خلاصه کتاب های شهید مطهری : سیری در سیره نبوی


این کتاب دارای سه بخش است. بخش اول که « دیباچه» نام گرفته است شامل دو مقاله تحت عنوانهای «دعوتهای سه بعدی» و «موج اسلامی» به قلم متفکر شهید استاد مرتضی مطهری است. این دو مقاله در اصل ، مقدمه های جلد اول و دوم کتاب " محمد خاتم پیامبران "  است که این کتاب مجموعه مقالاتی از چند تن از نویسندگان اسلامی است و در سال 1364 هجری شمسی برابر با 1387 هجری قمری به مناسبت آغاز پانزدهمین قرن بعثت از سوی مؤسسه ی حسینیه ی ارشاد منتشر گردیده است .
بخش دوم که قسمت اصلی کتاب می باشد مشتمل بر هشت سخنرانی استاد شهید تحت عنوان «سیره نبوی» است که در ایام فاطمیه سال 1396 هجری قمری ، مطابق با فروردین 1354 هجری شمسی در مسجد جامع بازار تهران ایراد شده است . عنوان اولیه ی این بحث« منابع شناخت از نظر اسلام» بوده است که استاد پس از برشمردن چند منبع ، سیره اولیاء دین را نیز به عنوان یکی از منابع شناخت از نظر اسلام معرفی نموده و از آنجا وارد بحث « سیره ی نبوی» می شوند . قبل از ورود به این بحث ، استاد شهید بحث کوتاهی پیرامون این فکر انحرافی که «ما قادر به پیروی از اولیاء دین نیستیم» دارند . این بحث  مقدمه ی  آن هشت جلسه سخنرانی قرار داده شده است.
بخش سوم این کتاب که «ضمیمه» نام گرفته است متشکل از یک سخنرانی و ترجمه صد سخن از پیامبر (ص) می باشد. سخنرانی مذکور تاریخچه ای است از زندگی رسول اکرم (ص) و نیز تحلیل سخنانی چند از آن بزرگوار که در هفدهم ربیع الاول مصادف با زاد روز پیامبر (ص) و امام صادق (ع) ،  در حدود سال 1348 هجری شمسی در حسینیه ی ارشاد ایراد شده است .

تعارض میان غرب و شرق از داستان حمله اسکندر به شرق تا برخوردهای میان دولت روم شرقی با ایران و سپس نزاعهای مکرر میان همان دولت با مسلمانانی که برای فتح سرزمین های شرقی زیر سلطه امپراطوری روم شرقی تلاش می کردند، و تا به امروز که باز هم نزاعی به نام نزاع غرب و شرق در جریان است، دست کم تاریخی سه هزار ساله را پشت سر می گذارد. سه هزار سال رویارویی و برخورد که تأثیر زیادی در شکل دهی به مفهوم «دشمنی» میان این دو فرهنگ داشته است.
مسلمانان در دوره ای که به خودباختگی کامل رسیده بودند، تلاش می کردند تا با استفاده از اقاریر اروپائیان در باره اسلام، به تأیید مبانی دین خود بپردازند. چنان که در هند قرن نوزدهم، سرسید احمد خان، در مجموعه مقالاتش که حاوی زندگانی حضرت محمد (ص) بود، نقل قول های فراوانی را از نویسندگان غربی در باره عظمت محمد(ص) گردآورده بود. به نوشته شیمل، در آن زمان در هند «نویسندۀ باب طبع همه نوجویان  مسلمان هند، تامس کارلایل بود که نظریه های ستایشگرانه اش در باره محمد (ص) در کتابش به نام قهرمان و قهرمان پرستی را مسلمانان چندان فراوان نقل کرده اند که از سخنان انتقادآمیز او در باره پیامبر (ص) مطلقا نادیده گذشته یا قلم نفی بر آن کشیده اند (محمد رسول خدا (ص)، ص 388-389). این کتابی بود که ابوعبدالله زنجانی هم آن را به پارسی درآورده و چاپ کرد. این وضعیت به حدی پیش رفت که محمد حمیدالله، مقاله ای را به موضوع محمد (ص) از نگاه لنین اختصاص داده که در آن سخنان تأیید آمیزی از این رهبر روسیه را نقل کرده است.
در مقابل، می توان به مواردی توجه کرد که وقتی انتقادات تند یا برخوردهای جسارت آمیزی می دیدند، از سر غیرت به خشم آمده شروع به ردیه نویسی می کردند.
شمار اندکی هم از سر تفنن هم علاقه مند بودند تا از دیدگاه های غرب در باره دین آنان خود آگاه شوند.
در روزگار ما هم، برخی از اهانت هایی که از سوی غربیان ابراز شده است، سبب خشم عمومی جهان اسلام شده است، خشمی که در پی خود خشونت های زیادی را به همراه داشته است.
آنچه کمتر کار شده است، نگاهی واقع بینانه و تاریخی به سیر اظهار نظرهای اروپائیان راجع به مقوله اسلام، به ویژه قرآن و محمد (ص) است. در این باره، خود اروپائی ها تحقیقاتی انجام داده اند اما تاکنون و به طور جدی، کمتر مسلمانی به این نکته پرداخته است. آنچه کم بیش مورد توجه بوده تحلیل نگاه های شرق شناسانه است که کار ادوارد سعید بهترین نوع از این دست است. اما ما بقی کارها، همان کارهای افراد مذهبی و معمولا غیر محقق است که با هدف پاسخگویی به نقدهای غربیان در باره اسلام و یا گرفتن مهر تأییدیه از آنان برای درستی اسلام، به طور معمول قطعاتی ناقص را از متون غربی گرفته و به زبان های محلی ترجمه و احیانا نقد کرده اند.
فهرستی از برخی از آن کارها از این قرار است:
اسلام از دیدگاه دانشمندان غرب ، نصرالله نیک آیین، درود، شرکت سهامی سیمان فارس و خوزستان، (بی تا). بخش اول آن در باره حضرت محمد (ص) است.
آیین اسلام یا اعتراف دانشمندان و نویسندگان نامی اروپا به مزایای دیانت اسلامی، شیخ عبدالله کوویلیام شیخ الاسلام سابق انگلستان، ترجمه به عربی محمد ضیاء، ترجمه به فارسی فخرالدین طباطبائی، تهران، چاپخانه شرکت تضامنی علمی، 1320
حقیقت اسلام در نظر دیگران، محمدعلی بروجردی کاظمینی، تهران، کتابفروشی بوذرجمهری مصطفوی، چاپ اول، 1341
اسلام از نظرگاه دانشمندان غرب، مؤلفان، ترجمه و حواشی علی اصغر حکمت، تهران، امیرکبیر، 1357
ایدئولوژی و فرهنگ اسلام از دیدگاه ژول لابوم، م. ر. دریایی، تهران، نشر حیان، 1356
اسلام از نظر ولتر، جواد حدیدی، تهران، کانون انتشارات جوان، 1351
اسلام از دریچه چشم مسیحیان، مجتبی مینوی، تهران، حسینیه ارشاد، 1348
اسلام و انتقادات غرب، محمد عبدالغنی حسن، ترجمه محمدرضا انصاری، تهران، محمدی، 1354
در نشریات مذهبی دهه بیست و پس از آن همیشه مقالاتی تحت عنوان اسلام از نگاه دیگران و عناوین مشابه از افرادی مانند محمدعلی خلیلی، ابوالقاسم سحاب و دیگران منتشر می شد.  کتاب خلیلی با همین عنوان به صورت مستقل توسط شرکت چاپخانه تابان پیش از سال 1328ش چاپ شده است.
در شمار این آثار باید از ترجمه برخی از نوشته های خود غربی ها هم در موضوع اسلام یا زندگانی حضرت محمد (ص) یاد کرد. از جمله ترجمه بخش مربوط به محمد (ص) از کارلایل که توسط ابوعبدالله زنجانی ترجمه و در سال 1318 ش توسط کتابفروشی سروش در تهران با عنوان زندگانی محمد (ص) به چاپ رسید. همچنین کتاب اسلام از ژنرال دمیرهان با ترجمه اکبر بهروزی که آن هم توسط انتشارات سروش در سال 1341 چاپ شد. نمونه ای هم که قدیمی ترین در این نوع است، کتاب تاریخ مقدس اثر واشنگتن اروینگ است که در میانه قرن نوزدهم میلادی ترجمه و همان زمان به فارسی درآمد و به سال 1344ق / 1305 ش به چاپ رسید.
طی قرن گذشته، تحقیقات فراوانی از سوی غربی ها در باره دیدگاه غرب در باره اسلام و مقوله های اصلی آن یعنی حضرت محمد (ص) و قرآن به انجام رسید. برخی از این کارها متعلق به مونتگمری وات است که خودش دو جلد کتاب با عنوان محمد در مکه و محمد در مدینه نوشت که توسط شعبان برکات به عربی ترجمه و توسط المکتبة العصریه منتشر شده، اما به فارسی درنیامده است. از وی در فارسی کتاب محمد پیامبر و سیاستمدار توسط اسماعیل ولی زاده ترجمه و در سال 1344 توسط کتابفروشی اسلامیه منتشر شده است. کتاب برخورد آرای مسلمانان و مسیحیان وی توسط محمد حسین آریا در سال 1373 توسط دفتر نشر فرهنگ اسلامی منتشر شده است. بخش اسلام دوره نبوی هم در مجلد اول تاریخ اسلام کمبریج از هموست که نویسنده این سطور نقد کوتاهی بر آن نوشت و در مقالات تاریخی دفتر چهاردهم به چاپ رسید.
تعداد بیشتری از این آثار، منبعی برای خانم مینو صمیمی در تألیف کتاب بسیار عالی و ارجمند محمد (ص) در اروپا بوده که می توان اسامی آن کتابها را از فهرست منابع اثر یاد شده بدست آورد.
طبیعی است که نویسندگان غربی فراوان در باره اسلام نوشته اند و بحث ما در اینجا، مرور بر آنها نیست، بلکه اشاره به مطالبی است که به نوعی مربوط به نگاه اروپائیان به اسلام و حضرت محمد (ص) است؛ موضوعی که ما مسلمانان از زاویه پژوهشی بسیار کم به آن پرداخته ایم. خانم آنه ماری شیمل هم در کتاب محمد رسول خدا (ص) به تفصیل در باره دیدگاه های غربیان در باره حضرت سخن گفته است.

کتاب محمد (ص) در اروپا
کتاب محمد (ص) در اروپا (داستان هزار سال افسانه سازی و دروغ پردازی در غرب) اثر سرکار خانم مینو صمیمی، در نوع خود اثری عالی و قابل تأمل است. این کتاب به لحاظ منابع پژوهش، و نیز روش، اثری است درخورد توجه که می تواند سیری از برخورد غرب را با حضرت محمد (ص) در طول هزار و اندی سال نشان دهد.
خانم صمیمی که وی را با کتاب پشت پرده تخت طاوس می شناسیم، تحصیلات خود را در اروپا سپری کرده و سالها در سفارت ایران در سویس مشغول به کار بوده است. آخرین سمت وی از سال 55-57 منشی بین المللی فرح پهلوی در تهران بوده است. وی پس از انقلاب، چند روزی را دستگیر شده و مدتی بعد به خارج رفته و در لندن اقامت کرده است. شرح تفصیلی خاطرات صریح او را می توان در همین کتاب پشت پرده تخت طاوس دید؛ وی در این کتاب، نشان داده است  که هیچ گونه دلبستگی به دربار پهلوی نداشته است. چنان که سالها بعد با نوشتن کتاب محمد (ص) در اروپا نشان داد که باورهای عمیق دینی و میهمنی خود را حفظ کرده است.
آنچه اهمیت دارد آن است که وی برای مدت پنج سال، عمر خویش را صرف موضوعی مهم و جدی کرده و این اثر را از میان صدها نوشته و اثری که غربی ها در طول هزار سال در قالب تاریخ و مذهب و ادب به آن پرداخته اند، پدید آورده است.
کتاب که اصلی آن به انگلیسی بوده و آقای عباس مهرپویا با هنرمندی آن را به پارسی ترجمه کرده است، دارای چندین مقدمه است. نخست مقدمه ناشر که از ارزش این کتاب سخن گفته و اشاره کرده است که در پایان هر فصل، توضیحاتی به عنوان ناشر در باره مطالب متن آمده که برای روشن شدن مقصود درج آنها لازم بوده است (ص 13-16).
مقدمه ای دیگر با عنوان ستایش ها و ناسزاها که باز هم از طرف روزنامه اطلاعات است و ضمن آن اشاره شده است که کتاب دو گونه قضاوت در باره حضرت محمد (ص) دارد: ستایش و ناسزا. سپس فهرستی از آنها را با ارجاعات آن آورده است تا خواننده را به اجمال در جریان برخی از عبارت تند کتاب قرار داده باشد (ص 17 – 21)
سخن مترجم عنوان مقدمه مترجم است که اشاره به واگذار شدن کتاب توسط ناشر به برخی از پژوهشگران شد تا مطالبی در انتهای هر فصل بیفزایند (ص 23-25).
پیشگفتار نویسنده بر ترجمه فارسی هم شرحی است که ایشان در باره روش کار خود در این کتاب بیان کرده، ضمن تأکید برای این که وی عمیقا تحت تأثیر فرهنگ ایرانی – اسلامی زادگاهش ایران است، از باورش به احترام متقابل میان فرهنگها یاد کرده و این که تلاش کرده است تا علیه پیشداوری ها، الگو سازی غیر واقعی و تصویر انگاری نادرست افراد متعلق به یک فرهنگ نسبت به فرهنگ دیگر بنویسد. وی تأکید می کند که هدف نهایی اش «ایجاد غرور فرهنگی در مردم زادگاهم ایران بود که اذهان آنها را با بررسی و مطالعه زندگینامه تحلیلی حضرت محمد (ص) ... از یک سو و مراحل بسط و استیلای دین اسلام به عنوان یک نیروی عظیم فرهنیگ و سیاسی جهانی از سوی دیگر که باعث بغض و حسد ویرانگری در اروپائیان شد» آگاه سازد. وی در همین مقدمه از کتاب دیگری با عنوان سلحشوران مؤنث خدا هم یاد کرده است. (27 – 32).
مقدمه بعدی، پیشگفتار مؤلف بر متن انگلیسی است ه دقیقا شرح اجمالی چگونگی شکل گیری ذهنیت غربی در باره حضرت محمد (ص) در ادوار مختلف و اشاره به انگیزه های طرح مجدد این بحث به دنبال کتاب سلمان رشدی و دیگر برخوردهای غرب در باره اسلام و حضرت محمد (ص) دارد. این مقدمه در سال 2000 در دانشگاه کمبریج نوشته شده و آخرین عباراتش چنین است: پیام محمد (ص) پیام دوستی و اتفاق بود، نه دشمنی و جنگ. .. اگر غرب نشینان نیز بیاموزند که محمد (ص) و اسلام را محترم شمرند، می توانند امیدوار باشند که آنان نیز مورد احترام مسلمانان واقع خواهند شد (33-37).
شروع کتاب، با دیباچه است که خانم صمیمی ضمن آن، طرح کلی کتاب را همراه با گذری بر منابع مورد استفاده آورده است (39-50)
در سراسر این کتاب، به دلیل نقلهای فراوانی که از آثار غربیان ضد اسلام نقل شده، توهین های آشکاری به حضرت محمد (ص) صورت گرفته است که هم نویسنده و هم مترجم و ناشر، بارها آن را یادآور شده و عذرخواهی کرده اند.
کتاب در یازده فصل مرتب گشته است. فصل اول تا سوم به شرح ابعادی از زندگی حضرت محمد (ص) با توجه به منابع و مدارک کهن و مورد استفاده مؤلف اختصاص یافته است. فصل نخست: محمد پیام آور مکه، فصل دوم: حکومت محمد (ص) در مدینه، فصل سوم محمد (ص) در جستجوی معنویت. مؤلف در این سه فصل، شرحی از زندگانی حضرت را مطابق با آنچه خود از منابع دریافته نوشته است. برخی از این مطالب، برای پژوهشیانی که کتاب از سوی ناشران در اختیارشان گذاشته شده است تا در باره مطالب آن اظهار نظر کنند، اشکالاتی داشته که ضمن توضیحاتی که در پایان هر فصل در باره نکات مورد نظر بوده، آمده است. این قسمت ها به هدف ما برای ارائه یک خلاصه از کتاب ارتباطی ندارد.
اما مؤلف از فصل چهارم تا یازدهم، به بحث اصلی خود که ارائه تصویری از محمد (ص) برابر داده های غربی از آغاز شکل گیری قرون وسطی تا قرن بیستم است، پرداخته و در هر بخش به بیان سیر تاریخی مباحث، نوع نگره های حاکم بر نوشته ها، و شرایط خاص تاریخی حاکم بر آن دوره پرداخته است. برای مثال در بحث از روشنگری، به اجبار شرحی از انقلاب فرانسه به دست داده شده است. این بخش ها، گاه مفصل شده اما می توان تصور کرد که به نظر مؤلف لازم بوده است. شاید نفع آن برای فارسی زبان حتی بیش از انگلیسی زبانان باشد.
آنچه مورد توجه مؤلف بوده، پرداختن به مطالب ارائه شده در باره حضرت محمد (ص) بوده است. اما به تناسب، به بسیاری از دیدگاه های طرح شده در باره اسلام هم پرداخته شده و گاه مباحث به طور دربست در اختیار آن مسأله گذاشته شده است. ما در این خلاصه، این قبیل مباحث را پیگیری نکرده ایم.
در هر فصل، یک مقطع تاریخی انتخاب و مهم ترین مواضع طرح شده بر اساس آثار تاریخی و ادبی و دینی ارائه می شود. گرچه گاه، چندان رعایت سالها نشده و تقدیم و تأخیر صورت می گیرد.
در میان فصول کتاب، فصل دهم که عنوانش بازگشت به جنگهای صلیبی است، در شرح وضعیت کنونی مواجه غرب و شرق و احیای مجدد جنگهای صلیبی از یک سو و بحث جهاد و دفاع مقدس در این سو است می باشد. این فصل تقریبا بی ارتباط با مبحث محمد (ص) در اروپا است.
می توان تصور کرد که برخی از نویسندگان، آثارشان بسیار به اختصار مورد بررسی قرار گرفته و این امر شاید به دلیل محدویت هایی بوده است. برای مثال می توان به کتاب زندگی محمد (ص) از واشنگتن اروینگ یاد کرده که فارسی آن را با عنوان تاریخ مقدس در اختیار داریم. از آن مختصر می توان دریافت که مطالب قابل طرح در باره موضوع مورد بحث، دست کم در برخی از موارد بسیار بیش از مقداری است که نوشته شده است.
با این همه، کتاب محمد (ص) در اروپا به ویژه در فارسی، کتاب بی بدیلی است. می توان تصور کرد که هر موضوع مورد پژوهشی، بازهم جای کار داشته باشد، اما برداشتن قدم اول، بسیار اهمیت دارد. این قدم، به راحتی ما را در جریان تصویر سازی های احمقانه غربی ها در طول هزار سال در ارتباط با اسلام قرار می دهد و زمینه برخوردهای جدی موجود میان فرهنگ اسلامی و غربی را آشکار می سازد.
اشاره کردیم که سه فصل نخست کتاب، خود شرحی از زندگانی حضرت محمد (ص) است که به موضوع اصلی کتاب ارتباطی ندارد. به همین دلیل، ما از فصل چهارم بحث را آغاز می کنیم. در این تلخیص، گاه عین تعبیرات کتاب و در بیشتر موارد، ترکیب عبارت از ماست. بسا مطالبی هم در لابلای عبارات، بر منبع افزوده شده باشد.
رسول جعفریان
فصل چهارم: محمد (ص) به عنوان محوند
از آغاز قرون وسطی  تا رنسانس
در این دوره دو واقعیت مهم در دو سوی رخ می دهد:
نخست تشکیل امپراتوری مقدس روم که برایند نابودی تمدن قدیم روم، برآمدن قبایل و گروه های بربر شمالی در بخش های مختلف اروپا، رسمیت یافتن مسیحیت و تشکیل امپراتوری مقدس روم است. در این تلاش مسیحیت می کوشد تا اروپای متحدی را بسان رم قدیم برپا کند.
دوم ظهور اسلام، رشد آن و توسعه فتوحات که بخش عمده پیشرفت آن به سوی سرزمین های مسیحی نشین در حاشیه دریای مدیترانه است و بدین ترتیب رقیب مهم مسیحیت می شود. به علاوه رئیس این دین، یعنی محمد (ص) مدعی جانشینی برای حضرت مسیح است و علاوه بر انکار تثلیث، به صلیب کشیده شدن مسیح را هم انکار می کند. تحمل این امر برای کلیسا سخت است.
حاصل این دو واقعیت، برپایی جنگهای صلیبی از سوی امپراتوری مقدس برای منکوب کردن اسلام و درآوردن سرزمین مقدس از دست آنان است. این نبردها از سال 1095 میلادی آغاز و تا سال 1270 به طول انجامید. این جنگ منجر به تصرف بیت المقدس و بسیاری از مناطق شامات شد تا آن که در جنگ دوم صلیبی که در سال 1148 صلاح الدین ایوبی آنان را از آن مناطق بیرون کرد. پس از آن هم چند جنگ صلیبی دیگر از سوی امپراتوری مقدس برپا شد که همگی با شکست همراه بود و دیگر به بیت المقدس دست نیافت.
در چنین فضایی است که نگرش اروپا به محمد (ص) شکل می گیرد. این برپایه اطلاعاتی است که در روابطی که اروپائیان با شرق اسلامی به دست آوردند و در عین حال در قالب دشمنی میان خود با مسلمانان آن را تحلیل می کردند. «درست درطی این سده های پرآشوب و خونبار بود که تصویری غیر واقعی و ساختگی از محمد (ص) شکل گرفت و بر سراسر اروپا استیلا یافت».
این زمان، آگاهی هایی از محمد (ص) در اروپا وجود داشت که غالب آنها گرچه برگرفته از برخی از متون اسلامی بود، اما با اوهام و افسانه ها درآمیخته و تحت تأثیر این تفکر که اسلام آخرین پرده ظهور دجال پیش از ظهور مسیح است، قرار داشت.
از آنجایی که در مسیحیت، مسیح معجزات مادی فراوان داشت، روایت نشدن معجزه برای محمد (ص) از دید آنان، شخصیت آن حضرت را شخصیتی دروغین و شیاد معرفی می کرد. بحث ادعای نبوت هم به عنوان نوعی بیماری صرع از سوی غربی ها توصیف می شد.
این زمان، تمدن اسلامی به صورت یک رقیب مهم برای اروپائیان درآمده بود. رقیبی که آنان از طریق اسپانیا و سیسیل آن را شناختند. این امر حسادت اروپائی ها را هم برانگیخت و بدین ترتیب نه فقط دین یک مورد اختلاف آشکار بود و پیشرفت های نظامی مورد دوم، بلکه پیشرفت های علمی و تمدنی هم در همه عرصه ها، اروپا را به حسادت وا می داشت.
منابع اطلاعاتی غرب در باره محمد (ص) از سه طریق بود. اول: بیزانس، دوم: اسپانیا و سوم از طریق شوالیه هایی که در جنگهای صلیبی شرکت کردند.
جان دمشقی، یکی از نخستین کسانی است که در کتاب De Haeresbus Liber   در باره محمد (ص) نوشته و در باره آن حضرت، بهره گیری اش از ثروت خدیجه، عشق فراوانش به جنگ و میل جنسی گسترده او را برای قرون وسطی به ارث گذاشت. در باره میل جنسی، باید توجه داشت به خصوص با روحیه زاهدانه کلیسای قرون وسطی، تا چه اندازه این مسأله تأثیر منفی داشت. وی معتقد است که محمد به وسیله بدعتگران مشکوک مسیحی اغوا شد و بعد به اغوای عرب پرداخت.
بید معزز نویسنده دیگر قرون وسطی، روی اعراب بادیه نشین و جنگ طلبی آنان تکیه فراوان دارد و آنان را مردمی گستاخ و جنگ طلب و جاهل می شناساند و در مجموع با استفاده از کلمه ساراسن ها که در فرهگ اروپایی به معنای اعراب بادیه نشین است، محمد (ص) و اسلام را وصف می کند.
اسپانیا طی یک دوره طولانی با اسلام کنار آمده بود و مسیحیان به آسانی با مسلمانان درآمیختند و تحت تأثیر آنان، توانستند فرهنگ خود را بازسازی کرده و دست کم آن را به زبان فلسفی بریزند. همان زمان، فرهنگ یهود هم در اسپانیا نیرومند بود و آنان هم متأثر از فرهنگ اسلامی بودند. بدین ترتیب جماعت مسیحی و یهودی بسیار طبیعی به مطالعه متون اسلامی و اشعار عرب می پرداختند. اما چیزی نگذشت که شماری از نخبگان مسیحی، از ترس ادغام همکیشان در فرهنگ اسلامی، شروع به بدنام کردن محمد و اسلام پرداختند و این سرآغاز تصویری از محمد (ص) است که در آن نقطه شکل می گیرد. برخی از نخستین افرادی از این دست، اسلام را سرآمد ظهور دجال در آخر الزمان تصویر می کردند و این کار را با استناد به برخی از عبارات کتاب مقدس انجام می دادند. آلواروس در قرن نهم میلادی به سال 845 نوشت: «دریغا که همه جوانان هوشمند مسیحی مشتاقانه به مطالعۀ کتب اعراب روی آورده اند ... اما از متون مسیحی به عنوان آثاری بی اهمیت که شایسته توجه و عنایت نیست یاد می کنند».
«اسامی محوند یا در مواردی محون، محومت و در فرانسه ماحون و در آلمانی ماخمت که با مفاهیمی چون دیو و عفریت و بت مترادفند از جمله نام هایی بودند که توسط نویسندگان دوره های نمایشی مسیحی و داستان های عاشقانه و حماسی (رومانس) اروپای سده دوازدهم ابداع شدند».
در این دوره، داستانهای حماسی که در آنها به ستایش اروپا پرداخته می شد، فراوان ساخته شد و دشمن مشترک در همه آنها، مسلمانان بودند. در برخی از این داستانها آمده بود که محون یعنی همان محمد(ص) حکم بتی را دارد که ساراسن ها آن را پرستش می کنند و مثل مسیحیان که خدای پدر را و یهودیان که یهوه را به کمک می خوانند آنان هم دست به دامن محون می شوند. بدین ترتیب محمد (ص) در ترانه ها و دوره های نمایشی قرون وسطایی اروپا به عنوان یک بت تصویر می شد. شگفت آن که در زبان انگلیسی واژه «ممتری» ( Mammetry)  از محومت گرفته شده و معنای آن پرستش مجسمه ها و تصاویر و یا همان بت پرستی است.
برخی از داستان هایی که در باره محمد (ص) ساخته شده است، گاه آن قدر افسانه ای و خلاف واقع و در عین حال دور از شأن و شخصیت ایشان است که حتی نقل آنها شرم آور است. این سروده ها معمولا میان توده های مردم دست به دست می شد و رواجی فراوان می یافت. تصویر آن حضرت به بت یا نعوذ بالله به شیطان در این ادبیات وجود داشت و ادامه یافت.
زمانی که پس از جنگ صلیبی دوم، سپاه صلیبی شکست سختی از مسلمانان خورد، همه گناه را بر گردن محمد(ص) که از ایشان با تعبیر «شیطان» یاد می کردند، افتاد که دجال یا پیامبر ساختگی بود. همین زمان در مقابل راهب برنارد کِلرُو که رهبری مذهبی جنگ دوم صلیبی را داشت، راهب کلونی، می کوشید تا مسیحیان را وادار کند از در صلح و دوستی درآیند و اسلام را درست بشناسند و با شناخت نقاط ضعف قرآن و افشای آن برای عموم و حتی مسلمانان، آنان را وادارند تا دست از مسلمانی برداشته به مسیحیت بگروند. این راهب کوشید تا از محل درآمد خود یک ترجمه لاتینی از قرآن آماده کند. این کار به عهده یک انگلیسی به نام رابر کتن واگذار شد و او در سال 1143 میلادی این کار را تمام کرد.
از جمله کسانی که مخالف جنگهای صلیبی بود، راجر بیکن بود که معتقد بود حتی مسیحیان با پیروز شدن در نبرد هم نمی توانند مسلمانان را مسیحی کنند. او «تبلیغ و ترویج منطقی و مسالمت آمیز تعالیم مسیحی را تنها راه ممکن برای بسط و گسترش جهان مسیحیت عنوان می کرد». بیکن با متونی از کندی و فارابی و ابن سینا و ابن شد که به لاتین ترجمه شده بود آشنا بود و معتقد بود که اسلام رو به تعالی و ترقی دارد.
این زمان بردن نام محمد (ص) همراه با دشنام و هتاکی بود و کسی آن اسم را بدون پسوندهای دشنام گونه نمی آورد. در اثر شاعر انگلیسی ویلیام لنگلند با عنوان Piers Plowman که سال 1362 میلادی به چاپ رسیده «محمد (ص) را می بینم در حالی که در میان نیروهای دوزخی در اسفل دوزخ جای دارد». در این متن، محمد، یک کاردینال بدعت گزار است که در عربستان مرتد شده و آیینی درست کرده است. از نظر این شاعر، محمد (ص) طلایه دار خیل دجال هاست.
یک صد و پنجاه سال پس از آن شاعر انگلیسی، ویلیام دَنبار شاعر اسکاتلندی، محمد (ص) را رئیس تشریفات جهنم وصف می کند.
اما دانته و کمدی الهی او هم حلقه ای از همین حلقات است. دانته در این کمدی، خواننده را همراه یک راهنما به دوزخ و برزخ و بهشت می برد و نشان می دهد که دشمنان مسیحیت گرفتار چه شکنجه هایی هستند. بیست سال پیش از تدوین کمدی الهی، صلیبی ها آخرین دژخود را که آکر در فلسطین بود از دست دادند. بنابرین دانته همچنان تحت سیطره شکست های ناشی از جنگهای صلیبی بود. در این کمدی، دانته محمد (ص) را چون گناهکاری که با دستان خود سینه چاک شده اش را از هم می درد به تصویر کشیده است. از نظر دانته، گناه محمد عبارت بود از: ترویج مذهب دروغین، دعوی نزول وحی که نوعی شیادی کفرآمیز بود و بذر اختلاف را در جهان پاشید.
اهمیت کمدی الهی به عنوان اثری که در نخستین دهه قرن چهاردهم میلادی نوشته شده و حد فاصلی میان قرون وسطی و آغاز رنسانس است، همیشه مورد توجه بوده است. در این اواخر یک استاد عربی دانشگاه مادرید نوشت که نقطه اوج کمدی الهی دانته که وصف جهنم است، متأثر از تصاویر و مظاهر اسلامی بوده نه اساطیر یونانی و برخلاف مشهور، خلاقیتی هم در کار دانته در این باره نبوده است. در واقع، از نظر این نویسنده، آنچه در برخی از نقلهای مربوط به معراج بوده و جبرئیل، محمد (ص) را به همه جا برده و از جمله جهنم را به او نشان داده، منبعی برای دانته در کمدی الهی بوده است.
عبارتی که دانته از محمد (ص) و علی (ع) دارد چنین است: در حالی که من با دین او سراپا چشم شدم، او – یعنی محمد – با دستانش سینه اش را از هم بردریده، نگاهی به من انداخت و گفت: ببین که تنم چگونه شقه شده است. بنگر محومت را که چگونه شرحه شرحه شده است. علی نیز اشکریزان در پیشاپیش من روان، در حالی که چهره اش از جبین تا چانه از هم واشکافته و همه آن دگران که در اینجا می بینی، اگر چه هنوز زنده، همه و همه مروجان آن ستیز و شقاقند.
می توان تصور کرد که اثر دانته که چنین تصویری از محمد (ص) ارائه کرده بود، تأثیری بس عمیق و پاینده بر اذهان غرب مسیحی طی سده های پیاپی برجای گذاشت.
فصل پنجم:
محمد (ص) در اروپای پس از رنسانس
تهدید ترکان
هنوز ذهن اروپایی ها از برخوردهای میان مسیحیان و مسلمانان طی نبردهای صلیبی محو نشده بود که ترکها از راه رسیدند و در سال 1453 قسطنطنیه را که هزار سال بود آرزوی تصرفش را داشتند، گرفتند. آگاهیم که از سال 1054 میلادی، میان کلیسای ارتدوکس شرق با کلیسای کاتولیک غرب جدایی کامل افتاده بودهر چند در سال 1439 عقدی اتحادی منعقد کردند اما زمان برای اتحاد گذشته بود و اکنون پس از گذشت چهارصد سال، مرکز کلیسای ارتدوکس سقوط می کرد. از این زمان تا سال 1918 میلادی که دولت عثمانی در واپسین روزهای جنگ جهانی از هم گسست، طی پنج قرن، ترکان، کابوسی برای مسیحیان اروپا بودند. شگفت آن که مسلمانان در سال 1492 اسپانیا را به طور کامل از دست دادند و به این ترتیب حضور مسلمانان در اروپا خاتمه پیدا کرد. بنابرین در قرن شانزدهم و پس از آن دیگر نامی از اعراب نبود بلکه همه چیز اسلام برای اروپائیان در «ترکان» خلاصه می شد. به همین دلیل است که در ادبیات این دوره مسیحی، محمد (ص) سرشت اهریمنی ترک شناخته می شود نه عرب.
توجه داشته باشیم که یکی از نتایج عرضی تصرف قسطنطنیه و گریز متفکران روم شرقی به روم غربی و سکونت آنان در شمال ایتالیا احیای آثار کلاسیک دوره یونان و به تدریج احیای تفکر اومانیسم بود، چیزی که سرآغاز رنسانس شناخته شده و با به میدان آمدن صنعت چاپ، تحولی شگرف در اروپا آغاز گردید.
اما نه رنسانس و پدیده اومانیسم، نه آغاز پیشرفت های تکنیکی و نه اطلاعات ارائه شده توسط مسافران اروپایی به خاورمیانه و ایران، هیچ کدام تأثیری در نگره اروپائیان نسبت به محمد (ص) ایجاد نکرد و در آثار این دوره همچنان محمد (ص) به عنوان خدایی اساطیری، ساحری نیرنگ باز، طالع بین و شخصی شیاد شناخته می شد. این در حالی است که سفرنامه های اروپائیان سرشار از اطلاعات مربوط به عقاید اسلامی از جمله توحید و عبادات و دیگر مسائل بود.
یکی از داستان های مورد توجه در میان اروپائیان در تحلیل نبوت محمد (ص) داستان بحیرای راهب است که مورد استفاده نوشته های مسیحی بود. سرجان ماندویل می نویسد که محمد (ص) مرتب به حجره این راهب مسیحی می رفت. او می گوید محمد بعد از این اطلاعات لازم را از راهب ها می گرفت، توسط مردانش آنان را می کشت. سفرنامه این شخص با این قبیل اطلاعات که به زبان فرانسه نوشته شده بود، به اکثر زبان های اروپایی ترجمه شد.
تاریخ جهان اثر هیگدن – یک راهب بندیکتی – که فقط سه بار به انگلیسی در سالهای 1387، 1495 و 1527 ترجمه شد، داستان کبوتری را می آورد که محمد (ص) او را تربیت کرده بود تا برای دانه بالای سرش پرواز کند و او را روح القدس خوانده بود که به او وحی می فرستد. داستان دیگر، داستان شتری است که محمد (ص) تربیت کرده بود که فقط از دست او غذایش را بگیرد. محمد (ص) قرآن را بر گردن این شتر آویخته بود و وقتی نزدیک او می شد، زانو می زد و محمد آ را می گرفت و به مردم می گفت که این پیامی آسمانی است. جذابیت های جنسی از دیدگاه هیگدن، یکی از راه هایی است که محمد (ص) برای تضعیف مسیحیت و تقویت اسلام انتخاب کرده بود.
اثر منظوم جان لید گیت که میان سالهای 1430 – 1438 سروده شده و عنوانش سقوط شاهزادگان است در بخشی با عنوان ماحومت، پیامبر دروغین، محمد (ص) را جادوگری می داند برای تحقق اهدافش با زن ثروتمندی ازدواج کرده و با استفاده از ثروت او آهگ جنگ با هراکلیوس امپراتور بیزانس می کند و دیار او را تا سر حد اسکندریه تصرف می نماید. او همچنین از بیماری صرع محمد (ص) یاد کرده که پیش از آن در قرون وسطی فراوان در آن باره گفته می شد. یک داستان قدیمی دیگر هم که او در این اثر آورده، داستان رحلت محمد (ص) است که در پی حمله صرعی که ناشی از مستی بود او بمرد و دسته ای از ... او را خوردند. همین امر سبب تحریم شراب و خوردن گوشت خوک شد!
باید توجه داشت که این افسانه که از قرون وسطی به ارث رسیده بود و برخی ناشی از خلاقیت های ادبی شماری هنرمند مسیحی بود، نشان می داد که شناخت درستی از قرآن وجود ندارد. به طوری که می دانیم تا پیش از سال 1649 ترجمه قرآن به انگلیسی اساسا وجود نداشت گرچه در میانه سده دوازدهم، قرآن به لاتینی ترجمه شده بود.
در قرن آغازین رنسانس، البته نشان هایی از آغاز فعالیت های فکری برای از میان بردن شماری از توهمات پدید آمد. جان سگوویایی یک اسقف اسپانیایی بود که جنگ را راه حل مشکل اسلام و مسیحیت نمی دانست و برای حل این منازعات ترجمه ای از قرآن با کمک یک مسلمان اسپانیایی انجام داد که البته پس از مرگش در سال 1458 گم شد و در واقع دوستان روحانی او آن پنهان کردند. جان سگوویایی به اسقف آلمانی نیکلاس نوشت که باید همایشی به منظور خاتمه دادن به عداوت ها و آشتی دادن اسلام و مسیحیت برگزار شود.
این زمان، کسانی هم بودند که از مشترک آیین اسلام و مسیحیت آگاهی داشتند. آئناس سیلویوس که زمان فتح قسطنطنیه پاپ بود به سلطان محمد فاتح نوشت: «بین مسیحیان و مسلمانان نقاط توافق و سازگاری بیشماری وجود دارد. اعتقاد به خدای یگانه، آفریدگاری جهان، ضرورت ایمان، حیات اخروی و نظام جزا و پاداش، جاودانگی روح و بهره گیری مشترک از کتاب مقدس عهد عتیق یا تورات به عنوان شالوده، و مبنای تمامی اینها اصولی مشترکند. تنها در مورد ذات و ماهیت خداست که با یکدیگر اختلاف داریم». با این حال، پاپ در این نامه درخواست کرده بود تا سلطان محمد فاتح، مسیحی شود!
یک نکته که می بایست شگفتی مسیحیان را بر می انگیخته همین است که مسلمانان سخت از مسیح دفاع می کنند، هرچند به صلیب کشیده شدن او را نمی پذیرند که این مطلب با توجه به جایگاهی که در فرهنگ مسیحی داشته می توانسته اثر آن ستایش ها را هم کم کند.
از روزگاری پس از تصرف قسطنطنیه به بعد، آنچه در ادبیات مذهبی اروپا در باره اسلام آمده، در باره قساوت ترکها و خونریزیهای آنان است. در نگاه اینان، شرارت ترکان با شرارت اسلام یکی دانسته می شد.
شدت دشمنی با ترکها، سبب شد تا کریستوفر مارلو در اشعاری که در سال 1588 سرود، از تیمور به خاطر حمله اش به ترکان ستایش کرده و در شعری که ساخته بود، از زبان تیمور، دشنام های فراوانی را نصیب محومت سازد و صحنه ای را وصف کند که تیمور دستور سوزندان قرآن را داده است. در این اثر، تیمور بسان یکی مسیحی ظاهر می شود.
واقعه قسطنطنیه از آن وقایعی است که حتی تا به امروز هم جراحت ایجاد شده از آن در قلوب مسیحیان موجود است. به همین دلیل در نمایشنامه ها و اشعار بعد از آن، فراوان انعکاس یافته است. حتی شکسپیر در نمایشنامه هنری پنجم که در حوالی سال 1600 نوشت از قول وی به کاترین دختر پادشاه فرانسه آورد که بیا با هم «گل پسرکی را بیامیزیم، نیم فرانسوی، نیم انگلیسی که به قسطنطنیه رود و ریش ترکان را به چنگ بگیرد و با آنان به چالش برخیزد». این در حالی بود که داستان هنری پنجم مربوط به سال 1420 یعنی 33 پیش از سقوط قسطنطنیه است. اما حس شکسپیر چندان قوی است که توجه به چنین اشتباه تاریخی ندارد یا به آن اهمیتی نمی دهد.
فصل ششم: محمد (ص) به عنوان «ضد مسیح»
محمد و اسلام در دوران جنبش اصلاح کلیسا
لوتر از دومین دهه قرن شانزدهم، پرچم مخالفت با کلیسای کاتولیک و شخص پاپ را آغاز کرد و از طرف کلیسای کاتولیک تکفیر شد. از این پس یک تضاد بنیادین در اروپا پدید آمد. ایراسموس هم که یک اومانیست بود، جانبدار مدارا با همه ادیان و مذاهب وتقدیس و تکریم خداوند با وجود همه اختلافاتی بود که در تعبیر از حقیقت وجود داشت. با بالا گرفتن اختلافات در درون مسیحیت، بخش مهمی که اکنون به لوتر گرویده بود، پاپ عنوان دجال را پیدا کرده و برابر مسیح قرار گرفته بود. لوتر که در حد بنیانگزار تأثیر در پروتستانتیسم داشت، دیدگاه های تندی را هم در باره محمد (ص) و اسلام مطرح کرد که همراه دیگر انتقاداتش به میان پیروانش رواج یافت. اما اکنون و مهم آن بود که عنوان دجال که در فرهنگ قرون وسطی بر محمد(ص) اطلاق می شد، جای خود را به پاپ داده و از نظر پروتستانها، این پاپ بود که دجال واقعی به شمار آمده و برابر مسیح درآمده بود. مفهوم دجال در مسیحیت، بسیار با اهمیت بود و کرامول در مقدمه کتابش با عنوان «پاپ روم همان دجال» نوشت: پس از خدایمان و منجی بشری عیسی مسیح، هیچ دانشی ضروری تر از شناخت مفهوم حقیقی و ناب دجال موجود نیست». اکنون مصداق پاپ در آغاز رنسانس و پس از آن توسعه یافته بود. دجال کیست؟ پاپ، اسقف ها، ترکها، یهودیان یا محمد (ص)؟ لوتر تجسم حقیقی دجال را در پاپ می دانست. پروتستانهای انگلیسی همزمان، پاپ و محمد (ص) را وجود اهریمنی می دانستند اما خطر پاپ را که یک دشمن داخلی بود، بیشتر می دانستند. در نمایشنامه ای که در سال 1550 نوشته شد در مقایسه میان ترکان و کاتولیک ها گفته شد که «به جرأت می توان گفت که ترکان هزار بار بهتر از شمایند». در مقایسه میان مسائل داخلی مسیحیت و وجود محمد(ص) به لحاظ بدی، جان وایکلیف (Jon Wycliff) در حوالی سال 1384 میلادی برای اشاره به بدی های موجود در مسیحیت غربی از شعار «ما محومت های غربی» اشاره کرده و مقصودش حرص و آز و بی عدالتی و بدرفتاری های کلیساست.
تحولات مربوط به جدایی در دنیای مسیحیت در قرن شانزدهم زمانی بود که خطر ترکان واقعا جدی بود و پادشاهی مجارستان را ساقط کرده بود. بنابرین مبارزه با اسلام همچنان مهم بود و لوتر در زمان سالخوردگی، کتاب «رد قرآن» اثر مونتکروچه را به آلمانی ترجمه کرد.
این زمان، اسلام در نظر اروپائیان بسیار نیرومند جلوه می کرد و این شبهه پدید آمده بود که لطف و عنایت خداوند پشتیبان ترکان شده است. بنابرین لوتر باید به این بحث هم می پرداخت که رستگاری در اسلام بیشتر است یا مسیحیت؟ لوتر در اعترافاتی که داشت، چنان نمود که یکبار خودش هم به تردید افتاده و گفت که زمانی چنان از راه بدر شده بود که «محمد ... را تقریبا به پیامبری پذیرفته بودم، در نظرم ترکان و یهودیان، هر دو در طریق قدوسیت ناب گام بر می داشتند». اما یکباره توانسته است شیطان را از خود دور کند.
با همه خطری که ترکان برای اروپا داشتند، لوتر همچنان پاپ را مصداق دجال می دید و می گفت که دجال در درون جامعه مسیحی است نه بیرون آن. با این حال، در آثار وی دشمنان بیرونی یکسره ترکان و یهودیان و محمد (ص) هستند و وی مطالب فراوانی علیه آنان گفته است.
به نظر می رسد لوتر تازه در سال 1542 میلادی که ترجمه ای از قرآن در اختیارش قرار گرفت آن را مطالعه کرد اما همچنان به دلیل اعتقاد محمد (ص) به خدای یگانه و رد نظریه ربانیت مسیح از طرف او، ایشان را پیامبری دروغین می دانست که این متون را از شیطان دریافت کرده است نه خدا، و بنابرین با پاپ تفاوتی ندارد! وی همچنان محمد (ص) را به عنوان پیامبری که معجزه ندارد، محکوم می دانست. اما این که چرا تا این حد پیروزی به دست آورده است، آن را ناشی از مکر و دروغ  ریا و البته مهارت و زیرکی می دانست.
بحث از توحید خدای متعال از یک طرف و ربانیت مسیح از طرف دیگر، دو انتقادی بود که از سوی یهودیان و مسلمانان نسبت به مسیحیت مطرح می شد و لوتر با عنایت به این مسأله، در عباراتی، تنفر ضد یهودی و ضد مسلمانی خود را در شرح نظریه تثلیث نشان می داد: «منطق یهود و محمد بر ما فریاد می آورند: چگونه چنین گفته ای در مورد خدا پذیرفتنی است؟ چگونه ممکن است خدا، خدمتکاری باشد؟ چگونه ممکن است او گناهکار بیچاره ای باشد؟...».
لوتر همواره به مسیحیان تأکید می کرد که به آنچه محمد (ص) در کتابش گفته است بی اعتنا باشد و به عقاید خویش پایبند : «و شما به عقیده تان در خصوص خدای مجسم در مسیح قانع و خرسند باشید ... اگرچه محمد و پاپ همچنان به اکتشافات خود ادامه می دهند، با مسیح مصلوب بمانید».
فصل هفتم
اومانیست یا متحجر
(محمد در آثار اروپائیان در قرن هیجدهم)
شکست ترکان در خارج از وین در سال 1683 آغاز برای کاهش خطر ترکان برای اروپا و رفع نگرانی های ناشی از این دولت بود. از سوی دیگر، قرن هیجدهم دوران روشنگری و رواج اومانیسم بود بود. دوران کانت (1724 – 1840) دوران حاکمیت خرد یا به اصطلاح عصر خرد است. این زمان به تدریج آزادی فکری هم پدید آ

/ 0 نظر / 223 بازدید