تحول مفهوم دیپلماسی

مقدمه

تحول در دیپلماسی ، همانند تحول در دیگر صحنه های روابط بین الملل در نقطه مشخصی متوقف نمانده و هر گاه که ساختار جهانی دستخوش تغییر و تحول شده اند دیپلماسی نیز متحول شده . درطول تاریخ اشکال متفاوتی ازدیپلماسی میان کشورها وحکومتها مشاهده شده است این تحول در نتیجه فعالیت عوامل مختلفی بوده و مادام که عوامل تحول باقی باشند روند تحول نیز باقی است . عصر جدید در روابط بین الملل حاوی تحولات قابل توجهی در دیپلماسی بوده است در تبیین ابعاد این تحول به استفاده از اصطلاح دیپلماسی نوین در مقابل دیپلماسی کلاسیک روی آوردیم . در این نوشتار سعی بر آن است به نقاط عطف تاریخی این تحول و مؤلفه های مؤثر در آن اشاره شود . افزایش نقش آگاهی مردم در سطح جهانی ، کمرنگ شدن حاکمیت دولتها ، رشد فناوری اطلاعات و ارتباطات ، رشد بازیگران غیر دولتی از اصلی ترین عواملی هستند که در تحول دیپلماسی نقش آفرینی می کنند .

مفهوم و روند تحولات دیپلماسی

واژه دیپلماسی در اصل از فعل یونانی دیپلم گرفته شده است که به معنای تا کردن می باشد . کلمه دیپلما نیز از فعل مذکور مشتق گردیده و حاکی از نوشته تا شده یا طومار مانندی است که به هرکس اعطا میگردید ، از اختیارات خاصی برخوردار می شد . بعدها این کلمه به منشور یا سندی که به فرستادگان دولت ها داده میشد اطلاق گردید .(آلادپوش ، 1372: 3)دیپلماسی هم برای درک نظام سیاست جهانی و هم برای سیاست خارجی کشورها و دیگر بازیگران حاضر در صحنه بین الملل نقش مهمی دارد . از چشم انداز کلان سیاست جهانی ،  دیپلماسی به معنای فرایند ارتباط بین بازیگران بین المللی است که قصد دارند از طریق مذاکره ، تعارض را بدون جنگ حل و فصل نمایند  . بنابراین دیپلماسی با تلاش هایی برای مدیریت و ایجاد نظم در محدوده یک نظام جهانی در ارتباط است و هدف از آن ، ممانعت از تبدیل تعارض به جنگ است . در چشم انداز خرد، دیپلماسی را می توان ابزاری سیاسی تلقی کرد که بازیگران بین الملل از آن برای اجرای سیاست خارجی استفاده می کنند تا بتوانند به اهداف سیاسی خود برسند .(بیلیس و اسمیت ، 1383 : 716 - 713)

مفهوم دیپلماسی از جمله مفاهیم پیچیده و دشواری است که تعاریف متعدد و متنوعی با توجه با کاربرد آن از آن ارائه شده است .تعریفی را که در این تحقیق بر می گزینیم عبارت است از : مجموعه تدابیر و اعمالی که عمدتاً با استفاده از طرق مسالمت آمیز ، حصول حداکثر توافق و تفاهم در میان انبوه اختلاف های صحنه روابط بین الملل ، برای حفظ منافع ملی و اجرای سیاست خارجی به کار گرفته می شود .(البرزی، 1368:6)

 دیپلماسی به عنوان فن سازماندهی روابط میان کشورها ، قدمتی باستانی دارد و نمی توان یک آغاز تاریخی برای آن قائل شد .قبل از شکوفایی فرهنگ یونان ، دیپلماسی در میان آسیایی ها و تمدن های باستانی ایران ، هند ، چین ، مصر و سایر نواحی جریان داشته است (آلادپوش ، 1372 : 34)یونان باستان در تحول دیپلماسی و شکل گیری آن سهم عمده ای داشته ، مثلاً دولت – شهرهای یونان نوعی نظام دیپلماتیک ارائه کردند که دارای شاخصه های مدرن و برجسته فراوانی بود و یا نخستین بار مصونیت دیپلماتیک در یونان اعمال شد .

از نظر تاریخی هم نخستین روش در استفاده از دیپلماسی ، دیپلماسی ad hoc  یا مأموریت ویژه بود که نمایندگان سیاسی به منظور تحقق هدف و نظر معین برای مدتی موقت به خارج از کشور اعزام می شدند و بعد از انجام وظیفه به کشور مراجعت می نمودند . (مجتهدی ، 1377 : 106)

دومین روش دیپلماسی دائمی بود که نخستین بار در قرن 15 در دولت شهرهای ایتالیا اعمال شد . در واقع نظام دیپلماتیک ، مبانی ریشه ای در ایتالیای قرن 15 دارد .

دولت شهرهای ایتالیا پایه گذار کلان الگوی دیپلماسی کلاسیک می باشند .تأسیس سفارت خانه های دائمی برای اولین بار توسط این دولت ها و به منظور اطلاع مستمر از تحولات دیگر دولت شهرها صورت می پذیرفت(گنجی دوست ، 1387 : 187) از قرن 15 به بعد دیپلماسی نه تنها فرایندی دائمی ، بلکه به فرایندی منظم و قاعده مند تبدیل شد و مجموعه ای از مقررات ، تشریفاتی ، حقوق ، امتیازات و معافیت ها برای دیپلمات ها و فعالیت های دیپلماتیک به وجود آمد . (بیلیس و اسمیت ، 1383 : 719)

با تشکیل کنگره وستفالی در قرن 17 و استقرار دولت –ملت روابط مستمر دیپلماتیک میان کشورها رواج بیشتر و منظم تری یافت . ظهور کشور – ملت ها با مرزهای مشخص ، حاکمیت و استقلال باعث شد که دولت مرکزی در بسیاری از زمینه ها ، از جمله مدیریت روابط روابط خارجی از اقتدار خاصی برخوردار شود و این باور که دیپلماسی یک امری دائمی است رواج بیشتری یافت (الادپوش ، 1372 : 14)در واقع آنچه که دیپلماسی سنتی را از اسلاف آن در دنیای باستان و قرون وسطی متمایز می کرد این بود که متشکل از یک فرایند ارتباطی بین دولت های مدرن بود ودیپلماسی به عنوان فعالیتی دولتی محسوب می شد که دولت نسبت به ساختار آن حکم مرکز را داشت . وقتی روابط بین دولت هابسط یافت رهبران سیاسی روز به روز بیشتر متوجه شدند که لازم است با همدیگر و بر پایه ای منظم و منسجم اقدام به گفتگو و مذاکره نمایند .

در نظام سنتی ، دیپلماسی عمدتاً بر یک مبنای دوجانبه سازماندهی میشد و معمولاً به صورت محرمانه و مخفی بود . محدود کردن رابطه به دو طرف باعث می شد مخفی نگه داشتن مذاکرات کار آسانی باشد ، (بیلیس ، 1383 : 719) . در قرن 17 و 18 دیپلماسی برای فرمانروایان جنبه شخصی و اختصاصی داشته و سفرا نمایندگان شخصی آنان بودند . در این دوره دیپلماسی و سیاست خارجی کاملاً سری و به روی مردم بسته و فقط مختص و مرتبط به حکمرانان بود (مجتهدی ، 1377 : 109)عامل مهمی که در این دوره مردم را از دیپلماسی کشور خود دور نگه می داشت جدایی امور اقتصادی و اجتماعی و تحرک عامه مردم از تحولات سیاسی بود . دور بودن مردم از صحنه امکان تحرک و انعطاف بسیاری به دیپلمات ها می داد و دو وظیفه مهم دیپلمات ها در این دوره ، مذاکره با طرف دیگر و ارسال اطلاعات و اخبار به مرکز بود ( البرزی ، 1368 : 12). اتفاق و اتحاد میان کشورها نیز عموماً توسط پادشاهان و سران انجام می گرفت و در این میان بسط زدوبندهای سیاسی و داد و ستد های مشابه رواج کامل یافت .چنین اتحادهایی کاملاً به صورت محرمانه انجام می گرفت و دیپلماسی قرن 17 و 18 مانند قرون 15 ،16 غالباً متکی به دروغ  ونیرنگ و دورویی بودند .(مجتهدی ، 1378 : 110) دیپلماسی سنتی به طرز آشکاری متکی بر قدرت و حمایت شده از طرف آن بود و به عنوان مکمل یا تسهیل کننده اعمال قدرت و پیروزی نیروهای نظامی در وصول به اهداف کشورها به کار گرفته می شد .

اتفاقات و تحولاتی که در قرن 18 رخ داد بر روند تحول دیپلماسی تأثیر گذار بود و تغییر دیپلماسی در دوره های بعدی را به وجود آورد .در اواخر این قرن و به دنبال انقلاب صنعتی و پیشرفت تکنولوژی و ارتباطات و حمل ونقل ، آگاهی عامه مردم افزایش یافت و باعث ورود بیشتر آنان به عرصه سیاست گردید .

غاانقلاب کبیر فرانسه و جنگ های ناپلئون که دارای اندیشه های انقلابی همچون برابری ، آزادی ، ناسونالیسم بودند ، دیپلماسی سنتی را زیر سؤال برد ولی همچنان دارای ساختار سخت سنتی بود . شکست ناپلئون ، اتحاد مقدس و کنگره وین از نقاط عطف در روند دیپلماسی بودند .(بیژنی، 1384 : 119) دولت ها برای تنظیم روابط خود ، حل مناقشات و پایان دادن به جنگ های فیمابین روش برپایی کنفرانس ها را انتخاب کردند . از این رو برپایی کنفرانس و دیپلماسی چندجانبه به عنوان یک قاعده و روش دیپلماسی رواج پیدا کرد .

اولین تجربه دیپلماسی باز سازمانی را در اتحاد مقدس و کنگره وین می توان مشاهده کرد . این تجربه دیپلماسی باز در عصر دیپلماسی کلاسیک مخفی از آنجا به وجود آمد که سران کشورهای اروپایی در اصول ضد انقلاب فرانسه خود مشترک بودند و گرفتاری مشترک مقابله با تشنجات روزافزون مردمی را داشتند و لذا مانعی برای بازتر بودن دیپلماسی شان وجود نداشت .(البرزی ، 1368 : 32)

دهه های نخست قرن 20 تحولات عمده ای در دیپلماسی به همراه داشت . دیپلماسی سنتی در پیشبرد ثبات ، نظم و صلح در اروپای قرن نوزدهم هر قدر هم که موفق بوده ، شکست آن در ممانعت از آغاز جنگ جهانی اول و نقش آن در بروز عملی آن ، به عقیده ای گسترده و فراگیر منتهی شد که شکل تازه ای از دیپلماسی ضروری است .با وجودی که عموماً بعد از جنگ جهانی اول این شکل جدید به عنوان دیپلماسی ((نوین )) مورد اشاره قرار می گرفت ، عناصر این دیپلماسی در قرن 19 مشهود بودند و بین اشکال سنتی و نظام نوین دیپلماسی دوره گذار بلند مدتی وجود داشت که در نیمه اول قرن بیستم به تکامل رسید .(بیلیس و اسمیت ، 1383 : 721)

وقوع جنگ جهانی اول پایانی بر دیپلماسی کهنه تلقی می شود و اطلاق وصف نوین به شکل جدید آن به خاطر اصلاح ساخت نظام بین الملل و تغییر نوع روابط بین بازیگران بود که میطلبید تا دیپلماسی مرزهای  معنایی و کاربردی خود را مورد بازنگری قرار دهد(افتخاری ، 1387 : 14)این گونه از دیپلماسی نتیجه وقوع تحولات مهمی چون ، جنگ جهانی اول ، ظهور امریکا و ورودش به عرصه مناسبات بین المللی ، انقلاب اکتبر روسیه ، جنگ جهانی دوم ، استقلال تعداد زیادی از کشورهای آسیایی و افریقایی و افزایش شمار واحدهای جهانی ، پیشرفت تکنولوژی و ارتباطات ، قدرت یافتن افکار عمومی و ظهور سازمان های بین المللی می باشد . ( کاظمی ، 1368 : 42)

تغییر منافع و دامنه فعالیت دولت ها ، تعداد رو به رشد بازیگران دولتی و غیر دولتی ، ایده ایجاد یک سازمان بین المللی برای حل و فصل مسالمت آمیز مناقشه ها و خواست و توجه عمومی به نظارت و ارزیابی عمومی دیپلماسی ، دیپلماسی را تبدیل به فعالیتی به مراتب پیچیده تر کرد . دولت ها به مذاکرات دو جانبه خود با همدیگر به صورت دولت به دولت ادامه دادند ، اما گروه هایی از دولت ها در سایه حمایت سازمان های بین دولتی مانند جامعه ملل و جانشینان آن یعنی سازمان ملل و رشد مجموعه ای از سازمان های غیر دولتی به صورت چند جانبه وارد مذاکره شدند . (بیلیسو اسمیت ، 723:1383 )

تکوین دیپلماسی نوین در اولین مرحله تاریخی اش تابعی از اصولی شامل :

1.      شفاف سازی ، بدین معنا که اصل پنهان کاری جای خود را به مناسبات رسمی آشکار داد.

2.      فراگیری ، بدین معنا که انحصار کنترل و هدایت روندهای دیپلماتیک از دست چند کشورخاص خارج و به تدریج شاهد مشارکت جمعی کلیه بازیگران ، در این حوزه هستیم .

3.      نهاد گرایی ، نیاز به وجود یک نهاد مرجع در  مقام تنظیم مناسبات بین بازیگران و اولویت بخشی بر اصول دیپلماتیک بر رفتارهای بازیگران .  دیپلماسی آشکار و دیپلماسی سازمان های بین المللی  محصول این رویکردها در عرصه دیپلماسی هستند . (افتخاری ، 1387 : 15 - 14)

بسیاری دیپلماسی پنهان را که تا این زمان رایج بوده ، علت بروز جنگ ها می دانستند . مردم بر این عقیده بودند که در دیپلماسی آشکار نمایندگانشان قادر خواهند بود بر تعهداتی که دیپلماسی کشور ، بر عهده آنها می نهند نظارت نمایند . دیپلماسی آشکار به معنای مذموم شمردن پیمان های سری و علنی شدن کلیه ی معهدات بود و مقصود آن نبود که مذاکرت در منظر عموم انجام پذیرد.(الادپوش ، 1372 : 86)

نمود بارز دیگر دیپلماسی ، دیپلماسی سازمان های بین المللی است . باید تأکید کرد دیپلماسی چند جانبه تحول جدیدی نبود ، زیرا آنچه بین قدرت های بزرگ (( دیپلماسی کنفرانسی )) خوانده می شد ، یکی از شاخصه های مهم دیپلماسی اروپایی در قرن 19 به شمار می آمد و یکی از مصادیق دیپلماسی چند جانبه بود . (بیلیس اسمیت ، 1383 :723)تأمین امنیت جمعی و وجود مشکلات مشترک اجتماعی ، فرهنگی ، فنی و اقتصادی این مسئله را نمایان ساخت که حل معضلات و مسائل جهانی تنها با تفاهم و همکاری مستمر میان کلیه ی ملل از طریق گردهمایی های دائمی و سازمان یافته از نمایندگان دولتها امکان پذیر است . تأسیس جامعه ملل و سازمان ملل متحد در همین راستا انجام پذیرفت .(آلادپوش ، 1372 : 86)

بسیاری از ویژگی های دوره قبل در دوره بعد از جنگ جهانی دوم به تکامل خود ادامه داد و در واقع چند جانبه گرایی و دستور کاری که به صورت روز افزونی تخصصی تر می شد به مسائلی مانند محیط زیست ، تکنولوژی و کنترل تسلیحات نیز گسترش یافت .زمانی که روابط بین الملل تحت سیطره رویارویی جهانی بین دو ابرقدرت و متحدان آنها بود ، ضرورت بی چون وچرای پرهیز از جنگ اتمی و نیز پیروزی در جنگ سرد باعث ایجاد نوعی دیپلماسی ظریف شد.اصطلاح دیپلماسی جنگ سرد در رابطه با این دوره استفاده میشود .مهمترین انواع دیپلماسی جنگ سرد شامل دیپلماسی هسته ای ، بحران و کنفرانسی می باشد . (بیلیس و اسمیت ، 1383 :724 – 726)

پایان جنگ سرد تغییری شگرف در عرصه بین المللی که دیپلماسی در محدوده آن اجرا می شد ، به وجود آورد . توسعه جامعه بین المللی و افزایش تعداد ملت – کشورها که هم حاصل استعمار زدایی پس از جنگ جهانی دوم بود و هم حاصل سقوط و اضمحلال اتحاد جماهیر شوروی ، کاهش نسبی نقش دولت ها و کمرنگ شدن حاکمیت کشورها ، رشد فزاینده گروه گرایی وسازمان های چند ملیتی و منطقه ای و شبهمنطقه ای و غیر دولتی ، جهانی شدن و وابستگی متقابل پیچیده و در نهایت انقلاب ارتباطات ، هم صحنه سیاست بین الملل را تغییر دادند و هم موجبات تحول در دیپلماسی شدند .

این ارتباطاتجهانیوپیشرفتهایروزافزونتکنولوژیهاینویناطلاعاتوارتباطات باپراکندناقتدارمیانبازیگرانمتعدد،موقعیتهاینوینحاصلازرشدو گسترشبهرهگیریازتکنولوژیهاینوینارتباطاتواطلاعات ، پیچیدگیحاصلازوابستگیمتقابل،جهانیشدنفرهنگ ،امپراطوریافکارعمومی،انقلابرسانه‌هاوعلاوهبراینهاجریانبینالمللیفرهنگ،عقایدواطلاعاتجملگیبهعنوانعواملنوین،روندسنتیروابطبینالمللراباچالشینوینمواجهساخته‌اندوبردولتهایملیفشارمیآورندوآنهاراوادارمی‌سازندتاسریعابهتجدیدنظردرساختارهایمدلسیاستخارجیورونددیپلماسیخودوایجادتحولدرآنهابپردازند.(همشهری آن لاین)

در عصری که مرزهای سرزمینی اهمیت خود را به مرزهای اقتصادی و فرهنگی واگذار می نمایند و فناوری اطلاعات و ار تباطات ، فرایند جهانی شدن را سرعت می بخشد ، حضور سودمند در افکار عمومی دنیا ، از طریق شبکه های اطلاع رسانی جهانی برای تأثیر گذاری در راستای تأمین منافع ملی در ابعاد مختلف سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی ، عمده ترین تلاش اغلب کشورهای جهان است . (گنجی دوست ، 1387 : 205 – 206)در نتیجه توسعه این فناوری های نوین اطلاعاتی.، عرصه سیاست بین الملل که مبتنی بر قدرت سخت و نیروهای مادی بود تغییر یافت و عرصه جدیدی که از جنس هنجاری ، فرهنگی ، معنایی و متکی بر قدرت نرم است شکل گرفته است . گسترش به هم پیوستگی جهانی ، شکل گیری جامعه مدنی جهانی ، اهمیت قدرت نرم ، شکل گیری فضای اندیشه جهانی و افزایش دستاوردهای همگاری موجب تقویت این عرصه شد  شکل گیری این فضا موجب شده تا دیپلماسی سنتی دچار چالش شود و دیپلماسی نوینی مبتنی بر عرصه سیاست هنجاری و نرم تکوین یابد .(وحیدی1386 ، :357)در چنین فضایی دیپلماسی نمی تواند در شکل سابق ، صرفاً بر حوزه خصوصی بین دولت ها باقی بماند و به صورتی روز افزون با عموم جامعه ارتباط پیدا می کند و رابطه متقابل آن با پدیده رو به توسعه ای به نام افکار عمومی چه در سطح ملی و چه فراملی ، هر روز با اهمیت تر و حساس تر می گردد.(گنجی دوست 206 -205

این امر موجب شد تا در بسیاری از کشورها سازوکارهای جدیدی برای دستگاه دیپلماسی تعریف گردد که یکی از آنها (( دیپلماسی عمومی )) است . اصطلاح دیپلماسی عمومی اولین بار در امریکا و در سال 1965 توسط الموند گولیون رئیس مدرسه حقوق و دیپلماسی فلچر در دانشگاه تافت به کار گرفته شد.

دیپلماسی عمومی به برنامه های تحت حمایت دولت اشاره دارد که هدف از آتها اطلاع رسانی و یا تحت تأثیر قرار دادن افکار عمومی در کشورهای دیگر است در این دیپلماسی که بخش دولتی و خصوصی همراه با یکدیگر عمل می کنند ، تلاش عمده سیاستگذار ارتباط با مخاطب عام و افکار عمومی است تا بتواند پیام مورد نظر خود را منتقل کرده و بر تصمیم سازان تأثیر گذاری مطلوب را بنماید .(هادیان، 1388 : 90 )در واقع در دیپلماسی عمومی تأکید زیادی بر ترکیب فعالیت های بازیگران دولتی و غیر دولتی و بخش خصوصی می شود با این حال باید توجه داشت که گرداننده وهادی اصلی دولت و دستگاه سیاست خارجی است که بخش خصوصی و غیر دولتی را نیز به نوعی در جهت اعداف مورد نظر خود هدایت می کند .

این مفهوم مانند سایر مفاهیم یک شبه ایجاد نشده و سیر تکاملی طی کرده است تا به این مرحله رسیده است و پیش از این به عنوان تبلیغات  ، پروپاگاندا ، اطلاع رسانی بین المللی و برنامه های فرهنگی بیان و اجرا می شده است .

اما باید توجه داشت که دیپلماسی عمومی صرفاً یک شیوه تبلیغاتی ، نوعی روابط عمومی ، روش ارتباطی یا بازاریابی نیست ، بلکه شاید بتوان دیپلماسی عمومی را مجموعه استراتژی ها و تاکتیک های جدید دیپلماتیک دانست که در خدمت دستگاه سیاست خارجی یم کشور قرار می گیرد و مسئله اصلی این است که از چه طریقی می توان وجهه و تصویر یک کشور را در جهان بهبود بخشید .(هادیان، 1388 : 93)

درگذشتهازجنگجهانیتافروپاشیاتحادشورویامکاناتمحدودبودبهرادیوآزادی،رادیوآزادیاروپاوبرخیازامکاناتیکهبهصورتمحدوددراقمارشورویوکشورهایرقیبقابلپخشبود. اماامروزهباگسترشرادیووتلویزیونهایماهوارهای،اینترنتو ... دولت‌هاخیلیتواناییکنترلمرزهاوکنترلپیام‌‌هاراندارند. بهاینطریقبرایکسانیکهدردولت‌هایدیگردرصدداجرایدیپلماسیعمومیهستندبسیارآسانترشدهاست . اینامکاناترامی توان درطیفوسیعیازروش‌هایاجراییمشاهده کرد .ازبرنامهگروه‌هایگردشگریگرفتهتابرگزارینشست‌هایدانشگاهیتابورسیهکردندانشجویانکشورهایمبدابهمقصدیابرعکس،ایجادنهادهایفرهنگی،هنری،ایجادواستفادهازسایتهایاینترنتیوهمینطوررادیو- تلویزیونهایماهوارهای. دیپلماسیعمومیطیفوسیعیازامکاناتوروش‌هارادراختیارمیگیردتابامردمکشورهایدیگرصحبتکند.(میناوند ، 1387)

   درعصری کهقدرتازجنسنرممتقاعدکنندهوجاذبهآفریناست ، بهرهگیریازجریانهایاطلاعاتیبهمنظورانتقالارزشهاوفرهنگهرواحدسیاسیودرنتیجهتأمینمنافعملیآنواحد،ضروریبهنظرمیرسد. اگربراینامرتأکیدداشتهباشیدکهدردورانموجودابزارهایرسانهاینقشمؤثریدرگسترشارتباطاتکشورهایمختلفایجادمیکنند،طبیعیاستکهدرچنینشرایطیامکانبهرهگیریازنشانههاوابزارهایارتباطبینفرهنگیدرقالبتئوریدیپلماسیعمومیازاهمیتومطلوبیتبیشتریبرخوردارخواهدشد.(متقی)

 از جمله تفاوت های این دیپلماسی با دیپلماسی سنتی و رسمی در این است که : مخاطبان دیپلماسی عمومی ، گروه های هدف خاص و یا عموم مردم جامعه افراد و سازمان های غیر دولتی هستند که برقراری ارتباط با آنها نیز نیازمند مهارت های خاصی است در حالی که مخاطبان در دیپلماسی رسمی دولت ها هستند . در حالی که در دیپلماسی سنتی ابهام ویژگی مهمی به شمار می رود ، از مهمترین ویژگی های دیپلماسی عمومی ، شفافیت و تلاش برای انتشار اطلاعات است . موضوعات و مسائل دیپلماسی سنتی در ارتباط با سیاست ها و رفتار دولت های دیگر است ، اما در دیپلماسی عمومی مسئله نگرش و رفتار افکار عمومی خارجی است . بازیگران و کارگذاران دیپلماسی عمومی با دیپلماسی سنتی نیز تفاوت دارد .(هفت خوان ، 55 - 54)

 دیپلماسی عمومی را می توان پایه انواع دیپلماسی هایی دانست که با ورود فناوری اطلاعات وارتباطات و به تناسب پیشرفت نوآوری های آن با اصطلاحاتی ترکیبی متشکل از نام آن فناوری و یا نرم افزار همراه با دیپلماسی ، مطرح می گردند .(بیات ، 1385 : 43) تله دیپلماسی ، دیپلماسی شبکه ای و سایبر دیپلماسی  اشکال دیگری از دیپلماسی در عصر فناوری هستند که ویژگی مشترکشان بهره گیری از فناوری اطلاعات وارتباطات و اینترنت در کمترین زمان و بدون محدودیت مکانی برای ارتباط با عموم مردم می باشد . وجه تمایز اصلی انواع دیپلماسی عمومی از سنتی در نوع ارتباط با مردم و استفاده از وسائل تبلیغی است . توسعه فناوری های نوین ارتباطی – اطلاعاتی همچون شبکه جهانی اینترنت ، ماهواره های تلویزیونی و به طور کلی رسانه های گروهی بر اهمیت این نوع از دیپلماسی افزوده است .

در اثر پیشرفت های فناوری در دهه های اخیر ، شرایط تولید ، انتشار و دسترسی به اطلاعات به شدت تغییر کرده است .اصولاً پدید آمدن فضا و جهان مجازی یا محیط سایبر ، با مختصاتی مانند بی مکانی ، فرا زمانی بودن ، تکثیر و قابل دسترس بودن همزمان ، از جهان واقعی به طور نسبی جدا می شود .(هفت خوانی ، 60)

رشد سریع فناوری های ارتباطی موجب تشدید تعاملات بین المللی بیرون از مجاری سنتی دیپلماتیک شده و دولت ها را با این واقعیت روبه رو کرده است که شکل نوینی از دیپلماسی تحت عنوان دیپلماسی مجازی وارد عرصه معاملات بین المللی شده است  . امروزه یکی از راه های اندازه گیری توانایی قدرت دولت ها ،  واکنش سریع آنها به رویداد ها و روندهای سریع در حال وقوع جهانی است و این به ساختار و میزان انعطاف پذیری دستگاه دیپلماسی یک کشور ومیزان استفاده از آن فناوری های نوین بستگی دارد . یکی از عناصر مهم دیپلماسی مجازی ، شکل گیری سفارت خانه ای مجازی است . این نوع دیپلماسی ، قدرت و سرعت ارتباط کشورها را با جهان خارج و همچنین دستیابی به اطلاعات و انتقال آن را بسیار افزایش می دهد .(وحیدی ، 1386 : 370)

از دیگر انواع دیپلماسی نوین ، دیپلماسی دیجیتالی است . که عبارت است از اثرگذاری ، اقناع و انگیزش بازیگران با جمع آوری ، تجزیه و تحلیل ، پردازش و توزیع اطلاعات در زمان مناسب ، بدون محدودیت مکانی از طریق فناوری اطلاعات و ارتباطات در جهت منافع ملی حوزه فعالیت دیپلمات ها در دیپلماسی دیجیتالی به درون وزارت خارجه ، سفارتخانه ، کشور محل مإموریت و نهادهای بین المللی محدود نمی شود .سرعت در تصمیم گیری و اقدام از مشخصات بارز این دیپلماسی است .در این دیپلماسی مخاطبین به مقامات ، دیپلمات های دیگر ، ارباب جراید و رسانه ها و گروه های ذینفوذ محدود نمی گردد ، بلکه هر فرد یا گروهی از هر نقطه جهان در حوزه اقدام یک دیپلمات قرار می گیرد .(بیات ، 1385 : 52)

دیپلماسی دیجیتالی در واقع نوعی دیپلماسی مجازی ، سایبر دیپلماسی ، دیپلماسی الکترونیکی ، دیپلماسی شبکه ای و در یک کلمه دیپلماسی جهانی شده است .   دیپلماسی دیجیتالی دارای ویژگی هایی از جمله : قابلیت دسترسی بالا توسط افکار عمومی ، شبکه ای و منعطف بودن ، کارآمد و مافوق زمان ، کم هزینه ، چند بعدی ، معطوف به فناوری پیچیده ، پاسخگو و مسئول و مبتنی بر دانش و علم می باشد . هم چنین از جمله ابزارهای دیپلماسی دیجیتالی ، وب سایت های مربوط به وزارت خارجه و دیپلمات ها ، بانک های اطلاعاتی و نرم افزار های پیشرفته ، اینترنت ، سفارت خانه های مجازی ، روابط شبکه ای و مجازی دیپلمات های کشورهای مختلف می باشد .امروزه دیپلماسی نه تنها معطوف به توسعه منافع ملی در دنیای واقعی است بلکه شامل مدیریت در حوزه دیجیتال آن نیز می باشد (گوهری ، 1387 : 115-113)

در واقع ، انقلاب در فناوری اطلاعات ، فشردگی زمان و مکان ، افزایش تعاملات بین المللی ، اهمیت افکار عمومی و عناصر قدرت نرم  افزایش رسانه های نوین ، جهانی شدن ، گسترش مشارکت عمومی در روابط بین الملل ، موضوعات پیچیده فرامرزی انگیزه های اساسی برای تغییر در رفتار و ایجاد شیوه های نوین دیپلماسی گردیده است .(گنجی ، 1387 : 208)

تحول کارکرد دیپلماسی 

دیپلماسی با مدیریت مناسبات بین دولت ها و روابط دولت ها با سایر بازیگران سر و کار دارد .با تحولات ایجاد شده در سیستم بین المللی ، تمرکز و محتوای دیپلماسی نیز تغییر یافته و همانند گذشته تمرکز بر سیاست علیا نیست. در درک سنتی واقعگرایی از روابط بین الملل ، کنش های دولت ها تحت تأثیر عوامل محسوس قدرت بوده و محتوای دیپلماسی نیز مسائل مرتبط با جنگ و صلح تشکیل می داده است (وحیدی ، 369:1386 -368). در محیط جدید ، موضوعات جدیدی مثل مهاجرت های غیر قانونی ، حقوق بشر ، تروریسم ، جرایم سازمان یافته ، تجارت مواد مخدر ، خطرات زیست محیطی ، گسترش تسلیحات ، جریانات فراملی تجاری ، مالی ، افتصادی ، جلوگیری ازتنازعات ، موضوعات مربوط به حقوق بشر وکمک های بشر دوستانه ، ایدز ، فشار جمعیت ، جلوگیری از تنازعات بومی و قومی ، وسایر بحران ها و چالش های فراسوی جامعه بین المللی وجو دارد که  دیپلماسی سنتی به تنهایی و از طریق روش های موجود در آن نمی تواند با آنها مقابله کنند . به عبارت دیگر دیپلماسی در عصر اطلاعات ، حوزه های گسترده تری از موضوعات اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی ، زیست محیطی ، علمی ، حقوقی و عوامل سنتی سیاسی و نظامی را در بر می گیرد و موضوعات سیاست سفلی از اهمیت بیشتری در دستورکار دیپلماسی برخوردارشدند .(سیمبر ، 1385 : 132)

پنج وظیفه اصلی که دستگاه دیپلماسی انجام می دهد عبارت اند از :جمع آوری اطلاعات و داده ها ، مشاوره سیاسی ، نمایندگی ، مذاکره ، خدمات کنسولی (بیلییس و اسمیت ، 1383: 733) در محیط جدید بین المللی کارکردهای نوینی نیز شکل گرفته است که عبارتند از : کمک به اجرای مقررات بین المللی ، نمایندگی منافع بازیگران مختلف دولتی و خصوصی ، تسهیل سازی در برقراری روابط نهادهای ملی و فراملی ، هماهنگی فعالیت بازیگران مختلف در راستای منافع ملی ، اهمیت سیاست اقناع سازی و تصویر سازی ، انعطاف بیشتر در موضوعات سیاست خارجی ، مدیریت بحران های موجود(وحیدی ، 1386 : 375- 374)

در محیط جدید بین المللی با توسعه جریان های فراملی و افزایش نقش بازیگران غیر دولتی بسیاری از این وظایف از انحصار دستگاه دیپلماسی خارج شده و توسط بازیگران جدید انجام می شود . در حالی که دولت ها هنوز به عنوان مهمترین بازیگران عرصه سیاست بین الملل می باشند ولی در عین حال آنها مجبورند وظایف و مسئولیت های خود را با بازیگران متنوع وگسترده دولتی ، غیر دولتی ، فراملی و فروملی در عرصه های مختلف تقسیم کنند (بیات ، 1385 : 125 -123)

تحول کارگذاراندیپلماسی

با تغییر محتوای دیپلماسی ، نحوه اجرا و هدایت آن نیز تغییر یافته است .لذا مشخصه محیط جدید بین الملل ، وجود ورابط پیچیده دیپلماتیک بین بازیگران متکثر با منافع مختلف و مرزهای نا معین است .این موجب تضعیف نقش دولت ها در هدایت و اجرای انحصاری موضوعات و مسائل سیاست خارجی شده است .

قبل از وقوع اتقلاب در فناوری های اطلاعاتی ، سفرا و نمایندگان دیپلماتیک از اعتبار و استقلال نسبی بیشتری برای هدایت امور دیپلماتیک همچون وظایف مذاکره و نمایندگی برخوردار بودند . در دیپلماسی سنتی نقش واقعی دیپلماتها بسته به توان شخصی آنان قدرت دولت متبوع و اختیاراتی بود که از جانب دولت ها به آنها داده می شد .دیپلمات ها اشراف زادگان و از طبقات بالای جامعه محسوب می شدند .روابط دوجانبه برای آنها حائز اهمیت بود . پروتکل و تشریفات اهمیت فوق العاده ای داشت)(گوهری ، 1387 : 106-105).اما در نتیجه توسعه این تکنولوژی ها ، وظایف و مسئولیت های دیپلمات ها دچار تغییرات بنیادین شده و زمینه تماس گسترده مستقیم نهادهای دولتی و غیر دولتی در ورای مرزهای ملی تسهیل شده است .

اگر وظایف اصلی دیپلمات ها تا قبل از این تحول رساندن پیام رهبران کشورها ، شرکت در مراسم مختلف و تشریفات و ارسال اطلاعات و انجام مذاکره و بعضاً تصمیم گیری در مواقع لزوم بوده این وظایف تغییر پیدا کردهاز جهت پیام رسانی اثر تکنولوژی بسیار بالاست . از بعد تشریفات و مراسم دیپلماتیک مفاهیم این سنت ها دچار تغییر شده . در بعد ارسال اطلاعات نقش دیپلمات ها به مقدار زیادی اهمیت خود را از دست داده و همچنین به دلیل مقتضیات طبیعی دیپلمات باز ، دیپلمات ها می دانند که به جای قاتع کردن یک یا چند نفر در مقابل افکار عمومی پاسخگو باشند و مذاکرات دیپلمات ها از حالت دوجانبه خارج و شکل چند جانبه پیدا کرده است .(البرزی1368 : 23-21) .

در عصر حاضر دولت ها معمولاً ترجیح می دهند که دیپلماسی را به جای دیپلمات ها ، توسط سیاستمداران اعمال نمایند . بین سران وسیاست گذاران عالی رتبه ، زمینه های ایجاد روابط خصوصی و غیر رسمی فراهم گردیده است و دیپلماسی خصوصی سران حکومت ها و ملاقات ها ، دیدارها ، مذاکرات و معاهدات افزایش پیدا کرده ( بارستون ، 1374 : 66) البته علی رغم همه تغییرات حاصل شده در اجرای و هدایت دیپلماسی ، نقش دیپلمات ها و  تخصصشان را در امور دیپلماتیک  نمی توان انکار کرد .

 

 

تحول در ابزار دیپلماسی

با انقلاب ارتباطات ، افزایش اطلاعات و تبادل اطلاعات بین کشورهای گوناگون ، از یک سو جهان کوچکتر شده و همگرایی در بین کشورها افزایش پیدا کرده و از سوی دیگر نظام بین الملل شکل پیچیده تری پیدا کرده است . این دگرگونی ها نقش  دیپلمات ها را در سایه قرار داه به گونه ای که وجود وسایل ارتباطی مثل رادیو تلویزوین اینترنت دیپلمات ها را با وظایف ظریفتری روبه رو می کند و از سوی دیگر افزایش ارتباطات بر یکی دیگر از مسئولیت های پیشین دیپلمات ها یعنی جمع آوری اطلاعات تأثیر زیادی گذاشت هاست زیرا گسترش انواع وسایل ارتباطی سببب شده تا گردآوری اطلاعات دقیق ترو بیشتری امکان پذیر شود . همچنین اینترنت  با ایجاد جوامع مجازی موجب مشارکت افراد در سیاست خارجی کشورها شده که محدود به مرزهای جغرافیایی نمی باشد .انتقال سریع اطلاعات از راه رسانه ای گروهی و فن آوری های جدید ارتباطی مانند ماهواره و اینترنت سبب شده تا در نهایت برای تغییر افکار عمومی و جهت دهی به آن به فکر بهره گیری از ابزارهای جدیدی باشند (بیژنی ، 1384 : 128)

بهره گیری از فناوریهای نویندر دیپلماسی نقش مهمی در تسهیل و تسریع مذاکرات ، تبادل و دستیابی به اطلاعات ، تسریع در مبادلات ، تأثیرگذاری بر افکار عمومی و افزایش مناسبات جهانی ایفا می کند و موجب کارآمد شدن دستگاه دیپلماسی کشورها می شود . در گذشته ابزارهای سنتی امنیت ملی همچون دیپلماسی با جلوه های فیزیکی قدرت ملی مثل نیروی نظامی و قدرت اقتصادی سروکار داشتند ، اما این ایزارها برای چالش های جدید و محیط جدید بین المللی مناسب نیستند . در نتیجه ، قدرت نرم ، دیپلماسی عمومی ، دیپلماسی موضوعی ، تخصصی ، اقتصادی عناصر اصلی دیپلماسی جدید هستند که بایستی با یازیگران بی شماری با منافع مختلف مواجهه شوند .اکثر ابزارهای جدید جهت مواجهه با چالش های نوین از جنس اطلاعات ، آگاهی و خارج از کنترل مستقیم دولت ها و مرتبط با فناوری های نوین ارتباطی هستند . توانایی دیپلماسی جهت مقابله با چالش ها و تهدیدات جدید نیازمند انجام اصلاحات ساختاری استفاده از ابزارها و تکنیک های نوین است (وحیدی ، 1386 : 376)امروزه لازمه دیپلماسی برقراری ارتباط با رسانه های عمومی است که توجه ویژه ای را می طلبد تبلیغات و افکار عمومی دو عامل مؤثر در دیپلماسی به شمار میآیند . در حال حاضر رابطه تنگاتنگی بین دیپلماسی و مطبوعات و رسانه های جمعی به وجود آمده . (مجتهدی،1377 : 117)

دسترسی وسیع اقشار مختلف مردم به انواع اطلاعات از طریق رسانه های ماهواره ای و شبکه های رایانه ای ، محیط اجتماعی – سیاسی را سیال نموده و پویایی و شفافیت را در ادبیات سیاسی قرن بیست و یک وارد ساخته است .

نتیجه گیری

هموارهایجادتحولدردیپلماسیدرگروتحولوتغییردرساختارهایجهانیبودهاست .درنتیجهتغییرمحیطبینالملل،ماهیتدیپلماسینیزازنظرشکلومحتواییدگرگونشدهاستتاهماهنگوهمگامباتحولات، تواناییوکارکرد بهتر و مناسب تروابزاربهتریبرایبرایبرخوردباشرایطنویننظامبینالمللداشتهباشد .

درگذشتهشرایطی بر نظام بین الملل و عرصه دیپلماسی حاکم بود که از جمله می توان به مواردی از قبیل اینکه : دولتهابازیگراناصلیروابطبینالمللبودندودارایحاکمیتمطلقبودند ؛مرزهاکاملاًبستهوکنترلشدیدیبرآنهااعمالمیشد . سیاستقدرت،بازدارندگیومبارزهبرایبقااساسروابطخارجیراشکلمیداد . افکارعمومینقشمحدودیدرتصمیمگیریهایوزارتخارجهداشتندوپاسخگوییومسئولیتپذیرینسبتبهافکارعمومیوجودنداشت . ماهیتاطلاعاتمحرمانهتلقیمیشدوامکاندسترسیبهآنهاوجودنداشت،فاصلهوبعدمسافتنیزتأثیربسزاییدرانتقالاطلاعاتداشت . وزارتخارجهتنهامسئولسیاستخارجهمحسوبمیشدودیپلماسیتاحدزیادیبهمقاماتعالیرتبهبستگیداشت، اشاره کرد .

بابروزتغییراتوتحولاتدرمحیطبینالمللماهیتنظاموبهتبعآندیپلماسیتغییرکرد . درشرایطکنونیرهیافتاساسیدرروابطبینالمللهمسیاستقدرتوهمقدرتنرماست. درحالحاضرمرزهانفوذپذیرشدهاندحاکمیتدولتهابهشکلمطلقآن، زیرسئوالرفتهاست . هنوزدولتهامهمترینبازیگراننظامبینالمللهستند،اماشرایطاکنونبهگونهایاستکهنهادهاوسازمانهایغیردولتیوحتیافرادنیزمیتوانندبهشدتتأثیرگذارباشند . بازیگرانداخلیدرعرصهسیاستخارجیقدرتروزافزونیافتهاند . جهانیشدنسببتوسعهروابطشدهوفناوریاطلاعاتیوارتباطیعواملتأثیرگذاربرسیاستخارجیمحسوبمیشوند . افکارعمومیدسترسیوکنترلقابلملاحظهایبراطلاعاتپیدا کردند .گسترشوسایلارتباطجمعی،دسترسیآسانوسریعبهاطلاعات،بسطتلقیذیحقبودنشهروندانبرایبرخورداریازاطلاعاتومشارکتدرتصمیمگیری،آگاهیفزایندهوروبهگسترشمردمدرسطحجهانی،کوتاهشدنفواصلمکانیوزمانیوبهعبارتیخلقیکعرصهعمومیکهمحلتلاقیآرا،منافع،اطلاعاتوتأثیرگذاریهایبازیگرانمتعدداستازویژگیهایعصرجدیدمیباشند.

شناختاینعرصه،بازیگران،موضوعاتموردمبادله،ابزارهایارتباطی،پیامهایارسالی،رقباواهدافشان،مخاطبانوالگوهایارتباطیازاهمیتفراوانیبرایموفقیتبرخورداراست . بنابراین کشورها نمی توانستند همچون گذشته تنها بر تبادلات بین دولتی خود در قالب دیپلماسی سنتی تکیه کنند و پیروی صرف از اصول ، اهداف و طرح های کلاسیک دیپلماسی دیگر پاسخگوی نیازهای دیپلماتیک نوین نبودند .بر این اساس اشکال نوینی از دیپلماسی همراه با استفاده از ابزارها و تکنیک های نوینیبرای عمل در عرصه ی پیچیده تر و گسترده تریبه وجود آمد ودیپلماسیازمفهومنسبتامحدودیکهزمانیبراساسآنعملمیشده،فراتررفت .

البته بایدتوجهداشتکهدر دیپلماسی جدید حرکت به فراسوی مرزهای سنتی دیپلماسی به تدریج شکل گرفتهاست و دیپلماسیجدیدیکشبهظهورنیافتهوکاملاًهمشاخصههایموجوددردیپلماسیکهنهازبیننرفتهاست .دیپلماسی جدید با در هم شکستن مرزها و با استفاده از ابزارهای نو و فناوری ارتباطی به شکل دیپلماسی نوین تجلی یافته است و نوعی از دیپلماسی شکل گرفته که در آن صرفاً دیپلمات های سنتی نقش آفرین نیستند ، بلکه گروه های فشار ، سازمانها ت

/ 0 نظر / 124 بازدید