سایبر دیپلماسی

اگر قرن نوزدهم تا نیمه اول قرن بیستم را عصر صنعت و نیمه دوم قرن بیستم تا پایان آن را عصر اتم بنامیم به جرات می توان قرن جدید را عصر پیام و رسانه نامید. می توان گفت که وسایل ارتباط جمعی و در راس آن ها رسانه های دیداری و شنیداری نقش تعیین کننده ای را در شکل گیری سیاست خارجی و سرنوشت جوامع بازی می کنند. در این میان هر روز بر تنوع و کارکرد رسانه ها افزوده می شود و در ربع آخر قرن بیستم و آغازین سال های قرن بیست و یکم، پدیده اینترنت و فتاوری های نوین ارتباطی چنان تحول عظیمی را در همه حوزه های زندگی بشر ایجاد کرده اند که در تصور نمی گنجد. سرعت و دامنه تاثیر گذاری این رسانه ها بر حوزه سیاست خارجی و دیپلماسی چنان عظیم و انکارناپذیر است که هرگونه تردیدی در به کارگیری و استفاده از آن ها لطمات جبران ناپذیری بر منافع ملی و پرستیژ بین المللی یک کشور می گذارد. در این میان نقش دولت و متولیان امور رسانه ای و تعامل آن ها با دیپلمات ها و نهاد سیاست خارجی به خوبی مورد نیاز است. به دلیل این تاثیرگذاری ادبیات سیاست خارجی و حوزه کارکردی آن هم تغییر کرده است. ورود اصطلاحاتی چون دیپلماسی دیجیتالی، سایبر دیپلماسی، تله دیپلماسی، دیپلماسی رسانه ای و... از جمله این تاثیرگذاری هاست. سوال این است که دامنه این تاثیرات تا کجاست و اصولا رابطه رسانه ها و دیپلماسی چیست؟ و در این مورد به خصوص دیپلماسی دیجیتالی چیست؟ رابطه و تاثیر آن با دیپلماسی سنتی و عمومی چیست؟ تا چه حد می توان به این نوع دیپلماسی اطمینان کرد؟ آسیب ها و مزایا و معایب آن چیست؟
اینها سوالاتی هستند که سعی شده است در مقاله حاضر به آنها پرداخته شود.

 


چارچوب تئوریک
رویکرد تئوریک مقاله حاضر برگرفته از ایده آلیسم ویلسونی و اصول لیبرالیستی است که بر اساس آن رسانه ها و تکنولوژی های نوین و ارگان ها و سازمان ها و افراد خارج از سیستم سیاست گزاری خارجی و نیز تکیه بر شفافیت در دیپلماسی و آگاه سازی افکار عمومی و تکیه بر دیپلماسی عمومی منجر به پیشرفت، اعتمادسازی و نیز موفقیت سیاست های راهبردی و کوتاه مدت در سیاست خارجی و ارتقای پرستیژ ملی و بین المللی و تعقیب منافع ملی و در نهایت صلح جهانی خواهد شد.
این رویکرد، رویکردی خوش بینانه به استفاده از رسانه های نوین و بازیگران جدیددر سیاست خارجی دارد.

منازعات موضوعی
به راستی دیپلماسی رسانه ای چیست؟ و اصولا این اصطلاح به چه معنایی است؟ آیا می توان در مورد آن به اجماع واحدی رسید؟ و در این میان رسانه بر دیپلماسی تاثیر می گذارد یا دیپلماسی بر رسانه؟ و یا اصولا رابطه بین این دو رابطه ای تعاملی و دو جانبه است؟
مسئله ای که این جا پیش می آید در درجه اول مسئله منازعات موضوعی است. به این معنا که ما چه اصطلاحی را برگزینیم که بیشترین حوزه مفهومی و کارکردی برای بیان موضوعمان، در بر داشته باشد؟ به عبارت دیگر از میان اصطلاحات دیپلماسی رسانه ای، دیپلماسی سایبر، دیپلماسی دیجیتالی، دیپلماسی مجازی، دیپلماسی شبکه ای و تله دیپلماسی کدام یک را انتخاب کنیم؟
مسئله دیگر بر می گردد به حوزه کارکردی. در واقع سوال در این جا این است که منطقی ترین رویکردی که دامنه کارکرد و حوزه دیپلماسی و رسانه را برساند کدام است؟ آیا این رابطه جریانی است یک طرفه و یا رابطه ای است تعاملی و دو جانبه؟ به عبارت دیگر یک رابطه تاثیر و تاثر است یا رابطه ای است خطی و یک جانبه؟
از آن جا که در فرایند جهانی شدن و دنیای کوچک شده امروز عناصر، پدیده ها و روابط انسانی به شدت متاثر از پدیده های غیر انسانی و تکنولوژیکی و در راس آن ها تکنولوژی های نوین ارتباطی هستند و همین تکنولوژی ها در حوزه های خاصی بنا به دلیل اقتصادی، سیاسی و فرهنگی به صورت موجودیت های درجه دوم و ابزاری در دست دولت ها، گروه ها و افراد در می آیند برای روشن شدن موضوع لازم است که از میان گزینه های پیش رو معین سازیم که کدام گزینه را عنوان تحقیق خود قرار دهیم و دلیل آن چیست؟
در تحقیق حاضر فرض بر این است که هم رسانه ها بر سیاست خارجی و دیپلماسی تاثیر می گذارند و هم از آن تاثیر می گیرند. لیکن به علت محدودیت فضا از بیان سیاست های رسانه ای که به شدت از سیاست های دولتی، سیاست خارجی و نهاد قدرت و دولت تاثیر می پذیرند چشم پوشی شده و تنها به تاثیر رسانه، آن هم رسانه های نوین ارتباطی و در راس آن ها اینترنت بر عرصه دیپلماسی پرداخته شده است. بنابراین در این جا:
1- به صورت زیرمجموعه ای ابتدا به صورت کلی بر تاثیر رسانه و به عنوان نمونه به تاثیر تلویزیون بر دیپلماسی پرداخته می شود و سپس به طور ویژه به تاثیر رسانه های نوین ارتباطی و در راس آن ها اینترنت بر دیپلماسی و سیاست خارجی پرداخته می شود.
2- هرجا از واژه های دیپلماسی رسانه ای، دیپلماسی سایبر، دیپلماسی دیجیتالی، دیپلماسی مجازی، دیپلماسی شبکه ای و تله دیپلماسی در تحقیق حاضر استفاده می شود معنای یکسانی از آن ها که همانا تاثیر اینترنت بر دیپلماسی یا دیپلماسی دیجیتالی است مدنظر می باشد.
به این منظور ابتدا به تعریف متغییر های مربوطه می پردازیم.
سوال ما در این مقاله به قرار زیر است:
رابطه دیپلماسی و رسانه (با تکیه ویژه بر اینترنت) چیست و چه تاثیر و تاثری بر همدیگر دارند؟

فرضیه مقاله
رسانه ها به ویژه رسانه های نوین ارتباطی با تاثیر بر حوزه دیپلماسی باعث تغییر دامنه، مفهوم، کارکرد و شکل دیپلماسی شده اند و این به نوبه خود باعث تغییر در فرایند سیاست گذاری خارجی و ورود به عرصه جهانی شدن می شود.

تعریف متغییرها

الف: تعریف رسانه
رسانه که معادل انگلیسی آن medium است، در اصل به معنی کسی است که واسطه احضار روح و جمع آن media است و به وسایل چاپی و مطبوعاتی (press)، رسانه های الکترونیکی (اینترنت، اینترانت، تلویزیون کابلی، تلفن های همراه و...) و ماهواره و سینما و تمام وسایلی که به نوعی در فرایند ارتباط یعنی: فرستنده، پیام، گیرنده، نقش مجرا و کانال را بازی می کنند، اطلاق می شود.
در تحقیق حاضر به علت محدودیت، از پوشش همه مصادیق رسانه ای چشم پوشی می کنیم و محوریت را بر رسانه های نوین الکترونیکی و در راس آن ها اینترنت و فضای مجازی و اصطلاح دیپلماسی دیجیتال را به عنوان زیر مجموعه ای از دیپلماسی رسانه ای مورد بررسی قرار می دهیم.

ب: تعریف متغییر دیپلماسی
تعاریف مختلفی برای دیپلماسی ارایه شده است، از جمله:
- فرهنگ روابط بین الملل پلانو، دیپلماسی را چنین تعریف می کند: «هدایت و اجرا و انجام روابط بین دولت ها از طریق نمایندگان رسمی که این روند ممکن است اصول کامل سیاست خارجی، چارچوب سیاست گذاری و اجرای آن ها را در بر بگیرد و با سیاست خارجی هم پوشانی داشته باشد. تکنیک های عملی که از طریق آن ها یک کشور، منافع و اهداف خود را خارج از حوزه صلاحیت جغرافیایی خود دنبال می کند.»
این تعریف دیپلماسی سنتی است که طرف های آن دولت ها و نماینگان تام الاختیار و منصوب شده آن ها هستند.
- دیپلماسی هنر ارتقای منافع ملی از طریق مبادله مداوم اطلاعات و ارتباطات میان ملت ها و مردمان آن هاست و هدف آن تغییر دیدگاه ها و رفتارهاست. دیپلماسی در واقع هنر اقناع دولت به دولت است.
- دیپلماسی مدیریت روابط بین الملل یا فنونی است که برای اداره روابط بین الملل به کاربرده می شود.
- دیپلماسی در نقطه مقابل استفاده نظامی قرار می گیرد.
- دیپلماسی، شیوه حل و فصل اختلافات بین المللی است.
- دیپلماسی راه های به کارگیری ابزارهای مختلف اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و تکنولوژیکی در سیاست خارجی برای تامین منافع ملی است.

تعریف متغییر دیجیتالی شدن
دیجیتالی شدن یا الکترونیکی شدن، فرایندی است که انسان از طریق ابزارها، فنون و رسانه های دیجیتالی مانند شبکه اینترنت و رایانه به تولید، تکثیر، اشاعه و انشار نمادها و معانی می پردازد و از طریق آن ها زندگی خود را سامان و معنا می بخشد.

چرا دیپلماسی دیجیتالی؟
در بحث انتخاب عنوان اگر به دیپلماسی رسانه ای تکیه می شد اولا دامنه موضوعات بسیار گسترده تر می شد. ثانیا دچار سردرگمی موضوعی می شدیم و در تعریف دیپلماسی رسانه ای می ماندیم. به عبارت دیگر دیپلماسی رسانه ای یعنی چه؟
آیا این موضوع:
1- به معنی دیپلماسی از طریق رسانه ها و اتخاذ سیاست های رسانه ای بود که به عنوان مکمل دیپلماسی سنتی و عمومی تلقی شوند؟ (رسانه در خدمت دیپلماسی)
2- یا به معنای سیاست هایی است که یرای پیشبرد اهداف و کارکرد رسانه ها اتخاذ می شوند؟ و رسانه ها به عنوان عناصر پیروی تلقی می شوند که روند کارکردی آن ها از جانب سازمان های بیرون از سازمان ارتباطات و سوای مهارت های فنی رسانه ای اتخاذ می شدند؟ یا به عبارت بهتر، منظور از آن استرتژی ها و راهکارهای رسانه ای بود؟ (استراتژی رسانه ای).
3- و یا این موضوع به معنای اتخاذ اصول سیاست خارجی و دیپلماسی یک کشور است که به شدت از کارکرد، اقتصاد و رهبران رسانه ای تاثیر می پذیرد و آن ها تعیین کننده سیاست خارجی هستند؟ به عبارت دیگر دیپلماسی، پیرو سیاست های رسانه ای است؟ (دیپلماسی در خدمت رسانه)
به نظر می رسد دیپلماسی دیجیتال عنوانی است که پوشش موضوعی در حوزه های استراتژی رسانه ای و دیپلماسی در خدمت رسانه (موارد 1 و 2) را مطرود می کند و حوزه های سیاست گذاری و اقتصاد و ایدئولوژی رسانه ای را کنار می گذارد و فقط به بعد فنی آن یعنی (رسانه در خدمت دیپلماسی) می پردازد.
برای ساده تر شدن موضوع در این جا اصطلاحات سایبر دیپلماسی، دیپلماسی مجازی، تله دیپلماسی و دیپلماسی شبکه ای، معادل دیپلماسی دیجیتال در نظر گرفته شده اند.

دیپلماسی Diplomacy
در مورد واژه دیپلماسی تعریف های متعددی وجود دارد که بعضی از این تعاریف ذکر شدند. فاکتورهای مشترکی که در این تعاریف مورد تاکید قرار گرفته است عبارتند از:
- فن اداره سیاست خارجی
- تنظیم مسالمت آمیز روابط خارجی
- حل و فصل اختلافات بین المللی از طریق گفت و گو
- تحقق اهداف و تامین منافع در محافل بین المللی
- چانه زنی و مدیریت ارتباطات خارجی
- هنر تعامل با دولت ها و واحدهای سیاسی
اگرچه جمع بندی همه این تعاریف کاری دشوار به نظر می رسد ولی شاید بتوان به این جمله اکتفا کرد که دیپلماسی شیوه مسالمت آمیز برای کسب امتیازات بیشتر در عرصه بین الملل است.
نکته قابل توجه در مفهوم دیپلماسی، التفات به تحولات دیپلماسی در بستر تاریخ است. به عبارت ساده تر، تاریخ دیپلماسی به وجود اولین انسان در کره خاکی بر می گردد ولی در سیر تطور تاریخ بشری، دیپلماسی نیز مراحل سیرورت خود را طی کرده و به چیزی تبدیل شده است که امروزه آن را «دیپلماسی نوین» می نامند و تفاوت های آن را با «دیپلماسی سنتی» می توان در نوشته ها و متون روابط بین الملل دنبال کرد.

اگر قرن نوزدهم تا نیمه اول قرن بیستم را عصر صنعت و نیمه دوم قرن بیستم تا پایان آن را عصر اتم بنامیم به جرات می توان قرن جدید را عصر پیام و رسانه نامید. می توان گفت که وسایل ارتباط جمعی و در راس آن ها رسانه های دیداری و شنیداری نقش تعیین کننده ای را در شکل گیری سیاست خارجی و سرنوشت جوامع بازی می کنند. در این میان هر روز بر تنوع و کارکرد رسانه ها افزوده می شود و در ربع آخر قرن بیستم و آغازین سال های قرن بیست و یکم، پدیده اینترنت و فتاوری های نوین ارتباطی چنان تحول عظیمی را در همه حوزه های زندگی بشر ایجاد کرده اند که در تصور نمی گنجد. سرعت و دامنه تاثیر گذاری این رسانه ها بر حوزه سیاست خارجی و دیپلماسی چنان عظیم و انکارناپذیر است که هرگونه تردیدی در به کارگیری و استفاده از آن ها لطمات جبران ناپذیری بر منافع ملی و پرستیژ بین المللی یک کشور می گذارد. در این میان نقش دولت و متولیان امور رسانه ای و تعامل آن ها با دیپلمات ها و نهاد سیاست خارجی به خوبی مورد نیاز است. به دلیل این تاثیرگذاری ادبیات سیاست خارجی و حوزه کارکردی آن هم تغییر کرده است. ورود اصطلاحاتی چون دیپلماسی دیجیتالی، سایبر دیپلماسی، تله دیپلماسی، دیپلماسی رسانه ای و... از جمله این تاثیرگذاری هاست. سوال این است که دامنه این تاثیرات تا کجاست و اصولا رابطه رسانه ها و دیپلماسی چیست؟ و در این مورد به خصوص دیپلماسی دیجیتالی چیست؟ رابطه و تاثیر آن با دیپلماسی سنتی و عمومی چیست؟ تا چه حد می توان به این نوع دیپلماسی اطمینان کرد؟ آسیب ها و مزایا و معایب آن چیست؟
اینها سوالاتی هستند که سعی شده است در مقاله حاضر به آنها پرداخته شود.


انواع دیپلماسی:

1- دیپلماسی سنتی Traditional Diplomacy
دیپلماسی ای سنتی است که طرف های آن، دولت ها و نماینگان تام الاختیار و منصوب شده آن ها باشند. به عبارت دیگر طرف های این نوع دیپلماسی، مشخص، رسمی و از پیش تعین شده هستند و با اعتبارنامه و به صورت رسمی در فرایند دیپلماسی شرکت می کنند. کارگزاران این نوع دیپلماسی فقط دولت ها و نمایندگان رسمی آن ها هستند. خصوصیات این نوع دیپلماسی عبارتند از:
1- دولت- ملتها با مرزهای نفوذناپذیر به عنوان تنها بازیگران عرصه روابط بین الملل
2- قدرت سخت شامل قدرت نظامی، اقتصادی، جمعیتی و منابع طبیعی
3- وزارت خاجه تنها متولی ارتباط با خارج از کشور
4- عدم تاثیر افکار عمومی داخلی و خارجی بر تصمیمات وزارت خارجه
5- قوانین بین المللی محدود و غیر قابل تعمیم به داخل حاکمیت ها

2- دیپلماسی عمومی Public Diplomacy
اصطلاح دیپلماسی عمومی اولین بار درسال 1965در امریکا توسط «الموند گولیون»، رئیس مدرسه حقوق و دیپلماسی فلچر، در دانشگاه تافت به کار گرفته شد و عبارت است از ارتباطات معطوف به منافع ملی یک کشور از طریق ارتباط با مردم خارج از مرزهای جغرافیایی. با این تعریف، مسائلی از قبیل اعزام دانشجو به خارج، پذیرش بورس های تحصیلی، خبرنگاران اعزامی، فرایند ارتباط میان فرهنگی، ‌برگزاری انواع جشنواره های هنری، همایش ها و سمینارهای فرهنگی و پخش برنامه های صوتی و تصویری و حتی ایجاد سایت های اینترنتی همه و همه در حوزه دیپلماسی عمومی قابل بحث است.

3- تله دیپلماسی Telediplomacy
از آن جا که تلویزیون در میان انواع رسانه های جمعی، گوی سبقت را از نظر جذب مخاطب ربوده است طبیعتاً استفاده از آن برای مقاصد سیاسی و دیپلماتیک نیز از جایگاه ویژه ای برخوردار است. خصوصاً در عصری که ماهواره این امکان را به همه کشورهای دنیا داده است تا از طریق تلویزیون، وارد شبکه ارتباطی در دنیای معاصر شوند. واژه تله دیپلماسی برگرفته از کتابی است که توسط آقای «رویس آمون» با «عنوان تلویزیون جهانی و شکل دهی جهان سیاست: CNN، تله دیپلماسی و سیاست خارجی» در سال 2007 به رشته تحریر در آمد ولی خیلی سریع جای خود را در ادبیات علوم ارتباطات باز کرد و اگرچه هنوز مراحل نوزادی خود را طی می کند ولی به واسطه غنای مفهومی مورد اقبال محققین قرار گرفته است.

4- سایبر دیپلماسی Cyber Diplomacy
رشد سریع تکنولوژی های ارتباطی اعم از انواع تلویزیون های ماهواره ای و کابلی، فیبر نوری و ارتباطات بی سیم و ناتوانی دستگاه های رسمی دیپلماتیک در رقابت با رسانه ها، دولت ها را با این حقیقت روبه رو کرده است که شکل نوینی از دیپلماسی با استفاده از فضاهای مجازی وارد عرصه معادلات روابط بین الملل شده است و فضاهای مجازی به واسطه ماهیت غیر قابل کنترل آن، پدیده ای است که به خوبی می توان از آن به عنوان عنصری استراتژیک و تعیین کننده یاد کرد. پدیده ای که هر روز صفحه جدیدی به آن اضافه می شود و همه عرصه های زندگی بشری را تحت تأثیر قرار می دهد. این دیپلماسی به آینده ای نظر دارد که در آن دیپلمات به عنوان شخصیت حقیقی یا حقوقی رسما از طریق وب سایت و ای- میل، استوار نامه خود را ارائه می دهد و ازهمان طریق به کلیه وظایف خود عمل می کند.

5- دیپلماسی آشکار Open Diplomacy
عبارت دیپلماسی آشکار برای نخستین بار در سال 1965 توسط «دین ادموند گالیون» از اساتید مدرسه حقوق و دیپلماسی فلچر در دانشگاه تافتز به کار گرفته شد و از شاخص های دیپلماسی نوین محسوب می شود. این شکل از دیپلماسی، با نفوذ و تأثیر در نگرش های عامه مردم از طریق وسایل ارتباط جمعی، بر شکل گیری و شاکله افکار عمومی و به دنبال آن سیاست خارجی هر کشور تأثیر می گذارد. دیپلماسی آشکار در مقابل دیپلماسی پنهان استفاده می شود و می تواند تعامل میان منافع گروه های خصوصی یک کشور با منافع خصوصی در کشور دیگر، گزارش دادن امور خارجی و تأثیر آن ها بر سیاست های داخلی و ارتباط برقرار کردن بین کسانی که به هر نحوی در حوزه های ارتباطی فعالیت دارند، مثل دیپلمات ها و نمایندگان خارجی و نهایتاً فرایند های ارتباطات میان فرهنگی را شامل شود. البته این نوع دیپلماسی بیشتر صفتی است برای بیان ماهیت دیپلماسی. لیکن چون رسانه های جمعی به خودی خود باعث حذف دیپلماسی پنهان می شوند، می توان این شکل را هم به عنوان نوعی دیپلماسی تلقی کرد. دیپلماسی آشکار، با نفوذ و تأثیر نگرش ها(ایستارها)ی عامه مردم بر شکل گیری و اجرای سیاست خارجی سر و کار دارد. این دیپلماسی، ابعاد رایج روابط بین المللی را درمی نوردد و از دیپلماسی سنتی فراتر می رود. شکل دادن به افکار عمومی در سایر کشورها، تعامل میان منافع گروه های خصوصی یک کشور با منافع خصوصی در کشوری دیگر، گزارش دادن امور خارجی و تأثیر آن ها بر سیاست های خودی، ارتباط برقرار کردن بین کسانی که کارشان ارتباطاتی است مثل دیپلمات ها و فرستادگان به خارج، و بالاخره فرایندهای ارتباطات میان فرهنگی از جمله عناصر این دیپلماسی است. بر طبق نظر «هانس. ان. تاچ»، نویسنده کتاب «ارتباط با جهان»، دیپلماسی آشکار این گونه تعریف می شود:
تلاش های رسمی دولتی برای شکل دادن به محیط ارتباطاتی ماوراء بحار که در آن سیاست خارجی (آمریکا) به اجرا در می آید به منظور کاستن از درجه بدفهمی و کج فهمی هایی که روابط آمریکا با سایر کشورها را پیچیده می کند. در مجموع دیپلماسی آشکار به برنامه های دولتی که هدف آن ها اطلاع رسانی و یا نفوذ در افکار عمومی سایر کشورهاست گفته می شود.

6- دیپلماسی مجازی
«ریچارد سولومون» آن را چنین تعریف می کند: «دیپلماسی از طریق رسانه های الکترونیک. فرایندی که از طریق آن شخص می تواند حقیقت را با فرایندی مجازی دریابد.»
دیپلماسی مجازی طبق تعریف موسسه برنامه دیپلماسی مجازی آمریکا منوط می شود به کاربرد تکنولوژی های ارتباطات و اطلاعات در دیپلماسی.
«فرانسیس فوکویاما» در دانشگاه جورج میسون می گوید: «اختراع گوتنبرگ، (چاپ) و نتایج اجتماعی آن رابطه بین قدرت و تکنولوژی را تقویت کرد.»

7- دیپلماسی شبکه ای
عبارت است از آمیزه ای از دیپلماسی سنتی که در آن دیپلمات ها با مقامات عالی رتبه و رهبران کار می کنند و دیپلماسی عمومی که در آن دیپلمات ها مستقیما با شهروندان خارجی سر و کار دارند. در این روش از اینترنت استفاده می شود. مشخصه اصلی آن تعامل است و عکس العمل آنی مخاطبین Feed Back مشخصه این نوع دیپلماسی می باشد. تکنولوژی و اعتماد از دیگر خصوصیات آن هستند.

8- دیپلماسی دیجیتال
آقای «ویلسون دیزارد»، مبتکر اصطلاح دیجیتال دیپلماسی، تعریف مشخصی از آن در کتاب خود ندارد و فقط سیر تکاملی دیپلماسی عمومی و به کارگیری فناوری ارتباطات و اطلاعات در سیاست و تجارت خارجی آمریکا را با تاکید بر فناوری دیجیتال مورد بررسی قرار داده است. ولی می تون گفت که دیپلماسی با طریق اینترنت و فضای مجازی است.

ماهیت دیپلماسی در عصر ICT
1- ورود فناوری اطلاعات و ارتباطات به عرصه دیپلماسی
2- گسست انحصار اطلاعات روابط خارجی که قبلا در تصرف دولت و وزارت خارجه بود
3- تماس مقامات عالی رتبه و حذف وزارت خارجه و تشریفات هرمی دیپلماتیک
4- پایان انحصار تماس ها و ملاقات ها و مرگ ملاقات های سنتی و رسمی
5- ظهور رقبای جدید
6- در هم ریختن فاصله، زمان و مکان
7- ضرورت شفافیت و پاسخگویی به افکار عمومی
8- موضوعات جدید و تغییرات روز افزون روش ها


تفاوت دیپلماسی عمومی و دیپلماسی رسانه ای
سه عنصر اصلی دیپلماسی عمومی امروزه به قرار زیرند:
1- رسانه ها
2- سازمان های غیر دولتی
3- شرکت های چند ملیتی
دیپلماسی رسانه ای از مقولاتی است که فی نفسه از پیچیدگی خاصی برخوردار است و هنوز در بین اساتید علوم ارتباطات و نظریه پردازان روابط بین الملل اتفاق نظر در مورد آن وجود ندارد ولی آن چه که مسلم است دیپلماسی رسانه ای دارای معنای متفاوتی از دیپلماسی عمومی است و هنوز بعضی از نویسندگان و مسولین از کلمه دیپلماسی رسانه ای معنای دیپلماسی عمومی را مستفاد می کنند. کمتر دولتی را می توان یافت که بتواند با سرعت شگفت انگیز رسانه های جهانی، به ویژه رسانه های تصویری در سیاست خارجی، حرکت کند. رسانه ها بازیگران غیردولتی سیاست گذاری خارجی امروز کشورها هستند که فعالیت آن ها را نه می توان کنترل نمود و نه می توان نادیده گرفت. گستره نفوذ و تاثیرگذاری رسانه ها به عنوان بازیگران قدرتمند غیر دولتی در عرصه دیپلماسی و سیاست خارجی، بر دولت های ملی فشار وارد می آورد و آن ها را وادار می‌سازد تا با شتاب و خیلی فوری، به تجدید نظر و ایجاد تحول در ساختارهای مدل دیپلماسی و سیاست خارجی خود بپردازند و دیپلماسی نوینی را به عنوان کانون مرکزی تلاش های دیپلماتیک خود، ایجاد، رشد و توسعه دهند.

سایبردیپلماسی
به طور خلاصه می توان گفت دیپلماسی رسانه ای از حیث هدف، ابزار، متدولوژی و دوره زمانی با دیپلماسی عمومی فرق می کند. به عبارت ساده تر استفاده دیپلماتیک کردن از رسانه و دست یابی به مقاصد دیپلماتیک از طریق رسانه، حیطه شمول دیپلماسی رسانه ای است ولی دیپلماسی عمومی تاثیرگذاری در خارج از مرزها و تسخیر قلب ها و مغزها از هر روشی را شامل می شود که رسانه یکی از این روش هاست. اعزام گروه های هنری، برگزاری جشنواره ها، پذیرش بورسیه های تحصیلی و چاپ و نشر کتاب به زبان های دیگر، همه و همه روش های دیپلماسی عمومی است که هم اینک در دستور کار بسیاری از کارشناسان خبره در دنیای معاصر است.

تاثیر رسانه ها بر دیپلماسی و سیاست خارجی
رییس سابق دانشکده روابط بین‌الملل وزارت امور خارجه ایران، انقلاب الکترونیک و اطلاعاتی را عامل تغییرات در زمینه‌های روان شناختی و حقوقی در عرصه بین‌الملل توصیف کرده است و می گوید: «فناوری اطلاعات کمک کرده است که دولت مردان و دیپلمات‌ها در تصمیم‌سازی‌ها، رفتارهای خود را در نظر بگیرند و آن را اصلاح کنند.»
دکتر غروی، رییس دانشکده روابط بین‌الملل وزارت امور خارجه که در نشست تخصصی آسیب شناسی دیپلماسی رسانه‌ای کشور سخن می‌گفت تحولات عرصه فناوری را عاملی برای تعریف «نتی‌زن» به جای «سیتی زن» عنوان و خاطر نشان کرد: «امروز حاکمیت ملی و قدرت سیاسی کشورها تحت تاثیر رسانه‌ها مورد چالش قرار گرفته است؛ به گونه‌ای که همین انقلاب‌های مخملی و نارنجی به مدد رسانه‌ها صورت پذیرفت.» وی افزود: «رسانه‌ها، افکار عمومی را می‌سازند و اینترنت توانسته است روند‌ها را سرعت ببخشد، اگرچه روند خاصی برای خود ایجاد نکرده است.» به اعتقاد این صاحب نظر سیاسی، اینترنت که در حال حاضر به عنوان یک رسانه که بر دیپلماسی اثر می‌گذارد، توانسته است در قرن حاضر، احساسات ضد جنگ و صلح طلبی را در دنیا افزایش دهد. دکتر غروی ادامه می دهد: «رسانه‌ها باعث شده‌اند یک نوع ایده جهان وطنی در دنیا حاکم شود و افراد، دولت‌ها سیاست‌مداران و دیپلمات‌ها تصمیمات خود را بر این اساس تنظیم کنند.» وی عامل دیگر توسعه رسانه‌ها در تمامی بخش ها را افزایش شفافیت بین‌المللی خواند و گفت: «شفافیت باعث شده که رسانه‌ها سخن گوی توده‌های مردم باشند. البته در کنار این مساله سخن گوی دولت‌ها نیز می‌باشند.» دکتر غروی در عین حال تصریح کرد: «جریان‌سازی و جوسازی‌هایی که برخی رسانه‌ها صورت‌ می‌دهند موقت است و وجدان درونی و افکار عمومی و نیز فعلان سیاسی واقعیت‌ها را به گونه‌ای آشکار می‌کنند.» وی در خاتمه گفت: «دستگاه دیپلماسی باید یک تعامل سازنده و دور از بدبینی با رسانه‌ها داشته باشد و در این بین تعامل دو جانبه‌ای برقرار شود و رسانه‌ها نیز باید نقش خود را در وادار کردن دستگاه‌ها به پاسخگویی ایفا کنند.»
به گفته دکتر محمدرضا تاجیک، سیاست در شکل مدرن خود علمی است که صرفا به معنای تدبیر منزل نیست بلکه با گسترده شدن اطلاعات فاصله‌ها از بین رفته و سیاست در تمامی امور وارد شده است. این استاد دانشگاه با تاکید بر این که ایده‌های نوین جامعه اطلاعاتی سبب شده است که سیاست از حیطه‌ی سیاستمداران کهن خارج شود اظهار داشت: «فرایند میان کهن سیاست و فراسیاست ناشی از وجود جامعه اطلاعاتی است که باید فضای بین آن ها مشخص شود. در فضای دیپلماسی سنتی نیز امروز با مشکلاتی مواجهیم و دیگر نمی‌توانیم دیپلماسی را در شرایط خاص خودمان تعریف و محصور کنیم.»
وی اضافه کرد: «دیپلماسی امروز باید در تعامل با کشورها و نظام‌های متفاوت تعریف شود و بازیگران باید تلاش کنند تحولات دیپلماتیک ایجاد نمایند.» وی خاطر نشان کرد: «در فضای نمادین رسانه‌ها خوب و بد، زشت و زیبا و نوع روابط به سادگی تعریف می‌شود و دیپلمات‌های ما می‌توانند در این شرایط خاص قرار گیرند. دیپلمات بدون مسلط شدن به زبان کنونی، دیگر دیپلمات نیست و نمی‌تواند کارکرد‌های مناسب از خود ارایه کند. موازنه جدید، محصول فضایی مملو از پیشامدها و موقعیت های نوین حاصل از گسترش روزافزون رسانه ها در عرصه سیاست خارجی و روابط بین الملل است. در فضای نوین رسانه ای، شاید بیشترین تعامل دیپلماتیک را دیپلمات های مجهز به تکنولوژیهای نوین ارتباطات و اطلاعات با مخاطبان جهانی داشته باشند. چرا که در غیر این صورت رسانه ها پیش از آن ها گستره دیپلماسی و سیاست خارجی را به تحریریه کانال های رادیویی- تلویزیونی، روزنامه ها، سایت ها و سایر رسانه ها می کشانند.»
«استیون لیوینگستون» در مقاله خود تحت عنوان دیپلماسی در محیط جدید اطلاعاتی می نویسد:
«تعامل دیپلماسی و رسانه سال هاست از طریق کنفرانس های مطبوعاتی، مصاحبه های موضوعی، آزادی پخش رسانه ای و دیگر تعاملات سازمانی برقرار است. زمانی دیپلماسی عرصه رسانه ها را در کنترل خود درآورده و سیاست های رسانه ای دولت ها به شدت رسانه ها را تابع دیپلماسی می کند. این رویکرد در دولت های اقتدارگرا، فاشیست، کمونیست و بنیادگرا به خوبی قابل مشاهده است. زمانی نیز عرصه رسانه ای، حوزه دیپلماسی را به سلطه خود در می آورد، مانند جنگ عراق و آمریکا یا جنگ ویتنام یا ماجرای واترگیت که توسط واشنگتن پست برملا شد.» به عقیده وی امروزه به جای ارائه دستور از جانب مقامات، آن ها خود را در تعامل با دستوراتی می بینند که از جانب رسانه ها به آنان دیکته می شود.
«استوارت ان. سوروکار» در مقاله «رسانه ها، افکار عمومی و سیاست خارجی» بیان می دارد که تصمیم سازان سیاست خارجی ممکن است به دو طریق به برجستگی موضوعی از جانب رسانه ها پاسخ دهند:
«اولا ممکن است به طور غیر مستقیم به برجستگی موضوعی از طریق پاسخ یا مشارکت در تغییرات ایجادی در ارزیابی های عمومی از سیاسیون، از طریق اولویت موضوعی واکنش نشان دهند. دوما ممکن است به طور مستقیم به تنوعات موجود در برجستگی موضوعی با تعدیل مخارج دفاعی پاسخ دهند.»
یکی از مسایلی که در رسانه های نوین هست مسئله سرعت است. برعکس در دیپلماسی، بسیاری از تصمیمات با تانی و طی مراحل خاصی گرفته می شوند. سوال این است که آیا این سرعت بر ماهیت و روند دیپلماسی تاثیر منفی دارد یا مثبت؟ این یکی از سوالات ایجاد شده در تعامل رسانه و دیپلماسی است. به عبارتی دیگر در دنیای مجازی آیا پاسخ دو مرحله ای دیپلماتیک به یک ای میل نیمه خوانده شده زیانبار است یا مفید؟
«گوینو»، دیپلمات فرانسوی، اینترنت را «اسپرانتوی جهانی» می خواند و می گوید اینترنت یک ساختار جهانی در سطوح کلان است که به همراه خود اقتصاد جهانی مبتنی بر اصول لسه فر و سرمایه داری را به عرصه آورد. در سطوح خرد هم تنوعات بی شماری را به همراه دارد. در هر دو سطح مزایا و معایبی دارد. اینترنت بهشت امنی است، هم برای دیپلمات ها و هم برای تروریست ها.
در روزهای آرام قبل از جنگ جهانی اول، دیپلماسی سنتی، رسمی، بین الاشخاصی، آرام و پنهانی بود. در اصول 14 گانه ویلسون در 1918، او بر معاهدات و میثاق های باز و آشکار صلح و درک و فهم آشکار دیپلماسی و در انظار عمومی قرار گرفتن آن تاکید کرد. این چنین بود که دیپلماسی نوین پا به عرصه سیاست گذاشت. خصوصیت این نوع دیپلماسی، به کارگیری رسانه ها، ارتباط تنگاتنگ با افکار عمومی و هدایت مستقیم گفت و گوها به وسیله سیاسیون و مقامات بلندپایه کشوری است.
وابستگی متقابل سیاسی و روابط بین الملل و ارتباطات جمعی، نقش رسانه ها در دیپلماسی را توسعه بخشیده است.
«حمید مولانا» بیان می دارد که تکنولوژی ها و نهادهای ارتباطی که در دو دهه اخیر در دنیای سیاست و اقتصاد مرکزیت یافته اند، به طور بنیادی ماهیت و منابع قدرت و نفوذ را در هر دو بعد داخلی و بین المللی تغییر داده اند.
ورود رسانه ها به عرصه سیاست و دیپلماسی یک وضعیت رسانه مداری را ایجاد کرده که «لوگار» آن را سیستم رسانه گرایی و «جرگن» آن را تله دموکراسی (دموکراسی از راه دور) می نامد. بعضی ناظران با توجه به نقش و کارکرد موثر CNN در این حوزه، این تغییر را پدیده CNN می نامند. که به وسیله آن در بحران هایی همچون دخالت های بشردوستانه، مقامات، کنترل خود بر تصمیم سازی را با وجود تلویزیون جهانی از دست می دهند.
این تعامل تنگاتنگ رسانه و دیپلماسی باعث ورود اصطلاحاتی به عرصه سیاست و روابط بین الملل شده است؛ اصطلاحاتی همچون، دیپلماسی رسانه ای، تله دیپلماسی، دیپلماسی تصویری (فتو پلماسی)، دیپلماسی صوتی sound bite diplomacy، دیپلماسی لحظه ای instant diplomacy، و دیپلماسی زمان مند real-time) diplomacy).


تلویزیون و محدودیت های آن در سیاست خارجی
تلویزیون محدودیت های خاص خود را دارد. زیرا تلویزیون تصاویر آنی و آن چه را که از آن خواسته می شود، می تواند پخش کند و در بهترین حالت تصاویر لحظه ای از واقعیت را نشان می دهد و یک رسانه تصویر محور است. بنا به محدودیت های تصویری در زمان ها و مکان های مختلف و دستکاری شدن تصاویر و هدایت شدن دوربین توسط افراد خاص در جریان مذاکرات و رویدادهای سیاسی می توان کارکرد تلویزیون در سیاست خارجی را به کنترل در آورد. به علاوه روایت خبری تلویزیون هم می تواند بسته به مشرب و سلیقه گردانندگان آن به مخاطب تحویل داده شود. [9]
برای مثال در جنگ دوم خلیج فارس در 1991 تصاویر کلوزآپ جنازه های سوخته کودکان و زنان در حومه بغداد توسط بعضی شبکه های تلویزیونی حذف شدند. به علاوه هر مخاطبی بسته به جنس، سواد، حساسیت، قضاوت، مشاهده و تعصبات خود تصاویر را ادراک و ارزیابی می کند. این پدیده را متخصصین حوزه ارتباطات، «ناهماهنگی شناختی» می گویند.

موضوعات بنیادی سایبر دیپلماسی
دکتر «رها خرازی»، آذر استاد دانشگاه و رئیس انستیتو مطالعات استراتژیک و بین المللی رسانه ها، در روزنامه همشهری آن لاین مورخه 21/4/85 چنین می گوید:
«تکنولوژی های نوین ارتباطات و رشد سریع و کاربردی آن ها، به پدید آمدن مفهومی نوین به نام دیپلماسی رسانه ای انجامیده است. در دیپلماسی نوین، افکار عمومی جایگاهی مهم دارد، کشمکش ها از طریق جریان دیجیتالی اطلاعات دنبال می شود و در این جریان، رویارویی اصلی میان ملت های کوچک و ساختارهای جهانی است. به بیان کلی، امروزه دیپلماسی، هنر و مهارت پیشبرد و ارتقای منافع ملی از طریق مبادلات پایدار اطلاعات و ایجاد ارتباطات پایدار بین ملت ها و افراد است. در این فضا، تعامل و اطلاعات به عنوان دو عامل اصلی دیپلماسی، با بهره گیری از رسانه ها می توانند ارتقای جدی پیدا کنند. از سوی دیگر، برخلاف گذشته که شبکه رسمی ارتباطات بین‌المللی هر دولت را شمار سفارت‌خانه‌ها و دیپلمات های آن دولت تشکیل می‌داد، امروز هر پیام که از مرزهای ملی به سطوح بین‌المللی ارسال می‌شود، حکم یک سفیر پرقدرت نامرئی را دارد. این سفیر که همه راه های صعب‌العبور را در ثانیه ها می‌پیماید، موریانه‌وار علائق و منافع رقیب را تخریب می کند و این امر به معنای افزایش قدرت دولت فرستنده پیام است. امروز این سفیر کوچک آمده است تا مفاهیم بزرگ و در عین حال گنگ روابط بین‌الملل را روشن سازد. داشتن اطلاعات و شبکه ارتباطی، مقولات آگاهی و اراده سیاسی را روشن‌تر می‌سازد. ارزیابی توان، وزن و اراده نظام‌ها همواره مقولات پیچیده برای دیپلمات ها به شمار می‌رفته است، اما حالا ارتباطات دارد این توان و اراده را بسیار آسان اندازه می‌گیرد. به‌نظر می‌رسد ما وارد مرحله‌ای شده‌ایم که دوره انطباق وضعیت فراملی ارتباطات بر روابط بین‌المللی است: مرحله ظهور دیپلماسی نوین.
«هارولد نیکلسون»، دیپلمات وزارت خارجه بریتانیا، با مهارت، مقایسه ای تطبیقی از دیپلماسی قدیم و نوین ارائه می‌کند که می تواند بیانگر تغییرات امروزی دیپلماسی باشد. طبق نظرات نیکلسون، مشخصات دیپلماسی قدیم عبارت بود از پنهان کاری، غیردموکراتیک، روابط دوجانبه، عمل گرا و وضعیتی که توسط عده کمی از دولت های بزرگ اجرا و هدایت می شد. اما دیپلماسی نوین درست عکس آن با مشخصاتی چون: آشکار بودن، دموکراتیک، چندجانبه، اصول گرا و با مشارکت دولت های بسیاری (اعم از دول کوچک) انجام می گیرد. دیپلماسی نوین اشاره به مردم دارد نه دولت ها. تاکتیکهای دیپلماسی نوین احترام بیشتر به مردم است تا دولت ها.
سایبر دیپلماسی هم مانند دیپلماسی سنتی دربرگیرنده تعامل ما بین نمایندگان مقرر دولت ها، سازمان های بین المللی و دیگر بازیگران بین المللی است که هم دیگر را برای اهداف مشخص می شناسند. هدف اصلی این تعاملات، مذاکره، موافقت یا حل منازعات تحت لوای حقوق بین الملل مانند معاهدات و کنوانسیون های حقوق دیپلماتیک 1961 وین است. در صورتی سایبر دیپلماسی توانایی جایگزینی با دیپلماسی سنتی را دارد که نقش ها و وظایف مقرره دیپلماسی سنتی را به پیش ببرد و به عبارتی بایستی اعتبارگذاری، نمایندگی و سندیت متون این قراردادها و معاهدات را مثل دیپلماسی سنتی مد نظر قرار دهد.

سایبر دیپلماسی، استراتژی جدید نفوذ
الگوهای اجباری دیپلماسی سنتی که مبتنی بر احتمالات اقتصادی و نظامی بودند جای خود را به هنرهای زیرکانه اقناع و نفوذ می دهند. وابستگی متقابل پیچیده جهانی شدن فرهنگ، تقویت افکار عمومی، انقلاب رسانه ای، جریان بین المللی فرهنگ، اطلاعات و ایده ها عواملی هستند که دولت های ملی را برای شکل دادن ساختارهای سیاست خارجی و نیز توسعه دیپلماسی جمعی به عنوان نقطه مرکزی تلاش های دیپلماتیکشان سوق می دهند.
رسانه های جمعی باعث پیدایش دیپلماسی جمعی شده اند. دیپلماسی رسانه ای و در راس آن دیپلماسی دیجیتالی به سه دلیل مفید است:
1- به عرصه کشاندن جمعیت های خارجی برای همنوایی با حقیقت و جلب نظر آنها
2- برای آفرینش اجماع بین المللی مفید
3- امکان بستر سازی نیل به اهداف و منافع ملی
به قول ویلفرد لاریر تنها راه دفاع از اصول برای یک نفر آن است که آن اصول و ایده ها را به همگان بشناساند. بنابراین سایبر دیپلماسی راهی برای همگانی کردن، معرفی کردن و قبولاندن افکار، اهداف، فرهنگ ها و ارزش های یک ملت به دیگران است.
به قول «هانس مورگنتا»، اهداف در سیطره مرزها و زندگی اقتصادی قرار ندارند بلکه در کنترل اذهان شهروندان قرار دارند.
یکی ازکاربردهای دیپلماسی رسانه ای و در راس آن سایبر دیپلماسی قرار دادن دولت ها در موقعیت برتر بین المللی است و باعث می شود که یک دولت، دیدگاه های بین المللی را به نفع خود برگرداند. دیپلماسی رسانه ای، دیپلماسی نرم برای اهداف سخت است.

چگونه اینترنت در حال تغییر سیاست بین الملل و دیپلماسی است
«دیوید روتسکوف»، در کتاب «تغییر ماهیت قدرت در عصر اطلاعات» بیان می دارد که سیاست واقعی عصر اطلاعات، سیاست سایبر است که در آن بازیگران تنها دولت ها نیستند و قدرت خام در مواجهه و تقویت شدن به وسیله قدرت اطلاعات است.
«ژان آرکولا» و «دیوید رانفلد» با توجه به حوزه اندیشه یا (noospher)، عرصه تلاقی دیپلماسی و رسانه ها را (noopolitik) یا سیاست اندیشه مند می نامند، که اشاره است به الگو و رویکرد دولت مداری با تکیه بر نقش هم زمان بازیگران دولتی و غیر دولتی و نیز با تکیه و تاکید مجدانه بر نقش قدرت نرم در ارائه ایده ها، ارزش ها، هنجارها و اخلاق از طریق تمام شیوه های رسانه ای.
«مانوئل کاستلز» می گوید: تغییرات حاصله از اینترنت در عرصه سیاست بین الملل و دیپلماسی منجر به تغییر تعاریف ما از قدرت، منافع ملی و امنیت می شوند. در طول تاریخ، همواره

/ 0 نظر / 374 بازدید