خلاصه کتاب جنبش های اسلامی معاصر

پرفسور جان ال سپوزیتو

متولد 19 می 1940 بروکلین نیویورک

1963 لیسانس فلسفه کالج سنت آنتونی

1966 فوق لیسانس الهیات دانشگاه سنت جونز

1974 دکتر در حوزه مطالعات اسلامی حوزه فرعی ادیان

دوره پست دکتری دانشگاه هاروارد

استاد مطالعات اسلامی تطبیقی دانشگاه جرج تاون

پرفسور جان ا رال

1958 لیسانس کالج دارتوث

1960 فوق لیسانس مطالعات خاورمیانه دانشگاه هاروارد

1969 دکتری رشته تاریخ و مطالعات خاورمیانه دانشگاه هاروارد

سی سال تدریس تاریخ اسلام نیوهمپشایر

1995 انتقال به دانشگاه جرج تاون

او در قاهره بیروت و سودان زندگی کرده و سفرهای فراوانی به کشورهای اسلامی داشته است.

درآمد

فرآیند دموکراتیک سازی و احیاگری دینی در دهه پایانی قرن بیستم علاوه بر آنکه موجبات تقویت و شکل گیری نظام سیاسی دموکراتیک را فراهم نمود در همین فرآیند برخی تعارضات را در کشورهایی بوجود آورد.

به ثمر نشستن و عدم نتیجه گرفتن این تحرکات در جهان اسلام به سبب قوت احیاگری اسلامی و وسعت دامنه برای مشارکت وسیع هممگانی در عرصه سیاسی با شدت بیشتری مطرح می شوند.

1979 انقلاب اسلامی ایران و بدنیال آن اضمحلال رژیم پهلوی

1990 جنبش اسلامی موسوم به جبهه نجات اسلامی در الجزایر،رژیم اقتدارگرای آزادیبخش ملی را به چالش کشید و مجبور به پذیرش انتخابات آزاد نمود و در نهایت به شدت سرکوب شد.

رابطه میان قدرت احیاگری اسلامی و توسعه نظام سیاسی دموکراتیک مسائل مهمی در عرصه سیاسی جوامع اسلامی ترسیم نمود. که بدنبال آن دو راه پیش روی حاکمان در مقابل خواست مشارکت سیاسی عمومی قرار داد:

الف) سرکوب مطالبات و خواست ها

ب) مشارکت همگانی و گسترده

در هر دو حالت  نتیجه برای حاکمان چیزی جز از دست دادن قدرت نبود.

همچنین  در جریان این تحرکات دو راه برای رهبران جنبش های اسلامی قابل تصور بود:

الف) انطباق با حکومت مستقر

ب) مخالفت خشونت بار

تصمیم گیری گروه های اسلامی و غیر اسلامی که بدنبال دموکراتیک سازی فضا هستند موجبات بروزمنازعات را در جوامع فراهم می کند که ممکن است به رقابت؛همکاری و منازعه بینجامد.

اسلام و سیاست

سیاست در قالب ترکیبی با دین مطرح می شود.

در ادبیات معاصر اسلام هم دین است و هم دولت

بسیاری از متفکران اسلامی و غیر اسلامی در مقام سبکی جامع برای زندگی سخن گفته اند فقط با این تفاوت که در اسلام سلسله مراتب رحانیون و نهاد کلیسا وجود ندارد.

در تمدن دوره میانه امپراطوری های بزرگ اموی و عباسی ساختار کار ویژه های بسیار مهمی به لحاظ علمی و اقتصادی در زندگی دنیایی مردم شکل گرفت،ظهور علما در مقام گروهی متمایز در جامعه اسلامی و پدیدار شدن مذاهب بزرگ فقه اسلامی که به نوعی مستقل از حکومت بودند.

طرح اخوان الصفا بعنوان پایه مهمی برای زندگی دینی عمومی مطرح شد  و گاه در تعارض با نهادهای دولت قرار می گرفت.

در اوایل عصر مدرن با وجود انواع مختلفی از نظام های سیاسی در جهان اسلام بزرگترین کشورها تحت حاکمیت سلاطین بودند.(عثمانی،اروپا و خاورمیانه – مغولان در هندوستان – ایران شیعی صفویان)

همزمان با تحول ساختاری دولت ها در جهان اسلام پای اسلام و سیاسیت به میان کشیده شد.

ظهور برخی حاکمان برجسته اصلاح طلب بمانند محمد علی در مصر قرن 19 و مصطفی کمال آتاتورک در ترکیه  بعد از جنگ جهانی اول و پیگیری برنامه های اصلاحی بر مبنای تغییر آمرانه توسط آنها (به نوعی رضا شاه در ایران)

محصول رابطه  اسلام و سیاست در دو (2) قرن اخیر:

الف) تنش اصلی میان جنبش های رفرومیستی نوساز و قدیمی ها (نهاد های مستقر)

ب) تنش میان غرب گرایان و نمایندگان اسلام سنتی

ترکیه :ائتلاف میان محافظه کاران و نیروهای واپسگرا و بدنبال آن برکناری سلیم سوم در سال 1807

مصر:واکنش پنهان علمای محافظه کار به تغییرات آموزشی الازهر

محافظه کاران و سنت گرایان رفرمیست ها و نوگراها را سکولار می خواندند.

قرن بیستم و ظهور جنبش های نوین:

1928 اخوان المسلمین در مصر به رهبری حسن البنا و جماعت اسلامی 1948  درپاکستان به رهبری ابوالاعلی مودودی؛ حامیان اصلی آنها نه محافظه کاران جامعه بلکه تحصیلکردان و شاغلان در بخش مدرن جامعه بودند.

جریان غالب در اندیشه  و عمل سیاسی نگرش ها و برنامه هایی بود که مدام سکولارتر می شد.

مفهوم بندی مفاهیم ناسیونالیسم در قالب مفاهیم اسلامی

پس از جنگ دوم جهانی

زمانی که اغلب کشورها تحت قیمومیت دولت های اروپایی به استقلال سیاسی نائل شدند ایدئولوژی اعتراضی و اصلاحات رادیکال در غالب رویکرد های دمکراتیک سوسیالیستی و مارکسیستی غربی شکل گرفت.

دولتهای مستقل در جوامع با اکثریت مسلمان در دو قالب زیر نظام سیاسی در چارچوب ایده های دولت مدرن تاسیس کردند:

الف)جمهوری رادیکال

ب) حکومت سلطنتی محافظه کار

فعالیت واحد سیاسی مسلمانان در عرصه داخلی و خارجی در چارچوب منطق دولت – ملت بود که مسائل اصلی آن نحوه انتطباق مفاهیم و ساختار اسلامی دوران مدرن بود که به واقعیت آن متاثر از غرب بود.

نوگرایان اسلامی  محمد عبده در مصر و احمد خان درهند مبدل به گفتمان دینی غالب در بیشتر کشورهای اسلامی  و پایه گذاری انعطاف پذیری برای مفصل بندی و ایئولوژی نظیر سوسیالیسم اسلامی

انطباق های مهم:

53-1951  شکل گیری لیبی بعنوان کشور مستقل و حکومتی سلطنتی به رهبری صوفی مقام عالیرتبه سینوسی ها پادشاه دولت ملت نو ظهور شد.

سودان سازماندهی جماعت اسلامی ریشه در ختمیه طریقه و انصار در قالب احزاب سیاسی توده ای در قالب انتخابات پارلمانی 1956

نقش مهم شخصیت ها در ایجاد این انطباق ها غیر قابل انکار است.

سیاست و جنبش های جدید اسلامی

1970 تغییر و تحول اساسی نقش اسلام در سیاست بصورت منبع دیدگاه های جدید و بدیع در باب توسعه و دگرگونی سیاسی و نه در مقام واکنش ساده در درون جامعه

دچار شدن رهبران حکومت های دولت ملت های تازه تاسیس با مشکلات متعدد

چالش های ناسیونالیستی و میل رغبت به آنها موجبات یاس . بی ثباتی سیاسی و مشکلات عمده اقتصادی و بدنبال آن تردید مردم در جهان اسلام نسبت به کارآمدی و اعتبار ایدئولوژی حاکم

بدنبال و به موازات  افزایش تعداد افراد که اسلام را منبع مناسب رفع مشکلات می دانستند سازمانهای جدیدی اعتبار و اهمیت جدیدی یافت.(پیوستن بسیاری از سازمانها به اخوان المسلمین و جماعت اسلامی)

سازمانهای جدید بخش مهمی از فرآیند احیاگری اسلامی را  در اواخر قرن بیستم بر دوش می کشیدند.

در حکم کنش گر هستند و نه صرفا به عناصر دیگر واکنش نشان دهند.

مبین ضرورت نوعی آلترناتیو در جهت گیری اجتماعی سیاسی معتبر و بازتاب تمایلات دوگانه تحصیلکردگان در جوامع اسلامی هستند که خواهان: مشارکت دادن بیشتر و صراحت اسلامی بیشتر در جوامع می باشند.

پیگیری توآمان دموکراتیک سازی و احیا گری اسلامی

 

 

احیاگری اسلامی و فرآیند دموکراتیک سازی

مهمترین پرسش ها:

پاسخگویی به میزان سازگاری اسلام و دومکراسی و نقش جنبش های اسلامی در تحول سیاسی در عصر نهادها و دیدگاه های پسامدرن

ظرفیت های دموکراتیک منابع سنت اسلامی و توانایی جنبش های اسلامی برای تحقق موثر و توآمان اصالت اسلامی و مشارکت هگمانی دموکراتیک

منابع نظری ایدئولوژیک برای دموکراتیک سازی دولت اسلامی

وجود مفاهیم و نمادهای مطلق گرایی و سلسله مراتبی در کنار بنیان های لازم نظری برای آزادی و برابری

منابع نظری لازم برای رآیند دموکراتیک سازی:

مطالب مربوط به مشارکت برابری و ایده های مربوط

مفاهیم مربوط به مخالفت قانون مند

زیرا بدون بحث جامع در مورد ایده ها و آرمانها شناخت برنامه ها تمایلات جنبش های اسلامی در جهان معاصر دشوار خواهد بود.

شباهت تجربه مسلمانان و تجربه نهادهای سیاسی که بر پایه سنت یونانی و مسیحی شکل گرفت.

نگاه به بستر جهانی دموکراتیک سازی و تجارب  ومفاهیم اختصاصی مسلمانان

در میان کشورهای غیر اسلامی فقط آلمان بود که انقلاب دموکراتیک نه تنها نظام حاکم را خاتمه بخشید  بلکه موجبات تاسیس جدید را فراهم کرد.

جنبش در ایران منجر به انقلاب اسلامی و حرکت شیعی

این نکته که در جنبش های ملی بدنبال اسلامی سازی واحدهای سیاسی موجود هستند در نهایت اهمیت قرار دارند.

طیف بندی تجارب:

عوامل موثر در شناخت جنبش های اسلامی:

الف) قانونی یا غیر قانونی بودن جنبش ها و تغییر وضعیت آنها در طول زمان

ب) میزان تمایل به همکاری با رژیم حاکم و خصلت کنشگری انقلابی و اپوزسیونی

ج)رویکرد رهبران سیاسی حاکم با جنبش ها (فشار و سرکوب،ایجاد فرصت مشارکت مسالمت آمیز)

بدست گرفتن قدرت توسط جنبش ها در ایران و سودان منجر به تاسیس نظام سیاسی جدید

تجربه مشارکت موفقیت آمیز جماعت اسلامی پاکستان و آنگکا تان بلیا مالزی

مخالفت اخوان در مصر با رژیم حاکم و همچنین در الجزایر

  

 

اسلام و دموکراسی

احیاگری اسلامی و میل به دموکراتیک سازی از مهم ترین مقولات معاصر است. که در بستر جهانی پویا در قالب هویت های قومی و تقاضا برای مشارکت سیاسی همگانی در جهانی پیچیده که تکنولوژی در جهت گسترش روابط جهانی و هویت های ملی و فرهنگی و درنهایت قدرت قرار دارند.

برای فهم منابع و مسئولیت های خاص جوامع  اسلامی و تاثیرات سرنوشت ساز آنها جامعه و سیاست بررسی موضع آنها مثلادر تجربه جهانی ضروری است.

امروز شاهد آنیم که در مقابل اندک مخالفان دموکراسی خواست و رغبت دموکراسی درخواستی سراسری است و بدنبال آن بسیاری از مردم بر این باورند که مهم ترین تحول سیاسی جهانی در اواخر قرن بیستم ظهور جنبش های طرفدار دموکراسی در سراسر جهان بوده و اکنون بازیگران اصلی عرصه جهانی تنها دولتها  و حکومت ها نیستند.

جنبش ها قدرتمند سازی هویت

خواست عمومی برای مشارکت و به رسمیت شناختن هویت های خاص که به تغییر شکل تجربه انسانی در....

خاصیت این دو نوع مطالبه مبین احساس ضرورت کنترل بر پیشرفت نهادهایی است که بیش از حد بزرگ شده اند و آنها براعتبار همبستگی های کوچک و فرقه ای تاکید می کنند.

برژنسکی:تاثیر جنبش ها با تحلیل قابلیت دولت- ملت بعنوان یک واحد عملیاتی

دولت- ملت ها در سطح کلان منطبق و مطابق نیاز های تاریخی شان نیستند وی ضمن اشاره به اروپا در سطح کلان و عدم اهمیت موضوع در سطح خرد تر معتقد است یک اجتماع صمیمی زبانی و مذهبی باید با تاثیرات مخرب انفجارات و هیاهوهای داخلی و خارجی متروپل فائق آید.

از جمله ویژگی های اصلی جهان دردهه 1990 فرآیند دموکراتیک سازی و احیاگری دینی جهانی است.

فرآیند دموکراتیک سازی بمعنای افزایش تقاضا برای مشارکت مقتدرانه مردم در سیاست و حکومت در نقاط مختلف دنیا می باشد.

رشد تکنولوژی و به حاشیه رانده شدن بخش زیادی از مردم و گسترش بوروکراسی و نظام اداری و افزایش دامنه حکومت و از طرفی وجود حکومت های مطلقه سنتی (اقتدارگرای چپ و راست) و رهبران جمهوریهای دموکراتیک محافظه کار به رهبرانی توانا در رهبری توده ها مبدل شوند.

رشد تکنولوژی منجر به دوری از سیاست مشارکتی

وجود رژیم اقتدارگرا موجبات رشد فزآینده مشارکت طلبی مردم و سر برآوردن جنبش های دموکراتیک خواه و خواهان تغییر ساختار حکومتی را بدنبال خواهد داشت.

با وجود راه های مختلف برای افزایش مشارکت مردم بیشتر تمایلات به دموکراسی است.

آنچه در این فرآیند بنیان های لازم برای انقلاب ها و جنبش های دموکراتیک در جهان فراهم آورده میراث وسیع و مفاهیم و تصورات مربوط به دموکراسی است. تا جایی که دیکتاتور ترین افراد مجبور به سخن گفتن با زبان دموکراسی شده اند.

دابلیو بی گال: دموکراسی مفهومی ماهیتا متعارض است او متذکر شد مجادلاتی که برچنین مفاهیمی تمرکز دارند کاملا متغیرند این مشاجرات با هیچ بحثی قابل حل نیست ولی بواسطه استدلال ها و مدارک قابل قبول تقویت می شوند.... خطری که همواره ذهن بشر را تهدید می کند دست کم گرفتن یا نادیده گرفتن کامل ارزش نگرش های متفاوت است.

مطالبه مشارکت همگانی فزآینده با به رسمیت شناختن هویت های مختلف با تاکید بر اصالت و مشروعیت هویت های قومی اشکال متنوعی به خود گرفته است.

الف) در برخی مناطق مطالبه محصول اصرار بر یک میراث فرهنگی،قومی و زبان خاص است.

ب) مطالبه به منظور تایید اعتبارات نسبت به پیام خاص دینی(جریان احیاگری دین)

در بعدی وسیع تر این جنبش ها مبین رد آن مفروضات قدیمی هستند که قرار بود بر مبنای آن  جهانی همگون و مدرن از مجموعه گروه های مشابه به درون جامعه جهانی واحد تاسیس کند.

دیدگاه اینکه امریکا را بعنوان یک دیگ گدازه بزرگ با ظرفیت حل فرهنگ ها اما در1960 دریافتند که گروه های قومی در ایالات متحده حضور دارند که ذوب ناپذیرند.

1990 آشکار شدن تاکید بر هویت های قومی بعنوان عامل مهم درامور جهانی که برخی آنرا رجوع به بربریت می دانستند.

اما در واقع نوعی طرد گرایی پسا مدرنیستی از نوع همگون سازی اجباری نهادهای توده ای و فردگرایی  غیر اخلاقی سکولاریسم مدرن بود که در دستور کار مدرنیته قرار گرفته بود که جورج اورل آن را هشدار داده بود.

فراتر رفتن از .... قومی کوچک و تبدیل شدن به پدیده جهانی احیاگری دینی

از مهم ترین تحولات اواخر قرن بیستم فوران واقعی جهانی  دغدغه ها و مضامین مذهبی و شبه مذهبی  و بنیادگرایی در بستر جهانی شدن کنش انسان بود.

اسلام و دموکراسی

باید دانست که احیگری بنیاد گرایانه دکترین ایدئولوژی های خاص گرایانه محلی،قومی،تمدنی و منطقه ای به هیچ وجه شاهدی بر فرآیند جهانی شدن نیست.

تاکید های اخیر جهان گستر ایده های خاص گرایانه بواسطه پدیده رو به رشد جهانی شدن به شدت خصلت موقعیتی پیدا کرده است.

جنبش ها بنیادگرایانه و ارتجاعی سبک جدید از هویت اجتماعی خاص را عرضه کرده اند.

هرلودر: روند بزرگ دموکراتیک سازی و تاکید برهویت بطور همزمان بدنبال تقاضاهای خاص برای قدرتمند سازی و شناسایی هویت در بستر عمل و تجربه جهانی شدن انسان هستند.

در هر منطقه شیوه خاص وجود دارد بطوریکه گاهی دو عنصر مکمل یا گاها متعارض هستند.

تحولات منطقه ای در خلاء اتفاق نمی افتند بلکه بایددانست که هم تاثیرپذیرند و هم متاثیرگذار

در جهان اسلام احیاگری اسلامی باتاکید بردین و هویت شکل گرفت که خود را درلبای،شیوه زندگی،هنر و عرصه های عینی قدرت و سیاست نشان می دهد.

تجدید حیات اسلامی موجبات طرح مطالبه گسترده ای برای مشارکت وسیع همگانی در نظام سیاسی فراهم نموده است.

حکومت های اقتدارگرای جهان سوم بواسطه مدل های سکولار پیگیر برنامه های نوسازی هستند.تا جایی که احزاب سیاسی بصورت نمایشی در آن اجازه فعالیت دارند.

با نگاهی که تاریخ کشورهای جهان سوم می بینیم که تجربه ترکیه در سال1950 توسط کشورهی دیگر تکرار نشده است.

فرآیند دموکراتیک سازی و احیاگری اسلامی در بسیاری از کشورها نیروهای مکمل یکدیگر بوده اند،مهمترین و موثرترین مخالفت ها با رژیم اقتدارگرا از طریق تاکید مجدد بر هویتو میراث اسلامی بیان می شود.

فرآین دموکراتیک سازی کشورها یا حکومت های اسلامی درمعرض همان حرکات اجتماعی قرار دارد که قبلا ناسیونالیسم قرار داشت.

اچ ای آر گیب:

ناسیونالیسم سیمای غربی اش منحصر به روشنفکران بود که در اتباط و تماس نزدیک بااندیشه غربی قرار داشتند و به موازات رسوخ عقایدناسیونالیستی در ذهن مردم انگیزه ها و فشاردرونی توده های مسلمان ناسیونالیسم را دچارتحول کرد بطوریکه امکان ممانعت ازاین تحول وجود نداشت.

هرچه پایه های حمایتی ناسیونالیسم وابسته به توده مردم شود جهت گیری های اسلامیآن افزایش می یابد و فرآیند دموکراتیکسازی ابعاد سکولار خود راازدست میدهد و بیشتر توده ای می شود.(تبدیل به جنبش مردمی و دموکراتیک)

فشار برای دموکراتیک سازی در جهان اسلام موجب تقویت و فشار مضاعف برای احیاگری اسلامی خواهد شد.

فرآیند دموکراتیک سازی سیاست

فرآیند دموکراتیک سازی و احیاگری دو فرآیند هستند که شامل قدرتمند سازی مردم در سیاست و تاکید بر هویت های فرقه ای است.

تعریف و مفصل بندی مطالبات مبیین تنوع دیدگاه ها در جهان اسلام است.

جیووانی ساتوری:

آیا راهی جز غربی برای تحقق دموکراسی وجود دارد؟در حالیکه صدور کاملا غربی ان غیرممکن است.

تعارض درتعریف دموکراسی صحنه منازعه میان خودی و غیر خودی است.

تعریف دموکراسی صحنه منازعه میان خودی و غیر خودی و بنابرایت تعریف آن در جامعه اسلامی چالش برانگیز ده است.

تعاریف غربی از دموکراسی

از تعاریف متفکران و رهبران سیاسی در خصوص دموکراسی  برای خارج از امریکا و اروپای غربی چنین برداشت می شود که اجماعی بر سر معنای آن و چیستی نهادهای لازم در رژیم های اقتدار گرا برای ایجاد آن وجود دارد.

جیمز بیکر وزیر امور خارجه امریکا(1991) خطاب به اهالی شوروی پس از فروپاشی می گوید که باید به پنج اصل ملتزم باشند:نظام چندحزبی،انتخابات آزاد،برداشتی جفرسونی از حقوق اقلیت ها

همانطور که نظام انتخاباتی چند حزبی بخش کلیدی دموکراسی در جوامع مختلف است سایر شاخص ها برای توسعه دموکراسی باید متناسب با شرایط جوامع مختلف تنظیم و بصورت کاربردی تعریف شود.

کوهن معاون وقت وزیر امور خارجه امریکا:

کمک هایی برای شروع فرآیند دموکراتیک لازم است (برگزاری انتخابات آزاد و منصفانه چند حزبی)

کمک برای ایجاد شرایط حکمرانی خوب(توانمندسازی مردم در جت مسئولیت پذیری و مشارکت جهت تحقق دموکراسی) ایجاد نهادهای مدنی؛قوه قضائیه مستقل؛مطبوعات آزاد

جی دانفورث کویل معاون رئیس جمهور: بدون اشاره به دو سر طیف  دموکراسی (اجماعی / مخالف )معتقدیم در افریقا مدل واحدی از دموکراسی وجود ندارد.همچنین او ادامه می دهد برای نظام های ریاستی،نظام های پارلمانی،تعیین تعداد کرسی ها بر مبنای نسبت اراء و نمایندگی خص منطقه ای احترام قائل شویم.

دولت کلینتون: گسترش دموکراسی در خارج یکی از سه ستون اصلی سیاست خارجی امریکاست.

وارون کریستوفر وزیر امور خارجه:تشویق نهضت جهانی برای دموکراسی بمعنای تغییر جهان کنونی است ما از طریق کمک به پیشرفت دموکراسی به عمیق ترین ارزش هایمان احترام می گذاریم.علاوه بر ان ما سرمایه گذاری استراتژیکی برای امنیت ملت مان انجام می دهیم.

پس از کش و قوس های فراوان و بررسی تعاریف امریکایی دموکراسی بعنوان یک مدل کارآمد در فرآیند دموکراتیک سازی این سوال پیش خواهد آمد که آیا اقتباس یک مدل خارجی دموکراسی مناسب است یا خیر؟

فرآیند دموکراتیک سازی در جهان اسلام از نگاه یک تحلیل گر در دوران ریاست جمهوری کلینتون: همیشه برخی رهبران در هنگام حمایت از اجرای فرآیند دموکراتیک سازی خاورمیانه سعی نموده اند با بیان اینکه اسلام با دموکراسی سازگاری ندارد پرچم سرخ بنیادگرایی را در مقابل آن قرار داده اند.تحلیل گر معتقد است برنامه بورس به کنار خود رودز یادآور خاطرات تلخ دوران استعمار است او طرفدار دموکراسی برای نژادهای برتر بود و اعمال شاقه برای نژادهی فروتر

بنا به تفاسیر فوق در واقع هر گونه تجویزی برای تاسیس نظام دموکراتیک مستلزم برگزاری انتخابات آزاد و منصفانه است.

با نگاهی به مشاجرات موجود در تعریف دموکراسی و اختلاف نظرهایی که در تفسیر آن در خود جوامع غربی وجود دارد در می یابیم که قدرتهای غربی در پی ایجاد تعریفی واحد و کاربردی در راستای منافع خود برای سایرکشورها بوده و هستند.

هم تعاریف مختلف موجود غربی و هم تعاریف رسمی دولتهای غربی توانسته اند تاثیر محسوسی بر فرآیند دموکراتیک سازی جهان اسلام داشته باشند.

میراث اسلامی

اندیشمندان جهان اسلام معتقدند فرآیند دموکراتیک سازی واحیاگری دینی می توانند در ارائه تعریف ازدموکراسی اسلامی مکمل هم باشند به شرطی که دموکراسی را به تعریف نهادی و ایده ای امریکایی و اروپای غربی محدود نکنیم و ازسویی دیگر اصول مهم دینی را بسیار بسته و سنتی نبینیم.

زیرا در آن صورت فرآیند دموکراتیک سازی از مشاجره بر سر مهم ترین ابزارهای افزایش مشارکت همگانی به بحث بر سر مشروعیت واردات نهادهای سیاسی خارجی تغییرخواهد یافت.

اگر پذیرش دموکراسی را در مقامی بنیانی مشروع برای نظم سیاسی در دوران مدرن جهان بدانیم بحث در مورد آن در جهان اسلام شبیه مباحث دیگر جامعه مثل سنت های قدیمی و سیاست و فرهنگ خواهد بود.

با این وجود این بدور از واقعیت نخواهد بود اگر در اندیشه سیاسی 2500 ساله غرب هیچ کس تا همین اواخر دموکراسی را به چشم شیوه ای برای ساخت بندی زندگی سیاسی ندیده است.... در حالیکه اغلب متفکران از آن بعنوان شیوه ای که موجب فساد و تباهی می شود نگریسته اند.

با وجودی که نخبگان حاکم در اغلب سنت های بزرگ تمدنی تردیدهایی نسبت به دموکراسی داشتند از منظر تاریخی می توان گفت که این امکان وجود دارد که اغلب مردم جهان می توانند بر پایه سنت های محلی خود بدنبال تاسیس یک دموکراسی مدرن باشند.در حالی که اغلب سنت های محلی بجای اکثریتی، اجماعی هستند.

مفهوم بندی نهادهای جدید نقش مهمی در نگرش های دموکراتیک در اروپای غربی بازی کرد که طی آن می توان گفت فرآیند دموکراتیک سازی مدرن در بر دارنده همان باز تعریف مفاهیم ضد دموکراتیک گذشته می باشد.

ترکیب مفاهیم جدید با نوع آرمانی دموکراسی و عناصر دموکراتیک موجود در سنت های خاص اجتماعی برای ایجاد ظرفیت های دموکراسی در جوامع معاصر باید با ابعاد بومی دموکراسی آن جوامع در تعامل قرار گیرد.

بنابراین می توان گفت بررسی فرآیند دمکراتیک سازی جوامع اسلامی بدون نگاه به شرایط خاص این جوامع امری عقلانی و منطقی نخواهد بود.

علیرغم وجود تنوع در نگرش های سیاسی مسلمانان معاصر مفاهیمی وجود دارند که هسته مرکزی مواضع سیاسی همه آنها را تشکیل می دهد.البته باید گفت که اختلاف میان مسلمانان صرفا در باب تعریف مفاهیم است و نه به رسمیت شناختن آنها

ابوالاعلی مودودی:نظام سیاسی اسلام را مبتنی بر توحید(تنها یک حاکم وجود دارد و آن خدا است.)،رسالت و خلافت دانسته و فهم کامل وجوه مختلف جامعه اسلامی را بدون شناخت این سه اصل ناممکن می داند.

با توجه به مفهوم سازی های مسلمانان در متن تحولات جدید به بسیاری از مفاهیم در فرآیند دموکراتیک سازی در جهان اسلام دست خواهیم یافت.

توحید در فلسفه سیاسی مسلمانان بدان معنی است که تنها یک حاکم وجود دارد و آن خدا است.با توجه به این مفهوم ناظران غیر مسلمان و برخی مسلمانان محافظه کار بدین برداشت رسیده اند که با وجود حاکمیت الهی حاکمیت مردمی و تاسیس دموکراسی اسلامی امکان ناپذیر است.

اما در خطوط تحلیلی نظریه دموکراتیک اسلامی مودودی ضمن ارتباط تنگاتنگ با توحید پیوند عمیقی میان خدا و مشروعیت سیاسی وجود دارد.(رد حاکمیت مطلق مردک و تعیین خط مشی جامعه سیاسی بر پایه حاکمیت خدا و خلافت انسان)

مودودی محتمل ترین نام برای جامعه سیاسی را سلطنت الهی می داند که در غرب آنرا بعنوان تئوکراسی می شناسند. با این تفاوت که تئوکراسی اسلامی تحت حاکمیت هیچ طبقه خاصی نیست بلکه تحت حکمیت کل جامعه مسلمانان است.او می گوید اگر مجاز به نام گذاری جدید بودم آن را تئودموکراسی یا همان حکومت دموکراتیک الهی می نامیدم.

مودودی تفسیر قانون خدا هنگام نیاز جدید را توسط عاقل ترین و متکامل ترین شخص در جامعه اسلامی بعنوان فرآیندی دموکراتیک می داند.

اسپوزیتو  و جان وال حکومت شیعی ایران را بدلیل توحید محور بودن نزدیک به دیدگاه مودودی می دانند.

آیت اله محمد باقر صدرضمن بیان نمایندگی افکار عمومی توسط متنفذان در برهه ای از تاریخ در جامعه اسلامی توجه به مشورت و نظارت فقیهان را در شرایط متحول جامعه با عنوان تشکیل مجلسی که اعضای آن نمایندگان واقعی مردم باشد ضروری می داند.

بدان دلیل که مردم حاملان اصلی امانت(حکومت) هستند.

از سویی اصل توحید اصل برابری در سیستم سیاسی اسلام را بدست می دهد و سیستم دیکتاتوری را رد می کند.

با وجود تفاسیر متعدد هر چند ممکن بود اصل توحید در مقام پایه ای برای دولت غیر دموکراتیک مورد استفاده قرار گیرد اما بنیان های لازم را نیز برای ایدئولوژی برابری طلبانه و انقلاب علیه حکام خود سر را فراهم آورد.

بحث خلافت  در اندیشه سیاسی اسلام در درجه اول مربوط به تعریف رهبری سیاسی در جامعه اسلامی است. این نظریه  بخش مهمی از تاریخ اندیشه را در جهان اسلام تشکیل می دهد.(نظام سیاسی عینی امویان و عباسیان) در قرن نوزدهم و دوران عثمانی رهبر علاوه بر اینکه سلطان بود خلیفه نیز بشمار می رفت.

در مشاجرات سنتی و مدرن حول ماهیت خلافت نهاد خلافت با قالب سلطنت مورد توجه بود اما در نیمه دوم قرن بیستم واژه جانشینی که همان معنای تحت الفظی آن است مدنظر نیز قرار گرفت. و خلیفه را نیز بعنوان عامل،مجری و نماینده نیز تعبیر کردند.

مودودی با استفاده از مفهوم جانشینی خدا بر زمین توسط انسان نتیجه گرفته است که انسان می تواند اعمال کننده اقتدار خداوند در زمین باشد البته متناسب با چارچوبی که توسط خدا تعیین شده است.بعبارتی اینکه اقتدار خلافت به همه مردم جامعه بعنوان یک کل اعطاء‌شده است و این نقطه آغاز دموکراسی در اسلام است که هر فردی در جامعه اسلامی این حق را دارد که خلیفه خدا باشد و از این جهت همه انسانها یکسانند.

به رسمست شناخته شدن مقام خلیفه الهی بودن انسان بجای آنکه آنرا صرفا یک نهاد یا حاکم بدانیم در اعلامیه حقوق بشر به رسمیت شناخته شده است.

در این چارچوب نخستین گام برای اجرای خلافت سیاسی- اجتماعی تاسیس جامعه مومنان است. و گام دوم نیل به خودمختاری است چنین برداشتی از خلیفه بود که به مبنایی برای مفهوم مسئولیت انسانی و مخالفت در برابر نظام های حاکم گردید.

خورشد احمد:دموکراسی سکولار که در دوران مابعد روشنگری مسلط شد مبتنی بر اصل حاکمیت انسان بود در حالیکه اسلام معتقد به حاکمیت خدا و خلافت انسان است.

متفکران شیعه و سنی با تاکید بر برابری انسانها و تعهدات مردم در مقام حاملان اصلی حکومت و ضمن دموکراتیک خواندن نظرات متفاوت خود آنها را بصورت متفاوتی مطرح کرده اند.

با ارائه تعاریف دموکراسی در چارچوب وسیع مفاهیم اسلامی( شورا،اجماع و اجتهاد) جنبه های عمل سیاسی و اجتماعی بطور خاصی مورد توجه قرار گرفتند.

شورا بعنوان یکی از پیامدهای سیاسی اصل خلافت انسان است.

اسپوزیتو و جان وال معتقدند که : خلافت عامه در یک دولت اسلامی به نحو خاص در دکترین شورا یا مشورت دو جانبه بازتاب یافته است.... مردم اقتدار خود را به حاکم تفویض می کنند.

محمد حمیدالله در کتاب مقدمه ای بر اسلام ضمن تاکید بر اهمیت مشورت بیان می کند که ... فرد منتخب از شورا باید با تمام وجود خود را معطوف به مسئولیت سنگین نمایندگی کند که به او اعطا شده است.

برخی متفکران برداشت دکترین شورا را اشتباه دانسته اند.زیرا تصور اشتباه این بوده که حاکم از دیگران توصیه بخواهد در حالیکه برداشت قرآنی شورا بدین شکل است که ((شورا بمعنی طلب توصیه از دیگران نیست بلکه به معنای راهنمایی خواهی دو جانبه از طریق بحث دو سویه با شرایط برابر است.

فضل الرحمان:اجتماع مشارکتی جامعه مسلمانان،را که بواسطه آن مطالبات امت برای مشارکت در تصمیم گیری های مهم سیاسی و قانونی موثر بر زندگی اعمال می شود را نمی توان  رد  کرد و نه به تاخیرانداخت کسانی که در تاخیر یا رد شورا طرفداری می کنند ،آگاهانه یا ناآگاهانه در تبدیل اسلام به امری بیهوده و عبث مقصرند.

آیت الله محمد باقر صدر: مردم خلیفه خدا هستند و حق دارندامور خود را براساس شورا تنظیم کنند(تاسیس مجلس)

بنابراین شوراه عنصر کلیدی میان دموکراسی و اسلام است.

اجماع از قدیم در میان اهل سنت جایگاه ویژه ای داشته است.پیامبر(ص) امت من بر امر خطا اجماع نخواهد کرد.

اسلام سنی اجماع را مرجع نهایی برای تفسیر نصوص دین میداند. که توانسته نقش اساسی در توسعه حقوق انسانی پیدا کند و کمک زیادی به تفاسیر حقوقی فقهی نموده است.

اجماع می توان مبنای پذیرش نظام های سیاسی مبتنی بر رای اکثریت را فراهم کند بنابراین اجماع هم عنصر مشروعیت بخش نظام سیاسی است و هم پروسه دموکراتیک سازی جهان اسلام.

اجتهاد بعنوان سومین مفهوم در اسلام سیاسی

بسیاری از متفکران اسلامی اجتهاد را کلید اجرای اراده الهی در زمان و مکان دانسته اند.

خورشید احمد:خداوند تنها اصول کلی را آشکار ساخته و با لطفی که  در حق مردم نموده که در هر دوره مردم اصول مذکور را آزادانه کاربردی کنند(بکار گیری هدایت الهی برای حل مشکل متناسب با زمان)

الطاف جوهر:منبع قدرت در اسلام قرآن است و متفکران اسلام باید اصل اجتهاد را در تمام شئون زندگی بکار گیرند... او اصول اسلامی را پویا و و نگرش انسانها را ایستا می داند و اجتهاد را گشاینده راه ابداع و خلاقیت می داند.

محمد اقبال در دهه 1930 رشد روح جمهوری خواهی و تاسیس مجالس قانونگذاری در بلاد اسلامی را یک گام به جلو می دانست تنها راه انتقال قدرت اجتهاد  اجماع است که می تواند در عصر مدرن شکل بگیرد.خارج کردن مباحث حقوقی از دست افراد غیر متخصص موجب مصونیت خواهد شد و از این طریق است که می توان ناامیدی را از جامعه بیرون کرد.

اقبال شکل گیری جمهوری حکومت را نه تنها سازگار با روح اسلام می داند بلکه با توجه به نیروهای جدید آزاد در جهان اسلام آنرا یک ضرورت می داند.

خطر سکولاریزم و انحراف از اصول از جمله مقولاتی هستند که اجتهاد را مورد تهدید قرار داده اند.

اقبال معتقد است اجتهاد می توان به متفکران در زمینه مطالعه پدیده های اسلامی در چارچوب اسلامی کمک کند که بتوان بر پایه فهم نوین از علوم اجتماعی تمدن اسلامی را احیاء نمود  و امت اسلامی برای کسب منزلت واقعی بدان نیازمند است.

بنابراین می توان گفت شورا،اجماع و اجتهاد مفاهیم اصلی مفصل بندی دموکراسی اسلامی در چارچوب پذیرش توحید هستند.

نقد اقبال بر دموکراسی غربی از سویی به پایان رسیددن عصروام گیری مستقیم مبانی و مفاهیم خود مسائل جدیدی را آشکار نموده است از جمله آنها:

تباین میان جهان اسلام(مسائل اخلاقی) و غرب (مسائل مادی)

در همین ضمن تجربه غربی تاثیر فراوانی بر مشاجرات جهان اسلام گذاشته است.

حمید عنایت:به رغم تمام ادعا ها آنچه در آثار مسلمانان مغفول مانده اخذ و انطابق موازین اخلاقی و حقوقی – قانونی اسلام یا مواضع نهادهای جامعه سنتی با دموکراسی است...... همین مسامحه و غفلت امیدها رابرای ارائه نظریه منسجم دموکراسی از متن اسلام برآورد نکرده است.

کتاب بدنبال پاسخ این سوال است که :

آیا جنبش های اسلامی معاصر توانسته اند در ارائه نظریه منسجمی از دموکراسی که با فرهنگ اسلامی تناسب داشته باشد توفیقی حاصل کنند یا نه؟

یا متفکران اسلامی فراتر از بیان ایده توانسته اند نظریه منسجمی برای دموکراسی اسلامی خلق کنند؟

رویکردآخرالزمانی: پس از جنگ تمدن ها رسیدن به یک هویت مشترک

رویکرد تاثیر متقابل: تمدن ها دائما در حال تاثیرگذاری و تاثیر پذیری هستند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فصل دوم

دولت و اپوزیسیون در تاریخ اسلام

تاثیر متقابل جنبش های طرفدار احیاگری اسلامی و فرآیند دموکراتیک سازیبا توجه به عمل گرایی اسلامی چهار وضعیت را نمایان می کند:

1.        اپوزیسیون انقلابی در برابر نظام سیاسی حاکم

2.       اپوزیسیون قانونی در چارچوب نظام سیاسی حاکم عمل می کند.

3.       مشارکت فعال در حکومت از طریق اتحاد و ائتلاف با سایر نیروهای سیاسی

4.       ایفای نقش در قالب نیروی ناظر در نظام سیاسی موجود

جنبش های فعال اسلامی و یا احیاگران اسلامی:

1.        اعمال انقلابی بر ضد حکومت

2.       مشارکت بعنوان اپوزیسیون در نظام سیاسی حاکم

3.       بخش از حکومت که مبدل یه قدرت حاکم می شود.

ضروری است برای درک هرچه بهتر تجربه جنبش های اسلامی مسائل مربوط به مشارکت سیاسی عمومی ، حقوق اکثریت و اقلیت  در آن جامعه بررسی شود.

مفاهیم مختلف اپوزیسیون

هیچ حکومتی در همه امور مورد حمایت کامل مردمی که مدعی اعمال حاکمیت بر آنهاست قرار نمی گیرد.

یکی از وظایف اصلی نظام سیاسی یافتن راه حل تعادل و توازن میان حکومت و اپوزیسیون است.

در حالیکه در نظریه های سنتی اپوزیسیون را مخرب می دانستند تا سازنده  ایده اپوزیسیون سیاسی سازمان یافته  بمعنای جستجو برای حکومت مطلوب بر مبنای وفاداری عمومی به اصول و رویه های درست تعجب برانگیز و کاملا متضاد  می نمایاند.

دموکراسی از حقوق و آزادی های فردی حراست می کندو آزادی با بیان نظریات شان به رسمیت می شناسد اما از سویی اراده مردم پراکنده است به هیمن جهت شیوه متنوعی برای تعریف مدیریت اپوزیسیون ارائه شده اند.

اصول دموکراسی دقیقا ناظر بر حقوق افراد و گروه های مخالف حکومت است.

در جوامع سیاسی تنش اصلی میان میل به هماهنگی و ثبات سیاسی از سویی و نیاز به وجود برای ابزار مخالفت از سوی دیگر وجود دارد.

افلاطون هیچ تمایلی به نهادینه کردن شیوه ابزار مخالفت سیاسی نداشت.

اشکال مختلف اپوزیسیون

·        تخریب نظام موجود

·        مخالفت با صاحبان قدرت در نظام سیاسی

در حالیکه اغلب رژیم های اروپای شرقی و اتحاد شوری تحت فشار توده ها به رژیم های خود تخریب و همیارانه تبدیل شدند  اما هیچ نظام سیاسی حاکمی تخریب خود را نمی پذیرد و اجازه فعالیت به این گروه ها را نمی دهد.

توماس هابز:سیاست همچون بازی ورق هاست بازیگران باید بپذیرند که کدام خال از بقیه سرتر است البته بااین تفاوت که در سیاست اگر در مورد سر بودن

/ 0 نظر / 745 بازدید