اندیشکده "مؤسسه واشنگتن" طی مطلبی با عنوان "بیدار کردن همسایگان: چگونه دخالت‌های منطقه‌ای، دارد حزب‌الله را متحول می‌کند" توضیح می‌دهد: بحران و جنگ در سوریه تاثیر چشمگیری بر حزب الله لبنان داشت. پیش تر، فعالیت های این گروه تنها به تلاش برای در دست گرفتن قدرت در لبنان و جنگ با اسرائیل محدود می شد. ولی در حال حاضر حزب الله یکی از نقش آفرینان منطقه ای است و عمدتا با همراهی ایران در مناقشاتی حضور دارد که فراتر از معضلات تاریخی خودش است. حزب الله با آگاهی از چنین تغییر استراتژیکی، اقدام به جابجایی نیروهای اصلی مستقر در نزدیکی مرز لبنان با اسرائیل نموده و آنها را به قرارگاه جدیدی که در سوریه راه اندازی شده و همچنین پایگاه های واقع در یمن و عراق انتقال داده است.

هشدار به همسایگان: چگونه مداخلات منطقه‌ای، ساختار حزب‌الله را تغییر داد
بیدار کردن همسایگان: چگونه دخالت‌های منطقه‌ای، دارد حزب‌الله را متحول می‌کند

در ابتدا علی رغم درخواست های مکرر از سوی رهبران ایران به ویژه "قاسم سلیمانی" فرمانده سپاه قدس، "سید حسن نصرالله" دبیر کل حزب الله، از اعزام نیرو به سوریه به منظور پشتیبانی از بشار اسد خودداری نمود. در واقع سید حسن نصرالله نیز همچون سایر رهبران حزب الله نگران بود که مبادا حضور در سوریه موجب تضعیف جایگاه این گروه در لبنان شود. اما گفته می شود در پی درخواست آیت الله خامنه ای از سید حسن نصرالله، او به خواسته مقامات ایرانی تن داد.

در واقع رهبر ایران طی این درخواست، تصریح کرده بود که از حزب الله لبنان انتظار دارد برای حفظ قدرت در دست بشار اسد، از او پشتیبانی کند. در نتیجه این رخداد، اقدامات حزب الله متوجه سوریه شد و گروهی که پیش از این تنها یک حزب لبنانی بود و فعالیت هایش محدود به سیاست های داخلی می‌شد، به یک نیروی فرقه ای منطقه ای تبدیل گردید که هم اکنون به دستور ایران در سراسر خاورمیانه فعالیت می کند.

تغییر سازمانی

مهم ترین نشانه تغییر حزب الله در ساختار این گروه به چشم می خورد. از سال 2013 تاکنون، دو قرارگاه جدید، یکی در مرز سوریه با لبنان و دیگری در داخل خاک سوریه، به مجموع پایگاه های حزب الله در جنوب و شرق لبنان افزوده شد. وقوع چنین تحول چشمگیری در این سازمان موید این نکته است که حزب الله به صورت جدی در صدد آن است که در درگیری های داخلی سایر کشورها نیز حضور خود را نشان دهد.

حزب الله به منظور تثبیت حضور تازه اش در سوریه، نیروهای اصلی خود را از قرارگاه جنوبی واقع در مرز مشترک لبنان و اسرائیل که از گذشته های دور حائز اهمیت بسیار تلقی می شد، به سوریه منتقل کرد. در سال 2012، "مصطفی بدرالدین" فرمانده عملیات خارجی حزب الله، هماهنگی فعالیت های نظامی این گروه در لبنان را آغاز کرد؛ او هم اکنون فرماندهی قرارگاه حزب الله در لبنان را بر عهده دارد. بدرالدین از جمله قدیمی ترین اعضای حزب الله است که در بمباران سربازخانه آمریکا در سال 1983 در بیروت، ترور "رفیق حریری" نخست وزیر سابق لبنان، بمب گذاری های تروریستی در کویت و حملاتی از این قبیل دست داشته است. بنابراین می توان گفت انتصاب او اصلی ترین دلیلی است که می تواند از التزام حزب الله به مداخله در درگیری های داخلی سوریه خبر دهد.

"ابوعلی طباطبائی" که از فرماندهان قدیمی حزب الله است یکی دیگر از افرادی است که در سوریه مشغول به فعالیت شده است. او از جنوب لبنان (جایی که به عنوان یکی از افسران ارشد "بدرالدین" خدمت می‌کرد) به سوریه فراخوانده شد تا وظیفه نظارت بر نیروهای کاملا آموزش دیده ای را بر عهده بگیرد که پیش از این فرماندهی آنها در لبنان را عهده دار بود. بذل توجه حزب الله لبنان به مسئله سوریه به مقامات ارشد این سازمان نیز نفوذ کرده است، چنانکه حداقل از سپتامبر 2011 به بعد سید حسن نصرالله شخصا هدایت اقدامات این گروه در سوریه را عهده دار شد.

شنیده ها حاکی از آن است که درست در همین زمان او با هدف هماهنگی کمک حزب الله به جنگ داخلی سوریه، در دمشق ملاقات هایی با بشار اسد داشته است. در واقع توجه عمیق حزب الله به درگیری های داخلی سوریه مهم ترین دلیلی است که به واسطه آن در سال 2012 نام این گروه در فهرست سیاه وزارت خزانه داری آمریکا جای گرفت. درحال حاضر، حدود 6000 تا 8000 نفر از عوامل حزب الله در سوریه حضور دارند.

هشدار به همسایگان: چگونه مداخلات منطقه‌ای، ساختار حزب‌الله را تغییر داد
گفته می‌شود حدود 6000 تا 8000 نفر از عوامل حزب الله در سوریه حضور دارند

بدیهی است که پیوستن به جنگ سوریه خطراتی نیز در پی خواهد داشت، چنانکه حزب الله در نتیجه مداخله در این جنگ تعداد زیادی از اعضای خود را در سوریه و لبنان از دست داد. در همین رابطه، "حسان القیس" فرمانده تدارکات نظامی حزب الله، در دسامبر 2013 در بیروت ترور شد. اگر چه عوامل اسرائیلی اصلی ترین مظنونین این حادثه به شمار می‌رفتند، اما نمی توان از انتقام گیری گروه های تندروی سنی غافل شد که ریشه در پشتیبانی حزب الله از دولت بشار اسد دارد. البته طی این مدت تعداد دیگری از فرماندهان ارشد حزب الله نیز جان خود را از دست داده اند که "فوزی ایوب" از اعضای قدیمی این سازمان، یکی از آنها است که گفته می شود در درگیری با شورشیان مخالف دولت در سوریه کشته شده است.

به طور متوسط در نیمه نخست سال 2015 تنها در منطقه القلمون، هر هفته حدود 60 تا 80 نفر از نیروهای حزب الله کشته شده اند. مرگ افرادی چون فوزی ایوب و کشته و زخمی شدن تعداد زیادی از شبه‌نظامیان، مؤید جدیت حزب الله در دفاع از دولت بشار اسد است. از سوی دیگر، همین که این گروه توانسته در مقابل چنین تلفاتی تاب بیاورد نشان می دهد که به واقع، حزب الله جنگ سوریه را نبردی موجودیتی تلقی کرده که موید استمرار حضورش در داخل لبنان و همچنین جایگاه نیروهای شیعه در جنگ فرقه ای و دردناک سوریه است.

حزب الله علاوه بر بسط فعالیت هایش در سوریه، به حمایت خود از شبه نظامیان شیعه عراق و اعزام تعدادی از مربیان نظامی متخصص برای مقابله با داعش و دفاع از حرم امامان شیعه ادامه می دهد. به گفته وزارت خزانه داری آمریکا، حزب الله لبنان به منظور اجرای عملیات خود در عراق اقدام به سرمایه گذاری در سازمان های صوری نیز نموده است. "ادهم تباجا" یکی از اعضای حزب الله لبنان و مالک بخش عمده ای از شرکت مشاور املاک و ساختمان سازی "الانما گروپ"، با سوء استفاده از شعبه های این شرکت در عراق اقدام به تامین مالی حزب الله نموده است. البته در این میان او از کمک تاجر لبنانی وابسته به این سازمان به نام "قاسم هجیج" و "حسن علی فائور" یکی از اعضای حزب الله هم بهره گرفته است.

تعداد نیروهای آموزش دیده و مربیان نظامی متبحری که از سوی حزب الله به یمن اعزام شده اند همچون عراق، چندان قابل توجه نیست. با این حال، عنوان برجسته افرادی که به این مناطق گسیل شده‌اند، اهمیت ارتباط این گروه با درگیری های داخلی در این دو کشور را نشان می دهد. "خلیل حرب" فرمانده اسبق عملیات ویژه و یکی از نزدیکترین مشاوران سیدحسن نصرالله، نظارت بر فعالیت های حزب الله در یمن را بر عهده دارد و نقل و انتقال منابع مالی را کنترل می کند. به علاوه او طی سفرهای مکرر به تهران اقدامات حزب الله را با مقامات ایرانی هماهنگ می سازد. با توجه به پیشینه کاری "حرب"، رابطه نزدیکش با سران ایران و رهبران حزب الله و تبحر او در عملیات ویژه و آموزش نیروها، می توان دریافت که انتخاب او برای حضور در یمن برای حزب الله لبنان، متضمن معانی بسیاری است.

البته "حرب" تنها شخصیت برجسته ای نیست که به یمن اعزام شده است. در بهار سال جاری، ابوعلی طباطبائی یکی از فرماندهان ارشد حزب الله که پیش تر در سوریه حضور داشت، وارد یمن شد تا برنامه های آموزشی حوثی ها را ارتقا دهد. گفته می شود این آموزش ها شامل تکنیک های جنگ چریکی بوده است. به گفته یکی از مقامات اسرائیلی، "اعزام ابوعلی طباطبائی به یمن اصلی ترین نشانه سرمایه گذاری و التزام حزب الله به حضور در این کشور است، حال مهم ترین سوالی که باقی می ماند این است که فردی همچون او تا چه زمانی در یمن خواهد بود."

هشدار به همسایگان: چگونه مداخلات منطقه‌ای، ساختار حزب‌الله را تغییر داد
تصویر سید حسن نصرالله در کنار پرچم سوریه و تصویر بشار اسد

التزامی بلندمدت

بروز جهت گیری های خطرناک فرقه ای موجب شده است تا درگیری های مرگبار سوریه و مناطق دیگر میان عربستان سعودی و سایر کشورهای حاشیه خلیج [فارس] از یک سو و ایران از سوی دیگر شکل پیچیده ای به خود بگیرد. کشورهای شیعه و سنی و دولت های تابعه آنها، جنگ های منطقه را به مثابه بخشی از مناقشات تاریخی و موجودیتی میان فرقه های مذهبی خود می دانند. در واقع جنگ سوریه در دو جبهه موازی ادامه دارد: یکی میان دولت اسد و مخالفان سوری و دیگری میان جوامع سنی و شیعه مذهب بر سر تهدیدات هر یک علیه دیگری. همین ساختار در مورد جنگ یمن و عراق نیز صادق است. اختلافات سیاسی را می توان مورد مذاکره قرار داد، ولی چنین اقدامی برای جنگ های فرقه ای تقریبا غیر ممکن است.

 

اساسا مداخله حزب الله در جنگ سوریه با هدف پشتیبانی از بشار اسد صورت گرفت، ولی در حال حاضر این جنگ به نبردی ماهوی برای آینده منطقه و جایگاه حزب الله در آن تبدیل شده است. از این رو انتظار می رود که چنین نگرشی در آینده نیز ادامه داشته باشد. به عبارت بهتر، حزب الله سرکردگی شبه نظامیان مورد حمایت ایران که در حال شکل گیری هستند را بر عهده خواهد داشت تا در کنار دفاع از جوامع شیعه، نفوذ ایران در منطقه را گسترش دهد.

حزب الله علاوه بر سر و سامان دادن به مداخلاتش در یمن، سوریه و عراق، باید به اهداف متناقض ایدئولوژیکی و سیاسی خود نیز تعادل ببخشد. التزام این گروه به دکترین ولایت فقیه که از سوی ایران طرح شده است و بر اساس آن یک روحانی شیعه باید در رأس دولت قرار بگیرد، آنها را به فتوای فقهای شیعه وابسته ساخته است. مسئله ای که تعهدات حزب الله در قبال لبنان، شیعیان لبنان و کشورهای دیگر را با مشکلاتی مواجه کرده است چرا که همواره خواسته های حزب الله و ایران با یک‌دیگر هم‌سو نیست.