خلاصه کتاب های شهید مطهری : حجاب در اسلام

ریشه بیشتر انحرافات دینی و اخلاقی وحتی مدهاو طرز پوشش های نسل جوان را در لابلای افکار و عقاید آنان باید جستجو کرد.  فکر این نسل از نظر مذهبی آنچنانکه باید، رهنمایی نشده است و از این نظر فوق- العاده نیازمند است. اگر مشکلی در رهنمایی این نسل باشد بیشتر در فهمیدن زبان ومنطق او در روبرو شدن با او با منطق وزبان خودش است. و در این وقت است که هر کسی احساس میکند این نسل، برخلاف آنچه ابتدا به نظر میرسد لجوج نیست، آمادگی زیادی برای دریافت حقایق دینی دارد. ما باید یاد بگیریم با این نسل، یعنی نسل جوان با زبان خودش سخن بگوییم یا اگر انتقادی برطرز پوشش او داریم بطور منطقی واستدلالی بیان کنیم که سنگینی هضم برای او نداشته باشد، نه اینکه در پی لجبازی درآید و عفت پوشیدگی را زیر پا بگذارد. مدها و مدلهای جدید لباس بخاطر روحیه تنوع پذیری ومتفاوت نسل جوان است، که او هر روز از بازار مد و لباس درخواست جدیدی دارد. پس باید این درخواست را متعادل وبا اصول دینی مطابق کرد، که اگر تعادلی برقرار نباشد؛ میشود دنیای مد حاضر که جز بی بندوباری و بد حجابی چیز دیگری به ارمغان نمی اورد. اخیراً تلاشهایی برای حفظ سنت پیشین و لباسهای محلی شده که بسیار مورد استقبال قرار گرفته، اما باز هم سر درگمی در این میان هست که باعث ایجاد تناقض هایی شده است. طرز تفکر اکثر جوامع اسلامی از پوشش این است که باید حتماً رنگ تیره باشد و بارنگ روشن مخالف هستند، اما اصل مطلب حتی در اسلام این نیست که حتی بر عکس این تصور، اسلام همواره رنگ سفید (ابیض)را که روشن ترین رنگهاست   سفارش کرده و بهترین لباس را لباس سفید دانسته است و این طرز تفکر ریشه در نا آگاهی ما نسبت به دین مقدس اسلام است.        
در واقع در اسلام رنگ سیاه رنگی مکروه خوانده شده یعنی تا جایی که میتوان باید از این رنگ یا استفاده نکرد یا کمتر استفاده کرد. با این همه هدف، باید این باشد که با تلفیقی از رنگهای روشن و جوان پسند ، مدها ومدلهای جذاب و هماهنگ با عرف جامعه و اسلام طراحی شود که طرز پوشش هر ملت و کشوری نشانه وسمبل آن جامعه است. پس طراحان لباس نقش عمده وبسزایی و شاید سرنوشت سازی در این مقوله دارند که بسیار جای کار دارد. طرز پوشش اسلامی چیست؟ طرز پوشش اسلامی برگرفته از آیات قران و روایات و احادیث است، که خداوند در قران کریم در سوره نور واحزاب، وجه و کفیٌن در خانمهارا،بدون پوشش بلااشکال دانسته است و دیدن آنها توسط  نامحرم مشکلی ایجاد نمی کند و نیازی به پوشش آنها نیست. اما باز هم اشاره دارد به اینکه بدون نگاه غرض انگیز و شهوت الود  باشد که حتی بهتر آنست که مرد مسلمان نگاه نکند به وجه وکفیٌن. پس با مشخص شدن این محدوده، که در طراحی لباس توسط طراحان باید رعایت شود، خیلی از مشکلات راحل می کند ویه جورایی مسیر طراحی را مشخص میکند و به ما کمک میکند که در طراحی سعی کنیم به این اصل توجه کنیم .                حال اکر کمی تحقیق کنیم می بینیم در لباسهای سنتی کشورمان اکثراُ لباسهایی طراحی میشده که اندام را برجسته و چسبیده نشان ندهد و با ایجاد چین ها و طبقه طبقه کردن به فضا دادن لباس کمک می کردند که هم جذابیت داشته و هم از رنگها بخوبی وشاد استفاده می شده که حتما در روحیه آنها بی تاثیر نبوده،که کماکان از همان روحیه سبزه و گلزار استنباط می شده. حال در دنیای اکنون، گذشته از انحرافات عملی فراوانی که در زمینه حجاب بوجود آمده این مسأله وسایر مسایل مربوط به زن؛ وسیله ای شده در دست یک عده افراد ناپاک و مزدور صفت که از این پایگاه علیه دین مقدس اسلام جار و جنجال تبلیغاتی راه بیندارند.                                                                              بدیهی است در شرایط موجود که نسل جوان از جنبه مذهبی به قدر کافی راهنمایی نمی شود، این تبلیغات آثار شوم خود را می بخشد.                                بدون شک پدیده «برهنگی» بیماری عصر ماست. دیر یا زود این پدیده به عنوان یک «بیماری» شناخته خواهد شد. فرضاً ما کورکورانه از غرب تقلید کنیم، خود پیشتازان غربی ماهیت این پدیده را اعلام خواهند کرد. ولی ما اگر به انتظار اعلام آنها بنشینیم می ترسم خیلی دیر شده باشد. اگر می خواهید ببینید کار برهنگی در غرب به کجا رسیده و فریاد چه کسانی را بلند کرده است؛ این قسمت از نامه یکی از هنرپیشگان معروف جهان را به دخترش که به قول خودش چهل سال مردم روی زمین را خندانده است بخوانید. این نامه مَثل معروف عامیانه خودمان را به یاد می آورد: «عزا چه عزایی است که مرده شوی هم گریه می کند.» او پس از انکه به دخترش اجازه می دهد « فقط به خاطر هنر می توان لخت و عریان به روی صحنه رفت » و تاکید می کند که این لختی منحصراً در روی صحنه و برای ضرورت هنر باشد، مینویسد: «... برهنگی بیماری عصر ماست. من پیرمردم و شاید حرفهای خنده آور بزنم، اما به گمان من تن عریان تو باید از آن ِ کسی باشد که روح عریانش را دوست می –داری. بد نیست اگر اندیشه تو در این باره مال ده سال پیش باشد، مال دوران پوشیدگی. نترس این ده سال تو را پیرتر نخواهد کرد، به هر حال امیدوارم تو آخرین کسی باشی که تبعه جزیره لختی ها بشوی ... » نویسنده این نامه به داشتن بعضی افکار انسانی معروف است. این سخنان وی نشانه دیگری از بهره مند بودن او از افکار انسانی. لزوم پوشیدگی زن در برابر مرد بیگانه یکی از مسایل مهم اسلامی است. در خود قرآن کریم درباره این مطلب تصریح شده است ، علیهذا در اصل  مطلب از  جنبه اسلامی نمی توان تردید کرد. پوشیدن زن خود را از مرد بیگانه یکی از مظاهر لزوم حریم میان مردان و زنان اجنبی است، همچنانکه عدم جواز خلوت میان اجنبی و اجنبیه یکی دیگر از مظاهر آن است.    این بحث را در پنج بخش باید رسیدگی کرد:       1- آیا پوشش از مختصات اسلام است و پس از ظهور اسلام از مسلمین به غیر مسلمین سرایت کرده است؟        یا از مختصات اسلام و مسلمین نیست و در میان ملل دیگر قبل از اسلام نیز وجود داشته است؟                                                                                  2- علت پوشش چیست؟        چنانکه می دانیم در میان حیوانات هیچ گونه حریمی میان جنس نر و جنس ماده وجود ندارد، آنها آزادانه با یکدیگر معاشرت می کنند. به عده اولی طبیعی این است که روابط انسان نیز چنین باشد.                                                          چه موجبی سبب شده که میان جنس زن ومرد حریم و حایلی به صورت پوشیدگی زن یا به صورت دیگر به وجود آید؟                                                 اختصاص به پوشش ندارد، در مطلق اخلاقی جنسی جای چنین سوالی هست. درباره حیا و عفاف نیز همین پرسش هست. حیوانات در مسایل جنسی احساس شرم نمی کنند ولی در انسان بالاخص در جنس ماده حیا و شرم وجود دارد. 3- فلسفه پوشش از نظر اسلام 4- ایرادها و اشکالها 5- حدود پوشش اسلامی چیست؟ آیا اسلام طرفدار پرده نشینی زن است، همچنانکه لغت « حجاب » بر این معنی دلالت می کند.                                                                                یا اسلام طرفدار این است که زن در حضور مرد بیگانه بدن خود را بپوشاند بدون آنکه مجبور باشد از اجتماع کناره گیری کند؟                                            و در صورت دوم حدود پوشش چه قدر است؟                                            آیا چهره و دو دست تا مچ نیز باید پوشیده شود، یا ماورای چهره و دو دست باید پوشیده شود؛ یا چهره و دو دست تا مچ پوشیدنش لازم نیست؟                        و در هر حال آیا در اسلام مساله ای به نام « حریم عفاف » وجود دارد یا نه؟      یعنی آیا در اسلام مساله سومی که نه « پرده نشینی » و « محجوبیت » و نه     « اختلاط » باشد وجود دارد یا خیر؟                                                      و به عبارت دیگر آیا اسلام طرفدار جدا بودن مجامع زنان و مردان است یا نه؟ قدر مسلّم این است که قبل از اسلام در میان بعضی ملل حجاب وجود داشته است.   تا آنجا که معلوم است در ایران باستان و در میان قوم یهود و احتمالا در هند حجاب وجود داشته و از آنچه در قانون اسلام آمده سخت تر بوده است. اما در جاهلیت عرب حجاب وجود نداشته است و بوسیله اسلام در عرب پیدا شده است.          ویل دورانت در صفحه 30 جلد 12 تاریخ تمدن راجع به قوم یهود و قانون تلمود می نویسد « اگر زنی به نقض قانون یهود می پرداخت، چنانکه مثلا بی آنکه چیزی بر سر داشت به میان مردم می رفت و یا در شارع عام نخ می رشت یا با هر سنخی از مردان درد دل می کرد یا صدایش آنقدر بلند بود که چون در خانه اش تکلم می نمود همسایگانش می توانستند سخنان او را بشنوند، در آن صورت مرد حق داشت بدون پرداخت مهریه او را طلاق دهد. درجلد اول کتاب تاریخ تمدن راجع به ایرانیان قدیم آمده است ؛ « در زمان زردشت زنان منزلتی عالی داشتند، با کمال آزادی و با روی گشاده در میان مردم آمد و شد می کردند ...»                                                    آنگاه چنین می گوید:                                                                       « پس از داریوش مقام زن مخصوصا در طبقه ثروتمندان تنزل پیدا کرد. زنان فقیر چون برای کار کردن ناچار به در آمد و شد در میان مردم بودند آزادی خود را حفظ کردند، ولی در مورد زنان دیگر گوشه نشینی زنان حیض که برایشان واجب بود رفته رفته امتداد پیدا کرد و سراسر زندگی اجتماعی شان را فراگرفت.              این امر خود بنای پرده پوشی در میان انان بشمار می رود. زنان طبقات بالای  اجتماع جرات آن را نداشتند که جز در تخت روان روپوش دار از خانه بیرون بیایند و هرگز به آنان اجازه داده نمی شد که آشکارا با مردان آمیزش کنند.              زنان شوهردار حق نداشتند هیچ مردی را ولو پدر یا برادرشان باشد ببینند. در قسمتهایی که از ایران باستان بر جای مانده هیچ صورت زنی دیده نمی شود و نامی از ایشان به نظر نمی رسد.......» در جلد 11 صفحه 112 می گوید :                                                     «ارتباط عرب با ایران از موجبات رواج حجاب در قلمرو اسلام بوده؛ عربان از دلفریبی زنی بیم داشته و پیوسته دلباخته آن بودند و نفوذ طبیعی وی را با تردید معمولی مردان درباره عفاف و فضیلت زن تلافی می کردند. عمر به قوم خود می -گفت: با زنان مشورت کنند و خلاف رای ایشان رفتار کنند. ولی به قرن اول هجری مسلمانان زن را در حجاب نکرده بودند، مردان و زنان با یکدیگر ملاقات می کردند و در کوچه ها پهلو به پهلو می رفتند و در مسجد با هم نماز می کردند.»   در صفحه 111 می گوید : « پیمبر از پوشیدن جامه گشاد نهی کرده بوده اما بعضی عربان این دستور را ندیده می گرفتند. همه طبقات زیورهایی داشتند، زنان پیکر خود را به نیم تنه و کمربند براق و جامه گشاد و رنگارنگ می آراستند. موی خود را به زیبایی دسته می کردند یا به دو طرف سر می ریختند، یا به دسته ها می بافتند و به پشت سر می آویختند گاهی اوقات با رشته های سیاه ابریشم نمایش آن را بیشتر می کردند» ویل طوری این مطلب را بیان می کند که تاریخ قطعی بر خلاف آن شهادت می دهد. طبق شواهد زن جاهلیت همچنان بوده که می گوید اما اسلام در این جهت تحولی به وجود می آورد. عایشه همواره زنان انصار را اینچنین ستایش می کرد :         «مرحبا به زنان انصار، همینکه آیات سوره نور نازل شد یک نفر از آنان دیده نشد که مانند سابق بیرون بیایید. سر خود را با روسریهای مشکی می پوشیدند  گویی کلاغ روی سرشان نشسته است. »   کنت گوبینو، در کتاب سه سال در ایران نیز معتقد است؛ که حجاب شدید در دوره ساسانی در دوره اسلام در میان ایرانیان باقی ماند. او معتقد است که آنچه در ایران ساسانی بوده است تنها پوشیدگی زن نبوده است بلکه مخفی نگه داشتن زن بوده است. « جواهر لعل نهرو » نخست وزیر فقید هند نیز معتقد است که حجاب از ملل غیر مسلمان روم و ایران به جهان اسلام وارد شد.                                          در کتاب نگاهی به تاریخ جهان جلد اول صفحه 328 ضمن ستایش از تمدن اسلامی به تغییراتی که بعدها پیدا شد اشاره می کند و از آن جمله می گوید :                  « یک تغییر بزرگ و تاسف آور نیز تدریجا روی نمود و آن در وضع زنان بود. در میان زنان عرب رسم حجاب وجود نداشت، زنان عرب جدا از مردان و پنهان از ایشان زندگی نمی کردند بلکه در اماکن عمومی حضور می یافتند. به مسجدها و مجالس وعظ و خطابه می رفتند و حتی خودشان به وعظ و خطابه می پرداختند.  اما عربها نیز بر اثر موفقیتها تدریجا بیش از پیش رسمی را که در هر امپراطوری مجاورشان یعنی روم شرقی و ایران وجود داشت اقتباس کردند. عربها امپراطوری روم را شکست دادند و به امپراطوری ایران پایان بخشیدند، اما خودشان هم گرفتار عادات و آداب ناپسند این امپراطوریها گشتند. به قراری که نقل است مخصوصا بر اثر نفوذ امپراطوری قسطنطنیه و ایران بود که رسم جدایی زنان از مردان و پرده -نشینی ایشان در میان عربها رواج پیدا کرد، تدریجا سیستم « حرم » آغاز گردید   و مردها و زنها از هم جدا گشتند. » سخن درستی نیست، فقط بعدها بر اثر معاشرت اعراب مسلمان با تازه مسلمانان غیر عرب، حجاب از آنچه در زمان رسول اکرم (ص) وجود داشت شدیدتر شد نه اینکه اسلام اساسا به پوشش زن هیچ عنایتی نداشته است. در هند نیز حجاب سخت و شدیدی حکمفرما بوده است ولی درست روشن نیست که قبل از نفوذ اسلام در هند وجود داشته است و یا بعدها پس از نفوذ اسلام در هند رواج یافته است و هندوان غیر مسلمان تحت تاثیر مسلمانان و مخصوصا مسلمانان ایران، حجاب زن را پذیرفتند. آنچه مسلم است این است که حجاب هندی نیز نظیر حجاب ایران باستان سخت و شدید بوده است، فقط در اسلام حدود آن فرق می کند. به قول ویل دورانت :                                                                         « در دامنهای کوتاه برای همه جهانیان بجز خیاطان، نعمتی ست. »   واژه حجاب : معنی لغوی « حجاب » که در عصر ما این کلمه برای پوشش زن معروف شده است چیست؟                                                                                  کلمه حجاب هم به معنی پوشیدن و هم به معنی پرده و حاجب بیشتر، استعمالش به معنی پرده است. این کلمه از آن جهت مفهوم پوشش میدهد که پرده وسیله پوشش است، و شاید بتوان گفت که بر حسب اصل لغت در پوشش حجاب نیست، آن پوشش حجاب نامیده می شود که از طریق پشت پرده واقع شدن صورت گیرد.             استعمال کلمه حجاب در مورد پوشش زن یک اصطلاح جدید است، در قدیم و مخصوصا در اصطلاح فقها کلمه « ستر » که به معنی پوشش است به کار رفته است. فقها چه در کتاب الصلوة و چه در کتاب النکاح که معترض این مطلب شده- اند کلمه « ستر » را به کار بردهاند ، نه کلمه حجاب را.   بهتر این بود که این کلمه عوض نمی شد و ما همیشه همان کلمه « پوشش » را به کار می بردیم ، زیرا چنانکه گفتیم معنی شایع لغت حجاب، پرده است و اگر در مورد پوشش به کار برده می شود به معنی پشت پرده واقع شدن زن نیست؛ و همین امر موجب شده که عده زیادی گمان کنند که اسلام خواسته است زن پیوسته پشت پرده و در خانه محبوس باشد و بیرون نرود.      پوشش زن در اسلام این است که زن در معاشرت خود با مردان ، بدن خود را بپوشاند و به جلوه گری و خود نمایی نپردازد.                                       حدود را از قرآن می توان استباط کرد مثل آیات سوره نور و احزاب.               فقط آیه ای که در آن کلمه حجاب به کار رفته ، مربوط ست به زنان پیغمبر اسلام . می دانیم که در قرآن درباره زنان پیغمبر دستورهایی داده شده است و آیه بدین معنی است که :       « شما با سایر زنان فرق دارید. » علت حجاب از نظر مخالفان :                                                            مخالفان حجاب سعی کرده اند جریانات ظالمانه ای را به عنوان علت پیدا شدن حجاب ذکر کنند،و در این جهت میان حجاب اسلامی و غیر اسلامی فرق نمی گذارند. چنین وانمود میکنند که حجاب اسلامی نیز از همین جریانات ظالمانه سرچشمه می گیرد.                                                                                        علتها را چنین دسته بندی می کنند : 1- میل به ریاضت و رهبانیت ( ریشه فلسفی )                                        بمعنی اینکه ، آنان که طرفدار حجاب هستند ازدواج را پلید دانسته و به این ترتیب می خواهند از هم دور باشند و ریاضت بکشند که دلیل اصلی حجاب است.                                                                                                             2- عدم امنیت و عدالت اجتماعی ( ریشه اجتماعی ) 3- پدر شاهی و تسلط مرد بر زن و استثمار نیروی وی در جهت منافع اقتصادی مرد ( ریشه اقتصادی ) 4- حسادت و خود خواهی مرد ( اخلاقی ) 5- عادت زنانگی زن واحساس او به اینکه در خلقت از مرد چیزی کم دارد، به علاوه مقرارت خشکی که در زمینه پلیدی او،ترک معاشرت با او در ایام عادت وضع شده است. (روانی ) عللی که ذکر کردیم کم و بیش مورد استفاده مخالفان پوشیدگی زن قرار گرفته است و بی جهت آنها را به نام علت حجاب ذکر کرده اند.  به عقیده ما ریشه اجتماعی پدید آمدن حریم و حائل میان زن و مرد را در میل به ریاضت، یا میل مرد به استثمار زن، یا حسادت و یا عدم امنیت اجتماعی، یا عادت زنانگی نباید جستجو کرد. فلسفه پوشش اسلامی : 1- آرامش روانی                                                                             هیجان و التهاب جنسی، تقاضای سکس یک عطش و یک خواسته اشباع نشدنی است. حال اگر حریم پوشش را حفظ کنیم این التهابات تا حد زیادی پایین می آید و باعث آرامش روانی می شود. 2- استحکام پیوند خانوادگی                                                                                                                                                                  3- استواری اجتماع                                                                                                                                                                          4- بالا بردن ارزش و احترام زن                                                           مرد مظهر طلب و عشق و زن مظهر معشوقیت و مطلوبیت قرار داده شده است.    وقتی که زن مقام و موقع خود را در برابر مرد یافت و نقطه ضعف مرد را در برابر خود دانست همانطور که متوسل به زیور و خود آرایی و تجمل شد که از آن راه قلب مرد را تصاحب کردند، متوسل به دور نگه داشتن خود از دسترس مرد نیز شده.  دانست نباید خود را رایگان کند بلکه بایست آتش عشق و طلب او را تیز تر کند و در نتیجه مقام و موقع خود را بالا برد.                                             ویل دورانت در « لذات فلسفه » می گوید : « آنچه بجوییم و نیابیم عزیز و گرانبها می گردد، زیبایی به قدرت میل بستگی دارد و میل با ارضاء شدن ضعیف، و با منع و جلوگیری قوی می گردد.» از همه عجیب تر سخنی است که یکی از مجلات زنانه از آلفرد هیچکاک، با توجه به تجارب فراوانی که در مورد فیلمسازی درباره زنان دارد نقل می کند : « زنان شرقی تا چند سال پیش به خاطر حجاب و نقاب و روبندی که بکار میبردند خود به خود جذاب می نمودند و همین مساله جاذبه و نیرویی بدانها می داد، امابتدریج با تلاشی که زنان این کشورها برای برابری با زنان غربی از خود نشان می دهند حجاب و پوششی که دیروز بر زن شرقی کشیده شده بود از میان می رود و به همان ترتیب از جاذبه جنسی او هم کاسته می شود.» زن بر اثر دور نگه داشتن خود از دسترس مرد، تا کجا پایه خود را بالا برده است  و تا چه حد سر نیاز مرد را به آستان خود فرود آورده است؛ قطعا درک زن از این حقیقت در تمایل او به پوشش بدن خود و مخفی کردن خود به صورت یک راز ، تاثیر فراوان داشته است.                                                                  منبع: مسئله حجاب، شهید مطهری 

/ 0 نظر / 248 بازدید