سئوالات جامعه شناسی سیاسی آزمون دکترای دانشگاه آزاد از سال 90-1381


2- آیا می توان ریشه های تاریخی جامعه شناسی سیاسی را در زمان فلسفه یونان باستان مانند  افلاطون و ارسطوجستجو کنند؟ از یک سو کوشش فکری افلاطون و ارسطودر تبیین دگرگونی نظام های سیاسی و اسباب وقوع انقلاب ها نام برد و از سوی دیگر علاوه بر اینکه در پی ترسیم جامعه آرمانی بودند لیکن به کشف قواعد و قوانین حاکم بر زندگی سیاسی نیز نظر داشتند.
3- جامعه شناسی مدرن از چه زمانی و توسط چه کسانی مطرح شد؟ ماکیاولی و هابز در قرن 16گرایشی علمی تر و عینی تر یافت و خصلت جامعه شناسی آن نیز نیرومند تر بود.مثلا اندرزهایی که ماکیاولی در کتاب شهریاران می دادمبتنی بر این بینش جامعه شناسان بود که اساس تداوم قدرت حاکم ترس اتباع از ایشان است.چنین دیدگاهی توضیح مبانی نظم و عوامل بی ثبات سیاسی ، از طریق مراجعه به آنچه خارج از حیطه اراده حکام قرار می گیرددانش سیاسی را هر چه بیشتر بسوی جامعه شناسی سیاسی گرایش می دهد.
4 - ریشه های جامعه شناسی سیاسی به عنوان شاخه ای از دانش سیاسی امروز را بایستی در چه تحولاتی و در چه قرنی یافت ؟ ریشه های جامعه شناسی سیاسی را باید در غالب تحولات قرن 19 یافت . کاربرد روشهای علوم طبیعی در علوم اجتماعی در قالب مکتب اصالت اثبات تحولی اساسی درکل این علوم پدید آورد.و بویژه علاقه به ایجاد علم جامعه و سیاست را افزایش داد.گرچه حاصل این تحول پیدایش مبادی علم نوین جامعه شناسی بود لیکن همین خود به تکوین مبانی جامعه شناسی سیاسی نیز مدد رساند.سن سیمون و اگوست کنت به عنوان پیشتازان مکتب اصالت اثبات بر آن بودند که می توان سیاست را بصورت علمی اثباتی درآوردکه اعتبار احکام آن بر شواهد عینی قابل اثبات استوار باشد. جامعه شناسی سیاسی به مفهوم نوین خود حاصل تحولات سیاسی و اجتماعی عصر جدید می باشد.
5 - بصورت اجمالی پیشینه جامعه شناسی سیاسی را بیان کنید: از یک سو کوشش فکری افلاطون و ارسطودر تبیین دگرگونی نظامهای سیاسی و اسباب وقوع انقلاب ها نام برد و از سوی دیگر علاوه بر اینکه در پی ترسیم جامعه آرمانی بودند لیکن به کشف قواعد و قوانین حاکم بر زندگی سیاسی نیز نظر داشتند. در16 نیز افرادیمثل ماکیاولی و هابز گرایشی علمی تر و عینی تر یافت و خصلت جامعه شناسی آن نیز نیرومند تر بود.مثلا اندرزهایی که ماکیاولی در کتاب شهریاران می دادمبتنی بر این بینش جامعه شناسان بود که اساس تداوم قدرت حاکم ترس اتباع از ایشان است.چنین دیدگاهی توضیح مبانی نظم و عوامل بی ثبات سیاسی ، از طریق مراجعه به آنچه خارج از حیطه اراده حکام قرار می گیرددانش سیاسی را هر چه بیشتر بسوی جامعه شناسی سیاسی گرایش می دهد. ریشه های جامعه شناسی سیاسی را باید در غالب تحولات قرن 19 یافت . کاربرد روشهای علوم طبیعی در علوم اجتماعی در قالب مکتب اصالت اثبات تحولی اساسی درکل این علوم پدید آورد. سن سیمون و اگوست کنت به عنوان پیشتازان مکتب اصالت اثبات بر آن بودند که می توان سیاست را بصورت علمی اثباتی درآوردکه اعتبار احکام آن بر شواهد عینی قابل اثبات استوار باشد. جامعه شناسی سیاسی به مفهوم نوین خود حاصل تحولات سیاسی و اجتماعی عصر جدید می باشد.
6 - تامل در باره رابطه میان دولت و جامعه با تکوین چه پدیدهای و چگونه آغاز گردید؟ تامل درباره این رابطه میان دولت و جامعه با تکوین دولت مدرن آغاز شد. پیدایش دولت مدرن در همه جا محصول : 1-حل منازعه میان شهریاران و قدرتهای محلی 2-گسترش روابط اقتصادی بازاری 3- پایان نزاع میان مذهب و دولت به سود شهریاران بود. . دولت مدرن در همه جا نخست در هیت دولت مطلقه پدیدار می شدوچنین دولتی مقدمات لازم را برای یکپارچگی و وحدت ملی فراهم می کرد.
7 - پس از تشکیل دولت مدرن چند نوع برداشت درباره دولت و جامعه پیدا شد؟ دونوع برداشت :1- برداشت فلسفی 2- برداشت غیر فلسفی برداشت فلسفی : با محتوای فلسفه سیاسی جدید  که با پرسش اصلی  این که بهترین رابطه میان دولت و جامعه چیست؟ یا چه نوع رابطه ای میان دولت و جامعه باید برقرار باشد؟ برداشت غیر فلسفی: یا علمی و جامعه شناختی که زمینه اصلی جامعه شناسی نوین می باشد و پرسش اصلی آن این است که چه نوع رابطه ای میان دولت و جامعه وجود دارد؟
8 - تفاوت اصلی میان جامعه سیاسی و علم سیاست در چیست؟ جامعه شناسی سیاسی بیشتر نگاه پایین به بالا دارد یعنی تاثیرات جامعه بر سیاست را بررسی می کند. علم سیاست بیشتر نگرش بالا به پایین دارد یعنی بیشتر به بررسی ساختار قدرت و تصمیم گیری و تاثیرات آنهادر روابط اجتماعی می پردازد.
9 - از منظر خواستگاه تاریخی پیدایش شاخصه جامعه شناسی سیاسی که متضمن مفهوم جدایی دولت از جامعه است  معلول چه دگرگونی های سیاسی و اجتماعی می باشد؟ تصور جدایی میان دوحوزه دولت و جامعه حاصل تحولات تاریخی عمده ای بود که در قرن 19 به اوج خود رسیدند. اول: باازمیان رفتن دولت مطلقه و پیدایش نظام لیبرال دخالت حکومت ها در اقتصاد کاهش یافت و جامعه مدنی  به عنوان حریم آزادی های  اقتصادی و اجتماعی فرد در مقابل قدرت سیاسی قوت یافت .با فروپاشی دولت مطلقه و تجزیه آن به دو قدرت سیاسی و جامعه مدنی  تصور دو حوزه سیاست و جامعه آسانتر شد. دوم : جدایی تدریجی دین و جامعه بود در نتیجه دین ونهادهای اجتماعی آن در حوزه جامعه قرار گرفتند و دولت بازتابی علایق جامعه بحساب می امد.
10 -  سه گرایش یا سطح تحلیل در جامعه شناسی سیاسی را تبیین کنید : 1-گرایش رفتاری : به سطح تحلیل فرد و رفتارهای او به عنوان رفتارشناسی سیاسی به بررسی و توضیح رفتار سیاسی فرد در هر حوزه از کل جامعه چه حوزه درون قدرت سیاسی و چه خارج ازآن موضوع اصلی جامعه شناسی سیاسی را تشکیل می دهد.مثلا گرایش های مختلف و ایدئولوژیکی فرد بر اساس متغیرهای گوناگون مثال: پایگاههای اجتماعی – سیاسی – شان اجتماعی و آموزش و... 2-گرایش تاثیر نیروهای اجتماعی در زندگی سیاسی : که به بررسی روابط میان دولت و جامعه به عنوان حوزه ای که در ان زندگی سیاسی به معنای واقعی –ملموس و انضمامی در آن جریان دارد . و نقش- عملکرد و تاثیرات تعیین کنندگی گروه ها و نیروهای اجتماعی بر وجوه گوناگون حیات سیاسی ( مانند خصلت اجتماع سیاسی-ایدئولوژی و سیاستگذاری و ..) بررسی می شود. 3-گرایش و سطح تحیل ساختاری و عوامل تعیین کننده آن : نگرشی انتزاعی به جامعه شناسی نوین دارد در نگرش ساختاری بجای بحث از نقش گروها و نیروهای اجتماعی در زندگی سیاسی ، از تاثیر ساختار اقتصادی – اجتماعی و فرهنگی برروی ساخت سیاسی سخن می گوید.نگرش ساختاری اغلب جریان زندگی سیاسی در وجه انضمامی  آن را از دیده دور می داردو بافرض وجود ساختها به عنوان اموری مجزا ی از عمل به بررسی روابط می پردازد.
11- علت رشد و چگونگی گسترش جامعه شناسی نوین به عنوان جزئی از علوم سیاسی جدید توضیح دهید: علت رشد و گسترش جامعه شناسی نوین در نتیجه گسترش گرایش به علوم اثباتی و پوزیتیویسم در علوم اجتماعی بوده است .( اثبات گرایی در علوم طبیعی و عینی در اندیشه های علوم انسانی و اجتماعی بوده است). علمای اجتماعی قرن 19 کوشیدند که به روشهای معمول در علوم به ترقی یعنی علوم طبیعی را برای شناخت بهتر دولت و جامعه بکار ببرند. اصالت تجربه و علم اثباتی سرچشمه معرفتی علوم اجتماعی جدید بود.جامعه شناسی جدید همراه با علم سیاست مدرن بر خلاف دانش سیاسی قدیم از اغاز به شیوه علوم پوزیویتیستی از اتخاذ مواضع نقادانه – تجویزی و ارزش گذارانه پرهیز کردو بیشتر از طریق توصیف پدیده ها و طبقه بندی آنها و استقرا در پی یافتن قواعد عام پدیده های اجتماعی بر آمد.
12- شیوه های آیین اصالت اثبات (پوزیویتیستی) را ذکر کرده و تاثیر آن را بر رشد و گسترش جامعه شناسی نوین را شرح دهید: جامعه شناسی نوین و علم سیاست مدرن در روش پوزیویتیستی بر خلاف دانش سیاسی فلسفه قدیم از اتخاذ مواضع – نقادانه- تجویزی- ارزش گذارانه پرهیز کرده  و بیشتر از طریق  توصیف پدیده ها – طبقه بندی و استقراء آنها در پی کشف قواعد عام پدیده های اجتماعی بر می آمد. دانش اجتماعی و سیاست مدرن را می توان بصورت فیزیک اجتماعی عرضه کرد و هدف آن کشف قوانین تغییر ناپذیر ترقی انسان در طی تاریخ بوده است . اگوست کنت قانون مراحل سه گانه ترقی را ( گذر از مراحل  مذهب- متافیزیک و نیل به ورطه علم اثباتی ) تلقی میکرد. بنیاد معرفت شناختی مکتب علم اثبات اعتقاد به وحدت علم دارد. به این معنی که همه رشته های علمی اعم از علوم طبیعی و اجتماعی را می توان تابع شناخت شناسی و روش شناسی واحدی کرد.
13- چگونگی تاثیر رونق نگرش پوزیویتیستی در جامعه شناسی سیاسی آمریکا را بیان کنید: در سال 1880با تاسیس مدرسه عالی علوم سیاسی در دانشگاه کلمبیا بوسیله - جان برگس - نگرش پوزیویتیستی درجامعه شناسی سیاسی امریکا رونق گرفت . بعدها – ارتو بنتلی- در سال 1908 با کتاب روند حکومت با نفی روش های تجویزی و فلسفی و ارزش گذارانه و تاکید بر وحدت موضوع علوم ، علم سیاست و جامعه را به عنوان مطالعه رفتار گروهی تعریف کرد. گرایش اثباتی در  - مکتب شیکاگو – در دهه 1920 به اوج خود رسید. مکتب شیکاگو  در بحث های تجربی از 1- قدرت سیاسی و مبانی و روشهای اعمال آن 2- مطالعه رفتار سیاسی رای دهندگان 3- مطالعه انتخابات و دلایل گرایش های ایدئولوژیک در رفتار سیاسی انها می پردازد. در سال 1922  - چالز مریام – با کتاب ابعاد جدید سیاست  بر اهمیت کاربرد امار و مشاهدات تجربی در علم سیاست و جامعه سیاسی امریکا تاکید گذاشت.  والتر لیمپن  -  در کتاب افکار عمومی به این امر تاکید نمود. بعد از جنگ جهانی دوم  به موضوعات گروههای فشار و احزاب و .. پرداخت.
14- تاثیر گرایش پوزیتیویستی در علم سیاست و جامعه شناسی غرب در غالب چه نظریه ای و توسط چه کسانی مطرح شده است؟ تاثیر گرایش پوزیتیویستی به شکل فونکسیونالیستی و توسط تالکوت پارسونز و پیروانش ظاهر شد. نظریه اصالت کارکرد با گرفتن مفاهیم اصلی خود از علوم مکانیکی ، جامعه را همچون مجموعه ای ابزار گونه فرض میکند و به صورت مکانیکی به بحث از روابط میان نظام اجتماعی و نظام سیاسی می پردازد. دیوید ایستون- در کتاب سیستم سیاسی  -   نظام سیاسی را جزئی از کل نظام اجتماعی توصیف می کند. نگرش اصالت کارکردی ، سیستمی و سینرتیکی در مجموع دارای گرایش اثباتی و محافظه کارانه بوده  و موضوع مطالعه را عموما از محیط ارزشی آنها تجزیه کرده و پدیده های مورد مطالعه خود را از متن کلیت انها جدا می کند و به صورتی انتزاعی در می اورد.
15- منابع و سرچشمه های فکری سه گانه جامعه شناسی سیاسی را اجمالا توضیح دهید: 1- مکتب اصالت اثبات و پوزیتیویستی  2 – سنت مارکسیستی  3- مکتب علوم فرهنگی آلمان 1- مکتب اصالت اثبات و پوزیتیویستی : مکتب اصالت اثبات هدف آن  - کشف قوانین تغییر ناپذیر ترقی انسان در طی تاریخ بود .  آگوست کنت  -  رابطه سه گانه ترقی  ازمراحل مذهبی  به متافیزیکی  و نیل به  ورطه علم اثباتی را به عنوان یکی از یافته های مهم یزیک اجتماعی تلقی می کرد . بنیاد معرفت شناختی- مکتب صالت اثبات در گسترش اثبات گرایی اعتقاد به وحدت علم دارد.و شرایط عینی و ذهنی علوم طبیعی را در علوم انسانی قابل تاثیر می داند. همه پدیده ها حتی اجتماعی مانند پدیده های طبیعی و خارجی عینی و تجربی هستند. . این اعتبار وحدت باعث روش تحقیق یگانه درعلوم هستند. از این رو مکتب اصالت رفتار ابعاد مشهود و آشکارتری را در فرایند رفتار سیاسی مورد مطالعه قرار می دهد. این مکتب چه از لحاظ عینی ، اندازه گیری و طبقه بندی به پوزیتیویسم نزدیک است . افرادی مانند : - جان برگس -  چالز مریام – مکتب شیکاگو – دانشگاه کلمبیا  از حامیان این اندیشه هستند. مکتب اصالت کارکرد یا فونکسیونالیسم و توزیع آمرانه ارزشها  ادامهه حیات جدیدتری از اصالت اثبات است که با اندیشه های پارسونز  بیان شده است . در این گرایش به صرف توصیف وضع موجود غالب بوده و گرایش جامعه و دولت به تعارض ، تضاد و بحران چندان اهمیت ندارد. براساس  نظریه  پارسونز جامعه به شکل مکانیکی و ابزار گونه در روابط اجتماعی و نظام سیاسی فعالیت می کند. 2- مارکسیسم و سنت مارکس : گرچه مارکس اعتقاد چندانی به -  کنت – نداشت و اندیشه های مارکس تاثیر زیادی در جامعه شناسی سیاسی داشت . منظور اصلی مارکس از اقتصاد سیاسی همان جامعه شناسی سیاسی –اقتصادی بوده است . او در نقد جامعه شناسی – کنت  جامعه شناسی سیاسی کنت  دارای خصلتی ایستا است که منازعه اجتماعی را نادیده میگرفت . در مقابل جامعه شناسی پوزیتیویستی  - کنت – مارکس کشمکش گروهها و طبقات اجتماعی  به کشف ریشه های دولت  در درون جامعه و طبقات اجتماعی می پرداخت . درکتاب سرمایه  - به نفی اندیشه انتزاعی  انسان اقتصادی  و قوانین طبیعی اقتصاد در جامعه شناسی اقتصادی – سیاسی پرداخته است . او حیات اجتماعی را به حیات اقتصادی تنزل نمی دهد بلکه بر آن بود که مقولاتی مانند کالا و ارزش و قیمت تابعی از کلیت زندگی اجتما عی هستند. ماتریالست دیالتیکی مارکس و بحث زیربنا و روبنا  - بحث فلسفی-تاریخی-معرفت شنناختی – نیستند بلکه بحث جامعه شناختی است . دیالتیک مارکس برای تعیین 1- حرکت وپویایی اجتماع 2- روابط پیچیده میان نیروهای تولید و روابط تولید 3-آگاهی ایدئولوژیکی بکار رفته است .  بحث از بحران در جامعه سرمایه داری و شرایط انقلاب سوسیالیستی به جای اقتصاد سیاسی از موضوعات اصلی مورد بحث مارکس بود. به نظر او اقتصاد علنی غیر ایدئولوژیک است. در نقد روشهای آیین اصالت اثبات : حامیان عصر جدید مارکس از دیدگاه دیالتیکی بر خلاف علمای اجتماع پوزیتیویستی واقعیت را امری ثابت نیست بلکه پرتناقض – منقطع و در حال دگرگونی است و نمی توان بر آن حتم دائم گذاشت. شناخت جهان اجتماع و رفتاراجتماعی بدون ملاحضه معنا وارزش غایت انسانی ممکن نیست . در نقد پوزیتیویستها : آنها حوزه عقلانی و تاثیرات آنها بر زندگی اجتماعی و سیاسی را نادیده گرفته و فرض بر اصول عقلانی واهداف از پیش تعیین شده دارند. 3-مکتب علوم فرهنگی آلمان : این مکتب مانند مکتب مارکسیسم ایداه الیستی است .و بنیاد دیگری برای جامعه شناس و جامعه شناسی سیاسی به وجود آورد.این مکتب علوم اجتماعی و طبیعی را به لحاظ ماهیت دوگانه می دانست و بر این اساس اثبات گرایی را در علوم اجتماعی نمی پذیرفتند.علوم اجتماعی را پدیده ای روحانی و فرهنگی می دانستند. واژه روحانی ناشی از معنای متافیزیکی به فلسفه ایده الیستی المان بود. ردریش ریکرت و ویلهایم دیلتای از موثرین این مکتب بودند. پدیده ها در این مکتب سه نوع اند: 1- پدیده های طبیعی با موضوع علوم طبیعی 2- حالات و فرایندهای روانی فرد با وضوع روانشناسی 3-پدیده های روحانی  مثل ادبیات – فرهنگ و همه نهادهای اجتماعی پدیده های روحانی عینیت یافتگی ذهن و جزئی از حوزه روح عنی با فرهنگ اند.و تفاوت زندگی اجتماعی از زندگی طبیعی در همین مفهوم است. جهان سرشار از معنا- نظم – تعبیر- اندیشه و...و نیت و قصد است. پس بر خلاف جان فی نفسه با معناست.
16- جایگاه تمثیل در نظریه پردازی علوم اجتماعی و مهمترین تمثیل های بکار رفته در نظریه عمده جامعه شناسی سیاسی را بیان کنید: کارل دویچ  - در کتاب اعصاب حکومت – اساس نظریه پردازی در علوم اجتماعی را بکارگیری تمثیل هایی از حوزه ای برای توضیح حوزه دیگر می داند. انسان از طبیعت برای توضیح جامعه و از جامعه برای توضیح طبیع الگو برداری کرده است. هرچه در تاریخ خلاقیت انسان پیچیده تر شده اند در علوم اجتماعی  تمثیل ها،صناعی یا مکانیکی مثل ماشین و ساعت در تمثیل های انداموار و اورگانیکی است. در تمثیل جامعه شناسی سیاسی ، تمثیل زیربنا و روبنا (مثل ساختمان)در نظریه مارکسیسم تمثیل (گردش خون) در الیتیسم ، تمثیل اورگانیکی و مکانیکی در نظریه اصالت کارکرد اشاره کرد.
17- رابطه دولت و جامعه نخستین بار از دیدگاه جامعه شناسان توسط چه کسی و چگونه مورد بررسی قرار گرفت ؟ کارل مارکس نخستین بار به رابطه دولت و جامعه پرداخت.در قرن 19 این رابطه میان دولت و جامعه برحسب افراد-حقوق و آزادی های افراد با دیدگاه تجویزی مورد توجه قرار گرفت. کارل مارکس معتقد بود نقطه عزیمت دولت مدرن را نمی توان در فرد و یارابطه او با دولت جستجو کرد بلکه بررسی اینکه انسان موجودی انتزاعی نیست که در خارج از جهان منزل کرده باشد بلکه انسان  همان جهان اجتماعی دولت و جامعه است. و افراد و طبقات اجتماعی  در ارتباط با یکدیگر معنا پیدا می کنند.
18- مفهوم (پراکسیس) ، (شئی گشتگی)، (ازخودبیگانگی) را از دیدگاه مارکس توضیح دهید: - 1- پراکسیس : یا کار ادمی در طول تاریخ تولید کننده و سازنده همه اشکال نهاد های تاریخی و اجتماعی (ابزار تولید –کالا-نهادها و نظام اقتصادی –مظاهر فرهنگی و ایدئولوژیکی و..) است. پراکسیس در تاریخ   به عنوان ترکیب عین و ذهن مهمترین عامل تعیین کننده و خلاق در جامعه و تاریخ است.جهان نهاد ها و نمودها بازتاب کار عمل (پراکسیس) در تاریخ است.کار انسان عینیت پیدا میکند و جهان نهادها و اشکال اجتماعی را می سازد. - 2-شئی گشتگی : (ریفکیشن) : هنگامی پیش می آید که هرگاه جهان نهادهای اجتماعی پیش از آنکه  مقتضی فرایندتکامل در هر مرحله تداوم یابددر این مرحله موضوعات خلق بشر ارزش بیشتر پیدا می کند. که به آن شئی گشتگی می نامند. چراکه موضوعات از خود برتر و ازلی و ابدی تلقی می شوند. -       3-الیناسیون :از خود بیگانگی و تعلق خاطر به اشیاء وکار و تبدیل شدن به نیروی کار جهان کالا یکی از مظاهر اصلی شئی گشتگی و ازخود بیگانگی از کار خویش است.
19- تعابیر سه گانه مارکس از زیر بنا و روبنا را شرح دهید: -  1- تعیین کنندگی یکجانبه : همیشه زیربنا تاثیر گذار می باشد. - 2- تعیین کنندگی دوجانبه : رابطه میان زیربنا و روبنا دوطرفه است. - 3- تعیین کنندگی همه جانبه :تاثیر گذار همه موارد می باشد. - زیربنا – اقتصاد یا فرایند پراکسیس انسان در تاریخ(جامعه) - روبنا-فرهنگ و مجموعه محصولات عینیت یافته کار (دولت)
20- مهمترین و مناقشه برانگیزترین عنصر جامعه شناسی مارکسیستی چیست؟ مهمترین مسئله زیربنا و روبنا به عنوان عنصر جامعه شناسی مارکس است.
21 – جوهره نظریه زیربنا و روبنا در نظریه مارکس که اساس جامعه شناسی سیاسی را تشکیل می دهد چیست؟ اندیشه ارتباط میان طبقات اجتماعی و قدرت سیاسی  جوهره نظریه زیربنا و روبنا مارکس می باشد.حوزه اصلی جامعه شناسی سیاسی که در حقیقت محل تجلی کل روابط روبنا وزیربنا بشمار می رود (رابطه میان طبقات اجتماعی و دولت ) است.ویژگی اساسی جامعه شناسی مارکس :(1-تجزیه جامعه به اجزاء آن 2- تشخیص منافع وطبقات عمده موجود در آن3-کشف روابط سیاسی میان اجزا 4-کشف رابطه میان اجزای جامعه و ساخت سیاسی) است.
22- بطورکلی در آثار تاریخی سیاسی مارکس چند تعبیر مختلف از رابطه میان دولت و طبقات اجتماعی می توان یافت؟ -   1- تعبیر ابزارانگارانه 2- تعبیر استقلال نسبی -   1- تعبیر ابزار انگارانه : دولت ابزار مسلط طبقه بالا و وسیله تضمین و تداوم آن تلقی می شود.از آنجا که توزیع امتیازات اجتماعی و اقتصادی جزء ذاتی ساخت قدرت سیاسی است- بنابراین ضرورتا دولت برخاسته از قدرت اقتصادی و اجتماعی طبقه مسلط است.دولت حداقل در وجه تولید سرمایه داری روبنایی است که بر بنیاد اقتصادی استواراست. - 2- استقلال نسبی: دولت و نهادهای آن ممکن است نسبت به زیربنا اقتصادی و طبقه حاکم دارای تنوعات تاریخی باشد و قدرت آنرا نمیتوان لزوما و مستقیما به منافع و علایق طبقه بالا محدود دانست.دولت به هر حال دارای میزانی قدرت مستقل و استقلال نسبی از طبقه بالاست.
23- تفاوتها و شباهتهای اندیشه مارکس و  ماکس وبر را ببرید؟ - الف)- تفاوت ها : -مارکسیسم نظریه ای تک بعدی و عاجز از دریافت درست روابط پدیده های اجتماعی است و یک از واقعیت را بیش از حد بها می داد و عوامل تعیین کننده مختلف را در نظر نمی گرفت ، اما ( وبر) بر تحلیل پدیده های اجتماعی به وسیله علتی واحد را رد می کرد یعنی بین عوامل مختلف اقتصادی – نظامی و ... تفاوت های مختلف قائل بود. 2- مارکس طبقه اجتماعی را تنها واحد اساسی تقسیم بندی جامعه می دانست ولی  (وبر) جامعه را از سه جهت  1-قدرت اقتصادی 2-شان و منزلت اجتماعی3-قدرت سیاسی تقسیم بندی می نمود.مثلا احزاب را در طبقات مختلف بررسی می کرد. ب) شباهت ها: -- 1- هر دو می کوشیدند بیان پدیده های مربوط به حوزه آگاهی و اندیشه با علایق و منافع اقتصادی و سیاسی رابطه ای به دست آورند. -2- هر دو جهت درک روابط میان حوزه های نهادی جامعه تلاش داشتند.و همه نهادبه شیوه های گوناگون از حیث کارکردی با نظم اقتصادی جامعه پیوند دارند.
24- روند عقلانی شدن جهان به عنوان عام ترین مفهوم اندیشه  وبر را شرح دهید: به نظر وبر جهان همواره در فرایند عقلانی شدن به پیش می رود.عقلانیت -وبر - یعنی گسترش عقلانیت نهادی و ابزاری در زندگی خارجی و اجتماعی چون 1- گسترش پیچیدگی نظام اجتماعی 2- گسترش سازمان یافتگی3- انظباط پذیری و قابلیت پیش بینی و کنترل زندگی 4-تسلط انسان بر محیط از طریق گسترش علایق ابزاری انسان نسبت به طبیعت 5- از میان رفتن قدرت نیروهای اسرار آمیز و غیر عقلانی رادر زندگی را در بر می گیرد. فرایند عقلانی شدن گرچه ضروری به نظر می رسد ولی موجب از خود بیگانگی و ناخرسندی فزاینده انسان می گردد.
25- در جامعه شناسی ( مارکس وبر) چه حوزه هایی عقلانی و چه حوزه هایی غیر عقلانی است؟ به نظر وبر فقط تنها حوزه های خاصی در زندگی عقلانی اند مثل حوزه ( اقتصادی-بروکراسی – علم) که انظباط پذیری و پیش بینی شدنی هستند. و سایر حوزه هایی از زندگی که غالبا غیر عقلامی هستند و حاصل طرح و نقشه نیستند.
26- در جامعه شناسی (وبر) بسیاری از رفتارهای اجتماعی عقلانی است یا غیر عقلانی چرا و چگونه ؟ عمده حوزه های فعالیت انسان در جامعه غالبا غیر عقلانی است.چون عمده فعالیت ادمی دارای نظم و انظباط و نیز پیش بینی نشده است و همچنین دارای طرح و نقشه نیست.
27- عواملی که موجب غیر عقلانی شدن بشر هستند کدامند؟ - 1- عاطفه و احساسات 2- عامل تصادف 3- وجود تعارض ذاتی میان ارزش های زندگی انسان - 1- عاطفه واحساسات: منشاء بسیاری از کنشهای فردی خصوصی – اجتماعی – سیاسی ناشی از زندگی عاطفی است. این زندگی عاطفی مربوط به حوزه ( روحانی ودینی ) هم میگرددکه باعث پیدایش جنبشهای کاریزما درتاریخ می شوند. -  2- عامل تصادف : برخاسته از طبیعت یا رفتار و روابط انسانها بر زندگی انسان تاثیر تعیین کننده ای دارد. وجود تعارض ذاتی میان ارزش های اصلی زندگی : انسان همچون آزادی ، برابری،سعادت فردی و سعادت جمعی جز آن است. مثلا تلفیق دین و سیاست امکان پذیر نیست ( چون اگر اصول را حفظ کنیم مصلحت سیاسی از دست می رود و بالعکس)
28- چهارنوع مثالی کنش اجتماعی (وبر)را توضیح دهید: 1- کنش عقلانی هدفمند: بر اساس رابطه میان وسیله وهدف ، خصوصا در زندگی عقلانی ، بازیگر اجتماعی هم ممکن است وسایل رسیدن به هدف را بر اساس اقتضای تسهیل کار خود تغییر دهد. 2- کنش عقلانی مبتنی بر ارزش : عمدتا در حوزه دین و اخلاق ضاهر میگرددو عمدتا در اصول اعتقادات صورت میگیرد 3-کنش سنتی: کنش مکانیکی است و محاسبه وسیله و هدف در آن صورت نمی گیرد و این کنش بر اساس تقلید محض و ناخوداگاه انجام می پذیرد. 4-کنش عاطفی و احساسی: بدون محاسبه هدف و وسیله صورت می گیرد که حیطه انظباط ناپذیری و غیر قابل پیش بینی است.
29- موضوع جامعه شناسی ( وبر) یعنی انواع اصلی سیاست وسلطه را شرح دهید: 1- کنش سنتی یا عاطفی : هرگاه حکم بر اساس برخی از سنت ها صورت گیرد و اتباع نیز به موجب همان سنتها از حکومت اطاعت کنند در آن صورت نوع سیاست و سلطه بر اساس مشروعیت سنتی است. 2-هرگاه رابطه حاکم و واطاعت رابطه ای عاطفی و مبتنی بر ارادت شخصی باشد سیاست و سلطه کاریزمایی می باشد. 3- هرگاه رابطه میان حکم بر اساس قوانین و هنجارهای عینی صورت گیرد ،سلطه و سیاست بروکراتیک و قانونی مبتنی بر کنش عقلانی
30- سیاست و سلطه سنتی از نظر (وبر) را اجمالا توضیح دهید: مبتنی بر سنت هایی که از جانب حاکم و اتباع مورد اطاعت قرارمی گیرد مبنای اجتماعی سلطه سنتی –کنش سنتی است که به موجب آن رابطه سلطه گری از پیش تعیین شده تلقی میگردد.  مجال شخصی شدن حکومت وجود دارد و مجبور به حفظ سنتها ورعایت آن هستند.  مذهب تاثیر مهمی دارد وبه عنوان بنیاد سنتهای جامعه اغلب نسبت به حکام سنت شکن واکنش نشان می دهد. از آنجا که سیاست سنتی درعمل به شخصی شدن گرایش دارد دیوان و ارادت گسترش می یابد.وابستگاه ،خویشاوندان و خدمت گذاران حاکم دارای قدرت هستندو روحانیون نقش تعیین کننده ای دارند و تا زمانی که دستگاه دیوانی ،ناامنی شغلی ، ارتقاءبرحسب ضوابط اداری نیست،مذهب با مقام قابل تفکیک نیست ، قدرتمندی زیاد ، ارزش گرایی و سلطه پاتریمونیالیستی هم تلقی می شود.
31- سیاست و سلطه بروکراتیک از نظر (وبر) را اجمالا توضیح دهید: -روش عقلی گسترش عقلانیت و بروکراسی مبتنی بر هنجارهای عینی و قانونی جامعه ای رشد یافته با پیدایش – نظام حقوقی عقلانی –اقتصاد پولی-توسعه امکانات ارتباطی-تحول فکری به علایق دنیوی می باشد . در این حکومت رابطه میان حکم و اطاعت غیر شخصی و اطاعت بر اساس هنجارهای قانونی مبتنی بر تفکیک وظایف است و سیاست و بروکراتیک بر کنش های عقلانی استوار است. در بروکراسی مدرن مهارت و کاردانی جای تعهدات سنتی و شخصی را می گیردومیان مقام و منصب جدایی وجود دارد و ارثی نیست و امنیت وجود دارد.
32- سیاست و سلطه کاریزماتیک از نظر (وبر) را اجمالا توضیح دهید: - دونیرویی که ممکن است اقتدار و سلطه سنتی را برهم بزند(1- نیروی عقلانی 2- نیروی کاریزماتیک).  نیروی کاریزما نیرویی غیر عقلانی – معجزه اسا و غیر قابل پیش بینی است بنابراین معلوم نیست تحت چه شرایطی کاریزما و جنبش کاریزمایی پدید می آید. کاریزما برخاسته از نیاز دائمی انسان به زندگی و واقعیت جهان و جامعه در پاسخ به مسئله معنا پدید می آید. وممکن است در غالب یک پیامبر یا رهبر – یا گروههای اجتماعی و یا حزب سیاسی عرضه گردد.  جنبش کاریزمایی فردی باعث ارادت و خود کشی عاطفی می شود.جنبش کاریزمایی طولانی نیست و بعد از مدتی ( روتیین ) می شود. تداوم جنبش کاریزمایی با علایق مادی برخی گروههای اجتماعی حامل درآمیزد.
33- الگوی جامعه شناسی (پلورالیسم) در مقابل کدام نظریه جامعه شناسی پیدا شده و متاثر از چه الگوی جامعه شناسی سیاسی بوده است و در واکنش به نظریات کدام جامعه شناسان سیاسی عرضه شده است؟  الگویی پلورالیسم در مقابل نظریه مارکسیستی درباره مبنای طبقاتی دولت بر تعددمراکز قدرت اجتماعی تاکید می گذارد.متاثر از الگوی ماکس وبر که در مقابل واکنش برخی از اندیشمندان به مانند موسکا و پاره تو در خصوص وجود ( الیت ) (قدرت نخبگان) که به قدرت واحد در جامعه تاکید می گذاشتند عرضه شده است.
34- الگوی جامعه شناسی پلورالیستی را با تاکید بر فرض اصلی آن توضیح داده و ریشه های نظری الگوی جامعه شناسی سیاسی پلورالیسم از کجا سرچشمه می گیرد؟ -  بر طبق این نظریه (دموکراسی ) به مفهوم متداول و واقعی آن چیزی جز تعدد گروههای قدرت و احتمال دست به دست شدن قدرت سیاسی میان آنها نیست. درحالی که دیکتاتوری سلطه گروه قدرت واحد می باشد.درالگوی پلورالیسم رابطه قدرت دولتی با مجموعه گروهها ونیروهای اجتماعی بررسی می شود.تکثر و تنوع فرض اصلی دیدگاه پلورالیستی می باشدوقدرت سیاسی فرایند پایان ناپذیر میان سازش و رقابت نیروهای مختلف که نماینده علایق و منافع اجتماعی گوناگون از قبیل گروههای صنعتی –کارگری ... می باشند. ریشه نظری جامعه شناسی سیاسی پلورالیستی را می توان در نظریات رئالیستی و الیتیستی در اوایل قرن 20 دانشمندانی مانند پاره تو –موسکا و میخلز جستجو کرد.
35- درپاسخ به این سوال که درجامعه مدرن قدرت به تمرکز یا تفرق تمایل دارد نظریه پردازان قدیم و متاخر چه دیدگاهی دارند؟ - نظریه پردازان قدیم : قدرت را به دلایل مختلف متمایل به تمرکز در دست گروه ها یا الیت ها (الیگارشی) واحدی می دانستند. و تاکید می کردند که منابع مختلف مکمل و موید یکدیگرند و نهایتا قدرت سیاسی و ثروت و شان اجتماعی در دست گروه واحدی متمرکز می گردد.  نظریه پردازان متاخر: با تاکید بر پلورالیسم الیت ها استدلال می کنند که در جامعه مدرن با افزایش پیچیدگی ها ،ساختارهای اجتماعی و پیدایش الیت های مختلف قدرت تمایل به تفرق پیدا کرده است. از این روپلورالیست ها درجامعه مدرن منابع قدرت متکثر شده وشامل اموری چون –ثروت-شان اجتماعی- تحصیلات و.. می شود.که این تنوع باعث ایجاد الیت های متنوع و رقیب می شود.
36- از دیدگاه جامعه شناسی الیتیستی  ضرورت و اجتناب ناپذیری وجود یک یا چند الیت با چه دلایلی توجیه شده است؟ - میتوان گفت که توده های مردم بر طبق تجربه تاریخی ناتوان از حکومت برخویش اند.و هرچند گاه بصورت ناگهانی در صحنه تاریخی و سیاست ظاهر می شوندو در انتقال قدرت از گروهی به گروه دیگر موثر می افتند،لیکن دیری نمی پاید که دوباره دچار عدم تشکل می شوند و انفعال پیشه می کنند. - توده های مردم ترجیح می دهند مسئولیت تصمیم گیری درباره مسائل عمومی و حتی مسائل مربوط به خودشان را به سرامدان واگذار کنند، در مقابل سرامدان توانایی سازمان بخشیدن به خویش را دارند.و همین سازماندهی یکی از ویژگیهای اصلی (الیت) بودن است.همواره اقلیتی از مردم میتوانند به خود سازمان دهند در حالی که اکثریت تشکل ناپذیرند.
37-از مفهوم الیت چه معانی برداشت می شود؟ -   مفهوم نخبگان –سرامدان- حاکمان و دارندگان مناصب حکومتی که بیشتر در مفهوم بروکراتیک و سنت دموکراتیک جایگاه دارد و شامل انگلیس و فرانسه - -مفهوم گروههای اجتماعی که برتر از دیگر گروههای اجتماعی هستند،اگرچه حکومت را در دست نداشته باشند. مفهوم  الیت در این معنا نوعی بار اخلاقی و ارزشی دارد، مانند کشورهای فاشیستی ایتالیا و المان -  مفهوم سوم نیز ترکیبی از دوگروه دیگر بوده است که بصورت دو پهلو و ترکیبی بکار می رود.
38- تفاوت میات الیت و طبق هاجتماعی چه مجادلاتی را بر انگیخت؟ -   برخی معتقدند که پایگاه اجتماعی الیت وسیعتر از پایگاه اجتماعی  طبقه اجتماعی مانند اشرافیت و موروثی است. -   در مطالعه الیت ها باید به تحرک اجتماعی توجه داشت یعنی الیت با طبقه اجتماعی تفاوت دارد. به این معنا که حکومت طبقه ها مبتنی بر مالکیت وسایل تولید بوده است،جای خودرا به حکومت الیتی داده است ، که قدرتش ناشی از دستاوردهای شخصی است نه ناشی از مالکیت ، این مفهوم ویژگی روانشناختی است و حکومت الیتی مترادف با حکومت شایستگان تلقی می شود . و دستاوردها و توانایی های فرد معیار پیشرفت بشمار می رود.
39- تام باتامور نویسنده انگلیسی  الیت ها رابه چند دسته تقسیم کرده است؟ به سه دسته 1- روشنفکران2-مدیران صنعتی3-کارمندان عالی رتبه در جوامع مدرن صنعتی به عنوان الیت های برجسته سخن می گوید . به نظر باتا مور (هیچ یک از این الیت ها امکان و توانایی الیت حاکمه شدن را ندارند چون فاقد انسجام و همبستگی درونی لازم هستند.
40- در بیشتر تقسیم بندی ها چند نوع الیت تقسیم شده است؟  1- الیت قدرت سیاسی 2-الیت اقتصادی 3-الیت نظامی 4-الیت فکری .اما بیشتر نظریه پردازان قدرت سیاسی را یکی از ویژگیهای اساسی الیت تلقی کرده اند.
41- چه کسی در پیدایش جامعه شناسی الیتیسم نقش عمده ای داشته است توضیح دهید؟ ویلفرد پاره تو در پیدایش این گونه نظریه نقش عمده ای داشته است. اوجامعه شناسی خود را در مجادله با مارکسیسم و پیروان دموکراسی عرضه کرد.به نظر او عقل عامل نارسایی  برای فهم رفتارهای اجتماعی و تاریخی است و انسان موجودی غیر عقلانی و واجد ذخایر عظیم غریزی و احساسی است . مذهب- سوسیالیسم – دموکراسی مظهر زندگی غیر عقلانی و خرافه و تباه کننده انسانگرایی و ترحم اند که ناشی از موقعیت گروههای گروههای ضعیف و تحت سلطه است.  رفتار انسان دو گونه می باشد(1- یا مبتنی بر منطق و عقلانی 2- یا رفتار غیر عقلانی مبتنی بر احساسات) از این روگروه کمی از مردم ویا الیت ها بیشتر بر اساس حسابگری منافع خود بصورتی عقلانی تر می اندیشندوعمل میکنند. البته اگر الیت حاکم نیز احساس ترحم و انسان دوستی در دل خود راه دهد دچار ضعف و فساد می گردد.  عمده مردم و توده های آن احساسگرا می باشند اگر چه عمل عقلانی به حوزه اقتصاد و علم محدود می شود اما سایر حوزه ها انسان تحت تاثیر احساسات و غرایز قرار دارد.
42 -غرایز احساسات اساسی و یا ذخایر 6 گانه پاره تو را نام برده و مختصر بگویید که کدامیک از آنها و چگونه در توضیح رفتارسیاسی حکام و مردم بکار می رود؟  -1- غریزه ترکیبات –خلاقیت و ابتکار : این غریزه توانایی تفکر،خلاقیت ،و ابتکار تجلی پیدا می کند. این غریزه شامل و مبنای مشترک الهیات ، فلسفه و علم است. موادغریزه ابتکار شامل تصورات ،حدسیات،و تخیل خلاق انسان است.این غریزه در میان الیت های اقتصادی – علمی- سیاسی و نظامی رشد می کند و در بین توده های مردم گسترش نمی یابد. 2- غریزه تداوم مجموعه ها یا فرهنگی : شامل عادات-سنن و عقاید که در توده ها می باشد.  اعتقادات مذهبی – ایدئولوژی سیاسی و نیز غیر عقلانی بدوه است . غریزه فرهنگی موجب تداوم همبستگی زندگی اجتماعی است. 3- غریزه نیاز بزرا احساسات: شامل شعارهای مذهبی و نمایش  های جمعی است 4-غریزه مدنیت و اجتماعی که نیاز غریزی به زندگی اجتماعی ، تفریحات ،و غیره است .نیاز انسان به تقلید و هماهنگی بادیگران و ضرورت سلسله مراتب اجتماعی 5- غریزه مالکیت و متعلقات : احساس مالکیت وتعادل اجتماعی 6- غریه جنسی : کاملا زیستی –تابوها،تقوا، زهد و ریاضت کشی و راههای گوناگون پنهان کردن غریزه است و تقوی  و فضیلت تنها پوشش دروغین پنهان کردن شهوت طلبی است.
43- ضمن تشریح الگوی الیتیسم مفهوم (گردش نخبگان) پاره تو را توضیح دهید؟ الگوی استدلالی الیتیسم بر این مبناست که قدرت تمایل به تمرکز در گروه کوچکی دارد.و هرچند منابع آن متعدد باشد جامعه همواره میان دو گروه تقسیم می شود(1-سرامدان و نخبگان 2- توده های زیر سلطه) ویژگیهای  روان – زیستی به عنوان معیار تشخیص الیت از توده ها بکار می رود. بنابراین میان الیت ها و ساخت اقتصادی – اجتماعی ارتباط ضروری وجود ندارد.و زندگی سیاسی با زندگی اجتماعی اقتصادی مستقل است. جوهره سیاست از سازش و سرکوب ترکیب شده است ، ترکیب میزان دسترسی از این دو موجب توفیق و ادامه قدرت گروه حاکم میگردد وهرگاه میزان سازش پذیری الیت مسلط فزونی گردد مبانی قدرت سیاسی سست می شود.و گروه رقیب در درون توده پدید می آید که قدرت را بدست می گیرد بدین سان (گردش نخبگان) پیش می آید. تضاد واقعی نه میان الیت ها و توده ها بلکه میان الیت های گوناگون است وهمواره الیت کوچکی قدرت را قبضه میکند.
44 - قانون الیگارشی آهنین روبرتو میخلز را شرح دهید: پیدایش سازمان چه در سطح احزاب یا چه در سطح دولت موجب گسترش گرایش های الیگارشی و سلطه یک اقلیت می گردد.یعنی هیچگاه اکثریت مردم با توجه به انفعال و سازمان پذیریشان نمی توانند قدرت سیاسی را در دست بگیرند. در نتیجه تعلق به سازمان و تشکل همواره موجب گرایش محافظه کارانه می شود.
45 - موضوع بحث سی رایت میلز در کتاب الیت قدرت چیست؟  او بیان می دارد که در جامعه آمریکا اعضای طبقه کوچکی که کل مناصب مهم در جامعه را اشغال کرده است و بواسطه خاستگاه اجتماعی مشترک و خانوادگی بسیار نزدیک به هم هستند. منظور میلز  ازالیت قدرت  انرا شرکت در تصمیم گیری سیاسی می دانند از این رو جامعه امریکا سه بخش دارد 1- الیت درجه یک2-الیت درجه دوم 3- الیت جامعه شامل توده های مردم و قابل بسیج تشکیل شده است. الیت جامعه شامل روسای احزاب و گروههای سیاسی- مدیران شرکت های تجاری و صنعتی – مدیران بنگاههای ارتباط جمعی وسرامدان ارتش . ثروتمندان به تنهایی در راس سلسله مراتب قدرت سیاسی قرار ندارند.
46 - نظریه رابرت دال  در کتاب چه کسانی حکومت می کنند در خصوص الیت ها را بیان کنید:-دال در بررسی حوزه های قدرت گروههای اجتماعی مختلف در شهر های امریکا به جامعه امریکا می پردازد. وی توانایی بازیگران قدرت را در اتخاذ تصمیم های خاص در حوزه های گوناگون بررسی می کند. در بررسی تصمیم گیرندگان بیان می دارد که سه حوزه ( سیاسی-اقتصادی- اجتماعی)نشان می دهد که سه قدرت عمده قابل تشخیص است و این سه گروه با یکدیگر تداخل و هم پوشی ندارند.برطبق نظریه دال  شهرهایی بایک صفت عمده ،یک الیت قدرت واحد نیز دارند.  پیدایش
/ 0 نظر / 31 بازدید