دیپلماسی و سایبر دیپلماسی

دیپلماسی (بهفرانسوی:Diplomatie) به دانش ارتباط میانسیاست‌مداران و سران کشورهای جهان گفته‌می‌شود. به سیاست‌مداری که در کار دیپلماسی استدیپلماتمی‌گویند و کاری را که به دیپلوماسی وابسته است رادیپلماتیکمی‌خوانند. اقناع مهم‌ترین ابزار و دستاورد دیپلماسی است. پیشنهاد پاداش و تهدید به مجازاتنیز در بین ابزارهای دیپلماسی هستند. این پیشنهاد پاداش و تهدید مجازات،می‌تواند مستقیم و از راه کارگزاران سیاست خارجی و یا غیرمستقیم از راهرسانه‌ها و واسطه‌ها انجام پذیرد. دیپلماسی، وسیله‌ای‌است که سیاست خارجیبا استفاده از آن، به جای جنگ، از راه توافق به هدف‌های خود می‌رسد و براساس این تعریف آغاز جنگ، شکست دیپلماسی‌است؛ ولی گروهی بر این عقیده‌اندکه دیپلماسی در دوران جنگ و پس از آن نیز می‌تواند دوام داشته باشد. دیپلماسی بر حسب سنت همیشه به وسیله دیپلمات‌هایی که به دولت‌های دیگرمعرفی می‌شده‌اند، اعمال می‌شده است؛ اما رؤسای دولت‌ها و وزیران خارجه نیزکم‌کم در این کار شرکت می‌کنند. با پیدایش جامعه ملل، دیپلماسی از حالتعمل دوجانبه خارج شد؛ امروزه دیپلماسی حالت نیمه‌علنی به خود گرفته و افکارعمومی را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

 

در تحلیلی خلاصه از این کلمه و  از زبان روزنامه همشهری و دکتر علی صباغیان داریم:

 

واژه "دیپلماسی"به معنی هدایت روابط بین افراد، گروه‌ها و ملت‌ها از جملهواژه‌های سیاسی مورد استفاده در عرصه مناسبات بین‌المللی است

دیپلماسی (Diplomacy) در کاربرد رسمی خود عمدتاً بهدیپلماسی بین‌المللی که هدایت روابط بین المللی از طریق دیدار و گفتوگوهای دیپلمات های رسمی است اشاره دارد.

در گذشته دیپلماسی بین کشورها بیشتر به موضوعاتی همچون روابط شخصی وخانوادگی پادشاهان دو کشور با یکدیگر یا مسئله جنگ و صلح مربوط می شد، امادر شرایط کنونی جهان علاوه بر آنها موضوعاتی همچون روابط تجاری، مناسباتفرهنگی و علمی نیز در محور مباحثات دیپلماتیک بین کشورهای مختلف با یکدیگر وبین آنها با سازمانهای بین المللی قرار گرفته است.

دیپلماسی در واقع مجری سیاست خارجی در چارچوب دکترین سیاست خارجی هرکشور است.دکترین سیاست خارجی یک کشور که معمولاً یک بیان کلی از سیاست  خارجی آن محسوب می شود توسط رئیس حکومت یا وزیر امور خارجه اعلام می شود.

اهداف دکترین سیاست خارجی هر کشور ارائه اصول کلی برای هدایت سیاستخارجی و انجام دیپلماسی است. این اصول به رهبری سیاسی یک کشور اجازه می دهدتا با وضعیت های مختلف پیش آمده به طور مناسب برخورد نماید و رفتار کشوردر برابر سایر کشورها را توضیح دهد.

اجرای دیپلماسی بر عهده گروهی که "هیأت دیپلماتیک" نامیده می شود قراردارد. این گروه نماینده رسمی کشور فرستنده آنها نزد کشور پذیرنده و میزبانتلقی می شوند. وظیفه هیأت دیپلماتیک حفظ منافع دولت و شهروندان کشورفرستنده نزد دولت پذیرنده است. البته این امر در چارچوب مرزهای مجاز توسطحقوق بین الملل، انجام مذاکره با مقامات دولت طبق اصول مشخص شده توسط دولتفرستنده و از طریق سایر شیوه های قانونی که دولت پذیرنده آنها را به رسمیتشناخته صورت می گیرد.

هیأت دیپلماتیک یک کشور نزد کشور دیگر تمامی فعالیت های خود را که برایتقویت روابط دوستانه بین دو کشور و نیز توسعه مناسبات سیاسی، اقتصادی،فرهنگی و علمی بین آنها انجام می دهد به دولت متبوع خود گزارش می کند. ریاست هیأت دیپلماتیک یک کشور در کشور دیگر نیز بر عهده سفیر یا کنسول است.

یکی از نکات مهم در مناسبات دیپلماتیک بین کشورها با یکدیگر و یا بینآنها با سازمان های بین المللی به رسمیت شناخته شدن مصونیت دیپلماتیک برایسفیر و سایر اعضای کادر دیپلماتیک است.

در این چارچوب دولت میزبان به سفیر یا کنسول به عنوان رئیس هیأتدیپلماتیک در یک کشور دیگر اجازه می دهد تا بخشی از خاک کشور او را کهسفارتخانه یا کنسولگری نامیده می شود اداره کند. همچنین مکان، کارمندان وحتی خودروهای هیأت دیپلماتیک  نیز در برابر بسیاری از قوانین کشور پذیرندهاز مصونیت برخوردارند.

مصونیت دیپلماتیک یک نوع مصونیت قانونی است که کشورها به منظور تضمینانجام وظایف هیأت های دیپلماتیک بدون نگرانی از تحت تعقیب قرار گرفتن توسطکشور میزبان به آنها اعطا می کنند. اگرچه این نوع از مصونیت از سابقهدیرینه ای در حقوق بین المللی برخوردار است اما در سال ۱۹۶۱ با امضایکنوانسیون روابط دیپلماتیک وین به صورت اصول موضوعه حقوق بین الملل درآمدهاست.

این هم تحلیلی خلاصه از یک ناسیونالیست یا ملی گراست که تحلیل خوب و جالبی است:

دیپلماسی چیست؟ و در تاریخ چه جایگاهی دارد؟

اینکه یک سیاستمدار باید به چند زبان زنده ی جهان مسلط باشد یکی از ویژگی های اوست که انکار ناپذیر است اما از آن مهمتر این است که او زمانی می تواند در پیشبرد اهداف کشورش موفق باشد که زبان دیپلماسی را خوب بداند،تیربختانه سیاستمداران کشورما نه تنها به هیچ زبانی از زبان های زنده ی دنیا تسلط ندارند بلکه زبان مادریشان هم الکن و وارونه است و چنان با تازی و ترکی آمیخته است که هم میهنانشان هم متوجه ی مقصود نهایی آن ها نمی گردند، دیگر چه برسد به دیپلماسی، که در آن بسیار لنگ می زنند. دیپلماسی زمانی می تواند از بروز جنگ های خانه مان سوز جلوگیری کند و زمانی دیگر می تواند جهانی را غرق در جنگ سازد،امروزه روز بدون آن نمی توان زندگی آسوده ای داشت،و دستکم سر را بر بالین بگذاریم بدون اینکه مطمئن باشیم فردا صبح هم همین مرزهای کشورمان باشد.چرا که در تاریخمان بسیار گواه بوده ایم که نا آگاهی از همین دیپلماسی و دیسپلین حاکم بر آن چه زیان های بزرگی بر ما به ناروا رفته است و باز هم می رود. برخی تقسیم و تفاوتی در دیپلماسی تصور کرده اند برای نمونه یکی از نویسندگان دانشمند انگلیسی چنین می گوید:در سال های پیش از جنگ بزرگ جهانی تمایلی در همه جا بویژه در امریکا پیدا شده بود که بین دیپلماسی نوین( آشکار ) و دیپلماسی دیگری که کهن ( محرمانه ) نامیده اند تفاوتی قایل شوند. نظر مخالف ایشان آن است که تا موقع ریاست جمهوری ویلسن سیاست امری جابرانه، زیان بخش و مکتوم بوده، ولی از سال 1918 یکباره به صورت دموکراتیک و سودمند و آشکار درآمده است.این نظریه منجر به سو تفاهماتی شد تا جاییکه مذاکرات سیاسی را در حیات ترقی دولت یک عامل طفیلی و خالی از اهمیت شمرده اند در صورتی که از ضروریات است.   از زمانی که زندگی اجتماعی انسان آغاز گشت، بین قبایل، و طوایف بر سر مرتع ها و محصول درختان جنگلی زد و خورد می شده است، تا پس از این که کم کم کار به جنگ های کوچک و محلی منجر می گشت و در نهایت رفته رفته دامنه این جنگ و ستیز ها بزرگتر می شد.موضوع اختلاف ها بدست آوردن منافع و یا از بین بردن ضرر و زیان بوده است. در پایان کشمکش ها و خونریزی ها سر انجام کار به صلح و آشتی می کشید برای انجام آن هم مذاکراتی لازم بوده که به وسیله نمایندگان طرفین صورت می گرفت. در آن دوران به دلیل نبودن وسایل و امنیت، مسافرت به قدری دشوار بود و برای فرستادن نمایندگانی که  سفیران صلح و یا جنگ و یا ریش سفیدی و میانجیگری بودند زمان درازی باید سپری می شد که همراه با دشواری هایی شگرف و غیر قابل پیشبینی بود، نمایندگان با عده زیادی به مسافرت می رفتند و به لشکرکشی شبیه تر بود و رسیدن نماینده و یا نامه به مقصد برای بستن قرارداد چندین ماه و یا سال به درازا می کشیده است.اما با پیشرفت فن آوری و آسان شدن رفت و آمد،بطوریکه می توان در زمانی اندک از این سوی جهان به آن سوی دیگر رفت، و در تمام گفتمان ها شرکت جست، دیپلماسی صورتی نوین به خود گرفته است، و دارای اهمیت بسیاری گشته است. دیسپلین که لازمه ی هر دیپلماسی است مبتنی بر دو اصل است، که پس از انقلاب فرانسه پزیرفته شد. این دو اصل عبارت بودند از:1- وجود کشورهای مختلف مستقل 2- قبول اصل تساوی کشورها در صحنه بین المللی از سده ی 18 تا پیش از جنگ جهانی دوم، گفتمان روابط میان ملت ها در واقع عبارت بود از مجموعه نوشته های دیپلمات ها و نظامیان، توضیح و تفسیر حقوق اسیران جنگی و همچنین تجزیه و تحلیل قرار دادها، سازمان های میان ملت هاو وظایف و ارگان آنها. دیپلماسی و توازن قوا نیز، بخش مهمی از گفتمان روابط میان ملت ها را به خود اختصاص داده بود. پیشرفت ناسیونالیزم، پیدایش ایدوئولوژی ها و سیستم های سیاسی و اقتصادی متضاد و مختلف، استقلال کشورهای آسیایی، افریقایی و خاورمیانه، همچنین کوچک شدن دنیا به سبب پیشرفت وسایل ارتباطی، اختراع سلاح های اتمی، تعدد و تنوع سازمان های میان ملت ها و منطقه ای و سرانجام توسعه ی جنگ سرد، مبنای پیشین روابط میان ملت ها را دگرگون ساخت و در مطالعه ی موضوعات نوین روابط میان ملت ها موجب به وجود آمدن روش تازه ای گردید. این پدیده ها« محیط سیاسی » روابط متقابل کشورها نام دارد. که در سده ی کنونی دانشمندان مسائل میان ملت ها، تلاش دارند که روابط متقابل کشورها، یعنی راه های همکاری و رقابت بین کشورها را با توجه به محیط سیاسی کشورها، توضیح دهند. بنابراین آنچه گذشت دیسپلین روابط میان ملت ها را می توان بدین گونه تعریف کرد: دیسپلین روابط میان ملت ها عبارت است از مطالعه ی عوامل و رفتارهایی که سیاست خارجی و قدرت واحد های اصلی میان ملت ها را، که جهان بدان ها تقسیم شده، تحت تاثیر قرار دهد. دیپلماسی، گرفته شده از دیپلمات، به چم نماینده سیاسی کشوری در کشور دیگر در زبان فرانسه است،و دیپلمات نیز گرفته شده از دیپلومای یونانی و لاتین است به چم کاغذ تا شده و سند تایید و مهر شده است. دیپلماسی در دانش سیاسی به سه مفهوم پایه ای به کار می رود: 1-گسترده ترین مفهوم دیپلماسی، روابط میان دولت هاست.برخی دیپلماسی را چکیده ای از توانایی ملی می دانند و برخی دیگر آن را تنها برگرفته از توانایی ملی می دانند و برخی دیگر آن را تنها وسیله ی اعمال سیاست ملی می شمارند.در درک مورد آخری تفاوت میان سیاست خارجی به عنوان هدف و غرض و دیپلماسی به عنوان وسیله و روش گذاشته می شود. 2-در مورد بکارگیری دیگر این واژه، که رایج تر است و مفهوم گسترده تری دارد، همه همدلند و آن اینکه دیپلماسی هم معنی مذاکره و گفتمان است. از آنجا که هدف گفتمان موافقت است و موافقت ناگزیر به معنای سازش است، دیپلماسی را می توان چنین تعریف کرد:فن سازش در سیاست میان دو ملت که جای به مخاطره انداختن منافع و امنیت ملی آن را افزون می کند. 3-و سرانجام، دیپلماسی به کار دستگاه اداره کننده روابط میان ملت ها و به ویژگی های شخصی کسانی که مامور این روابطند نیز گفته می شود. یکی از موردهای مهم در تعریف دیپلماسی موضوع رابطه دیپلماسی و جنگ است. بنا به تعریف، دیپلماسی وسیله ای است که سیاست خارجی با استفاده از آن به جای جنگ، از راه توافق به هدف های خود می رسد و بر اساس این تعریف آغاز جنگ شکست، دیپلماسی است،اما گروهی دیگر بر این عقیده اند که دیپلماسی در دوران جنگ نیز می تواند ادامه داشته باشد. ولی به هر روی داشتن قدرت نظامی عاملی در دیپلماسی است. اکنون که تا اندازه ای با مفهوم دیپلماسی آشنا شدیم، بهتر می توانیم به درک این موضوع برسیم که چرا سده19 که برای اروپا حامل دگرگونی های بسیار و شگرفی بود، برای ما که پشت سر فتحعلیشاه قدم به آستانه این سده گذاشتیم مهر تیره روزی و پریشان حالی بر پیشانیمان خورد. انقلاب کبیر فرانسه اساس روابط اجتماعی را برهم ریخت، انقلاب صنعتی در بریتانیا ترکیب جامعه را دگرگون کرد و حرکت بی سابقه ای را در پیشرفت تمدن و جابجا کردن آثار این تمدن به دورترین نقاط جهان بوجود آورد. دولت روس برای نخستین بار در تاریخ به صورت یک قدرت بزرگ اروپایی درآمد و در سرنوشت جهان مداخله کرد. در چنین اوضاع و احوالی، در ایران، فتحعلیشاه با انتخاب عنوان خاقان دل خوش داشت و به حرمسرای خود سرگرم بود، نمی خواست و یا نمی توانست بفهمد که بحرانی ترین و انقلابی ترین دوره های تاریخ در حال شکوفایست و سیلی از اروپا سرچشمه گرفته که بنیان استقلال تمام کشورهای خواب آلود جهان را درهم خواهد ریخت. اگر تاریخ را برگ بزنیم و به گذشته برگردیم، وبه دلیل تیره روزی و عقب افتادگی ایران به کنکاش بپردازیم، می بینیم در این دو سده ی گذشته بویژه در دوران قاجار است که روس و انگلیس به قدری به کشور ما زیان رسانده اند که زبان از بیان آن در می ماند. گویی این دو در تجاوز و چپاول به ایران مسابقه داشتند و هر یک می کوشید از دیگری وا نماند و زمانی که این مسابقه به مصالحه انجامید قرارداد 1907 به آنها امکان داد که کرکس وار به دلخواه و با خیالی آسوده از شکار خود سهمی بر گیرند. در سال هایی که ملت ایران گرفتار انقلاب بود و از پیوند انگلیس و روس، جهان را بر ما تنگ کرده بود، روس ها در برابر سکوت مصلحت آمیز دولت انگلیس انواع زورگویی و تجاوز و چپاول را نسبت به ما روا می داشتند و دست پروردگان آنها نیز زیر عنوان های، مردم فریب، سال ها در تمام امور مملکت ریشه دواندند و ثروت ملی را با بذل و بخشش به بیگانگان فروختند.نظام حکومتی کهنه و فاسد،در زیر راهنمایی چنان رهبری، نالایق و ناشایست، با نظام بی ریشه ای، چه سرنوشتی برای سرزمین عزیزمان می توانست به همراه داشته باشد؟ جنگ های پی در پی که  قراردادهای یک سویه و شومی به همراه داشت به سود انگلیس و روسیه و زیانی سنگین و کمر شکن برای ما که نه در آن زمان دولتمردان ما زبان دیپلماسی را می دانستند نه در این زمان!! در هیچ کجای چهره ی فتحعلیشاه، نشانی از میهن پرستی ندیدم چرا که او از نسل مغولان بود و دشمن ایرانی، و روشن و آشکار است که هر چه بر ما رفت خیانت بود و کسانی که موجب شوند باز هم تاریخ یک بار دیگر تکرار شود خیانتکارانی هستند از پشت همان خاقان های بی ریشه و تبار که نه با دیپلماسی، بلکه با دریوزگی به روسیه می روند، و فراموش می کنند تاریخی را که هرگز آنها را از یاد نخواهد برد.

 

این هم تعریف یکی از سایت های برادران محافظه کار یا اصولگرا یا بنیاد گرای مذهبی است که تحلیل جالبی است:

دیپلماسی عمومی چیست؟

دیپلماسیعمومی همانا تلاشهای یک دولت برای اطلاعرسانی،ایجاد درک متقابل، و نیزتاثیر بر افکار عمومی ملت های دیگر می باشد. این تلاشها عبارتند از: تبادلات علمی-دانشجوی، فرهنگی، ورزشی، بکارگیری رسانه های رادیویی،تلویزیونی، و اینترنتی، خدمترسانی، و در نهایت، انتشارات

 نیکلاس کال، تاریخچه استفاده از این اصطلاح را به ادموند گولیون، درسال 1965، نسبت می دهد. گرچه این اصطلاح قبل از آن نیز چندبار در محافلاروپایی و آمریکایی بکار برده شده، اما استفاده امروزی از آن را باید بهگولیون نسبت داد. از آن پس اکثر فعالیتهای فرهنگی کشورهای اروپایی وامریکایی که در خارج از مرزهای آنان صورت می گرفت به تحت این عنوان معرفیشدند

دیپلماسی عمومی، از لحاظ نظری، وامدار رشته هایی همچون روابط بین الملل،ارتباطات، روابط عمومی، و نیز بازاریابی است. و به طور جزیی تر هر کدام ازفعالیتهای مربوطه تحت تاثیر نظریه های مربوطه خود هستند. بعنوان مثال،تبادلات دانشجویی، تحت تاثیر نظریه های آموزشی، و بکارگیری رسانه های صوتی وتصویری تحت تاثیر نظریه های ارتباطات هستند

با اینکه تمامی کشورها، از گذشته تا کنون، هر کدام به نوعی در امردیپلماسی عمومی دخیل بوده اند، اما کشورهای فعال امروزی در زمینه دیپلماسیعمومی نیز عبارتند از: آمریکا، انگلستان، آلمان، فرانسه، چین، کره،استرالیا، ایران، قطر، و ... .

ابزارهای دیپلماسی عمومی:

دیپلماسی عمومی که هدف غایی آن تاثیرگذاری بر افکار عمومی ملتهای هدف است از روشها و ابزارهای مختلفی بهره می برد:

1- رسانه های صوتی و تصویری و اینترنتی: کشورهای مختلف از ابتدای پیدایشتکنولوژیِ مربوطه از رسانه های صوتی و تصویری برای نفوذ بر افکار ملتهابهره برده اند. اولین آنها بریتانیا می باشد که در دهه بیست از قرن بیستمرادیو بی بی سی را راه اندازی کرده و پس از اندکی نیز بخش تصویری آن فعالگردید. بی بی سی نقش بسزایی را در تبیین سیاستهای دولت انگلستان ایفا کردهاست و امروز به بیش از 33 زبان دنیا برنامه پخش می کند. از نمونه های دیگراین ابزار رسانه ای می توان به "صدای آمریکا" اشاره کرد که پس از بی بی سی،رتبه دوم مخاطب را دارا می باشد. شبکه های فرانس 24، دویچه وله، الجزیره،پرس تی وی، و العربیه نیز نمونه های دیگر رسانه های تصویری در بخش دیپلماسیعمومی هستند. در زمینه اینترنت هم وبسایتهایی مانند America.gov و بخش هایاینترنتی اکثر رسانه های معروف دنیا قابل تامل هستند

2- تبادلات دانشجویی و علمی: از دیگر ابزار های دیپلماسی عمومی هماناتبادلات علمی است. دانشجویانی برای ادامه تحصیل در رشته های علوم انسانی وسایر به کشور میزبان دعوت شده و پس از زندگی در جامعه میزبان، آشنایی بافرهنگ و سیاست آنان، و نیز برقراری ارتباطات صمیمانه با اطرافیان به کشورخویش بازمی گردند. بدون شک این دانشجویان در ادامه زندگی خود و فعالیتهایآینده خویش خود را مدیون آموزشهای دریافتی در کشور میزبان دانسته و چهارچوبفکری جامعه آنان را می پذیرند

3- انتشارات و کتابخانه ها: اکثر کشورها برای شناساندن فرهنگ، سیاست، واجتماع خود از ابزار سنتی انتشارات و کتابخانه ها بهره برده اند. کشورآمریکا، بعنوان مثال، با ایجاد کتابخانه ها و کتابفروشی های خاص در کشورهایمختلف به انتشار و توزیع نشریات، کتب، و روزنامه هایی می پردازد کهنمایانگر فرهنگ و سیاست آمریکایی می باشند. در مثالی دیگر، رایزنی هایفرهنگی ایران، در کنار برگزاری همایش ها و سخنرانیها، به انتشار کتب وجزوات آشنایی با فرهنگ و تاریخ ایرانی به زبانهای مقصد می پردازد

4- ورزش: ورزش نیز زمانی که از رویکرد دوستانه بدان نگاه شود می تواند

/ 0 نظر / 118 بازدید