ساکنان سرزمین های آهکی به چپ ها و ساکنان سرزمین سنگی به راستها رای می دهند.

بنابراین از منظراین نگاه(زیست بوم) برای تبیین رای و عمل سیاسی رای دهندگان ضروریست سراغ گروه ها رفت که رای دهنده گان درآن پرورش یافته اند  و نگاه به عملکرد گروه های مرجع رای دهنده گان

1-2   مکتب کلمبیا:رای گروهی اشخاص

اگر جدول سیاسی زیگفرید را جدا کنیم مشاهده می شود که اکثر مدل واره های جامعه شناسی انتخابات در امریکا به عرصه رسیده اند.

اتخاذ روش و استفاده از نظر سنجی مبتنی بر پرسش نامه های بسته بعنوان روش مسلط  و امکان تعمیم دادن آن به کل رای دهنده گان

مطالعات پل لازارسفلد1940: بررسی اثرات مبارزه های انتخاباتب ریاست جمهوری تشکیل پانل معرف ساکنان حوزها انتخاباتی اِری در ایالت اوهایو و هفت نوبت نظرسنجی از جمعیت نمونه طی دوره مبارزه انتخاباتی

نتیجه بررسی ها غیر منتظره و با بازنمایی از رفتار انتخاباتی بعنوان کنش فردی آگاهانه ومستدل در تناقض اند.

شناخت گروه های اجتماعی که افراد درآن عضو هستند اجازه پیش بینی رای را می دهد(افراد سعی دارند مطابق گروهی که حضو هستند رفتارشان را تنظیم کنند.)

-   تاثیر محدود تبلیغات انتخاباتی بر نگرش رای دهندگان

افراد سیاسی تر که نگرش قوام یافته تردارند کمتر ازدیگران در معرض تغییر عقاید تحت تاثیر ارتباطات سیاسی هستند. و اینگونه افراد تنها به پیام های نامزدی که پیش از شروع مبارزات انتخاباتی اعتماد داشته اند توجه دارند.

اما رای دهنده گان کمتر سیاسی شده که شمارشان بالاتر است توجه خیلی کمی به پیام های سیاسی رسانه ها دارند.

لازارسفلد بر اهمیت روابط متقابل میان اشخاص درون گروه های نخستین در تولید ترجیحات سیاسی تاکید دارد.ص215

تاثیر بالای گفتگو ها بویژه رای دهندگان کمتر سیاسی شده خیلی بیشتر از پیام های سیاسی رسانه ای است.

نقش مهم رهبران فکری بعنوان پیگیر کنندگان مبارزات انتخاباتی بعنوان رله کننده استدلال های کاندیدای مورد حمایت و حنثی کردن اخبار ارسال شده از سوی کاندیدای رقیب

ایجاد جریان دو مرحله ای ارتباط و تاثیر نفوذ شخصی

تاثیر روابط متقابل شخصی و ارتباط عمودی،هنجارها و ارزش های مسلط در درون گروه های عضویت از عوامل موثر بر تبیین رفتار رای دهندگان بشمار می روند.

2. مدل های تبیینی متغیرهای سنگین

ضمن نزدیک بودن با مدل پیشین بیشتر نتیجه تاثیر ورش است تا گسیختگی نظری

بعد از جنگ جهانی بر خلاف رویکرد جغرافیایی نظرسنجی ها اجازه می دهند که روابط میان مشخصات اجتماعی،جمعیت شناختی ، جهت گیری انتخاباتی و حتی اندازه گیری عقاید و نگرش های رای دهندگان  در سطح فردی قابل اندازه گیری باشد.

نظرسنجی ها همچنین این اجازه را می دهد که بین خصوصیات اجتماعی و فرهنگی افراد و ترجیحات انتخاباتی رابطه برقرار کرد.

2-1 مکتب کلمبیا

از تحلیل زیست بوم به تبیین با متغیر های سنگین

نقش تعیین کننده برخی از خصوصیات نظیر:پایگاه شغلی،اجتماعی،دینداری،عضویت یا هواداری از احزاب و نظام ارزشی فرد در جهت گیری های سیاسی

این متغیر ها را سنگین نامیده اند چون بر رفتار بطور عام و تصمیم انتخاباتی بطور خاص سنگینی می کنند.

اثبات تاثیر این متغیرها با مدلواره زیست بوم درتناقض نیست فقط تاثیرشان ممکن است غیر مستقیم وشایدمبهم باشد.

یافته های لازارسفلد: رای پرو تستان ها به جمهوری خواهان و رای کاتولیک ها به دموکراتها،رای افراد با پایگاه اجتماعی بالا به جمهوری خواهان وافراد با پایگاه پایین به دموکراتها

بنابراین می توان گفت یک کاتولیک با پایگاه اجتماعی پایین و ساکن منطقه شهری 80% احتمال دارد به دموکراتها رای بدهد . به همیننسبت یک پروتستان با پایگاه اجتماعی بالا و ساکن در یک منطقه روستایی رای خود را به جمهوری خواهان می دهد.

3. وزن متغیرهای سیاسی و ایدئولوژیک

3-1 مدل واره میشیگان

پس از جنگ جهانی دوم و آغاز مطالعات پیمایشی دانشگاه میشیگان بعنوان مدل دترمینستی و در اعتراض به شیوه تحلیل تولید ترجیحات انتخاباتی مکتب کلمبیا به شرح ذیل:

-   علت های اجتماعی خیلی کم تببین کننده هستند

-   عدم توانایی درتبیین تغییرات ترجیحات رای دهندگان در انتخابات های متفاوت

-   عدم توجه کافی به معناداری و به ادراک سیاسی رای دهندگان

مکتب میشیگان با اتخاذ رویکرد روانشناختی رای دهنده گان با مشخصات ذیل پا به عرصه سیاست گذاشت:

-   ترجیحات انتخاباتی نتیجه ای از دترمینان های روانشناختی هستند.

-   متغیر کلیدی آن هم هویت پنداری حزبی است.

هم هویت پنداری قوی تر،انتخاب ها مصمم تر و پایدارتر

با افزایش سنت تقویت می شود

با ابزار علاقه مشخص به سیاست افزایش می یابد.

هم هویت پنداری با ابراز علاقه شخص به سیاست افراد افزایش می یابد.

عبور پیام های سیاسی از صافی هم هویت پنداری و عمل به مثابه پرده ادراکی

ازآنجا که هم هویت حزبی به نوعی همان جنس گروه های عضویت اجتماعی و فرهنگی افراد استمی توان ضمن تصدیق تفاوت این دو مدل واره نتایج انها را متکامل دانست.

نزدیکی مدل واره روانشناختی و هو هویتی حزبی و مدل وراه زیست بوم و متکامل به نظر رسیدن انها در حالیکه یکی بر نفوذ دترمینان های گروه تاکید می کند دیگری بر شیوه تاثیرگذاری ذهنی ئترمینان های اجتماعی محیطی تنها از گذر هم هویتی حزبی تاکید می کند.ص230

وجه مشترک تبیین کنش انتخاباتی با نفوذ گروه های اجتماعی عضویت با ترجیحات پایدار قوام یافته  که از انتخاباتی به انتخابات دیگر باز تولید می شوند.

تغییر نگرش با ترجیحات از یک انتخاب به انتخابی دیگر در ه رمدل واره بعنواننگرش اقلیت اساسا تولیدی از رای دهندگان کمتر سیاسی شده که از لحاظ اجتماعی بع حاشیه رانده مانده اند ملاحظه می شود.

 

 

3-2 تبیین با درونی کردن نظام های نمادین

نشان متکامل بودن به تحلیل دترمینیستی،بوم زیست،متغیرهای سنگین و رویکرد روانشناختی ساخته شده بر پایه مطالعات رفتارهای انتخاباتی رابطه نیرمند میاان نظام های نمادین و رفتار انتخاباتی

نظام نمادی را می توان بعنوان نظام های بازنمایی،نگرش ها،و هنجارهای از لحاظ عاطفی ارزشمند تعریف کرد که به وجه تعیین ادراک به باورها و رفتارهای افراد ساخت و جهت می دهند و در حوزه خصوصی و انتخاب های مشخص شغلی و سیاسی فعال هستند.

نخستین نظام نمادی در محور دین:اهمیت به خانواده،کار و انباشت میراث خانوادگی ترغیب رای دادن به راست

دومین  نظام نمادی با محوریت عضویت در طبقه کارگر با ترغییب رای دادن به چپ

نظام های نمادین از دوره خردسالی درونی می شوند.

هرچه اندازه تعلق به یک گروه و یگانگی و شیوه تفکر،فرهنگ و ارزش هایش زمینه مند باشد احتمال پذیرش  عقاید و رفتارهای مسلط گروه توسط اعضاء بیشتر خواهد بود.(متغیر مستقل:درجه جذب شدگی در گروه و متغیروابسته یگانگی با نظام نمادین گروه)

نظام نمادین به رفتارها عموما و به نگرش انتخاباتی خصوصا جهت می دهند و طبقه کارگر در کانون شان جا دارد.

 

 

 

 

 

فصل یازدهم رفتارهای انتخاباتی رویکرد رفتارهای فردی

در تضاد بودن نتایج حاص از مطالعات پل لازارسفلد و همکارانش در انتخاب ملت با اسطوره های بنیانگذاران شهروند سیاسی؛برعکس بازنمایی آرمان گرایانه، شهروندی آگاه و منطقی بر اساس مشورت عقلانی رای می دهد،رای دهندگان انتخاب ملت فاقد شعور سیاسی بودند و علاقه ای به پیگیری تبلیغات انتخاباتی ندارند.

بر خلاف اسطوره رای به مثابه یک عقیده سیاسی منحصرا فردی پژوهشگران به این نتیجه رسیده اند که افراد گروهی رای می دهند.

در جامعه ای که آزادی را پاس می دارد دترمینان های تاثیرگذاربر انتخابات ها،اشخاص از لحاظ سیاسی آنگونه رفتار می کنند که از لحاظ اجتماعی هستند.

یافته ها نشان می دهد رای دهندگان نسبت به انتخابات نگرش ثابت و پایداری ندارند بعبارتی ترجیحات انتخاباتی شان از یک انتخابات به انتخابات دیگر تغییر می کند.

رد تجربه دترمینسیتی چون آنها بر اساس دترمینان های اجتماعی محیطی به پایداری جهت گیری سیاسی تاکید می کردند که رای دادن و اتخاذ رفتار انتخاباتی ثابت و پایدار است(زیست بوم،مدل واره کلمبیا و میشیگان نیز بر همین باور بودند.)

تغییر ترجیحات انتخاباتی حاصل تغییر تقاضاها و نوع عرضه های بازار سیاسی

تا جایی که  رای دهندگان حامل ارزش های ایدئولوژیک محتمل است که ترجیحات حزبی را تغییر داده و به اقتضای عزم سیاسی و اجتماعی اش از حضور در انتخابات خودداری می کند.

رای دادن راهبردی با دترمینان های قوی سیاسی اجتماعی متناقض نیست.

1970 بدنبال مجموعه ای از دگرگونی های اجتماعی و ارتقاء تحصیلات،رشد مشاغل در بخش خدمات،ظهور یک طبقه متوسط گسترده،آگاه تر،متوقع تر و خردگراتر و منتقد تر از رای دهنده دهه 1940 که رای ش کمتر قابل پیش بینی است.

1. رای مبتنی بر ارزیابی برنامه ها

1-1   رای دهنده جدید امریکایی

زیر سوال رفتن این امر که جابجای رای انتخاباتی کار رای دهندگان کم سیاسی شده و در حاشیه مانده است.

1960ولادیمیرکی:تغییر ترجیحات سیاسی رای دهندگان نه حاصل فقدان صصلاحیت سیاسی آنان بلکه ار محاسبه هایی ناشی می شود که آنراارزیابی عقلانی برنامه عرضه شده می نامند.

ارزیابی عقلانی برنامه عرضه شده یعنی بررسی پیامدهای اجراء سیاستهای حکومت کنونی برای خودش و کشورش اگر+ رای با ابقاء و اگر منفی باشد رای به مخالفان خواهد داد.

نی،وربا،پتروسیک:نویسندگان کتاب رای دهنده گان جدید امریکایی:معتقدند مدل هم هویت پنداری حزبی توانایی تبیین نگرش های رای دهنده گان دهه1970 را ندارد یا بعابارتی بواسطه گسترش رای دهندگان مستقل وزن گذشته را ندارد.

آنها معتقدند این تحولات نه نشانه غیر سیاسی شدن شهروندان بلکه حاصل پیشرفت آنان بر محاسبه برنامه ها و رای براساس آنست.

در این مدل برخی داده ها که مهمترند و از اولویت برخوردار مثل:بیکاری و امنیت و...

توسعه رای محاسبه شده براساس ارزیابی برنامه ها موجب تضعیف هم هویتی حزبی و تبیین تحرک آراء‌انتخاباتی را فراهم نموده است.

که خود حاصل تغییر دوگانه هم از ناحیه رای دهندگان(افزایش صلاحیت سیاسی،تغییر نگرش و ارزشها) و هم از ناحیه عرضه برنامه های انتخاباتی(برنامه های سیاسی جدید،بسیج کننده تر و با کیفیت تر)

توصیف رای دهندگان دهه 1970 امریکا توسط انگلهارت:(نظریه انقلاب آرام)

تحصیل کرده تر،صلاحیت سیاسی بیشتر بعنوان محصول جامعه ای که تربیت و جامعه پذیری آن موجب رفع نیازهای اولیه(خوراک،پوشاک و مسکن) آن براآروده شده اند.

چرخش انتظارات بسوی ارزش های فرامادی

صلح جویی،برابری حقوق زن و مرد،؛حفظ محیط زیست و ... بعنوان خواستهای جدید خود به خود قدرت پیش بینی افکار رای دهنده را کاهش می دهد.

طبق آنچه بیان شده می توان گفت هیچ تطابقی بین رای دهنده شناور مد نظر دیدگاه دترمینستی و رایدهنده متحرک وجود ندارد.

رای دهنده جدید نه از لحاظ سیاسی بی صلاحیت است  و نه غیر سیاسی شده بلکه رای دهنده ای است که رابطه جدید با سیاست دارد و مشارکتش در انتخابات از سطح میانگین بالاتر است.

1-2   رای مبتنی بر ارزیابی برنامه ها فرانسه

از رای دهندگان خواسته شد فهرستی از 12 مشکل اجتماعی را به  ترتیب اهمیت طبقه بندی کنند.جدول 6

و در پرسشی دیگر نا منامزدی را که برای حل مشکلات مطرح شده برنامه بهتری دارد را بنویسند.

با در کنار هم قرار دادن دو جدول فوق یک جدول حاصل می شود که بواسطه آن بتوان م.فقیت یا شکست یک نامد را پیش بینی کرد.

1-3   محدودیت تبیین رای بر مبنای ارزیابی داوهای انتخاباتی

تبیین رای بر مبنای ارزیابی داوهای انتخاباتی نامزدها هر چند در نگاه اول متقاعد کننده به نظر می رسد.

با رویکرد دترمینستی تطبیق انتخبات بعنوان محصول تصمیم فرد،منطق اشاره از لحاظ معرفت شناسی و روش شناسی در معرض انتقاد است.

پاسخ با این سوال که آیا رای دهنده وفادار فلالژن حزب است فکر می کند نامزد این حزب برای مشکل بکاری مناسب تر است یا اینکه به این نامزد را می دهد چون صلاحیتش میان سایر نامزدها برای حل مشکل مورد نظر بیشتر است.

یا مثلا چون رای دهنده به نابرابری های اجتماعی حساس است به چپ تمایل دارد یا چون چپ است به نابرابری ها حساس است.

رای را می توان محصول سرگذشت افراد دانست،محصول جامعه پذیری سیاسی شان در خانواده یا حشر و نشر در محیط زندگی شان

رای نتیجه هویت اجتماعی سیاسی افراد است که کم و بیش به صورتی پایدار تشکیل شده است متاثر از محیط خانواده دولتی یا شغلی

تاکید دترمینان های رای بمعنای غفلت از بستر سیاسی و تاثیر عرضه انتخاباتی نیست بلکه دعوتی است به اینکه این بستر سیاسی عرضه انتخاباتی با ارتباط با ویژگی های اجتماعی رای دهندگان بالقوه در نظر گرفت.

تبعیت آراءانتخاباتی مثل هر کنش دیگر انسان از علت های،متعدد و پیچیده متاثر از آمادگی ذهنی  و نفوذ محیط

 

ضرورت وجود بازبیبنی رای ب رمبنای ارزیابی داوهای انتخاباتی:

-   خصلت تعیین کنندگی داوها

-   ارزیابی نامزدها از لحاظ صلاحیت مشکلات

-   تولید ترجیحات انتخاباتی

-   وزن داوهای انتخاباتی

2. انسان اقتصادی انتخاباتی

2-1 فهمیدن و پیش بینی تغییرات ترجیحات انتخاباتی

انسان اقتصادی انتخاباتی الهام گرفته از انتخاب عقلانی،تحلیل اقتصادی رای انتخاباتی بلحاظ اژتاریخی مقدم بر نظریه ارزیابی برنامه ها و هم در دوره تحقیقات زیست بوم،دانشگاه کلمبیا و تحقیق های روانشناختی دانشگاه میشیگان

آْنتونی داونز:1957 پیشنهاد نظریه دموکراسی مبتنی بر اصول اقتصاد خرد،رای دهندگان را بعنوان مصرف کننده و انسان اقتصادی معقول در راستای حداکثر سازی ارضای نیازهایش عمل می کند

گوردون تالوک در کتاب بازارسیاسی ضمن بازسازی این نظریه: رای دهنده مصرف کننده ای است که در سوپر مارکت مشغول خرید است و مانند یک حسابگر منفعت گرا رفتار می ک ندو در روز انتخابات بدنبال حداکثر سازی فایده را یخودش است.

بیشتردر مورد نامزدهایی بکار گرفته می شود که دوره شان در حال اتمام است.

امتیازات این روش:

- درک بهتر تغییرات و ترجیحات انتخاباتی که منشاء تغییرات حکومتی هستند ممکن می شود.

- بر مبنای شناخت علمی پیش بینی نتیجه انتخابات را ممکن می کند.

در واقع تحلیل اقتصادی رای می خواهد عامل های را شناسایی کنند که خاستگاه تغییرات و ترجیحات فردی هستند و این تغییرات فردی در سطح جمعی تغییر اکثریت انتخاباتی را در پی دارد.

دو معیار اقتصادی موثر:نرخ تورم و نرخ بیکاری در ارزیابی ترازنامه عملکرد حکومت از نگاه نظریه پردازان اقتصادی زیرا این دو معیار بدون نیاز به تخصص برای عموم قابل تشخیص هستند.

2-2 تناقض نماهای رای دهنده عقلانی

1. مدل فایده گرایاانه رای انتخاباتی بر پایه یک تناقض منطقی درونی بنا شده است.

قابل اغماض بودن رای یک فرد و پارادوکس را یدهنده اگر رای دهنده واقعی کاملا بر رای دهنده عقلانی فایده گرا منطبق باشد.

در چارچوب شیوه رای گیری  اکثریتی رای فرد زمانی ارزش دارد که:1. یا همه رای دهندگان غیبت کنند و2. یا تعداد آراء شمارش شده دو نامزد دقیقا برابر باشد.

اما همین که تعداد رای دهندگان از یک حد(حتی از حداقل) بیشتر باشد دو شرط تحقق پذیر نیست بنابراین و به قول مانکور السون رای دهنده عقلانی باید دنبال سواری مجانی باشد.

مشارکت بیشتر در انتخابات ریاست جمهوری وزن هر رای در کل آراء ثبت شده کمتر خواهد شد.

رای دادن اکثریت مردم از قوی ترین تکذیب هایی تجربی نظریه رای دهنده عقلانی بطور کلی و نظریه های کنش عقلانی است.

تناقض دوم ختم شدن این نظریه به مدل دترمینستی در جایی که رسالتش پیش گویی نتایج انتخابات چند هفته پیش ازرای گیری است.

محدود کردن عوامل موثر بر رفتار رای دهندگان بر چند متغیر اقتصادی و غفلت از سایر فاکتورها اجتماعی و محیطی و...

 

3. در جستجوی رای دهنده جدید:مورد فرانسه

تحول در عرضه انتخاباتی و تغییر پیوسته عوامل موثر بر رفتارهای انتخاباتی

منظور از رفتار نوین انتخاباتی بطور کلی افزایش شناوری رای دهندگان است.

رای دهندگان جدید ناپایدارتر و پیش بینی ناپذیر تر و بطور کلی پر تحرک تر شده اند.ص248

پاتریک لیهینگ:مفهوم شناوری قبل از هر چیز به تعریفی که از آن می شود و بعبارت دقیق تر به ابزارهای که در اندازه گیری آن بکار می رود بستگی دارد.

فصل دوازدهم جنبش های اجتماعی

فصل سیزدهم عمل دولت