پرفسور جان ال سپوزیتو

متولد 19 می 1940 بروکلین نیویورک

1963 لیسانس فلسفه کالج سنت آنتونی

1966 فوق لیسانس الهیات دانشگاه سنت جونز

1974 دکتر در حوزه مطالعات اسلامی حوزه فرعی ادیان

دوره پست دکتری دانشگاه هاروارد

استاد مطالعات اسلامی تطبیقی دانشگاه جرج تاون

پرفسور جان ا رال

1958 لیسانس کالج دارتوث

1960 فوق لیسانس مطالعات خاورمیانه دانشگاه هاروارد

1969 دکتری رشته تاریخ و مطالعات خاورمیانه دانشگاه هاروارد

سی سال تدریس تاریخ اسلام نیوهمپشایر

1995 انتقال به دانشگاه جرج تاون

او در قاهره بیروت و سودان زندگی کرده و سفرهای فراوانی به کشورهای اسلامی داشته است.

درآمد

فرآیند دموکراتیک سازی و احیاگری دینی در دهه پایانی قرن بیستم علاوه بر آنکه موجبات تقویت و شکل گیری نظام سیاسی دموکراتیک را فراهم نمود در همین فرآیند برخی تعارضات را در کشورهایی بوجود آورد.

به ثمر نشستن و عدم نتیجه گرفتن این تحرکات در جهان اسلام به سبب قوت احیاگری اسلامی و وسعت دامنه برای مشارکت وسیع هممگانی در عرصه سیاسی با شدت بیشتری مطرح می شوند.

1979 انقلاب اسلامی ایران و بدنیال آن اضمحلال رژیم پهلوی

1990 جنبش اسلامی موسوم به جبهه نجات اسلامی در الجزایر،رژیم اقتدارگرای آزادیبخش ملی را به چالش کشید و مجبور به پذیرش انتخابات آزاد نمود و در نهایت به شدت سرکوب شد.

رابطه میان قدرت احیاگری اسلامی و توسعه نظام سیاسی دموکراتیک مسائل مهمی در عرصه سیاسی جوامع اسلامی ترسیم نمود. که بدنبال آن دو راه پیش روی حاکمان در مقابل خواست مشارکت سیاسی عمومی قرار داد:

الف) سرکوب مطالبات و خواست ها

ب) مشارکت همگانی و گسترده

در هر دو حالت  نتیجه برای حاکمان چیزی جز از دست دادن قدرت نبود.

همچنین  در جریان این تحرکات دو راه برای رهبران جنبش های اسلامی قابل تصور بود:

الف) انطباق با حکومت مستقر

ب) مخالفت خشونت بار

تصمیم گیری گروه های اسلامی و غیر اسلامی که بدنبال دموکراتیک سازی فضا هستند موجبات بروزمنازعات را در جوامع فراهم می کند که ممکن است به رقابت؛همکاری و منازعه بینجامد.

اسلام و سیاست

سیاست در قالب ترکیبی با دین مطرح می شود.

در ادبیات معاصر اسلام هم دین است و هم دولت

بسیاری از متفکران اسلامی و غیر اسلامی در مقام سبکی جامع برای زندگی سخن گفته اند فقط با این تفاوت که در اسلام سلسله مراتب رحانیون و نهاد کلیسا وجود ندارد.

در تمدن دوره میانه امپراطوری های بزرگ اموی و عباسی ساختار کار ویژه های بسیار مهمی به لحاظ علمی و اقتصادی در زندگی دنیایی مردم شکل گرفت،ظهور علما در مقام گروهی متمایز در جامعه اسلامی و پدیدار شدن مذاهب بزرگ فقه اسلامی که به نوعی مستقل از حکومت بودند.

طرح اخوان الصفا بعنوان پایه مهمی برای زندگی دینی عمومی مطرح شد  و گاه در تعارض با نهادهای دولت قرار می گرفت.

در اوایل عصر مدرن با وجود انواع مختلفی از نظام های سیاسی در جهان اسلام بزرگترین کشورها تحت حاکمیت سلاطین بودند.(عثمانی،اروپا و خاورمیانه – مغولان در هندوستان – ایران شیعی صفویان)

همزمان با تحول ساختاری دولت ها در جهان اسلام پای اسلام و سیاسیت به میان کشیده شد.

ظهور برخی حاکمان برجسته اصلاح طلب بمانند محمد علی در مصر قرن 19 و مصطفی کمال آتاتورک در ترکیه  بعد از جنگ جهانی اول و پیگیری برنامه های اصلاحی بر مبنای تغییر آمرانه توسط آنها (به نوعی رضا شاه در ایران)

محصول رابطه  اسلام و سیاست در دو (2) قرن اخیر:

الف) تنش اصلی میان جنبش های رفرومیستی نوساز و قدیمی ها (نهاد های مستقر)

ب) تنش میان غرب گرایان و نمایندگان اسلام سنتی

ترکیه :ائتلاف میان محافظه کاران و نیروهای واپسگرا و بدنبال آن برکناری سلیم سوم در سال 1807

مصر:واکنش پنهان علمای محافظه کار به تغییرات آموزشی الازهر

محافظه کاران و سنت گرایان رفرمیست ها و نوگراها را سکولار می خواندند.

قرن بیستم و ظهور جنبش های نوین:

1928 اخوان المسلمین در مصر به رهبری حسن البنا و جماعت اسلامی 1948  درپاکستان به رهبری ابوالاعلی مودودی؛ حامیان اصلی آنها نه محافظه کاران جامعه بلکه تحصیلکردان و شاغلان در بخش مدرن جامعه بودند.

جریان غالب در اندیشه  و عمل سیاسی نگرش ها و برنامه هایی بود که مدام سکولارتر می شد.

مفهوم بندی مفاهیم ناسیونالیسم در قالب مفاهیم اسلامی

پس از جنگ دوم جهانی

زمانی که اغلب کشورها تحت قیمومیت دولت های اروپایی به استقلال سیاسی نائل شدند ایدئولوژی اعتراضی و اصلاحات رادیکال در غالب رویکرد های دمکراتیک سوسیالیستی و مارکسیستی غربی شکل گرفت.

دولتهای مستقل در جوامع با اکثریت مسلمان در دو قالب زیر نظام سیاسی در چارچوب ایده های دولت مدرن تاسیس کردند:

الف)جمهوری رادیکال

ب) حکومت سلطنتی محافظه کار

فعالیت واحد سیاسی مسلمانان در عرصه داخلی و خارجی در چارچوب منطق دولت – ملت بود که مسائل اصلی آن نحوه انتطباق مفاهیم و ساختار اسلامی دوران مدرن بود که به واقعیت آن متاثر از غرب بود.

نوگرایان اسلامی  محمد عبده در مصر و احمد خان درهند مبدل به گفتمان دینی غالب در بیشتر کشورهای اسلامی  و پایه گذاری انعطاف پذیری برای مفصل بندی و ایئولوژی نظیر سوسیالیسم اسلامی

انطباق های مهم:

53-1951  شکل گیری لیبی بعنوان کشور مستقل و حکومتی سلطنتی به رهبری صوفی مقام عالیرتبه سینوسی ها پادشاه دولت ملت نو ظهور شد.

سودان سازماندهی جماعت اسلامی ریشه در ختمیه طریقه و انصار در قالب احزاب سیاسی توده ای در قالب انتخابات پارلمانی 1956

نقش مهم شخصیت ها در ایجاد این انطباق ها غیر قابل انکار است.

سیاست و جنبش های جدید اسلامی

1970 تغییر و تحول اساسی نقش اسلام در سیاست بصورت منبع دیدگاه های جدید و بدیع در باب توسعه و دگرگونی سیاسی و نه در مقام واکنش ساده در درون جامعه

دچار شدن رهبران حکومت های دولت ملت های تازه تاسیس با مشکلات متعدد

چالش های ناسیونالیستی و میل رغبت به آنها موجبات یاس . بی ثباتی سیاسی و مشکلات عمده اقتصادی و بدنبال آن تردید مردم در جهان اسلام نسبت به کارآمدی و اعتبار ایدئولوژی حاکم

بدنبال و به موازات  افزایش تعداد افراد که اسلام را منبع مناسب رفع مشکلات می دانستند سازمانهای جدیدی اعتبار و اهمیت جدیدی یافت.(پیوستن بسیاری از سازمانها به اخوان المسلمین و جماعت اسلامی)

سازمانهای جدید بخش مهمی از فرآیند احیاگری اسلامی را  در اواخر قرن بیستم بر دوش می کشیدند.

در حکم کنش گر هستند و نه صرفا به عناصر دیگر واکنش نشان دهند.

مبین ضرورت نوعی آلترناتیو در جهت گیری اجتماعی سیاسی معتبر و بازتاب تمایلات دوگانه تحصیلکردگان در جوامع اسلامی هستند که خواهان: مشارکت دادن بیشتر و صراحت اسلامی بیشتر در جوامع می باشند.

پیگیری توآمان دموکراتیک سازی و احیا گری اسلامی

 

 

احیاگری اسلامی و فرآیند دموکراتیک سازی

مهمترین پرسش ها:

پاسخگویی به میزان سازگاری اسلام و دومکراسی و نقش جنبش های اسلامی در تحول سیاسی در عصر نهادها و دیدگاه های پسامدرن

ظرفیت های دموکراتیک منابع سنت اسلامی و توانایی جنبش های اسلامی برای تحقق موثر و توآمان اصالت اسلامی و مشارکت هگمانی دموکراتیک

منابع نظری ایدئولوژیک برای دموکراتیک سازی دولت اسلامی

وجود مفاهیم و نمادهای مطلق گرایی و سلسله مراتبی در کنار بنیان های لازم نظری برای آزادی و برابری

منابع نظری لازم برای رآیند دموکراتیک سازی:

مطالب مربوط به مشارکت برابری و ایده های مربوط

مفاهیم مربوط به مخالفت قانون مند

زیرا بدون بحث جامع در مورد ایده ها و آرمانها شناخت برنامه ها تمایلات جنبش های اسلامی در جهان معاصر دشوار خواهد بود.

شباهت تجربه مسلمانان و تجربه نهادهای سیاسی که بر پایه سنت یونانی و مسیحی شکل گرفت.

نگاه به بستر جهانی دموکراتیک سازی و تجارب  ومفاهیم اختصاصی مسلمانان

در میان کشورهای غیر اسلامی فقط آلمان بود که انقلاب دموکراتیک نه تنها نظام حاکم را خاتمه بخشید  بلکه موجبات تاسیس جدید را فراهم کرد.

جنبش در ایران منجر به انقلاب اسلامی و حرکت شیعی

این نکته که در جنبش های ملی بدنبال اسلامی سازی واحدهای سیاسی موجود هستند در نهایت اهمیت قرار دارند.

طیف بندی تجارب:

عوامل موثر در شناخت جنبش های اسلامی:

الف) قانونی یا غیر قانونی بودن جنبش ها و تغییر وضعیت آنها در طول زمان

ب) میزان تمایل به همکاری با رژیم حاکم و خصلت کنشگری انقلابی و اپوزسیونی

ج)رویکرد رهبران سیاسی حاکم با جنبش ها (فشار و سرکوب،ایجاد فرصت مشارکت مسالمت آمیز)

بدست گرفتن قدرت توسط جنبش ها در ایران و سودان منجر به تاسیس نظام سیاسی جدید

تجربه مشارکت موفقیت آمیز جماعت اسلامی پاکستان و آنگکا تان بلیا مالزی

مخالفت اخوان در مصر با رژیم حاکم و همچنین در الجزایر

  

 

اسلام و دموکراسی

احیاگری اسلامی و میل به دموکراتیک سازی از مهم ترین مقولات معاصر است. که در بستر جهانی پویا در قالب هویت های قومی و تقاضا برای مشارکت سیاسی همگانی در جهانی پیچیده که تکنولوژی در جهت گسترش روابط جهانی و هویت های ملی و فرهنگی و درنهایت قدرت قرار دارند.

برای فهم منابع و مسئولیت های خاص جوامع  اسلامی و تاثیرات سرنوشت ساز آنها جامعه و سیاست بررسی موضع آنها مثلادر تجربه جهانی ضروری است.

امروز شاهد آنیم که در مقابل اندک مخالفان دموکراسی خواست و رغبت دموکراسی درخواستی سراسری است و بدنبال آن بسیاری از مردم بر این باورند که مهم ترین تحول سیاسی جهانی در اواخر قرن بیستم ظهور جنبش های طرفدار دموکراسی در سراسر جهان بوده و اکنون بازیگران اصلی عرصه جهانی تنها دولتها  و حکومت ها نیستند.

جنبش ها قدرتمند سازی هویت

خواست عمومی برای مشارکت و به رسمیت شناختن هویت های خاص که به تغییر شکل تجربه انسانی در....

خاصیت این دو نوع مطالبه مبین احساس ضرورت کنترل بر پیشرفت نهادهایی است که بیش از حد بزرگ شده اند و آنها براعتبار همبستگی های کوچک و فرقه ای تاکید می کنند.

برژنسکی:تاثیر جنبش ها با تحلیل قابلیت دولت- ملت بعنوان یک واحد عملیاتی

دولت- ملت ها در سطح کلان منطبق و مطابق نیاز های تاریخی شان نیستند وی ضمن اشاره به اروپا در سطح کلان و عدم اهمیت موضوع در سطح خرد تر معتقد است یک اجتماع صمیمی زبانی و مذهبی باید با تاثیرات مخرب انفجارات و هیاهوهای داخلی و خارجی متروپل فائق آید.

از جمله ویژگی های اصلی جهان دردهه 1990 فرآیند دموکراتیک سازی و احیاگری دینی جهانی است.

فرآیند دموکراتیک سازی بمعنای افزایش تقاضا برای مشارکت مقتدرانه مردم در سیاست و حکومت در نقاط مختلف دنیا می باشد.

رشد تکنولوژی و به حاشیه رانده شدن بخش زیادی از مردم و گسترش بوروکراسی و نظام اداری و افزایش دامنه حکومت و از طرفی وجود حکومت های مطلقه سنتی (اقتدارگرای چپ و راست) و رهبران جمهوریهای دموکراتیک محافظه کار به رهبرانی توانا در رهبری توده ها مبدل شوند.

رشد تکنولوژی منجر به دوری از سیاست مشارکتی

وجود رژیم اقتدارگرا موجبات رشد فزآینده مشارکت طلبی مردم و سر برآوردن جنبش های دموکراتیک خواه و خواهان تغییر ساختار حکومتی را بدنبال خواهد داشت.

با وجود راه های مختلف برای افزایش مشارکت مردم بیشتر تمایلات به دموکراسی است.

آنچه در این فرآیند بنیان های لازم برای انقلاب ها و جنبش های دموکراتیک در جهان فراهم آورده میراث وسیع و مفاهیم و تصورات مربوط به دموکراسی است. تا جایی که دیکتاتور ترین افراد مجبور به سخن گفتن با زبان دموکراسی شده اند.

دابلیو بی گال: دموکراسی مفهومی ماهیتا متعارض است او متذکر شد مجادلاتی که برچنین مفاهیمی تمرکز دارند کاملا متغیرند این مشاجرات با هیچ بحثی قابل حل نیست ولی بواسطه استدلال ها و مدارک قابل قبول تقویت می شوند.... خطری که همواره ذهن بشر را تهدید می کند دست کم گرفتن یا نادیده گرفتن کامل ارزش نگرش های متفاوت است.

مطالبه مشارکت همگانی فزآینده با به رسمیت شناختن هویت های مختلف با تاکید بر اصالت و مشروعیت هویت های قومی اشکال متنوعی به خود گرفته است.

الف) در برخی مناطق مطالبه محصول اصرار بر یک میراث فرهنگی،قومی و زبان خاص است.

ب) مطالبه به منظور تایید اعتبارات نسبت به پیام خاص دینی(جریان احیاگری دین)

در بعدی وسیع تر این جنبش ها مبین رد آن مفروضات قدیمی هستند که قرار بود بر مبنای آن  جهانی همگون و مدرن از مجموعه گروه های مشابه به درون جامعه جهانی واحد تاسیس کند.

دیدگاه اینکه امریکا را بعنوان یک دیگ گدازه بزرگ با ظرفیت حل فرهنگ ها اما در1960 دریافتند که گروه های قومی در ایالات متحده حضور دارند که ذوب ناپذیرند.

1990 آشکار شدن تاکید بر هویت های قومی بعنوان عامل مهم درامور جهانی که برخی آنرا رجوع به بربریت می دانستند.

اما در واقع نوعی طرد گرایی پسا مدرنیستی از نوع همگون سازی اجباری نهادهای توده ای و فردگرایی  غیر اخلاقی سکولاریسم مدرن بود که در دستور کار مدرنیته قرار گرفته بود که جورج اورل آن را هشدار داده بود.

فراتر رفتن از .... قومی کوچک و تبدیل شدن به پدیده جهانی احیاگری دینی

از مهم ترین تحولات اواخر قرن بیستم فوران واقعی جهانی  دغدغه ها و مضامین مذهبی و شبه مذهبی  و بنیادگرایی در بستر جهانی شدن کنش انسان بود.

اسلام و دموکراسی

باید دانست که احیگری بنیاد گرایانه دکترین ایدئولوژی های خاص گرایانه محلی،قومی،تمدنی و منطقه ای به هیچ وجه شاهدی بر فرآیند جهانی شدن نیست.

تاکید های اخیر جهان گستر ایده های خاص گرایانه بواسطه پدیده رو به رشد جهانی شدن به شدت خصلت موقعیتی پیدا کرده است.

جنبش ها بنیادگرایانه و ارتجاعی سبک جدید از هویت اجتماعی خاص را عرضه کرده اند.

هرلودر: روند بزرگ دموکراتیک سازی و تاکید برهویت بطور همزمان بدنبال تقاضاهای خاص برای قدرتمند سازی و شناسایی هویت در بستر عمل و تجربه جهانی شدن انسان هستند.

در هر منطقه شیوه خاص وجود دارد بطوریکه گاهی دو عنصر مکمل یا گاها متعارض هستند.

تحولات منطقه ای در خلاء اتفاق نمی افتند بلکه بایددانست که هم تاثیرپذیرند و هم متاثیرگذار

در جهان اسلام احیاگری اسلامی باتاکید بردین و هویت شکل گرفت که خود را درلبای،شیوه زندگی،هنر و عرصه های عینی قدرت و سیاست نشان می دهد.

تجدید حیات اسلامی موجبات طرح مطالبه گسترده ای برای مشارکت وسیع همگانی در نظام سیاسی فراهم نموده است.

حکومت های اقتدارگرای جهان سوم بواسطه مدل های سکولار پیگیر برنامه های نوسازی هستند.تا جایی که احزاب سیاسی بصورت نمایشی در آن اجازه فعالیت دارند.

با نگاهی که تاریخ کشورهای جهان سوم می بینیم که تجربه ترکیه در سال1950 توسط کشورهی دیگر تکرار نشده است.

فرآیند دموکراتیک سازی و احیاگری اسلامی در بسیاری از کشورها نیروهای مکمل یکدیگر بوده اند،مهمترین و موثرترین مخالفت ها با رژیم اقتدارگرا از طریق تاکید مجدد بر هویتو میراث اسلامی بیان می شود.

فرآین دموکراتیک سازی کشورها یا حکومت های اسلامی درمعرض همان حرکات اجتماعی قرار دارد که قبلا ناسیونالیسم قرار داشت.

اچ ای آر گیب:

ناسیونالیسم سیمای غربی اش منحصر به روشنفکران بود که در اتباط و تماس نزدیک بااندیشه غربی قرار داشتند و به موازات رسوخ عقایدناسیونالیستی در ذهن مردم انگیزه ها و فشاردرونی توده های مسلمان ناسیونالیسم را دچارتحول کرد بطوریکه امکان ممانعت ازاین تحول وجود نداشت.

هرچه پایه های حمایتی ناسیونالیسم وابسته به توده مردم شود جهت گیری های اسلامیآن افزایش می یابد و فرآیند دموکراتیکسازی ابعاد سکولار خود راازدست میدهد و بیشتر توده ای می شود.(تبدیل به جنبش مردمی و دموکراتیک)

فشار برای دموکراتیک سازی در جهان اسلام موجب تقویت و فشار مضاعف برای احیاگری اسلامی خواهد شد.

فرآیند دموکراتیک سازی سیاست

فرآیند دموکراتیک سازی و احیاگری دو فرآیند هستند که شامل قدرتمند سازی مردم در سیاست و تاکید بر هویت های فرقه ای است.

تعریف و مفصل بندی مطالبات مبیین تنوع دیدگاه ها در جهان اسلام است.

جیووانی ساتوری:

آیا راهی جز غربی برای تحقق دموکراسی وجود دارد؟در حالیکه صدور کاملا غربی ان غیرممکن است.

تعارض درتعریف دموکراسی صحنه منازعه میان خودی و غیر خودی است.

تعریف دموکراسی صحنه منازعه میان خودی و غیر خودی و بنابرایت تعریف آن در جامعه اسلامی چالش برانگیز ده است.

تعاریف غربی از دموکراسی

از تعاریف متفکران و رهبران سیاسی در خصوص دموکراسی  برای خارج از امریکا و اروپای غربی چنین برداشت می شود که اجماعی بر سر معنای آن و چیستی نهادهای لازم در رژیم های اقتدار گرا برای ایجاد آن وجود دارد.

جیمز بیکر وزیر امور خارجه امریکا(1991) خطاب به اهالی شوروی پس از فروپاشی می گوید که باید به پنج اصل ملتزم باشند:نظام چندحزبی،انتخابات آزاد،برداشتی جفرسونی از حقوق اقلیت ها

همانطور که نظام انتخاباتی چند حزبی بخش کلیدی دموکراسی در جوامع مختلف است سایر شاخص ها برای توسعه دموکراسی باید متناسب با شرایط جوامع مختلف تنظیم و بصورت کاربردی تعریف شود.

کوهن معاون وقت وزیر امور خارجه امریکا:

کمک هایی برای شروع فرآیند دموکراتیک لازم است (برگزاری انتخابات آزاد و منصفانه چند حزبی)

کمک برای ایجاد شرایط حکمرانی خوب(توانمندسازی مردم در جت مسئولیت پذیری و مشارکت جهت تحقق دموکراسی) ایجاد نهادهای مدنی؛قوه قضائیه مستقل؛مطبوعات آزاد

جی دانفورث کویل معاون رئیس جمهور: بدون اشاره به دو سر طیف  دموکراسی (اجماعی / مخالف )معتقدیم در افریقا مدل واحدی از دموکراسی وجود ندارد.همچنین او ادامه می دهد برای نظام های ریاستی،نظام های پارلمانی،تعیین تعداد کرسی ها بر مبنای نسبت اراء و نمایندگی خص منطقه ای احترام قائل شویم.

دولت کلینتون: گسترش دموکراسی در خارج یکی از سه ستون اصلی سیاست خارجی امریکاست.

وارون کریستوفر وزیر امور خارجه:تشویق نهضت جهانی برای دموکراسی بمعنای تغییر جهان کنونی است ما از طریق کمک به پیشرفت دموکراسی به عمیق ترین ارزش هایمان احترام می گذاریم.علاوه بر ان ما سرمایه گذاری استراتژیکی برای امنیت ملت مان انجام می دهیم.

پس از کش و قوس های فراوان و بررسی تعاریف امریکایی دموکراسی بعنوان یک مدل کارآمد در فرآیند دموکراتیک سازی این سوال پیش خواهد آمد که آیا اقتباس یک مدل خارجی دموکراسی مناسب است یا خیر؟

فرآیند دموکراتیک سازی در جهان اسلام از نگاه یک تحلیل گر در دوران ریاست جمهوری کلینتون: همیشه برخی رهبران در هنگام حمایت از اجرای فرآیند دموکراتیک سازی خاورمیانه سعی نموده اند با بیان اینکه اسلام با دموکراسی سازگاری ندارد پرچم سرخ بنیادگرایی را در مقابل آن قرار داده اند.تحلیل گر معتقد است برنامه بورس به کنار خود رودز یادآور خاطرات تلخ دوران استعمار است او طرفدار دموکراسی برای نژادهای برتر بود و اعمال شاقه برای نژادهی فروتر

بنا به تفاسیر فوق در واقع هر گونه تجویزی برای تاسیس نظام دموکراتیک مستلزم برگزاری انتخابات آزاد و منصفانه است.

با نگاهی به مشاجرات موجود در تعریف دموکراسی و اختلاف نظرهایی که در تفسیر آن در خود جوامع غربی وجود دارد در می یابیم که قدرتهای غربی در پی ایجاد تعریفی واحد و کاربردی در راستای منافع خود برای سایرکشورها بوده و هستند.

هم تعاریف مختلف موجود غربی و هم تعاریف رسمی دولتهای غربی توانسته اند تاثیر محسوسی بر فرآیند دموکراتیک سازی جهان اسلام داشته باشند.

میراث اسلامی

اندیشمندان جهان اسلام معتقدند فرآیند دموکراتیک سازی واحیاگری دینی می توانند در ارائه تعریف ازدموکراسی اسلامی مکمل هم باشند به شرطی که دموکراسی را به تعریف نهادی و ایده ای امریکایی و اروپای غربی محدود نکنیم و ازسویی دیگر اصول مهم دینی را بسیار بسته و سنتی نبینیم.

زیرا در آن صورت فرآیند دموکراتیک سازی از مشاجره بر سر مهم ترین ابزارهای افزایش مشارکت همگانی به بحث بر سر مشروعیت واردات نهادهای سیاسی خارجی تغییرخواهد یافت.

اگر پذیرش دموکراسی را در مقامی بنیانی مشروع برای نظم سیاسی در دوران مدرن جهان بدانیم بحث در مورد آن در جهان اسلام شبیه مباحث دیگر جامعه مثل سنت های قدیمی و سیاست و فرهنگ خواهد بود.

با این وجود این بدور از واقعیت نخواهد بود اگر در اندیشه سیاسی 2500 ساله غرب هیچ کس تا همین اواخر دموکراسی را به چشم شیوه ای برای ساخت بندی زندگی سیاسی ندیده است.... در حالیکه اغلب متفکران از آن بعنوان شیوه ای که موجب فساد و تباهی می شود نگریسته اند.

با وجودی که نخبگان حاکم در اغلب سنت های بزرگ تمدنی تردیدهایی نسبت به دموکراسی داشتند از منظر تاریخی می توان گفت که این امکان وجود دارد که اغلب مردم جهان می توانند بر پایه سنت های محلی خود بدنبال تاسیس یک دموکراسی مدرن باشند.در حالی که اغلب سنت های محلی بجای اکثریتی، اجماعی هستند.

مفهوم بندی نهادهای جدید نقش مهمی در نگرش های دموکراتیک در اروپای غربی بازی کرد که طی آن می توان گفت فرآیند دموکراتیک سازی مدرن در بر دارنده همان باز تعریف مفاهیم ضد دموکراتیک گذشته می باشد.

ترکیب مفاهیم جدید با نوع آرمانی دموکراسی و عناصر دموکراتیک موجود در سنت های خاص اجتماعی برای ایجاد ظرفیت های دموکراسی در جوامع معاصر باید با ابعاد بومی دموکراسی آن جوامع در تعامل قرار گیرد.

بنابراین می توان گفت بررسی فرآیند دمکراتیک سازی جوامع اسلامی بدون نگاه به شرایط خاص این جوامع امری عقلانی و منطقی نخواهد بود.

علیرغم وجود تنوع در نگرش های سیاسی مسلمانان معاصر مفاهیمی وجود دارند که هسته مرکزی مواضع سیاسی همه آنها را تشکیل می دهد.البته باید گفت که اختلاف میان مسلمانان صرفا در باب تعریف مفاهیم است و نه به رسمیت شناختن آنها

ابوالاعلی مودودی:نظام سیاسی اسلام را مبتنی بر توحید(تنها یک حاکم وجود دارد و آن خدا است.)،رسالت و خلافت دانسته و فهم کامل وجوه مختلف جامعه اسلامی را بدون شناخت این سه اصل ناممکن می داند.

با توجه به مفهوم سازی های مسلمانان در متن تحولات جدید به بسیاری از مفاهیم در فرآیند دموکراتیک سازی در جهان اسلام دست خواهیم یافت.

توحید در فلسفه سیاسی مسلمانان بدان معنی است که تنها یک حاکم وجود دارد و آن خدا است.با توجه به این مفهوم ناظران غیر مسلمان و برخی مسلمانان محافظه کار بدین برداشت رسیده اند که با وجود حاکمیت الهی حاکمیت مردمی و تاسیس دموکراسی اسلامی امکان ناپذیر است.

اما در خطوط تحلیلی نظریه دموکراتیک اسلامی مودودی ضمن ارتباط تنگاتنگ با توحید پیوند عمیقی میان خدا و مشروعیت سیاسی وجود دارد.(رد حاکمیت مطلق مردک و تعیین خط مشی جامعه سیاسی بر پایه حاکمیت خدا و خلافت انسان)

مودودی محتمل ترین نام برای جامعه سیاسی را سلطنت الهی می داند که در غرب آنرا بعنوان تئوکراسی می شناسند. با این تفاوت که تئوکراسی اسلامی تحت حاکمیت هیچ طبقه خاصی نیست بلکه تحت حکمیت کل جامعه مسلمانان است.او می گوید اگر مجاز به نام گذاری جدید بودم آن را تئودموکراسی یا همان حکومت دموکراتیک الهی می نامیدم.

مودودی تفسیر قانون خدا هنگام نیاز جدید را توسط عاقل ترین و متکامل ترین شخص در جامعه اسلامی بعنوان فرآیندی دموکراتیک می داند.

اسپوزیتو  و جان وال حکومت شیعی ایران را بدلیل توحید محور بودن نزدیک به دیدگاه مودودی می دانند.

آیت اله محمد باقر صدرضمن بیان نمایندگی افکار عمومی توسط متنفذان در برهه ای از تاریخ در جامعه اسلامی توجه به مشورت و نظارت فقیهان را در شرایط متحول جامعه با عنوان تشکیل مجلسی که اعضای آن نمایندگان واقعی مردم باشد ضروری می داند.

بدان دلیل که مردم حاملان اصلی امانت(حکومت) هستند.

از سویی اصل توحید اصل برابری در سیستم سیاسی اسلام را بدست می دهد و سیستم دیکتاتوری را رد می کند.

با وجود تفاسیر متعدد هر چند ممکن بود اصل توحید در مقام پایه ای برای دولت غیر دموکراتیک مورد استفاده قرار گیرد اما بنیان های لازم را نیز برای ایدئولوژی برابری طلبانه و انقلاب علیه حکام خود سر را فراهم آورد.

بحث خلافت  در اندیشه سیاسی اسلام در درجه اول مربوط به تعریف رهبری سیاسی در جامعه اسلامی است. این نظریه  بخش مهمی از تاریخ اندیشه را در جهان اسلام تشکیل می دهد.(نظام سیاسی عینی امویان و عباسیان) در قرن نوزدهم و دوران عثمانی رهبر علاوه بر اینکه سلطان بود خلیفه نیز بشمار می رفت.

در مشاجرات سنتی و مدرن حول ماهیت خلافت نهاد خلافت با قالب سلطنت مورد توجه بود اما در نیمه دوم قرن بیستم واژه جانشینی که همان معنای تحت الفظی آن است مدنظر نیز قرار گرفت. و خلیفه را نیز بعنوان عامل،مجری و نماینده نیز تعبیر کردند.

مودودی با استفاده از مفهوم جانشینی خدا بر زمین توسط انسان نتیجه گرفته است که انسان می تواند اعمال کننده اقتدار خداوند در زمین باشد البته متناسب با چارچوبی که توسط خدا تعیین شده است.بعبارتی اینکه اقتدار خلافت به همه مردم جامعه بعنوان یک کل اعطاء‌شده است و این نقطه آغاز دموکراسی در اسلام است که هر فردی در جامعه اسلامی این حق را دارد که خلیفه خدا باشد و از این جهت همه انسانها یکسانند.

به رسمست شناخته شدن مقام خلیفه الهی بودن انسان بجای آنکه آنرا صرفا یک نهاد یا حاکم بدانیم در اعلامیه حقوق بشر به رسمیت شناخته شده است.

در این چارچوب نخستین گام برای اجرای خلافت سیاسی- اجتماعی تاسیس جامعه مومنان است. و گام دوم نیل به خودمختاری است چنین برداشتی از خلیفه بود که به مبنایی برای مفهوم مسئولیت انسانی و مخالفت در برابر نظام های حاکم گردید.

خورشد احمد:دموکراسی سکولار که در دوران مابعد روشنگری مسلط شد مبتنی بر اصل حاکمیت انسان بود در حالیکه اسلام معتقد به حاکمیت خدا و خلافت انسان است.

متفکران شیعه و سنی با تاکید بر برابری انسانها و تعهدات مردم در مقام حاملان اصلی حکومت و ضمن دموکراتیک خواندن نظرات متفاوت خود آنها را بصورت متفاوتی مطرح کرده اند.

با ارائه تعاریف دموکراسی در چارچوب وسیع مفاهیم اسلامی( شورا،اجماع و اجتهاد) جنبه های عمل سیاسی و اجتماعی بطور خاصی مورد توجه قرار گرفتند.

شورا بعنوان یکی از پیامدهای سیاسی اصل خلافت انسان است.

اسپوزیتو و جان وال معتقدند که : خلافت عامه در یک دولت اسلامی به نحو خاص در دکترین شورا یا مشورت دو جانبه بازتاب یافته است.... مردم اقتدار خود را به حاکم تفویض می کنند.

محمد حمیدالله در کتاب مقدمه ای بر اسلام ضمن تاکید بر اهمیت مشورت بیان می کند که ... فرد منتخب از شورا باید با تمام وجود خود را معطوف به مسئولیت سنگین نمایندگی کند که به او اعطا شده است.

برخی متفکران برداشت دکترین شورا را اشتباه دانسته اند.زیرا تصور اشتباه این بوده که حاکم از دیگران توصیه بخواهد در حالیکه برداشت قرآنی شورا بدین شکل است که ((شورا بمعنی طلب توصیه از دیگران نیست بلکه به معنای راهنمایی خواهی دو جانبه از طریق بحث دو سویه با شرایط برابر است.

فضل الرحمان:اجتماع مشارکتی جامعه مسلمانان،را که بواسطه آن مطالبات امت برای مشارکت در تصمیم گیری های مهم سیاسی و قانونی موثر بر زندگی اعمال می شود را نمی توان  رد  کرد و نه به تاخیرانداخت کسانی که در تاخیر یا رد شورا طرفداری می کنند ،آگاهانه یا ناآگاهانه در تبدیل اسلام به امری بیهوده و عبث مقصرند.

آیت الله محمد باقر صدر: مردم خلیفه خدا هستند و حق دارندامور خود را براساس شورا تنظیم کنند(تاسیس مجلس)

بنابراین شوراه عنصر کلیدی میان دموکراسی و اسلام است.

اجماع از قدیم در میان اهل سنت جایگاه ویژه ای داشته است.پیامبر(ص) امت من بر امر خطا اجماع نخواهد کرد.

اسلام سنی اجماع را مرجع نهایی برای تفسیر نصوص دین میداند. که توانسته نقش اساسی در توسعه حقوق انسانی پیدا کند و کمک زیادی به تفاسیر حقوقی فقهی نموده است.

اجماع می توان مبنای پذیرش نظام های سیاسی مبتنی بر رای اکثریت را فراهم کند بنابراین اجماع هم عنصر مشروعیت بخش نظام سیاسی است و هم پروسه دموکراتیک سازی جهان اسلام.

اجتهاد بعنوان سومین مفهوم در اسلام سیاسی

بسیاری از متفکران اسلامی اجتهاد را کلید اجرای اراده الهی در زمان و مکان دانسته اند.

خورشید احمد:خداوند تنها اصول کلی را آشکار ساخته و با لطفی که  در حق مردم نموده که در هر دوره مردم اصول مذکور را آزادانه کاربردی کنند(بکار گیری هدایت الهی برای حل مشکل متناسب با زمان)

الطاف جوهر:منبع قدرت در اسلام قرآن است و متفکران اسلام باید اصل اجتهاد را در تمام شئون زندگی بکار گیرند... او اصول اسلامی را پویا و و نگرش انسانها را ایستا می داند و اجتهاد را گشاینده راه ابداع و خلاقیت می داند.

محمد اقبال در دهه 1930 رشد روح جمهوری خواهی و تاسیس مجالس قانونگذاری در بلاد اسلامی را یک گام به جلو می دانست تنها راه انتقال قدرت اجتهاد  اجماع است که می تواند در عصر مدرن شکل بگیرد.خارج کردن مباحث حقوقی از دست افراد غیر متخصص موجب مصونیت خواهد شد و از این طریق است که می توان ناامیدی را از جامعه بیرون کرد.

اقبال شکل گیری جمهوری حکومت را نه تنها سازگار با روح اسلام می داند بلکه با توجه به نیروهای جدید آزاد در جهان اسلام آنرا یک ضرورت می داند.

خطر سکولاریزم و انحراف از اصول از جمله مقولاتی هستند که اجتهاد را مورد تهدید قرار داده اند.

اقبال معتقد است اجتهاد می توان به متفکران در زمینه مطالعه پدیده های اسلامی در چارچوب اسلامی کمک کند که بتوان بر پایه فهم نوین از علوم اجتماعی تمدن اسلامی را احیاء نمود  و امت اسلامی برای کسب منزلت واقعی بدان نیازمند است.

بنابراین می توان گفت شورا،اجماع و اجتهاد مفاهیم اصلی مفصل بندی دموکراسی اسلامی در چارچوب پذیرش توحید هستند.

نقد اقبال بر دموکراسی غربی از سویی به پایان رسیددن عصروام گیری مستقیم مبانی و مفاهیم خود مسائل جدیدی را آشکار نموده است از جمله آنها:

تباین میان جهان اسلام(مسائل اخلاقی) و غرب (مسائل مادی)

در همین ضمن تجربه غربی تاثیر فراوانی بر مشاجرات جهان اسلام گذاشته است.

حمید عنایت:به رغم تمام ادعا ها آنچه در آثار مسلمانان مغفول مانده اخذ و انطابق موازین اخلاقی و حقوقی – قانونی اسلام یا مواضع نهادهای جامعه سنتی با دموکراسی است...... همین مسامحه و غفلت امیدها رابرای ارائه نظریه منسجم دموکراسی از متن اسلام برآورد نکرده است.

کتاب بدنبال پاسخ این سوال است که :

آیا جنبش های اسلامی معاصر توانسته اند در ارائه نظریه منسجمی از دموکراسی که با فرهنگ اسلامی تناسب داشته باشد توفیقی حاصل کنند یا نه؟

یا متفکران اسلامی فراتر از بیان ایده توانسته اند نظریه منسجمی برای دموکراسی اسلامی خلق کنند؟

رویکردآخرالزمانی: پس از جنگ تمدن ها رسیدن به یک هویت مشترک

رویکرد تاثیر متقابل: تمدن ها دائما در حال تاثیرگذاری و تاثیر پذیری هستند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فصل دوم

دولت و اپوزیسیون در تاریخ اسلام

تاثیر متقابل جنبش های طرفدار احیاگری اسلامی و فرآیند دموکراتیک سازیبا توجه به عمل گرایی اسلامی چهار وضعیت را نمایان می کند:

1.        اپوزیسیون انقلابی در برابر نظام سیاسی حاکم

2.       اپوزیسیون قانونی در چارچوب نظام سیاسی حاکم عمل می کند.

3.       مشارکت فعال در حکومت از طریق اتحاد و ائتلاف با سایر نیروهای سیاسی

4.       ایفای نقش در قالب نیروی ناظر در نظام سیاسی موجود

جنبش های فعال اسلامی و یا احیاگران اسلامی:

1.        اعمال انقلابی بر ضد حکومت

2.       مشارکت بعنوان اپوزیسیون در نظام سیاسی حاکم

3.       بخش از حکومت که مبدل یه قدرت حاکم می شود.

ضروری است برای درک هرچه بهتر تجربه جنبش های اسلامی مسائل مربوط به مشارکت سیاسی عمومی ، حقوق اکثریت و اقلیت  در آن جامعه بررسی شود.

مفاهیم مختلف اپوزیسیون

هیچ حکومتی در همه امور مورد حمایت کامل مردمی که مدعی اعمال حاکمیت بر آنهاست قرار نمی گیرد.

یکی از وظایف اصلی نظام سیاسی یافتن راه حل تعادل و توازن میان حکومت و اپوزیسیون است.

در حالیکه در نظریه های سنتی اپوزیسیون را مخرب می دانستند تا سازنده  ایده اپوزیسیون سیاسی سازمان یافته  بمعنای جستجو برای حکومت مطلوب بر مبنای وفاداری عمومی به اصول و رویه های درست تعجب برانگیز و کاملا متضاد  می نمایاند.

دموکراسی از حقوق و آزادی های فردی حراست می کندو آزادی با بیان نظریات شان به رسمیت می شناسد اما از سویی اراده مردم پراکنده است به هیمن جهت شیوه متنوعی برای تعریف مدیریت اپوزیسیون ارائه شده اند.

اصول دموکراسی دقیقا ناظر بر حقوق افراد و گروه های مخالف حکومت است.

در جوامع سیاسی تنش اصلی میان میل به هماهنگی و ثبات سیاسی از سویی و نیاز به وجود برای ابزار مخالفت از سوی دیگر وجود دارد.

افلاطون هیچ تمایلی به نهادینه کردن شیوه ابزار مخالفت سیاسی نداشت.

اشکال مختلف اپوزیسیون

·        تخریب نظام موجود

·        مخالفت با صاحبان قدرت در نظام سیاسی

در حالیکه اغلب رژیم های اروپای شرقی و اتحاد شوری تحت فشار توده ها به رژیم های خود تخریب و همیارانه تبدیل شدند  اما هیچ نظام سیاسی حاکمی تخریب خود را نمی پذیرد و اجازه فعالیت به این گروه ها را نمی دهد.

توماس هابز:سیاست همچون بازی ورق هاست بازیگران باید بپذیرند که کدام خال از بقیه سرتر است البته بااین تفاوت که در سیاست اگر در مورد سر بودن هیچ یک از خال ها توافق نشود چماق سرباز حاکم خواهد شد.

بنابراین اپوزیسون باید قواعد بازی را به رسمیت بشناسد در غیر این صورت چماق اساس قدرت را تعیین خواهد کرد.

هرگز هیچ حاکمی به سلطه مطلق دست نیافته است حتی حاکمانی که مشروعیت الهی برای خود قائل بوده اند.

همیشه هم در صحبت از اپوزیسیون سیاسی منظور مخالفت انقلابی بر ضد نظام سیاسی نیست.

جی کی چسترتون:بسیار مضحک خواهد بود اگر از حکومت ها بخواهیم برای خود اپوزیسیون تدارک ببینند... .

در بخش عمده ای از تاریخ اندیشه غرب حضور اپوزیسیون قانونی در زمینه دموکراتیک با پذیرش قواعد بازی قابل فهم است اغلب نویسندگان تاکید کرده اند. وجود اپوزیسیون متضمن پذیرش بنیادهاست یعنی رضایت نسبت به جامعه و رژیم آن در واقع آنچه اپوزیسیون به مخالفت با آن بر می خیزد نظام سیاسی آن جامعه نیست.

ظهور ایده حکومت مطابق قانون اساسی عنصری مهم در توسعه دولت مدرن است.

گره خوردن نظم غیر شخصی و متمایز مبتنی بر قانون اساسی و دولت در اندیشه سیاسی غرب( ایده ساخت قدرت مشروطه قانون و مجزا از اراده حاکم تحت اختیار قدرت قضایی در سرزمین خاص) بعنوان پدیده ای کاملا مدرن  از دغدغه اندیشمندان قبل از آن نبود.

در اندیشه سیاسی جدید غرب اپوزیسیون قابل قوبل در نظامی دموکراتیک پیون نزدیکی با مفهوم حکومت قانون پیدا کرد که اجماعی است بنیادین بر سر قواعد بازی سیاست

اپوزیسیون عبارت است از مخالفت مشروع با سیاست های خاص برخی رهبران در چارچوب قواعد قانون اساسی(مکتوب یا عرفی) که مورد قبول طرفین منازعه است.

 اندیشه سیاسی جدید غرب تلقی است در میان دو برداشت که بی ال تالمون بعنوان یکی از طرفداران لیبرال دموکراسی از لیبرال دموکراسی(حقوق فردی و محدودیت حکومت) و توتالیتر دموکراسی(بر خواست مردمی و ساختارهای جمعی) نام می برد که شانه به شانه هم حرکت می کنند و تنش میان این دو فصول مهمی از تاریخ دور جدید را شکل داده اند.

در دهه 1990 آلترناتیو دیدگاه لیبرال دموکراسی  دیدگاه رادیکال دموکراسی چپ جدید یا پسا چپ است.ص80

دموکراسی رادیکال یکی از اشکال مفهومی بسیار مهم جایگزین جریان مسلط لیبرال دموکراسی در هر شکل نو محافظ کارانه  است. که یکی بر اقتصاد بازار تاکید می کند و شکل پسامدرن آن بر تکثرگرایی فرهنگی

دیدگاه رادیکال سنتی از جامعه دمکراتیک حق مخالفت انقلابی را در جامعه تحت حکومت دموکراتیک های رادیکال به رسمیت نمی شناخت مراحل رادیکال انقلاب فرانسه و بقایای سیاسی آنها را نیز تالمون به خوبی تشکیل دموکراتیک توتالیتر دانسته است.

انقلاب دموکراتیک به سبک قرن نوزده فقط در موقعی شکل می گیرد که رژیم سیاسی در مقابل خواست مردم برای دموکراتیک سازی موضعی ضد دموکراتیک بگیرند.

تفاوت بارز میان جهان بینی ها بنیادین به خودی خود امکان انقلاب خشونت بار را افزایش می دهد. مثلا تضاد میان نظریه انسان گرای سکولار و نظریه سیاسی مبتنی بر مفروضات دینی

خالص ترین روایت از لیبرال دموکراسی:سنگ بنای مملکت داری مدرن حق برگزاری انتخابات آزاد و منصفانه است،باب این انتخاب باید برای احزاب متکثر باشد،دستیابی قدرت و ترک آن توسط حزب برنده قابل پذیرش باشد.ممنوعیت تلاش برای کسب اختیارات و فراتر از چارچوب قانون اساسی وممانعت از برگزاری انتخابات بعدی ممنوع باشد.

 هیچ نظام سیاسی حکومت حتی دموکراسی کارآمد کامل و بی نقص نیست لذا تلاش برای بازسازی حکومت معقول و ضروری به نظر می رسد. و این امر نیاز اپوزسیون را در نظام دموکراتیک توجیه می کند.به نحوی که اپوزیسیون و نقد سازنده جزلاینفک دموکراسی محسوب می شوند.

تحلیل فوکویاما:ص83

در پایان تاریخ نیاز به توسعه بیشتر اصول سیاسی نیست زیرا اصول اساسی دولت لیبرال دموکراتیک از این بیشتر نخواهد رفت.

اپوزیسیون از بعدی ضروری تشخیص داده می شود و از سویی در مقام تفرقه افکنانه و احتمالا برانداز مورد بی اعتمادی است.

 با این حال که در یک نظام سیاسی بمعنای اظهار مخالف با رهبران یک نظام سیاسی پدیده ایی ریشه دار در دوران باستان است.

اپوزیسیون که اکنون پدیده ای مدرن تلقی می شود ممکن است رادیکال لیبرال یا محافظه کار باشد و برای تحول بلند مدت سیستم توسعه آن یا محافظت از آن کار کند.در چارچوب شناخته شده حقوق فردی و گروهی و کنترل نهایی توسط نظام سیاسی انجام می دهد.

سنت اسلامی

با توجه به اینکه در جوامع اسلامی همه مسلمانان از حاکمان راضی نبودند اپوزیسیون شکل گرفت.تجربه جماعت مومنین در دوران پیامبر(ص) بعنوان الگویی که بعدها بصورت هنجار در آمد.

شکل گیری امت اسلامی در مکه (در اقلیت) در ضد کلیت نظام اعتقادی و سیاسی نخبگان حاکم بر مکه

مهاجرت،تدوین نظام نامه ای برای جامعه متکثر مدینه برای شیوه حل منازعات،نحوه عمل اجتماعی اقتصادی مهاجرین و انصار،محدود کردن اقدامات فتنه انگیز، تعریف اپوزیسیون درون جامعه

آمار کم مسلمانان ، عدم استفاده از خشونت و نداشتن ابزار آن و موعظه و اقناع و گفتگو شیوه راه شد.

بعد از رحلت پیامبر تشکیل جامعه کلاسیک مسلمانان تعریف رسمی حقوق اسلامی یا شریعت جامعه اکثر مسلمانان و در نهایت شکل گیری میراث اسلامی

کاربرد اجماع،شورا و اجتهاد

فشار جهانی برای دموکراتیک سازی،میراث گسترده(مجموعه ای نظام مند از سنت ها و فقه اسلامی) فرصتی را برای متفکران اسلامی معاصرکه درگیر مسائل اپوزیسیون بودند فراهم کرد تا بتواند بنیادی فراتر از حاکمان و حکومت مبتنی بر نظم و قانون برای ارزیابی عملکرد رهبران ایجاد نمایند.

فقه اسلامی  شامل نظمی مبتنی بر قانون اساسی در جوامع اسلامی بود و مشتمل بر قواعد اساسی که اکثریت جامعه آنرا نافذ و مشروع می دانستند.

تعریف به شیوه های مختلف در دوران معاصر از این اصول:

برخی قرآن و سنت را منبع می دانند،برخی مجموعه قوانین شریعت را؛ اما آنچه بعنوان باور مورد قبول اکثریت است اصول اساسی مبتنی بر قانون اساسی اسلام است.

در عربستان قرآن بعنوان قانون اساسی پادشاهی و شریعت مبنای نظام حقوقی است.

عبداله النعیم السودانی:علیرغم عدم اشاره قرآن به حکومت قانون اما توجیه و حمایت اسلامی از حکومت قانون برای مسلمانان بسیار مهم و مناسب است.ص88

معنای وسیع از قانون اساسی مساله بنیادین برای به چالش کشیدن اقدامات رهبران  یا توصیه  به انجام اصلاحات بدون نیاز به انقلاب است.

در عربستان سعودی تفکیک بین حقایق لایتغییر قانون اساسی و.... خطاپذیری انسانی که مجری آن حقایق باشد. ص89

در سرتاسر تاریخ اسلام قرآن و حدیث مرجع و مبنایمناسب برای بررسی و انتقاد از شرایط موجود بوده اند و جنبش های اسلامی برای توجیه خود از آن بعنوان مرجع مشروعیت و اقتدار استفاده نموده اند.

وجود مفاهیمی همچون فتنه(بی نظمی)،اختلاف یا نارضایتی که به ترتیب اولی محکوم و دومی مجاز شمرده شده اند می توانند مبنای استدلال و تعریف کننده حقوق اقلیت های غیر مسلمان قرار گیرند.

بعلاوه مواردفوق  وجود مفاهیم دیگری همچون مشروطیت،پذیرش تفکیک عملی بین قوا،تعیین حدود قدرت حاکم همه م همه می توانند مستنداتی باشند برای به رسمیت شناختن اپوزیسیون با آنکه به طور صریح به آن اشاره نشده است.

مفهوم فتنه را می توان به نوعی در راستای تحدیدکننده اپوزیسیون مد نظر قرار داد.

فتنه: وضع برخی محدودیت ها برنوع مخالفت که در سنت اسلامی مجاز شناخته شده اند.

کاربردها:توصیف رفتار اهالی مکه برای آزار و اذیت مومنان

در برابر فتنه اگر لازم باشد باید با خشونت رفتار کرد.

مخالفتی علیه جامعه سلامی و ایمان مومنان که مقابله با آن ضروری است.

در نظریه سیاسی اسلام در قرون میانی بیشتر این برداشت قالب بود که نظم را بر بی نظمی اولویت می داد.

این نیز یک اولویت تعریف شده بود که هر چیزی را که منجر به بی نظمی می شود فتنه بنامند ولی هر عصیانی فتنه نبود و گاهی ازآن بمعنای مبارزه با حکام مستبد نیز استفاده می شد.

مدثر عبدالرحیم السودانی: جامعه مسلمان نه تنه حق بلکه تکلیف دارد که چنین حکام جائری را با  زور از میان بردارد بردارددر چنین شرایط انقلاب مناسب ترین و ضروری ترین شکل جهاد است.

با این حال او متذکر می شود: چون امکان انحراف انقلاب وجود دارد انقلاب باید آخرین راه باشد.

بسیاری از متفکران گفته اند که در شرایط خاص حتی از حاکم جائرنیزباید اطاعت کرد.

فتنه بر علیه حاکم ظالم و جائر مبدل به تعریفی از اپوزیسیون قانونی در اندیشه سیاسی مسلمانان معاصر می شود.

همچنین فتنه مفهوم مهمی در تعریف آزادی بیان به شمار می رود.

محمد.ح.کمال از متخصصان علم حقوق: اگرچه تفاسیر مدرن از گفته های انقلابی مایلند آزادی بیانرا محدود کنند اما خود شریعت میل داردبرای دفاع از این موضع محدودیت ها را منحصر به مواردی کند که برای دفع خطر جدی از کلیت نظام متعارف ضروریست.

کمالی ضمن پیوند  زدن فتنه با مسائل  وسیعی از وظیفه شهروندان(تکلیف) برای امر به معروف و نهی از منکر معتقد است بین فتنه و توانایی دولت ها در تزغیب به مشارکت سیاسی شهروندان رابطه مستقیم وجود دارد.

این باور که هرج و مرج ممکن است اعتقادات مسلمانان را تهدید کند محدودیت های سختی را بر اپوزیسیون  اسلامی اعمال می کند.

فتنه مثل شمشیر دو لبی است که برای محدودیت اپوزیسیون و مخالفت با حاکم کاربرد دارد.

فتنه ارمغان آور مفهومی است که ردپای آن در بسیاری مشاجرات مربوط به حقوق اپوزیسیون در جوامع مسلمانان درحال دموکراتیک سازی است.

علیرغم تاکید اندیشه اسلامی بر اصل توجیه در مقام اساس جهان بینی اسلامی اما شیوه های متعددی وجود دارند که بواسطه آنها تکثرموجود در جامعه بعنوان امری مشروع به رسمیت شناخته شده است.

مفاهیم مرود استفاده در تبیین و پذیرش تنوع و تکثر مذهبی

مفهوم فقهی اختلاف(وجود مخالفت در میان مسلمانان) و مفهوم فقهی اهل الذمه (تبیین جایگاه غیر مسلمانان در جامعه اسلامی)

اختلاف

یک واژه فنی نسبتا پر ابهام در فقه اسلامی و در عین حال تنوع گسترده  دیدگاه ها در میراث اسلامی شکل گرفتن تدریجی سنت های فقهی طی ادوار تاریخ اسلام

در اهل سنت 4  مکتب فقهی در پایان قرن سیزدهم ارائه کننده متون و تفاسیر عمده ای از فقه اسلامی بوده اند.(ارائه کننده تساهل دو جانبه)

تفاوت های اصل جغرافیایی در این مکاتب پذیرفته شده بود.

اختلافات این مکاتب  که مبین سرشت آزاد فقه اسلامی در قرون نخستین اسلامی بود در چارچوب فقه اسلامی اختلاف نامیده می شد.

دلالت براین برداشت که وحی در چارچوب اندیشه اسلامی بمعنای ساختار یکپارچه  منفرد متمرکز یا بسان امپراتوری نبود.

پذیرش این اصل و گفته پیامبر(ص) که(( اختلاف امتی رحمه)) هنگام تدوین مکاتب فقهی بنابراین متفکران از وجوه اختلاف آگاهی داشته و بدنبال توضیح  اختلاف ها و تمایز ها بوده اند.احیاگری اسلامی در همین مسیر قابل ارزیابی است.

جنبش های احیاگری و رفرمیستی در قرن 18 نظیر محدث شاه ولی ا... دهلوی،محمد حیاه السندی(بنیانگذار وهابیت) سعی در  توضیح اختلاف ها داشتند  و این واقعیت زمانه شان را امری زشت نمی پنداشتند.

مودودی و حسن البنا دو چهره متفکر دیگر در سپهر اندیشه سیاسی اسلام هستند که تنوع فقهی نزد مسلمانان را بعنوان یک مزیت تلقی می کردند.

مودودی:اختلاف چهار مکتب فقهی نتیجه این واقعیت است که حقیقت ابعاد متعددی دارد.

یوسف قرضاوی ضمن بیان این نکته که حسن البنا شخصیتی کلیدی برای فهم ماهیت اخلاق اختلاف توصیف می کند بیان می کند که ایشان به رغم اینکه  به وحدت مسلمانان اعتقاد ویژه داشت  اعتقاد محکمی بر ضرورت وجود اختلاف داشت.

حسن البنا برآن بود که ما معتقدیم اختلاف درباره موضعات فرعی دینی به دلائل مختلف اجتناب ناپذیر است اگر آنها را وادار کنید از عقاید خود دست بردارند موجب فتنه می شوید.

سعید حوا در تفسیر موضع حسن البنا ص96

یوسف قرضاوی تاکید این باور که اختلاف در جامعه اسلامی موجب رحمت است ص97

حسن ترابی رهبر اسلامگری سودانی در چارچوب تجربه معاصر این رهیافت انعطاف پذیری و اهداف سیاسی در سودان می داند.

ارتداد از نگاه حسن ترابی : طغیان علیه جامعه

به رسمیت شناختن مشروعیت و تکثرگرایی در قانون جمهوری اسلامی ایران اصل 12

دکترین خلافت در جامعه سنی:

در جامعه سنی هیچ دکترینی در باب خلافت نبود که همگان بر سر آن توافق داشته باشند... در واقع مبنای اصلی اندیشه سنی طوری بود که پذیرش یک نظریه در مقام امر محتوم و قطعی را رد می کرد...

خلافت شکلی از حکومت است که فرمان شریعت را پاس می دارد و بر اجرای آن نظارت می کند و برای اجرای آن ممکن است روش های متنوعی وجود داشته باشد.

 شناخته شده ترین چنبه پذیرش تنوع و تکثر بر دو نوع برخورد اسلام با غیر مسلمانان  در دوره پیشا مدرن بر می گردد.

توجه خاص اسلام به شناسایی حقوق اهل کتاب

بواسطه توسعه سیاسی حقوق جایگاه غیر مسلمانان در فقه اسلامی بطور دقیق با مفهوم اهل ذمه تعریف شده است.

اگر پیروان سایر ادیان الهی سیطره اسلام را بپذیرند جامعه اسلامی بطورنامحدود از آنها محافظت و مراقبت خواهد کرد.با اینکه در ساختار سیاسی جایگاه درجه 2 داشتند اما در مقام یک شهروند در جایگاه مشروع و ذی حق جوامع اسلامی به رسمیت شناخته می شوند.(بر عکس جوامع پیشامدرن غرب)

مفهوم اهل ذمه اگر چه در مفهوم دموکراتیک مردن معادل تمام حقوق اقلیت ها نیست اما مشروعیت تنوع عقاید و رسوم ره به رسمیت می شناسد و چون شناسایی حقوق اقلیت ها برای بوجود آمدن اپوزیسیون در جوامع دموکراتیک  اهمیت دارد می تواند برخی ازمبانی لازم اپوزیسیون را در چارچوب قانون اساسی تدارک ببیند.

در تاریخ نظام سیاسی غرب وجود سازمانهای مجزا جهت محدود کردن دامنه قدرت حاکمان (جمهور مردم،مدافعان پلب ها، کلیسا و پادشاهان فئودال) و طرح تفکیک قوا بعنوان مفهوم مهمی در نظام سیاسی مدرن 

اختلاف سازمان یافته چیزی که موریس دوروژ آنرا بعنوان یکی از ویژگی های حیاتی دموکراسی غربی و غائب دردموکراسی شرقی می داند.

در مفهوم ویژه استبداد شرقی معنایی از تفکیک قوا بعنوان محدودکننده ساختار قدرت وجود ندارد ولی چنین قدرت نامحدودی هرگز در اختیار حاکمان جوامع قدیم مسلمانان نبوده است این وضعیت هم در فقه سیاسی و هم درلایه های تاریخی عملی بطور واضح  مشخص است.

وجود طبقه علما در تاریخ اسلام را می توان معادل وجود کلیسا در غرب ارزیابی کرد تا جایی که مبنای شریعت حاصل اجماع هیمن گروه بود نه فرامینی که خلفا و حاکمان وضع می کردند.هیچ حاکمی فراتر از شرع نبود،همه حاکمان بواسطه شرع مورد ارزیابی قرار می گرفتند.

دین و سیاستدر اسلام از هم جدا نیستند حوزه سیاست بر اساس جهان بینی دینی تعریف می شود و شکل می گیرد با این وجود جامعه علما بمانند کلیسا رشد نکرد اماتحول نهادی دولتی و نهادی اجتماعی  مرتبط با اسلام نظیر ظهور مذاهب فقهی و علما به این معناست که دولت اسلامی به سهولت یک واحد سیاسی یکپارچه نیست.

ایر لا پیدوس

با وجود تفاوت در جدا بودن بین دین و دولت در جهان اسلام و غرب در فرآیند توسعه نهادهای اسلامی ما از شناسایی اولیه دین و سیاست به انفکاک میان زندگی سیاسی و زندگی دینی به واحدهای نسبتا مستقل و سازمان یافته می رسیم.... که در جوامع اسلامی اگر نه در نظریه بلکه در عمل نهادهای دینی و دولتی ازهم جدا هستند.

تبیین مفهوم قرار داد سیاسی دین توسط ابن تیمیه پس از سقوط خلافتا عباسی پس از خلفای راشدین خلفا حاکمان غیر روحانی بودن که اقتدارشان همچون امامان از طریق قرارداد  دو جانبه با جامعه اسلامی حاصل می شد.

حاکمان غیر روحانی ،همکاری نزدیکی با علما،انجام تکالیف دینی وسیاسی اطاعت  وفادارانه مردم را به همراه داشت.

برخی بر این نکته تاکید می کنند که افکار ابن تیمیه در دهه 1960 و 1970 سبب و سند جهاد قرار گرفت ولی هرگز به وجود عنصر قرارداد اجتماعی در افکار او اشاره نمی کنند.

حتی ابن تیمیه در تجویز جهاد صرفا به شورش علیه حاکم غیر ملتزم به قوانین اسلام سخن می گوید.

امپراتوری عثمانی رسمیت یافتن قرار داد در ساختار قانون و قدرت به نحوی که سلطان مجری قانون و از قدرت لازم برای اجرای فرمان قانونی برخوردار بود و در کنار آن علما این حق را داشتند که مغایریت فرمان سلطان با مسائل شرعی را تذکر داده و ملغی نمایند.

شیخ السلام در امپراتوری عثمانی این حق را داشت که حکم عزل سلطان را بخاطر زیرپا گذاشتن احکام اسلامی صادرکند.(صدور آن برای 4 امپراتوری)

علما بعنوان نمایندگان قانون اساسی وظیفه کنترل و نظارت تاریخی بر قدرت حاکم را داشتند که خود یکی ازنمادهای بارز پذیرش عملی تفکیک قوا در سنت اسلامی بشمار می رود.

سنت تفکیک قوا در دوران معاصر نظام سیاسی اسلامی

ایران -  سودان

ایران: نظریه ولایت فقیه در قالب کتاب حکومت اسلامی امام خمینی(رح):((سلاطین اگر تابع اسلام باشند باید به تبعیت از فقها در آیند و قوانین احکام را از فقها بپرسند و اجرا کنند در این صورت  حکام حقیقی همان فقها هستند و بایستی حاکمیت رسما به آنها تعلق بگیرد.))  مطابق این اصل در عصر غیبت و حاکمیت ولایت بر امت (ولایت امر) بر عهده رهبری است و نه مدیریت اجرایی

اصل 111 قانون اساسی

زمینه توازن و  انعطاف پذیری از طریق مجلس در جمهوری اسلامی

سودان

تحول اساسی در ساختار سیاسی1989

عمرالبشیر:مدنی سازی تدریجی،ایجاد هرمی کنگره ها و کمیته های عمده در سطوح ملی و محلی

به تناسب حاکم بودن جهان بینی اسلامی به تبعیت از دیدگاه جبهه ملی اسلام به رهبری حسن الترابی رهبران جامعه خود را با هویت اسلامی معرفی می کنند.

صلاح الدین اتابانی:وجود مشاغل وزارتی و مشاور و... تعدد مراکز قدرت در سودان ازایجاد اختلاف حکومت خودکامه مطلق جلوگیری می کند.

از نگاه ترابی بعنوان مغز متفکر انقلاب نجات ملی سودان که بسیاری از روزناکه نگاران خارجی او را رهبر واقعی سودان می دانند؛ شریعت بنیان لازم را برای جامعه مدنی اخلاقی فراهم و بصورت مانعی بر سر راه حکام خودکامه عمل می کند.

جنبش استقرار دولت سعودی و وهابیت در قرن 18 عربستان نمایانگر اصلی تقکیک رهبری دینی از سازمان سیاسی و نظامی در این کشور است.

مفاهیم اجماع و شورا

دو مفهوم فوق به شکل اثباتی دارای ظرفیت های مهمی برای دموکراتیک سازی جوامع به شمار می روند و می توانند بنیاد لازم را برای مفاهیم اپوزیسیون مطابق قانون اساسی و تحدید خودکامگی حاکمان تعیین کنند.

مفهوم فتنه برای محدود کردن اپوزیسیون از یک سو و حاکمان از سوی دیگر در کنار ان مفهوم اختلاف و تعهدات درقبال اقلیت ها(اهل ذمه) تدارک لازم برای اپوزیسیون و دموکراسی اسلامی را ایجاد نموده اند.

الجزایر و مصر: جنبش های اسلامی غیر قانونی و بعنوان اپوزیسیون سرکوب شدند.

مالزی و پاکستان: حالت اپوزیسیون قانونی جنبش ها حفظ شد و مشارکت در چارچوب نظام پارلمانی(چند حزبی) در قدرت ایجاد شد.

 ایران و سودان: بنیان لازم برای تاسیس نظام سیاسی جدید بواسطه ظهور جنبش ها انجام گرفت.

 

 

  

 

فصل سوم

ایران، اسلام انقلابی در قدرت

انقلاب ایران یکی ازبزرگترین انفجارت مردمی درتاریخ بشریت ,  ونماینده بارز بنیادگرایی در اسلام سیاسی توصیف شده که ایمان وفرهنگ ، قدرت وسیاست آن باعث بیداری اسلامی دربرخی از کشورها گردیده. در آن بر مضامینی چون هویت،اصالت فرهنگی مشارکت  سیاسی وعدالت اجتماعی،نفی غربگرایی، استبداد حکومتی، فساد وتوزیع نامتوازن ثروت تاکید شده است.

ایران امام خمینی بعنوان منبع وکانون ترس از اسلام رادیکال یا انقلابی برای حکومت های جهان اسلام و غرب مبدل شد که شعار مرگ برآمریکا هیچگاه فراموش نخواهد شد.

ماهیت بنیادگرایی انقلاب اسلامی ایران بعنوان مرجعی در رابطه با تبین مسائل اسلام و انقلاب  و اسلام و دموکراسی  همچنان پابرجاست.

نتیجه انقلاب اسلامی ایران بعنوان نماد اسلام انقلابی دولتی مدرنی بود که شناخت و جایگاه فرهنگی دینی دقیقی به سنت و هویت ایرانی عطا کرد.و از سویی مدل ایران مبین تجربه بسیار مهمی از تلاش برای یک دولت دینی مدرن است که نظام سیاسی حاصل ازاین انقلاب، حکومت مردمی رابا اقتدارگرایی به یکدیگر پیوند زده  به نحوی که علیرغم الهام پذیری از دموکراسی غربی بواسطه مشارکت سیاسی مسائل مهمی در روابط بین اسلام و دموکراسی را حل نموده است.

اسلام شیعی وناسیونالیسم ایرانی( هویت)

شیعه گری بخش اجتناب ناپذیر از هویت ایرانی و منبع مشروعیت سیاسی ازقرن شانزدهم بوده است. شعیه بعنوان مذهب رسمی ایران از همان آغاز درگیر سیاست بوده و در این رویه تاریخی نظام و باورهایی را تدارک دیده که علاوه بر داشتن قابلیت تفسیر کاربردی نیز می باشند.

با وجودی که شیعه اثناعشری بواسطه سازش نسبی با حکومت در طول تاریخ ایران اما اعتقادات رهبری نهادهای شیعی نقش مهمی درسیاست ایران داشته اند.

شیعه گری بعنوان عامل بسیج مردمی و حفظ هویت ملی و استقلال و مشارکت علمای شیعی در جنش های اعتراضی ملت (جنبش تنباکودر مقابل قرارداد رویتر؛ انقلاب مشروطه در راستای ایجاد محدودیت برای قدرت مطلقه) از نمادهای بارز حضور اسلام شیعی در هویت بخشی ایرانی اسلامی بشمار می روند.

حضور ونفوذ خارجیان درایران و ظهور چندین بحران بهم پیوسته حاکمیت،مشروعیت و مشارکت در ایران و بازتولید آنان در دوره پهلوی فرصت حضور مجدد اسلام شیعی بواسطه حضور فعال علما در نقش مفسران اندیشه اعتراضی جدید در مقام حافظان اسلام وجامعه شیعی دربرابردولت مطلقه وحکومت اسلامی را فراهم نمود.

 

 

 

 

ایران جدید

ایران جدید درزمان رضا شاه وپسرش محمدرضا پهلوی شکل گرفت (79-1925)

رضاشاه متاثر از آتاتورک سیاست خود را برنوسازی وتاسیس حکومت متمرکز مقتدری که مبتنی برارتش و بوروکراسی بود قرار داد. ولی بر خلاف آتاتورک با تظاهر به اسلام سیاست سکولاریزیسون کل جامعه رادر پیش نگرفت. و فقط به محدود کردن نهادهای مذهبی و تحت کنترل خود در آرودن آنها اکتفا نمود.

حکومت رضا شاه نه یک جمهوری بلکه  پادشاهی دودمانی بود که بواسطه دولت نوساز با هدف و سیاست کسب وحدت ملی ایجاد شده بود نه مشارکت سیاسی(محدود کردن قبایل و استقرار حکومت متمرکز)

رضا شاه در ابتدا با ارائه خدمات لفظی به اسلام توانست حمایت علما  و رهبران شیعی را جلب کند.اما با در پیش گرفتن سیاست هایی در حوزه دین و هویت اسلامی(زرتشتی گری،انتخاب نماد شیر و خورشید،انتخاب نام پهلوی برای حکومت،اصلاحات آموزشی و حقوقی غربی،نظام نامه پوشش مردم(کشف حجاب) و بدست گرفتن اداره موقوفات دینی و...) علاوه بر آنکه به ایجاد فاصله طبقاتی دامن زد و شکاف های فرهنگی،اقتصادی و اجتماعی را گسترده تر نمود تا حدودی جامعه علما را نسبت به آینده کشور حساس کرد.

1941 آغاز سلطنت محمد رضا شاه با حمایت بریتانیا و شرکتهای چند ملیتی، آغاز برنامه نوسازی اجتماعی واقتصادی جاه طلبانه غرب محور خودرا ، درقالب انقلاب سفید (بدون مشارکت سیاسی و همراه با سرکوب مخالفان) پیگری کرد.

در طول دهه1970 به موازات گسترش سلطه و دامنه استبداد به ساواک متوسل شد.جیمز بیل: شاه سیاست قبلی خود مبتنی بر ایجاد تعادل بین اجبار و انتخاب،بین واپسگرایی و اصلاح را کنار گذاشت ... تحمل مخالفان داخلی را نداشت و سیاست او منجر به حکومت ترور شد.

چون محمد رضا شاه در ابتدا مانعی در مقابل سکولاریسم کامل و تهدید کمونیسم شناخته می شد مورد حمایت علما هم بود تا اینکه در دهه 1960  آرام آرام حمله به نهادهای مذهب آغاز شد اصلاحات دوره رضاخانی با اصلاحات ارضی ادامه یافت که منجر به محدود شدن درآمد علما گردید و موجبات انتقاد علما ازحکومت را فراهم کرد. نتیجه این برنامه ها ایجاد شکاف میان نخبگان جدید سکولار و روشنفکران از سویی و روحانیون دین باور از سوی دیگر گردید. طبقه مذهبی رابطه خود با اصناف و بازار را گسترش داد و تحکیم کرد.

63-1962  امام خمینی درمقام سخنگوی اصلی ضدحکومتی درمیان اقلیت رو به رشد علما مطرح شد که برنامه نوسازی شاه (اصلاحات ارضی،حق رای زنان،حضور شرکتهای چند ملیتی و نفوذ امریکا و اسرائیل) را تهدیدی برای اسلام می دانستند.

درگیری های قم و مشهر در سال 1963 و دستگیری امام خمینی تبعید او به ترکیه(1964)،عراق(1965) وفرانسه(1978)؛ نگارش کتاب حکومت اسلامی در دوران تبعید،ادامه اعتراض ها و تبلیغ ایدئولوژی اسلامی بصورت کل گرا بعنوان شیوه عمل اجتماعی سیاسی در دوران تبعید ابتدا بدنبال اصلاح بود نه انقلاب اما بسیاری آلترناتیو حکومت شاهنشاهی را در مفاهیم اسلامی جستجو می کردند.و مساجد بعنوان پایگاه های اصلی مبارزه قرار داشتند.

 

سلطنت، ناسیونالیسم- دین:

با عنایت به اینکه در نگرش شیعی امام تنها رهبر سیاسی و دینی مشروع جامعه و قوانین دنیوی غیر مشروع تلقی می شد و با توجه به قانون اساسی1906 که حاکمیت بمنظور کسب مشروعیت باید منافع علما را بعنوان حافظان اسلام و قوانین اسلامی رعایت کند.همه اینها دو کنار و با وجودی که درزمان غیبت امام زمان (عج) همه حاکمان دنیوی ( پادشاهان) وهمه رهبران مذهبی مدعی بر عهده داشتن نمایندگی امام غایب هستند وشیعه ها حکومت دنیوی را به رسمیت نمی شناختند. ایران دراین زمان مانند بقیه جهان اسلام هم اثرات استعمار وهمانطور ناسیونالیسم را تجربه می کرد دراین زمان گروهی از نخبگان جدید تحصیل کرده ملهم از الگوی اروپایی ،عامل افول فکری وفرهنگی مسلمانان را روحانیون عقب مانده می دانستند ومعتقد به جدایی دین از دولت بودند و گروهی نیز معتقد بودند که اسلام نه تنها عامل مشکلات نیست بلکه راه حلی برای حل مصائب است. (با این وجود هرگاه منافع ملی اقتضاء می کرد سکولارها و جریانات مذهبی با هم ائتلاف می کردند.(تحریم تنباکو،انقلاب مشروطه))

در زمان محمدرضا پهلوی سلطنت ایران مشروطه ظاهری بود و بلحاظ تئوریک بر اساس متمم قانون اساسی 1906 اداره می شد  دولت ایران یک دولت سکولار نبود،پادشاه پیرو مذهب شیعی اثنا عشری بود و پنج مجتهد بر عدم مغایرت قوانین مجلس با احکام اسلامی نظارت می کردند. و این موارد قانونی قدرت شاه را محدود میکرد و او را در مقابل نمایندگان پارلمانی مسئول می دانست.

شاهان پهلوی ایران توجهی به قانون اساسی نداشتند و در عوض سلطنتی مبتنی براستبداد شخصی تاسیس نمودند، دیدگاه آنان نسبت به مشارکت سیاسی به یکباره ازحمایت ومساعدت به مخالفت وسرکوب تغییر کرد.

1941 ورود متفقین و اشغال خاک ایران و در کنار آن فضای باز سیاسی حاکم در ابتدای سلطنت محمد رضا شاه  باعث شد  گروههای سیاسی متعددی ظهور نمایند.

فدائیان اسلام که متهم به بنیاد گرایی بودند،نهضت ملی به رهبری مصدق بازتاب دهنده قدرت ناسیونالیسم مدرن و تاحدودی سکولار بود. در ادامه گروه های اسلامی مبدل به بخشیاز اپوزیسیون شدند که بدست مصدق شکل گرفته بود و مطالبه اصلی آنها ملی کردن صنعت نفت بود.

اما ادامه افزایش وابستگی به غرب،استبداد شخصی شاه،سرکوب مخالفان،انتساب جریانات ناسیونالیسم ایرانی به طفداری از شاه،ورود ساواک،اصلاحات امینی نخست وزیر(اصلاحات مورد نظر کندی)،زندانی کردن رهبر نهضت ملی

1975 دو حزبی بودن ایران بجای واعیت یک بازی کمدی بود بازی حزب مردم بعنوان اپوزیسون و ایران نوین بعنوان حزب حاکم بیش از یک مخالفت قلابی نبود.

 

 

 

دین،اپوزیسیون سیاسی:

دهه 1970: کمبود مشارکت سیاسی، تضعیف استقلال ملی بخاطر وابستگی به غرب وازبین رفتن هویت دینی- فرهنگی مخالفت های گسترده ای در جامعه ایجاد کرده بود و بدنبال آن مسائل مربوط به دین و هویت، مشارکت سیاسی و عدالت اجتماعی مبدل به محورهای اعتراض جنش های اپوزیسیونی شد.

بدنبال آن روشنفکران و علما با هم متحد شدند روشنفکرانی چون جلال آل احمد، دکترشریعتی، بازرگان درخصوص خطر غربزدگی و وابستگی به غرب هشدار می دادند واین باعث شد که علما، بازاریان ،دانشجویان با هم متحد شوند وطیف وسیعی ازمردم با جهت گیریهای گوناگون ایدئولوژیک شکل بگیرد( نویسندگان-استادان دانشگاه-ناسیونالیست ها-مارکسیست های سنت گرا ونوگرایان).

رویا پردازی های شاه بعلاوه افزایش درآمدهای نفتی،انحلال حزب ایران نوین و ایجاد حزب رستاخیز(1975) اتخاذ سیستم تک حزبی و تحدید مشارکت سیاسی و پیگیری سیاستهای سرکوبگرانه با تکیه بیش از حد به ساواک باعث شکل گیری یک جنبش وسیعی شد که اصلاح گران به سمت انقلابیون رانده شدند.

اسلام شیعی بعنوان ابزار بومی برای بسیج توده ها وشکل گیری یک جنبش موثر توده ای ظاهر شد و نظام مبتنی بر مساجد و علما سازمان و رهبری این قیام را بعهده گرفتند،(طرح چارچوبی ایدئولوژیک برای هویت بخشی به ستم دیدگان و محرومان ).

روحانیونی چون مطهری،طالقانی،بهشتی همراه روشنفکرانی چون بازرگان و شریعتی(متاثر از حسن البنا و مودودی،سید قطب و اقبال) ضمن باز تفسیر عقاید شیعی متناسب با شرایط محیط به بسط نظریه وایدئولوژیک اسلام اصلاحی وانقلابی پرداختند.

الگوی سیاسی  دینی انقلاب ، شهادت امام حسین(ع) بود که الگوی مطلوب تاریخی ونمادی از ظلم وطغیان،رنج وشهادت، جهاد برضد حکام خودسر وبی عدالتی اجتماعی بود که آن را بسط دادند به ظهور امام عصر(عج) که وجودش پایان دهنده ظلم وستم وفساد واعاده عدل وداد خواهد شد. واین دیدگاه ها باعث شد که کلیه گروههای مردمی احیا شود وبدنبال حکومتی باشند که از یک طرف مشروعیت واصالت دینی وازسوی دیگر حفظ هویت واستقلال ملی را با تاکید بر رعایت قوانین اسلامی داشته باشد.

بر این اساس بر خلاف نهضت تنباکو و انقلاب مشروطه روحانیون فقط کمک کار نبودن بلکه رهبری آینده انقلاب را بر عهده گرفتند.

جمهوری اسلامی ایران:

در زمانی که تحریم نفتی توسط کشورهای عربی باعث بازگشت قدرت اقتصادی مسلمانان بود، ایران با شعار ((الله اکبر)) بعنوان نماد اصلی و ایدئولوژی انقلابی گری شیعی به رهبری علمای اسلامی توانستند حکومت 2500 ساله شاهنشاهی را از بین ببرد. ایران  به رهبری آیت الله خمینی با تاسیس و نهادینه کردن جمهوری اسلامی  علاوه بر آنکه بدنبال اعاده اندیشه اسلامی در درون کشور بود و آنرا  بعنوان الگوی تحولات سیاسی وایدئولوژیک امت اسلامی مطرح کرد می خواست  تا تمام مسلمانان را در نبردی سیاسی و فرهنگی باغرب و شرق متحدسازد مایل بود که اصول خودرا درداخل اجرا وبه خارج صادر نمایند.

امام و انقلاب بدنبال تجسم بخشیدن به اجزای تشکیل دهنده مشروعیت جمهوری اسلامی بودند . ناسیونالیسم وضدیت با امپریالیسم، حفظ هویت دینی وملی، فرهنگی مشارکت سیاسی وقانون گرایی بعنوان منابع تحول تاریخی ناسیونالیسم ایران بود، بعد از انقلاب اختلافهایی درخصوص فرایند دولت سازی رابطه دین ودولت، هویت دولت، نهادهای آن ورهبری بوجود آمد. برخی روشنفکران مانند بازرگان – یزدی- بنی صدر مناصب برجسته حکومتی را اشغال نمودند، لیکن تغییرات اساسی ، نهادی وقانونی ازطریق فرایند انتخابات در مارس 1979 (فروردین 58 )  از پادشاهی به جمهوری اسلامی تغییر کرد.  دکترین امام خمینی این بود که حکومت باید طبق قوانین اسلام وتوسط فقها انجام گردد، وایشان دستور دادند تعدادی از روحانیون ونمایندگان مجلس مسئول تدوین قانون اساسی بر طبق قوانین اسلامی شوند . هرچند که تعدادی از روحانیون وروشنفکران با این دیدگاه مخالف بودند ونظرشان این بود که علما به مساجد وحوزه ها برگردند ودرصورت نیاز بعنوان مشاور دینی به حکومت یاری رسانند.اما  امام خمینی (ره ) موافقت ننمودند ، برطبق قانون نمایندگان مجلس شورای اسلامی، رئیس جمهور، مستقیم توسط مردم انتخاب می شوند ورهبری که نماد حاکمیت الهی است نیز بطور غیر مستقیم توسط نمایندگان مجلس خبرگان که برگزیده مردم هستند انتخاب میگردند ومردم کلاً در سرنوشت واداره حکومت مشارکت می نمایند.

درحکومت اسلامی رهبر که نماد حاکمیت الهی است در راس هرم قدرت ، و بعد از آن رئیس شورای عالی قضایی وفقهای شورای نگهبان وقوای سه گانه قرار دارند. شورای نگهبان بجز نظارت بر برگزاری انتخابات مجلس شورای اسلامی، ریاست جمهوری ومجلس خبرگان رهبری بعنوان مسئول  حل اختلاف بین قوای مجریه و مقننه نیز می باشد.

مجمع تشخیص مصلحت نظام که درسال (67) 1988 توسط امام تاسیس شد مسئول حل اختلاف بین مجلس شورای اسلامی و شورای نگهبان می باشد.

با وجود برخی محدودیت ها نگارندگان کتاب معتقدند حکومت ایران نسبت به همسایگان به دموکراسی نزدیکتر است.

اپوزیسیون واختلاف:

ائتلاف شکل گرفته در مبارزه با رژیم پهلوی پس از انقلاب به دلائل متعددی از هم پاشید و بدنبال آن بذرهای اختلاف که از همان آغاز در دل جمهوری تازه پای اسلامی نهفته بود موجبات انشقاق نخبگان مذهی وسکولار، طبقات اجتماعی ،احزاب وجنبش های چریکی که با هم متحد ورژیم شاهنشاهی را ازبین برده بودند  را فراهم نمود زیرا علاوه بر آنکه آنها هیچ برنامه ریزیی برای آیند نداشتند ماهیت سیاست وحکومت مد نظر امام خمینی(ره)  را آنطور که باید درک نمی کردند و یا   اطلاعی تمام و کمال از آن نداشتند.

از آن جهت که در دوره جدید همبستگی ملی نه مبتنی بر تقسیم قدرت،پلورالیسم و تحمل مخالف بلکه مبتنی بر تمرکز قدرت و اعمال نظم جدید اسلامی بود، روحانیون مبارز بطور کامل حکومت را بدست گرفتند وحکومت جدید از منظر احیا گرانه به پاکسازی جامعه فاسد پرداختند. برخی نیروهای مدارس، دانشگاهها، پلیس، ارتش، وزارتخانه ها وگروههای مخالف همه  از کار برکنار شدند.

رهبری در جمهوری اسلامی :

تعدادی از روحانیون وغیر روحانیون متعهد به انقلاب سکان انقلاب را بدست گرفتند امام خمینی (ره) برای ترویج ایدئولوژی اسلامی تعدادی از ائمه جمعه و جماعت را بعنوان نماینده ولی فقیه به شهر وروستاها فرستادندتادر نماز(عبادی سیاسی) جمعه نسبت به آگاهی مردم انجام وظیفه کنند. باپیوستن برخی از بازاریان به سکولارها، اصلاح گران اسلامی ، روحانیون ناراضی وزنان پایه اجتماعی جمهوری اسلامی محدودتر شد ودرنتیجه جمهوری با حمایت وسیع فقرای مهاجر در شهرها ماهیئت خرده بورواژی پیدا کرد. دولت برای اسلامی کردن جامعه ،دست به پالایش جامعه ازعناصر غیر اسلامی زد وبا افرادی که سعی در برهم زدن نظم نظام جمهوری داشت برخورد وگاهاً آنان را کنار می گذاشتند .

زنان بعنوان قشری از جامعه درپیروزی انقلاب نقش داشتند وبرخی ازآنان درزمان قیام به عنوان اعتراض به سیاستهای دولت شاه چادر به سرنمودند درتدوین قانون اساسی از برابری زن ومرد سخن گفته شده ولی درعمل از حضور زنان در برخی پست ها ومناصب دولتی ممانعت بعمل آوردند ولی در دهه 1990 تعدادی از زنان بعنوان نماینده مردم به مجلس شورای اسلامی راه یافتند وسازمانهای مختلف زنان درجامعه تاسیس ومشغول فعالیت شدند وبا حضور زنانی چون زهرا مصطفوی دختر امام و فائزه هاشمی تغییراتی در ساختار اجتماعی بوجود آمد وموقعیت سیاسی و شغلی برابری نسبت به مردان برای زنان نیز ایجاد شد.

افول اپوزیسیون،کاریزمای امام و جنگ عراق مخالفت ها را به تعویق انداخت و کم رنگ کرد.

تکثیر گرایی واختلاف:

پیروزی انقلاب و ایجاد جمهوری اسلامی با وعده آزادی از خودکامگی،رفع سانسور،ایجاد فضای مشارکتی و آزادی بیان که فساد واقتدارگرایی دودمان شاهنشاهی  را پایان داده بود  و  دلگرمی را به مردمان  هدیه کرده بود به نا گاه با پاکسازی(اواخر دهه1980) آرزومندان الگوی عدالت اسلامی را دچار تردید نمود. تا جایی که ظرف را همان می پنداشتند و فقط مظروف را جابجا شده می دیدند.(روحانیون جانشین شاهان پهلوی)

 وتندرویهای تعدادی از نیروها بنام حزب الله که از گروههای متعصب واغلب مهار نشدنی بودند وخودرا آمران وناهیان دینی می دانستند باعث شدند که مردم فکر کنند که درهمه جا مورد نظر هستند واین باعث شد حضرت آیت الله خامنه ای (مدظله) به اعمالی که انجام میدادند انتقاد کنند وبگویند "شما ازامام خمینی انقلابی تر نباشید." بسیاری از افراد متعهد به انقلاب که مخالف اینگونه رفتارها بودند اغلب کنار گذاشته شدند چون میخواستند جلوی قدرت برخی از افرادی که از قدرت خود سوء استفاده می کردند را بگیرند وبدنبال فضایی بودند که مردم بدون دغدغه ومزاحمت به کار خود ادامه دهند.(بقولی انقلاب ایران در همان ابتدا فرزندان خود را خورد و یا از صحنه سیاست کنار گذاشت)

درهمین زمان که بسیاری از تحلیل گران بدنبال راهی بودند که مسایل اقتصادی ،سیاسی واجتماعی که بین ایران و غرب بوجود آمده را حل نمایند نشر کتاب آیات شیطانی سلمان رشدی طوفانی درسطح جهان ایجاد نمود که امام نیز روش انعطاف پذیری خودرا کنار گذاشت وبا اعلام حکم اعدام سلمان رشدی که مورد حمایت آمریکا وانگلیس بود اقتدار اسلامی رادرسطح بین الملل به نمایش گذاشت.

پس از رحلت امام خمینی بسیاری از روحانیون متنفذ دیگر آن جایگاه قبلی را نداشتند و از سویی با توجه به فساد اداری و اقتصادی نو ظهور اشکال مختلفی از مقاومت ها بروز کرد نه با این هدف که جمهوری اسلامی  وجود نداشته باشد بلکه بعنوان اپوزیسیون وفادار که بدنبال اصلاح و بقای جمهوری اسلامی بودند. آنها بدنبال چارچوبی بودند که از طریق اقناع، گسترش آموزش های عمومی و ایجاد شبکه های غیر رسمی فضایی امن برای تمام شهروندان ایجاد شود.(تاثیر گذاری آن در سیاست های جمعیتی نماد بارز ان است.)

در برخورد با اقلیت های دینی وقومی ساکن ایران جمهوری اسلامی که در اصول12 و 13 قانون اساسی به آن تاکید شده است بایدگفت بیشتر از شرایط داخلی تابعی از نوسانات متاثر در روابط بین الملل بوده است.آنان نیز مانند سایر مردم کشور باید تابع قوانین اجتماعی باشند . وبرای اینکه آنان نیز در سرنوشت کشور دخالت داشته باشند نمایندگانی را به مجلس شورای اسلامی  می فرستند.

نتیجه گیری:

نویسندگان بامرور سریع حوادث و وضعیت سیاسی ایران درسده معاصر خصوصاً سالهای پس از انقلاب اسلامی حول محورهای اسلامی شیعی، ناسیونالیسم ایران،هویت، سلطنت، رهبری وتکثیر گرایی واختلاف درجمهوری اسلامی، اپوزیسیون سیاسی، نحوه برخورد با اقلیت های دینی وغیره نتیجه می گیرند که تجربه ایران پاسخ قطعی به پرسش رابطه اسلام ودموکراسی نمی دهد، در نظر بعضی ، تجربه ایران برامکان ایجاد دموکراسی تاکید می کند، اما ازنظر دیگران این مساله تنها برماهیت اقتدارگرایی رفتار نهادهای سیاسی تاکید کرده است با این حال هردو گروه وجود برخی از ظرفیت های مردم سالارانه درقانون اساسی موضوع گیریهای آزادیخوانه جمهوری اسلامی ایران خاصه درمقایسه با کشورهای منطقه وحوزه خلیج فارس نبوده وبرآن صحه می گذارند به زعم این گروه از صاحب نظران ازبسیاری جهات جمهوری اسلامی نزدیکترین الگو به دموکراسی است که ایران تاکنون به خود دیده است.