عناصر موثر در افول تمدن و فرهنگ اسلامی

اسلام دین رحمت وپیشرفت است وبه دانش وشکوفایی اهمیت بسیارمی دهد.هرانسان منصفی بارجوع به آیات قرآن واحادیث اسلامی به این نکته اعتراف کرده وخواهدکردوبسط این بحث بی فایده به نظرمی رسدزیرا آفتاب آمددلیل آفتاب.دیگرنیازی به تبیین این مسئله نیست وهمگان براین باورندکه:

الف:دین مبین اسلام ونبی مکرم براهمیت علم ودانش تاکیدداشته ومسلمانان رابه فراگیری دانش های گوناگون امرکرده اندو....

ب: مسلمانان دربرهه ای اززمان سرآمدتمام بشریت بوده ودرعلم ودانش چنان می تاختندکه می توان دانشمندان آن عصررا دلیل این گفته دانست ومحصولات علمی و...نیز ازدلایل عمده  می باشد.

 

   اما چه شدکه به یک باره مسلمانان عقب ماندندودیگران باچنان سرعتی به جلو افتادندکه انگاراصلاًآنان همان مردمان خرافاتی و بی خردی نیستندکه زندگی آنان عاری ازعلم ودانش بودوچنان تصورمی شودکه این مسلمانان بودندکه گذشته ای سیاه و خرافاتی داشتند.

        دلیل این همه تغییر وجابجایی چیست؟آیابیشرفت مسلمانان درعلم ودانش یک توهم بودویااینکه غیرمتوازن وپوشالی رشدکرده بودندویااینکه اصلاً چنین پیشرفتی وجودنداشت!؟

      دربحث علوم وفنون مسلمانان هیچ خدشه ای وجودنداردچراکه آثارآن دوران درخشان هنوز برجای مانده است ودوست ودشمن معترف به این بوده وهستند.اما اینکه چرا چنین شده وطومارپیشرفت مسلمانان امروزه چنان بپیچیده که تصورگذشته درخشان بسی مشکل به نظرمی رسددلایلی وجودداردکه ذکرهمه آن ها دراین مختصرممکن به نظرنمی رسدوتنها به ذکربرخی بسنده می شود.

عمده دلایل عقب ماندگی مسلمانان

الف:افول امپراتوری اسلامی

       قریب به اتفاق پیشرفت های مسلمانان درزمان امپراتوری های اسلامی مثل امپراتوری عثمانی حاصل گردیدوچون زوال امپراتوری ها به دلایل سیاسی مذهبی آن عصرآغازشد(دراین مبحث به آن ها اشاره نمی گردد.)مسلمانان درحال جنگ وگریز بودندودراین گونه مواقع تنها معقوله ای که ازنظراهمیت دور می ماند علم وعالمان هستندوبیشترین زیان هم به این حوزه وارد می شودوباعث توقف رشدعلوم می گرددواگراین فرایند دردوره زمانی طولانی ادامه یابدباعث افول علم وسقوط اندیشه های نوآورانه علمی می گرددوپس ازپایان ستیزهم ترمیم خرابی ها وکشمکش حاکمان باعث فراموشی حوزه دانش می شود.

ب:عدم درک مسلمانان نسبت به مصرف وتقاضای انبوه

     چون دانش درنزد مسلمان متمایل به دانش محض بودوازسیطره منافع مادی تقریباً دوربوددانشمندان اسلامی به جامعه نوظهورمصرف گرا توجه ننموده وبه تقاضاهای روز افزون اهمیت ندادندودرگذرزمان غیرمسلمانان بادرک صحیح پاراجای پای مسلمانان نهاده وپله های ترقی رایکی پس ازدیگری چنان پیمودندکه جامعه اسلامی سوق به محصولات علمی آنان نمودوکم کم علوم وعالمان اسلامی به حاشیه رفته ودیگرتوان رقابت درمیدان نابرابر را از دست داده وپژوهش وعلم رابه کنارنهاده ودرصف مصرف کنندگان محصولات غیرمسلمانان قرارگرفتند.

 

 

ج:غفلت ازدانش های غیردینی

    ازجمله دلایل مهم افول قدرت علمی مسلمانان عدم توجه به علوم غیردینی بودوبهتراینکه علوم غیردینی دربرهه ای ازآن عصرحرام شمرده می شدواین بااندیشه اسلامی وقرآنی منافات داشت .این آفت بزرگ باعث پیشرفت نامتوازن علوم اسلامی گردیدودانشمندان اسلامی به طورکلی ازپژوهش درحوزه علوم مادی (صنعت ، فیزیک،و...)غافل مانده وباعث انحطاط تمدن عظیم علمی اسلامی شدند.

       می توان ادعا کرداین ترفندخارج ازحوزه اسلام رسوخ کردوبرسرعت انحطاط مسلمانان درحوزه علوم وفنون افزود.برای بررسی بیشتراین موردنیازبه پژوهش جداگانه است.

د:سکولاریزم

    سکولاریزم رانمی توان ازدلایل عقب افتادگی مسلمانان برشمردولی می توان جزء دلایل عدم جبران ازطرف مسلمانان به حساب آورد.بعدازهرشکست وقصوری ،بایدسریع به فکرجبران وکم کردن فاصله ها بودتابااتخاذ راه کارهای مناسب، بازدرمیدان رقابت حاضرشدوجایگاه گذشته راکسب ودرفکرنوآوری های جدیدافتاد.

     برخی ازدانشمندان مسلمان بعدازچشیدن طمع تلخ شکست درمیدان علم ودانش به فکراصلاح برنیامدندزیرا:

1-   نشانه های پیشرفت علوم وفنون غیرمسلمانان رادرسکولاریسم یافتند.برای اینکه بی دینی رادرکشورهای کوچک وضعیف اسلامی رواج ندهندفعالیت درحوزه دانش رابه فراموشی سپردند.

2-   تولیددانش نیازبه سرمایه فراوان وزمان طولانی دارددرحالی که دربازار دانش غیرمسلمانان، محصولات علمی با اندک سرمایه ای قابل حصول بودبنابراین مسلمانان احساس کردند دیگرنیازی به پیمودن راه سخت ودشوارنیست ودرفکرجبران عقب افتادگی خویش برنیامدند.

3-   برخی ازدانشمندان اسلامی که دوست داشتند درحوزه علم پژوهش نماینددرجامعه غیرمسلمان جذب شدندوبه مرورزمان دین وخواستگاه خویش رافراموش نموده ودرجامعه غیرمسلمان هضم شده وحتی نشانه های ظاهری اسلامی (محل تولد،اسم،و...)خویش راهم ازبین برده وملبس به ظواهری غیراسلامی شدند.

راهکار

     دلایل بیشماری برای عقب افتادگی علمی مسلمانان وجودداردکه دراین مختصرتنها به چهار مورد اشاره گردید ولازم است کلیه ابعادعقب ماندگی مسلمانان موردبحث وبررسی قرارگیرد.

    اما سئوال مهم واساسی این است"چه بایدکرد؟"یکی ازتلخ ترین وغم انگیزترین یافته ها این است که درقرن گذشته حکومت های اسلامی رابه دست کسانی سپرده بودندکه کسی جرات طرح سئوال فوق رانداشت والبته امروزهم چنین حکومت های در کشورهای اسلامی حکمرانی می کنند.

     سینوحه سرشکاف معروف عرفون مصردرقسمتی ازکتاب خودبه این پرسش می پردازدومی نویسدهیچ کس حق نداشت بپرسد چرااینکاررا می کنیم؟چرابرای این بیماری این داروتجویزمی شود؟و...درادامه می نویسد کاهنان چنین وانمودمی کردندچون در کتاب طب چنین است ویا اینکه ازگذشته چنین بوده واجازه تفکرونوآوری ودگراندیشی به کسی داده نمی شد واگرکسی ازاین قاعده خارج می شدتنبیه واز دانشگاه (دار الحیات طبس)اخراج می گردید.درحکومت های دست نشانده ممالک اسلامی هم چنین قاعده ای حاکم بوده وهست.

پس به نظر می رسد لازم است:

Ø    مسلمانان باهم متحدونسبت به سرنگونی حاکمان دست نشانده اقدام نمایند.

Ø    نسبت به تغییرنگرش جوامع اسلامی ازمصرف گرایی وخریدعلم ارزان به تولیدوپژوهش بومی اسلامی هرچندگران اقدام نمایند.

Ø    باتوجه به پیشرفت های بشری دریک جهش، خودراهم سطح یا نزدیک به غربی ها کنند.لازم است اطلاعات،فنون،و... جوامع غربی رااحصاءوبااستفاده ازتولیدات آنان جهش انجام گیرد.

Ø    برخی از دول اسلامی به صورت غده ای دریک یا چندرشته پیشرفت های محسوسی داشته و دارند با اتحاداین دول ودرکنارهم قراردادن این  رشته ها می توانند بهتر جهش کنند.

Ø    چه بسا پرهیز ازاسراف وچشم دوختن واستفاده از محصولات وتولیدات دانشمندان اسلامی ازطرف مردم مسلمان می تواند یکی ازراهکارهای برگشتن به شکوه وعظمت مسلمانان باشد.

دوران افول علمی و اخلاقی

این دوره از اواخر قرن پنجم آغاز می شود.مهمترین ویژگی های این دوره عبارتند:

الف) سلطه نظامی ترکان با زور واستبداد، کاهش قدرت وتشتت خلافت وکشتن امرا وخلفا (متوکل والمعتصم) 

ب) اعتقاد به خرافات واوهام  

ج) پیشرفت اشاعره واهل حدیث  

د) گسترش تعصبات قوی ومذهبی با متفکران واهل علم   

ه) سوزاندن کتاب ها وازبین رفتن کتابخانه ها  

و) تکفیر فلاسفه وحریم حکمت وفلسفه عقلی یونینی( صفا، 1366،ص:7-134)

سنایی می گوید:

شراب حکمت شرعی خورید اندر حریم دین           که محرومند از این حکمت هوس گویان یونانی

برون کن طوق عقلانی بسوی ذوق ایمان شو           چه باشد حــکمت یونان به پیش ذوق ایمانــی

                                                                                                         (پیشین)

نهضتهای اجتماعی – مذهبی علیه یکدیگر شکل گرفته بودند وهریک در نفی دیگری می کوشیدند که تداوم روندی بود که در دوره پیشین شکل گرفته بود ومانع از شکل گیری اخلاقیات اجتماعی می شد که در سطح جامعه توجه به الگوی علمی تجربی- منطقی راموجب گردد.

ساختار ایلی وکوچ نشینی مبتنی برعصبیت عشیره ای (نظریه ابن خلدون) با تسلط ترکان(ابتدا سلجوقیان وسپس غزنویان) ضربه های اساسی رابر نهادهای علمی(مانند ازبین رفتن کتابها وکتابخانه ها، ویران شدن شهرها، عدم توجه به علوم عقلی وتاکید بیش از حد برشرعیات وکلام) وارد کرد.بدین ترتیب عرف وهنجارهای اجتماعی به سمت دوری از روشهای منطقی وتجربی که در دوره قبل کم وبیش بنا شده بود، هدایت کرد.

ارزشهاونظام اعتمادی همانطور که «صفا» ذکر می کند آلوده اوهام وخرافات وناامیدی گردید.حداقل عنصرهای فرهنگی تشویق علمی دردوره قبلی با حمله مغول از دست رفت(بجز حلقه خواجه نصیرالدین طوسی).

با حمله مغول، شبکه های آبیاری تخریب شده، شهرها ویران گردید ومردم بطور وسیع کشته شدند ومراکز علمی وکتابخانه ها از بین رفتند.افول علمیوفرهنگی در ایران قبل از مغولها پدیدار شده بود«تا آنکه ایلخان مغول آخرین ضربت رابرآن وارد نمود»(صدیقی،1372،ص:97) نقل شده در علمداری، 1380، ص:354).

مناسبات تولیدی دراین دوره به ویژه با غلبه ترکان ومغولها از شیوه تیول داری پیروی می کرد که استمرار  دوره قطاع داری دوره قبل بود.همانطور که گفته شد، این شیوه هیچ گونه مناسبتی با رشد وتوسعه علمی درایران ندارد.

دراین دوره صوفی گری، خرد ستیزی به اوج خود می رسد وحمله مغول به آن دامن می زند(البته باید یاد آور شد که صوفی گری غیر از عرفان است).

با غزنویان تفسیر خاصی از دیانت ، به ابزاری برای توجیه کردارهای سلطان واعمال قدرت مطلق او تبدیل شد.اسلام اهل سنت وجماعت با پشتوانه قدرت سیاسی غلامان ترک، به طور عمده، مذهب مختاردنیای اسلام شد وآنچه در قلمرو اندیشه وفرهنگ، پیش از آن فراهم آمده بود، به باد فنای یورشهای پی درپی غلامان ترک داده شد.با برافتادن خاندانهای ایرانی تبار سامانیان، بویان، ایران زمین، درتاریکی های قشریت وتعصب فرورفت وعرصه تاخت وتاز شد(طباطبایی، 1373،ص:2-101).

با چیرگی ترکان، احترام به دانشوران عقلی کاهش یافت، واهل شریعت سنت وجماعت به سلاطین ترک تقرب جستند.با گذشت زمان، المتوکل علی الله، نامه هایی به نهی از جدال وبحث درباره قران نوشت و تدابیر سخت گیرانه درباره اهل ذَ مه اتخاذ کرد واحدی ازآنان رادر کارهای دولتی راه نداد، بحث وجدال ئمناظره علمی ممنوع گشت.درمدارسی که در قرن پنجم درممالک اسلام ایجاد شد، تعلیم وتعلم علوم عقلی ممنوع بود و جزادبیات وعلوم دینی چیزی تدریس نمی شد.(پیشین،ص:7-106، صفا،1336، ص:137)

افتتاح مدارس بزرگ در دوره فرمانروایی سلجوقیان نیز برای مقاصد علمی وحقیقت جویی انجام نمی شد، بلکه برای هدف تربیت مبلغان ودفاع از اصولیت مذهب مختار بود.خ.اجه نظام الملک ، نظامیه بغداد رابرای دفاع از اندیشه های دینی اهل سنت وجماعت تاسیس کرد.دراین مدرسه، به تدریس علوم دینی(فقه، اصول، حدیث و تفسیر) وادبیات عرب بسنده می شد وفلسفه که در سده های سوم وچهارم آزادانه تدریس می شد، ازبرنامه مدارس حذف شد.(طباطبایی، 1373،ص:108)

نه تنها عامه مردم به دانایان به علم شریعت روی می کردند واینان نزد پادشاهان ارج نهاده می شدند، بلکه اشتغال به دانش های عقلی، مایه فقر و نیز موجب مزاحمت از سوی قشریان وفقیهان بوده است.(مورد شیخ شهاب الدین سهروردی، شیخ اشراق) جنبه های عقل ستیزی اهل شریعت، با توجهی که به برخی اووجوه قشریت شرعی خود در واقع بزرگ ترین مخالفان تفکر واندیشه عقلی به شمار می رفتند(پیشین).

زیرا که علمای آنروز می توانستند از طریق شرکت در امور دینی وحکومتی، مانند آموزش، قضاوت و اجرای مناسک دینی امرا معاش کنند وگرنه در فقر به سر می بردند.بنابراین مجبور می شدند که به تفکر خود رنگ دینی بزنند وآن را شرع پسند جلوه دهند.(علمداری، 1380،ص:362).

تفسیر عقلانی دراین دوره به صورت تکفیر فلاسفه واندیشمندان خرد گرا زیر عنوان بد دین، ملحد، قرمطی، رافضی، زندیق، وغیره سرکوب می شد.علاوه براین باید یادآور شد که تفکر فلسفی درایران از فارابی وابن سینا ودیگران، آلوده به نوعی عرفان است.سراسر تاریخ این دوره آکنده از کشتار وتکفیر علما ودانشمندان و مردم تحت عناوین فوق است.«درمیان دانشمندان این دوره کمتر کسی را می توان یافت که از اتهام به کفر والحاد وزندقه برکنار مانده باشد»(صفا، 1336،ص:140)

ابن سینا در رد تکفیر خود این چنین سروده است:

               کفر چومنی گزاف وآسان نبـود                محـکم تر از ایمان من ایمان نبود

               در دهر چو من یکی واوهم کافر              پس در همه دهر یک مسلمان نبود

                                                           (صفا، 1344، ص:308)

به لحاظ سیاسی، استبداد حکومتی نیاز بهتعبد دینی داشت، نه تعقل فکری، تعبد دینی در هر جا در می ماند از قدرت سیاسی یا فشار توده ای (عوام) استفاده می کرد.(علمداری، 1380،ص:364)

دراین دوره سازمانهای علمی به واسطه حمله مغول تخریب شدند وتنها مورد استثنایی احداث رصد خانه مراغه وحفاظت کتابخانه بغداد از ددمنشی مغولان توسط«خواجه نصیرالدین توسی» بود که خود حلقه ای علمی به وجود آورد(حلقه خواجه نصیر) کهدانشمندان بسیاری راحول خود گرد آورده بود.ولی تلاش عمده حلقه خواجه نصیر متاثر از روحیات مغولان وتوجه آنان به تاثیر ستارگان واحال آن در امور عالم ؛ رشد نسبی ریاضی؛ نجوم وموسیقی بود.پناهگاهای فرهنگی این دوره 1) ناحیه فارس   2) ناحیه آسیای صغیر  3) هندوستان بودند.دراین دوره خاندانهای وزارت چون عطاملک جوینی، رشیدالدین فضل الله وصدر الدین زنجانی(حدود سالهای 651 تا 693) (علاوه بر خواجه نصیرالدین طوسی) به دربار ایلخانان راه یافتند وموجب تعدیل خوی خونخوار آنان گردیدند(صفا،1366،ص:   ، وصفا،1344، ص:    )

چرا علم و صنعت در بین مسلمانان رو به افول نهاد.

همان طور که آمده بسیاری از اندیشمندان خاور شناس به این نتیجه رسیده اند و دلیل آن این است که؛ دین ناب به ویژه دین ناب محمدی (ص) نه تنها مانع از پیشرفت نیست بلکه رشد همه جانبه انسان را عهده دار است. زیرا نفس دین که برنامه ای کامل برای زندگی بشر است هم از رشد و تکامل بشری سخن می گوید و هم او را به فراگیری علم ودانش و کار و تلاش تشویق می کند و هرگز نمی توان عامل عقب ماندگی علمی و فرهنگی امتی را در داشتن برنامه ای منسجم و کامل دانست. از این رو پیشینه تمدن مسلمانان در طی قرن های متمادی، نشان می دهد نه تنها دین موجب عقب ماندگی نیست بلکه اعتقاد به دین در کنار عمل به آن سبب درجات بالائی از پیشرفت و رشد می شود.

علل عقب ماندگی مسلمانان را می توان در موارد زیر خلاصه کرد:

1)بی تردید اگر مسلمانان از تعالیم وحی فاصله نمی گرفتند، و قوام سیاسی و وحدت اجتماعی خود را حفظ می کردند، هم اکنون نیز می توانستند از هر نظر جلوتر از غرب باشند؛ زیرا هم اکنون نیز اگر به جای درگیری های بیهوده و اتلاف منابع خود به وحدت بیندیشند، به قدرتی بزرگ با امکاناتی وسیع در جهان تبدیل می شوند و در پرتو برنامه ها و استفاده از استعدادها، از نظر فن آوری نیز به قدرتی قابل اعتماد مبدل می شدند و از نظر فرهنگی رتبه ای عالی کسب می کردند.

2)گرچه اصل دین جامع است اما متأسفانه برداشت های غیر کارشناسانه از دین همانند برداشت های غلط از زهد، دنیا، دعا، انتظار و ... موجب عقب ماندگی شده است وگرنه همین مفاهیم در صدر اسلام و حتی در غرب موجب پیشرفت شده است. البته باید اعتراف کرد که رواج اندیشه های صوفی گرانه و برخی انحرافات دیگر - که معلول التقاط است - نقش مؤثری در عقب ماندگی مسلمانان از قافله صنعت و پیشرفت داشته است و از نظر فرهنگی هم خسارت های خاص خود را به دنبال داشته اند.

3)مسلمانان بر اساس انگیزش و هدایت های دینی، مسیر رشد را پیمودند و بر اثر انحراف از دین و آلودگی به مفاسد، دنیا پرستی، سستی و کاهلی، به انحطاط و عقب ماندگی گرائیدند.

4)سرگرم شدن مسلمانان به تفرقه و جنگ های داخلی و جانشین ساختن شعارهای استعماری همچون ناسیونالیسم، پان عربیسم و به جای تکیه بر اصول گرائی و اتحاد بین الملل اسلامی، شعارهایی که جز عقب ماندگی فرهنگی و علمی و ... ارمغان دیگری ندارند.

5)هجوم بیگانگان و استعمارگران و تلاش آنها برای عقب نگاه داشتن کشورهای جهان سوم برای استثمار منابع انسانی و طبیعی و تداوم سلطه غرب بر این کشورها، و به غارت رفتن سرمایه های ملی و آتش سوزی کتابخانه های بزرگ اسلامی.

6)وجود نظام سیاسی فاسد و استبدادی که به جای همت در جهت رشدو پیشرفت مسلمانان فقط به فکر حفظ قدرت خویش و صرف هزینه های عمومی مسلمانان در جهت خوش گذرانی و ... بودند، وجود این نظام ها و حاکمان فاسد خود ناشی از انحرافات سیاسی صدر اسلام پس از رحلت پیامبر اکرم (ص) و انحرافات اعتقادی و اجتماعی بعد از آن بود، این نظام های سیاسی، در شخصیت و منش انسان ها و فرهنگ این جوامع نیز آثار زیانباری داشتند.

7)تنها مسلمانان و کشورهای اسلامی به این گرفتاری مبتلا نیستند، بلکه کشورهای غیر اسلامی و سکولار نیز در فقر مطلق یا نسبی باقی مانده اند.

8)اندیشه و تمدن اسلامی امروزه جانمایه نیرومندی را برای احیاء دارد در حالی که تمدن غرب به شدت گرفتار انحطاط فرهنگی و زوال پذیری شده است، و هم اکنون نیز اگر مسلمانان بخواهند جایگاه شایسته خود را دریابند رعایت نکات زیر ضروری است:

1- بالا بردن سطح شناخت و بینش های دینی درهمه ابعاد آن

2- تقویت روح ایمان، تقوا، استواری در دین و مبارزه با تهاجم فرهنگی و همه کژی ها

3- ارتقای دانش و سطح علمی

4- ارتباط وثیق و همدلی در سطح بین الملل اسلامی و تعاون و همکاری گسترده و همه جانبه

5- از میان برداشتن نظام های فاسد

6- تلاش همه جانبه و همگانی در جهت ایجاد و احیای تمدن عظیم و مدینه فاضله اسلامی

7- اعتماد به نفس و دوری از خود باختگی

چرا جهان اسلام عقب ماند ؟

دستاورد علمی اندک بطور اخص ناشی از انباشت آثار چندین عامل است و یک عامل غالب ندارد .  ده عامل اصلی از این قرار است :

- بافت جمعیت : تعداد مهندسان و دانشمندان پژوهشگر ، بسیار کمتر ا زکشورهای ثروتمند و نیز آمریکای لاتین و جنوب و شرق آسیاست. دانشجویان رشته های علمی و مهندسی بیشتر از طبقات شهری طبقه متوسط هستند. تعداد بسیار اندکی از دانشجویان فقیر می توانند به تحقیقات بپردازند. مشارکت زنان در علم همچنان اندک است ، چون موانع رسمی و غیررسمی در راه پیگیری رشته های مهندسی و علمی زیاد است . فقط تعداد انگشت شماری از دانشجویان مرد طبقه متوسط و شهرنشین می توانند علم را دست مایه اشتغال خود قرار دهند.

-زبان : درحالی که حدود 80 درصد مطالب علمی جهان به زبان انگلیسی منتشر می شود، مطالب علمی به زبان عربی ، فارسی ، اردو و سایر زبانها کمتر از آن است که برای برآوردن نیاز دانشجویان و محققان کافی باشد. در نتیجه ، کار علمی نیازمند توان خواندن ، نوشتن و درک انگلیسی است و مسلمانان در این زمینه نسبت به سایرین از قبیل چینی ها ، تایلندی ها و برزیلی ها عقب هستند.

-آموزش :آموزش مؤثر علمی در سطوح ابتدایی و دبیرستان در بسیاری کشورها ، فقط در تعدادی اندکی از مدارس خصوصی در شهرها ارائه می شود . بر یاد گیری حفظی ، تاکید بیش از حد می شود و آموزش علم در بیشتر سطوح ضعیف است. دانشگاهها بر تدریس تاکید دارند تا تحقیق ، دوره های دکتری قوی یا مراکز تحقیقاتی برجسته وجود ندارد . دانشگاههای شلوغ که با کمبود بودجه روبه رو هستند و نتوانسته اند منابع موجود خود را به تحقیقات اختصاص دهند.

- پژوهش : جهان اسلام کمبود دانشمند و مهندس ندارد ، اما از نظر پژوهشگران حرفه ای با کمبود شدید روبه رو است . با وجودی که برخی از این کشورها ، محققان و طرح های تحقیقاتی معروفی دارند ، توانایی چندانی برای پرورش پژوهشگر بومی ندارند. بسیاری از فارغ التحصیلان دوره های تکمیلی عالی و مهندسی که در پژوهش دوره می بینند، جذب مشاغل اداری می شوند. تجهیزات ناکافی و نارسایی در دسترسی به اطلاعات ، برون داد علمی پژوهشگران را کاهش می دهد. انگیزه چندانی برای انتشار مقاله وجود ندارد . تلاش برای ایجاد ظرفیت های تحقیقاتی چه در دانشگاهها ، مؤسسات تحقیقاتی ، وزارتخانه ها ، بنیادهای غیر انتفاعی و شرکت ها به ندرت موفق بوده است.

- شرکت های دولتی : با توجه به ارتباط فزاینده بین علم و فناوری ، شرکت های دولتی نقش بالقوه مهمی دارند، به خصوص در سوریه و الجزایر، اما آنها از پرداختن به پژوهش بازمانده اند. عدم پاسخگویی و ناتوانی در توزیع تحقیق حتی در داخل شرکت مشکلات همیشگی است. با توجه به بی میلی این شرکت ها به ایجاد ارتباط با پژوهشگران دانشگاهی یا همکاری با وزارتخانه ها ، نتیجه کار آنها صرفا" هدر روی امکانات بوده است. به غیر از کشورهایی مانند ایران و الجزایر ، شرکت های نفت این کشورها بیشتر مدیران امتیازات نفتی هستند تا گردانندگانی با توانایی های فنی .

- انجمن های تخصصی : انجمن های تخصصی فیزیکدانان ،مهندسان ، دندانپزشکان ، پزشکان و سایر تحصیل کردگان ، عموما" نشریه منتشر و گردهمایی برگزار می کنند ، اما ساختار یا منابعی برای تحقیقات ندارند. انجمن های تخصصی میان رشته ای برای علم و مهندسی در جهان اسلام پا نگرفته است.

- منابع : کمبود مشوق ها و منابع مالی ، مانع عمده ای سر راه پژوهش در بسیاری کشورها به استثناء چند کشور نفت خیز بوده است . در حالی که ژاپن ، آمریکا و آلمان و سایر کشورهای غربی 2% یا بیشتر از تولید خالص داخلی خود را در سال صرف تحقیقات می کنند ، هیچ کدام از کشورهای مسلمان بیش از نیم درصد از تولید ناخالص داخلی ( بسیار کمتر ) خود را صرف تحقیقات نمی کنند. منابع مالی کمیاب است و آنچه نیز وجود دارد ، بطور نظام مند توزیع نمی شود. حتی در جایی که منابع مالی موجود است ، ظرفیت های مدیریت پژوهش کمیاب است.  چشم انداز تامین بودجه تحقیقات بطور منظم و نهادسازی مؤثر امیدوارکننده نیست .

- اقتدارگرایی : حکومت های اقتدارگرا در جهان سوم آزادی پرسشگری را سلب می کنند، انجمن های تخصصی را از کار می اندازند، دانشگاهها را ارعاب و تماس با خارج را محدود می کنند. حکومت های اقتدارگرا به علاوه به الگوی انتقال فناوری تکیه می کنند ، چون به علت بی اعتمادی به نخبگان و نهادهای علمی ، ترجیح می دهند به جای تولید فناوری آن را بخرند. این نگاه تاثیری منفی بر توسعه ظرفیت های بومی دارد.

- همکاری منطقه ای : همکاری منطقه ای در علم و فناوری سابقه پرنوسانی در جهان اسلام دارد. چندکشور نفت خیز مانند کویت و عربستان، کمبود پژوهشگر دارند، درحالی که پاکستان و مصر پژوهشگر صادر می کنند. به علاوه، شباهت نیازها و اولویت های تحقیقاتی از قبیل انرژی خورشیدی ، بیابان زدایی و نمک زادایی علایق یکسانی را فراهم آورده است. گردهمایی هایی که در خلال دوه دهه گذشته برای هماهنگ کردن پژوهش در منطقه برگزار شده است، شعار زیاد و اقدام اندک در بر داشته است.

- بی کفایتی دولت : واحدهای پژوهش کاربردی در وزارتخانه های دولتی به مشاغل پردرآمد برای منصوباتی بدل شده است که علاقه یا توانایی تحقیق ندارند.

چاره

پس از پنجاه سال نهادسازی بی فرجام ، جهان اسلام نتوانسته است مأوایی برای علم پدید آورد. ناتوانی از ایجاد نهادهای تحقیقاتی در سطح ملی ، تلاش برای همکاری در سطح منطقه را ناکام گذاشته است. پژوهشگران مسلمان مستعد هنوز برای برخورداری از تحصیلات تکمیلی پیشرفته راهی کشورهای دیگر می شوند. به رغم این ارزیابی بدبینانه ، می توان اقداماتی برای بهبود دستاوردهای مسلمانان در عرصه علم انجام داد. مشوق های مالی می تواند آموزش میدانی و تحقیقات غیر رسمی را به خصوص در شرکت ها گسترش دهد. انجمن های تخصصی با برخورداری از خودمختاری کافی ، می توانند نقشی مهم در بهبود آموزش علم ، ارتباطات علمی و جایگاه علم در فرهنگ مردم ایفا کنند.   طرحهای کوچک می تواند بین بخش های دولتی و خصوصی دانشگاهها پیوند برقرار کند. مبناء برای ترویج همکاری منطقه ای و زیرمنطقه ای وجود دارد، چون در مورد اولویت های تحقیقاتی در بیشتر جهان توافق نظر دیده می شود، اولویت هایی همچون انرژی خورشیدی ، نمک زدایی ، کشت در زمین های بایر ، آبیاری و پتروشیمی . درجایی که بر سر اولویت ها توافق نظر باشد، تامین بودجه در دراز مدت امکان پذیر است.

عوامل داخلی موثر در افول مسلمانان(در زمان حکومت امویان(

***تبدیل حکومت اسلامی به حکومت استبدادی و موروثی که حاکمان به جای اجرای احکام الاهی تابع هوا و هوس فردی خود بودند

***از بین رفتن مساوات و برابری که یکی از ارکان مهم نظام اسلامی است درحالیکه قرآن و سنت ÷پیامبر تمامی امتیازها را ملغی و ملاک را بر پرهیزگاری قرار داده بود

*** اختصاص درآمد حکومت به تجمل و خوشگذرانی حکومت بجای صرف آن در امور عمومی....

***استفاده از قوه قهریه برای نابودی مخالفان دستگیری حبس شکنجه کشتار و گاه قتل عام.....

***گرایش به تجمل در زندگی خوراک لباس خانه و...

***می گساری زن بارگی کنیزکان آوازه خوان و مدیحه سرایی به سبک و سیاق دوران جاهلیت ....

و در کنار عوامل داخلی فوق عوامل خارجی

*** کینه شدید غیر مسلمانان نسبت به مسلمانان بدلیل موفقیتهای چشمگیر آنها در جنگهای متعدد و فتح مناطق وسیعی از اروپا و...

***تهاجم فرهنگی اروپاکه در طی برنامه ای طولانی مدت تخم رخوت بی اعتقادی و بی اعتنایی را در جامعه مسلمانان پاشیدو تهی ساختن جامعه اسلامی از درون به عنوان مثال:

+++ چهره های سرشناس مسلمانان به گردشگاههای مجلل و زیبای مسیحیان می رفتند تا علاوه بر گردش به تماشا و لذت بردن از دختران مسیحی نیز بپردازند

+++ باده گساری به امری عادی در بین مسلمانان تبدیل شد و هرکه ازاین کار سرباز می زد او را کهنه پرست و متعصب خطاب می کردندو...

+++ مسجد تنها به جایگاه افراد سالخورده تبدیل شده بود و در عوض مراکز عیش و نوش مملو از جوانان بودو..

+++ رواج فساد اداری و رشوه و اختلاس و...

+++ بی توجهی نسبت به صنعتگران دهقانان و کارگران و..

وعوامل درونی دیگر

 

*** استبدادپادشاهانی که برای توجیه قدرت خود از ایدئولوژی نیز مدد می جستند و نظریه خدادادی بودن قدرت خود را مطرح کرده و سعی در انتقال حکومت از نسلی به نسل دیگربه عنوان یک خاستگاه مقدس و آسمانی داشتند و تبلیغ اینکه خدمت به شاه خدمت به خداست و فرمان پادشاه نیز فرمان خداست با هدف نهادینه سازی رعب و وحشت مافوق بشری در قلب رعایا تا اندیشه طغیان را به مخیله راه ندهند و..

*** دنیاگرایی تحجر و دور شدن از اسلام راستین و ثروت هنگفت خلفا و امراو...و ظهر جریاناتی که یکی نظریه حسبنا کتاب ا... و دیگری حسبنا احادیثنا و اخبارنا را طرح کردند و جریانی که در قالی تقدس مساله معرفت ناپذیری و دست نایافتنی بودن آموزه های قرآنی را مطرح کردند و...

و گسترش اهل تصوف در برابر اهل شرع و پیروان عقل که عقل و استدلال را برای وصول به حقیقت ناکافی می شمردندو گاه ازآن به عنوان حجاب شناخت و معرفت خداوند یاد می کردند
در حالیکه هر کجا تعقل و تفکر محکوم به ایستایی باشد طبعا"جمود و تحجر نیز تقویت خواهد شد.

منابع

1 - ازهیچ به اوج،ماهاتیرمحمد

2 -  سینوحه،میکاوالتاری،ذبیح الله منصوری

3 -  برداشتی از کتاب -فرهنگ و تمدن اسلامی دکتر علی اکبر ولایتی

/ 0 نظر / 16 بازدید